روایت همسر شهید خوشلفظ از «دقت» و «سادهزیستی» رهبر شهید انقلاب
همسر شهید علی خوشلفظ در روایت دیدارهای خانوادگی با رهبر شهید انقلاب، از تلفیق کمنظیر دقت، توجه و سادهزیستی ایشان سخن گفت.
ژاله ایمانی، همسر شهید علی خوشلفظ در روایت دیدارهای خانوادگی با رهبر شهید انقلاب، از تلفیق کمنظیر دقت، توجه و سادهزیستی ایشان سخن گفت؛ دقتی که به گفته او، از تسلط کامل بر جزئیات کتاب «وقتی مهتاب گم شد»، شناخت دقیق اعضای خانواده و خاطرات شهید خوشلفظ تا توجه به وضعیت جسمی این جانباز و درخواست آوردن صندلی هنگام نماز را شامل میشد و در کنار آن، سادگی فضای زندگی و پذیرایی رهبر شهید انقلاب، از موکتهای ساده و استکانهای معمولی تا پارچ پلاستیکی آب، تصویری متفاوت و ماندگار از سبک زندگی بیتکلف ایشان در ذهن خانواده شهید برجای گذاشت.
برخی روایتها، فراتر از گزارشهای معمولی، گواهی بر پیوندی عمیق میان «ایثار» و «ولایت» هستند؛ روایتهایی که در آنها خلوص رزمندگانی که تمام وجودشان را در راه حق گذاشتهاند، با مهر پدرانه و زهد یک رهبر گره میخورد. داستان دیدار شهید علی خوشلفظ و خانوادهاش با رهبر معظم انقلاب، یکی از همین قصههای ناب است؛ جایی که در آن سادگی مطلق، دقت حیرتآور و شکوه والایی نهفته است.
این گفتوگو، سفری است به حریم خاطراتی که در آن «صداقت در روایت» با «اشراف و ظرافت در شناخت» گره میخورد؛ جایی که زهد، زیباترین زیور مقامها بوده و توجه به کوچکترین رنجهای یک رزمنده، والاترین تجلی محبت پدرانه است.
ما در این گفتوگوی صمیمی با خانم ژاله ایمانی، همسفر شهید علی خوشلفظ، به دنبال کشف لایههایی از این پیوند عاطفی و معنوی بودیم تا بدانیم چگونه یک دیدار، میتواند با تکیه بر مهر و شناخت، به آرامش ابدی یک رزمنده بدل شود. جزئیات این دیدارها و خاطرات شنیدنی را در ادامه این گفتوگو میخوانید:
همسر شهید علی خوشلفظ و راوی سالهای دشوار مجاهدت و رنج این یادگار دفاع مقدس، به بیان خاطراتی کمتر شنیدهشده از دیدارهای شهید خوشلفظ و خانوادهاش با رهبر معظم انقلاب اسلامی پرداخت؛ دیدارهایی که به گفته او، سرشار از صمیمیت، شناخت دقیق، توجه عمیق و محبت پدرانه حضرت آقا بود.
ژاله ایمانی با اشاره به شرایط جسمی سخت شهید خوشلفظ در سالهای پایانی عمر، گفت: در دیماه سال 1395، همسرم بهدلیل عوارض شدید ناشی از جراحتهای شیمیایی و آسیبهای جانبازی، در بستر بیماری بود و با افزایش سن، آثار این جراحات بیش از گذشته خود را نشان میداد. در همان روزها تماسی از سوی دفتر رهبر معظم انقلاب با ما گرفته شد و خبر دادند که آقای خوشلفظ برای دیدار با رهبر انقلاب، دعوت شدهاند.
ایمانی با بازخوانی آن لحظه، ادامه داد: وقتی تماس گرفتند و گفتند «علی آقا دیدار با رهبر دارند»، ابتدا تصور کردم اشتباهی رخ داده است؛ همسرم خواب بودند. پس از تماس دوباره، او را بیدار کردم و گفتم ظاهراً با شما از طرف رهبری تماس گرفتهاند. خود ایشان هم باور نمیکردند و تصورشان این بود که شاید قرار است مانند دیدارهای عمومی، در جمعی بزرگ حضور پیدا کنند.
به گفته وی، پس از پیگیری مشخص شد که این دعوت کاملاً رسمی و برای روز 16 دیماه 1395 تنظیم شده است؛ شهید خوشلفظ با وجود شدت بیماری، از این خبر بهشدت منقلب و خوشحال شد.
* «وقتی مهتاب گم شد»، کتابی که راه دیدار را گشود
همسر شهید علی خوشلفظ درباره زمینه این دعوت توضیح داد: آنچه باعث شد رهبر معظم انقلاب شهید خوشلفظ را برای دیدار دعوت کنند، کتاب «وقتی مهتاب گم شد» بود؛ اثری که روایت زندگی و خاطرات این رزمنده و جانباز سرافراز دفاع مقدس را در خود جای داده است.
وی گفت: این کتاب در کتابخانه رهبر انقلاب قرار داشته و ظاهراً در میان کتابها توجه ایشان را جلب میکند. حضرت آقا که بسیار به مطالعه اهمیت میدانند و جزء کتابخوانان و سریعخوانان بودند، پس از مطالعه مقدمه، دیگر نتوانسته بودند کتاب را زمین بگذارند و تا پایان آن را خوانده بودند. همین علاقه و تأثر نسبت به کتاب و محتوای آن، سبب شد از شهید خوشلفظ و نویسنده اثر (حمید حسام) برای حضور در تهران همراه با دیگر نویسندگان همچون خانم ضرابیزاده، دعوت شود.
* آغوشی که شهید خوشلفظ هرگز فراموش نکرد
ایمانی در روایت نخستین دیدار همسرش با رهبر انقلاب عنوان کرد: شهید خوشلفظ تعریف میکرد زمانی که برای دیدار وارد شده، حضرت آقا با آغوش باز فرمودهاند «آقای خوشلفظ». همین که رهبر انقلاب، نماینده ولی فقیه او را میشناختند و با چنین محبتی به استقبالش آمده بودند، تأثیری عمیق بر روح و جانش گذاشت.
به گفته وی، شهید خوشلفظ بارها از آن لحظه چنین یاد میکرد که سرش را بر سینه رهبر انقلاب گذاشته و بیاختیار گریه کرده است. او این لحظه را یکی از نابترین و بزرگترین لحظات عمر خود میدانست.
* شهیدی که گویی پاداش مجاهدتش را در این دیدار گرفت
همسر شهید خوشلفظ با اشاره به سالهای طولانی حضور او در جبهه و از دست دادن دوستان و همرزمان بسیار، گفت: من همیشه این حس را داشتم که علیآقا باید سالها پیش در جبهه به شهادت میرسید؛ چراکه بخش عمده جوانیاش را در دفاع مقدس گذراند و بسیاری از عزیزانش را نیز در همان مسیر از دست داد، اما به گمان من، خداوند این توفیق و این دیدار خاص را برای او ذخیره کرده بود؛ گویی پاداش یک عمر مجاهدت و اخلاصش در دنیا، چنین لحظهای بود.
ایمانی در ادامه به یکی از مشهورترین فرازهای این دیدار اشاره و شرح کرد: در آن دیدار شهید خوشلفظ خطاب به رهبر انقلاب درخواست کرده بودند جملهای بگویند که دلها آرام بگیرد. در آن مقطع شرایط اجتماعی و سیاسی کشور متلاطم بود و شهید خوشلفظ واقعاً از بابت فشارها و حوادثی که برای کشور اتفاق میافتاد نگران بود. ایشان به حضرت آقا عرض کرده بود که «ما نگران شما هستیم، چیزی بفرمایید که آرام شویم». رهبر معظم انقلاب نیز در پاسخی آرامشبخش، مضموناً فرموده بودند که آرام باشید. این فراز و نشیبها و سختیها، جزئی طبیعی از مسیر هر جامعه و حکومت است و مانند مسیر صعود از ارتفاعاتی همچون توچال، سنگلاخ و دشواری در آن وجود دارد، اما این مسیر سپری میشود.
به گفته ایمانی، همین بخش از دیدار، بعدها بارها در قالب کلیپ و روایت در فضای عمومی، بازنشر شد.
همسر شهید خوشلفظ در بخش دیگری از سخنان خود، از دقت شگفتانگیز رهبر انقلاب در مطالعه کتاب سخن گفت و افزود: رهبر شهید انقلاب نهتنها کلیات کتاب را خوانده بودند، بلکه به جزئیترین نکات آن نیز اشراف داشتند. حتی درباره مقدمه کتاب نیز نظر داده و آن را پُرظرفیت دانسته و فرموده بودند همین مقدمه میتواند منشأ سرودن چند غزل باشد.
وی همچنین به سه شرطی اشاره کرد که شهید خوشلفظ برای نویسنده کتاب (حمید حسام) تعیین کرده بود و ادامه داد: نخست آنکه کار برای خدا باشد، دوم اینکه از هرگونه حاشیه، تخیل و خیالپردازی دور بماند و سوم اینکه هر خاطره و مطلبی پیش از ثبت نهایی، صحتسنجی و از دیگران نیز پرسوجو شود.
ایمانی گفت: این میزان از حساسیت در ثبت روایت، نشان میدهد که شهید خوشلفظ چقدر بر صداقت و امانت در نقل خاطرات دفاع مقدس تأکید داشت.
* نماز با صندلی؛ توجهی پدرانه به یک جانباز
وی یکی از مهمترین خاطرات نقلشده از این دیدار را مربوط به زمان اقامه نماز دانست و افزود: هنگام نماز در آن دیدار خصوصی که جمعی حدود 10 تا 12 نفر حضور داشتند، همه آماده ایستادن پشت سر حضرت آقا شدند که رهبر شهید انقلاب فرمودند برای علی آقا صندلی بیاورند.
ایمانی عنوان کرد: این درحالی بود که حتی من بهعنوان همسر ایشان شاید در آن لحظه چنین دقتی نکردم که برای نماز باید صندلی برایشان آماده شود؛ اما رهبر شهید انقلاب دقیقاً میدانستند که شهید خوشلفظ از ناحیه کمر و بدن چه آسیبهایی دیده و ایستادن یا نشستن روی زمین برایش تا چه اندازه دشوار است.
به گفته وی، همین توجه دقیق به وضعیت جسمی یک جانباز، برای خانواده بسیار معنادار و فراموشنشدنی بود.
ایمانی در ادامه از هدایای رهبر انقلاب در آن دیدار یاد کرد و گفت: در آن جلسه سه هدیه به شهید خوشلفظ داده شد؛ دو مورد که شامل انگشتر عقیق و چفیه بود را به شهید خوشلفظ اهدا کردند. افزونبر آن، زمانی که همسرم قصد خروج داشته است، رهبر انقلاب تسبیحی را که در دست داشتند، به او داده بودند تا به من برساند.
وی افزود: این هدیه برای من بسیار ارزشمند بود. مدتی جرأت نمیکردم از آن استفاده کنم؛ آن را مانند یک شیء بسیار گرانبها و عزیز نگه داشته بودم. بعدها با خودم گفتم حیف است از تسبیحی که رهبر انقلاب هدیه داده، فقط نگهداری شود؛ باید با آن ذکر گفت.
همسر شهید خوشلفظ با اشاره به اینکه در این جلسه آقای حسام نیز در دلش آرزوی داشتن انگشتر میکند، ابراز کرد: بعد از شهید خوشلفظ، رهبر شهید انقلاب انگشتری نیز به نویسنده کتاب اهدا میکنند.
به گفته ایمانی، پس از بازگشت از این دیدار، حالوهوای شهید خوشلفظ بهکلی دگرگون شده بود و تا حدود دو ماه مدام گریه میکرد و میگفت «خدایا، من که لیاقت نداشتم، چرا آقا مرا دعوت کردند؟» این دیدار حتی در روحیه و تحمل دردهایش نیز تأثیر گذاشته بود و خودِ شهید میگفتند که پس از زیارت رهبر انقلاب، احساس میکنند بخشی از دردهایشان آرام شده است.
وی در ادامه به دیدار دوم خانواده با رهبر انقلاب اشاره کرد و گفت: در همان دیدار نخست، حضرت آقا از شهید خوشلفظ پرسیده بودند که چرا خانوادهاش را نیاورده است؟ همسرم هم با همان سادگی و صفای ذاتی گفته بوده که کسی به او نگفته خانواده را بیاورد. پس از آن، برای 26 دیماه 1395 زمانی برای دیدار خانواده تعیین شد و ما به همراه مادر، خواهران و فرزندان به دیدار رهبر انقلاب رفتیم.
ایمانی افزود: ابتدا تصور میکردیم این دیدار یک برنامه عمومی خواهد بود، اما پس از نماز ما را به اتاقی دیگر هدایت کردند و رهبر شهید انقلاب بهصورت خصوصی به جمع خانواده آمدند.
* شناخت دقیق از خانواده شهید
همسر شهید خوشلفظ درباره این دیدار خصوصی گفت: در آن جلسه رهبر انقلاب چنان دقیق درباره اعضای خانواده و جزئیات زندگی شهید خوشلفظ سخن میگفتند که همه ما شگفتزده شده بودیم.
وی توضیح داد: جعفر، برادر شهید علی خوشلفظ، در سال 1366 به شهادت رسیده بودند؛ حضرت آقا در آن دیدار مادر همسرم را مادر شهیدان خوشلفظ خطاب کردند که موجب تعجب شهید خوشلفظ شد. رهبر شهید انقلاب درباره برادر دیگر خانواده نیز پرسیدند و با استناد به مطالب کتاب، اشاره کردند که او نیز در جبهه حضور داشته و در معرض آثار جنگ و شیمیایی قرار گرفته است.
ایمانی تأکید کرد: این سطح از توجه نشان میداد که رهبر انقلاب کتاب را با دقتی کمنظیر خوانده و جزئیات زندگی خانواده را به ذهن سپردهاند.
* «چه آرزوی کوچکی!»
وی در ادامه از یکی از شیرینترین لحظات دیدار دوم یاد کرد و گفت: در آن جلسه پسر کوچک من، محمدصالح، به رهبر انقلاب گفت که دیدار شما آرزوی ما بود؛ حضرت آقا با همان لحن صمیمی و شوخطبع فرمودند «چه آرزوی کوچکی!» آرزوهای بزرگتری داشته باشید.
ایمانی ابراز کرد: همین جمله کوتاه، عمق تواضع و مهربانی رهبر انقلاب را برای ما چندبرابر کرد.
وی با اشاره به نسخه کتاب «وقتی مهتاب گم شد» که رهبر انقلاب بر آن تقریظ و یادداشت نوشته بودند، گفت: حضرت آقا در آغاز دیدار اول، بر کتاب شهید خوشلفظ جملاتی نوشته بودند؛ ازجمله «سلام بر شهید زنده» و سلام بر نویسنده خوشذوق جناب حمید حسام. این یادداشت و امضای رهبر شهید انقلاب بعدها برای خانواده و اهالی فرهنگ و ادبیات دفاع مقدس، ارزش و اهمیت بسیاری یافت.
به گفته ایمانی، چند روز پس از مطالعه کتاب نیز رهبر انقلاب تقریظ خود را بر این اثر نوشتند و بعدها در مراسمی که برای رونمایی از تقریظ برگزار شد، این کتاب در کنار چند اثر شاخص دیگر از نویسندگان همدانی (گلستان یازدهم، دختر شینا و آب هرگز نمیمیرد)، مورد توجه قرار گرفت؛ رخدادی مهم که برای جامعه فرهنگی استان همدان افتخارآفرین بود.
* سومین دیدار در سالروز آزادسازی خرمشهر
وی در بخش دیگری از گفتوگو به سومین دیدار خانواده با رهبر انقلاب اشاره کرد و گفت: این دیدار در سوم خردادماه و در مراسم سالروز آزادسازی خرمشهر، در حسینیه امام خمینی (ره) انجام شد. در آن برنامه جمعیت زیادی حضور داشتند و ما نیز در میان مدعوین بودیم. برای شهید خوشلفظ این سومینباری بود که به دیدار رهبر انقلاب میرسید و برای من و فرزندان، دومین دیدار محسوب میشد؛ چراکه ما در گذشته نیز در استادیوم قدس همدان و سالن ابن سینا در جریان سفر رهبر شهید انقلاب به همدان، با ایشان دیدار داشتیم.
همسر شهید خوشلفظ ادامه داد: رهبر شهید انقلاب در دیداری که با همسرم داشتند او را خوشمعنا، خوشزخم، خوشرفیق و القاب اینچنین، صدا کردند.
* ویژگی برجسته رهبر انقلاب از نگاه همسر شهید خوشلفظ
ایمانی در پاسخ به این پرسش که برجستهترین ویژگی رهبر شهید انقلاب در این دیدارها چه بود، گفت: مهمترین نکته برای من، دقت، حافظه، کتابخوانی عمیق و توجه رهبر شهید انقلاب به جزئیات بود. اینکه رهبر یک کشور با آن حجم از مسئولیت و مشغله، کتابی را با چنین دقتی بخواند و نکات ریز آن را با یکبار مطالعه به خاطر بسپارد، برای ما بسیار مهم و حیرتانگیز بود.
وی ادامه داد: این دقت فقط در مطالعه کتاب نبود؛ در رفتار ایشان با خانواده شهید، با مادر شهید، با فرزندان و حتی در توجه به وضعیت جسمی یک جانباز نیز بهروشنی دیده میشد.
ایمانی با اشاره به اینکه رهبر شهید انقلاب به شیطنتهای دوران کودکی همسرم که بیشتر متوجه مادرش بود در دیدار خانوادگی ما اشاره کردند، اظهار کرد: این دقت نظر، قابل توجه بود که کمتر کسی اینگونه است.
* شهید خوشلفظ؛ روایتی از ایمان، شجاعت و مجاهدت
همسر شهید خوشلفظ در بخش دیگری از سخنان خود به ویژگیهای شخصیتی این شهید دوران دفاع مقدس پرداخت و گفت: شهید خوشلفظ و همرزمانش، نماد نسلی بودند که با ایمان، شجاعت، اخلاص و خودسازی به میدان رفتند.
به گفته وی، در جبهه تنها جسارت نظامی کافی نبوده، رزمنده باید هم اهل ایمان میبوده و هم اهل عبور از نفس.
ایمانی با اشاره به یکی از مضامین کلیدی کتاب، یادآور شد: پیام اصلی این مسیر، همان عبور از «خاردارهای نفس» است؛ اینکه انسان تا از خود نگذرد، از میدانهای بزرگ نیز عبور نخواهد کرد.
همسر شهید خوشلفظ ادامه داد: رهبر شهید انقلاب نیز بارها جمله مذکور را بیان کردهاند که این هم نشان از دقت رهبر شهید انقلاب است.
* سادهزیستی رزمندگان و حقیقتی که باید روایت شود
ایمانی با تأکید بر سادگی و صداقت نسل رزمندگان و فرماندهان دفاع مقدس، گفت: ما از نزدیک زندگی و منش بسیاری از این بزرگان را دیدهایم و میدانیم که سادگی، اخلاص و پاکی، ویژگی واقعی آنها بود.
وی خاطرنشان کرد: آنچه در سالهای دفاع مقدس و پس از آن از این انسانها دیدهایم، چیزی جز فداکاری، ایمان، سادهزیستی و پایبندی به آرمانها نبوده است.
همسرشهید خوشلفظ در ادامه با بیان اینکه در دنیا کشوری مانند ایران وجود ندارد که کشور دیگری در تصمیمگیریهای آن دخیل نباشد، تصریح کرد: همواره رهبر شهید انقلاب تأکید داشتند که هیچچیز بالاتر از ایمان ملت نیست.
* شهادت یک شاهد عینی بر سادگی رهبری
ایمانی در بخش دیگری از گفتوگوی خود به تجربه روزی پرداخت که میهمان رهبر شهید انقلاب بوده است و با تأکیدی آمیخته به تأثر، به تفاوت میان واقعیت زندگی رهبر انقلاب و آنچه در برخی رسانههای معاند یا محافل خاص منتشر میشود، اشاره کرد و گفت: بسیاری از این حرفها دروغ است. من خودم آن سادگی را با چشمانم دیدم و لمس کردم. برای من که از خانوادهای بودم که سادگی را در زندگی بزرگان دیگری چون بانو دباغ دیده بود، دیدن این سبک زندگی در بالاترین مقام کشور، زیبا بود.
وی با اشاره به اینکه هنوز گلیمهای ساده دفتر رهبر شهید را به خاطر دارم، افزود: سطح منزل رهبر شهید ما موکت ساده بود و از ما با برنج و خورشت کرفس، سالاد و آبی که در پارچ ساده پلاستیکی وجود داشت، پذیرایی شد که این سادگی برای من بسیار لذتبخش بود.
همسر شهید خوشلفظ ادامه داد: برای صرف چای از استکان و نلبکیهایی که با نام شصتی معروف بود، پذیرایی شد.
ایمانی خاطرنشان کرد: آن کتابخانه و صندلیهایی که در دفتر کار ایشان وجود داشت، سالهای سال مورد استفاده قرار گرفته بود و خبری از تجمل، ظروف گرانبها و انواع غذاها در این دیدار نبود.
وی در پایانی سخنان خود با لحنی که نشان از دردمندی او از قضاوتهای نادرست داشت، افزود: اینکه به مسئولان و مقام اول کشور تهمت متمول بودن زده میشود، برای من بسیار دردناک است. امکان دارد در سطح جامعه استثناهایی هم وجود داشته باشد، اما وقتی صحبت از بدنه اصلی و مقام رهبری است، حقیقت چیزی جز این سادهزیستی خالصانه نیست. من با دیدن همان پارچ پلاستیکی آب، همان استکانها و صندلیهای قدیمی، سادگی را در بیت رهبر شهیدمان دیدم.