آزادی؛ از حقِ انتخاب تا مسئولیتِ ساختن
آزادی، یکی از بنیادیترین واژههای سیاست در جهان معاصر است؛ اما شاید کمتر مفهومی به اندازه آن، همزمان محل دفاع، سوء برداشت و منازعه بوده باشد. برخی آزادی را رهایی از هر قید میدانند و برخی آن را تا حد اطاعت و انضباط فرو میکاهند. در منظومه فکری رهبر شهید آزادی نه به معنای بیقیدی بوده و نه مفهومی حاشیهای، بلکه شرط رشد انسان و جامعه و یکی از پایههای حکمرانی مردمی است.
رهبر شهید طی دیدار با دانشجویان در هفتم خردادماه سال 1397 تصریح کردند: «رشد جامعه و پیشرفت جامعه، حتماً به آزادیها احتیاج دارد» و هشدار داد که اگر آزادی فکر، بیان و اندیشه وجود نداشته باشد، رشد جامعه متوقف خواهد شد. در همان سخنان آزادی را نیازمند قانون و چارچوب دانستند، زیرا آزادی بیچارچوب میتواند به تعدی و ولنگاری بینجامد. این دو گزاره در کنار یکدیگر منطق اصلی نگاه ایشان را آشکار میکنند، آزادی برای رشد ضروری بوده، اما دوام و ثمربخشی آن به قانون، اخلاق و مسئولیت وابسته است.
بر این مبنا آزادی را نمیتوان فقط به «حق انتخاب» تقلیل داد. حق انتخاب، نقطه آغاز آزادی سیاسی است و نه پایان آن. انسان آزاد حق دارد بیندیشد، نقد کند، رأی بدهد و در سرنوشت سیاسی و اجتماعی خویش مشارکت داشته باشد، اما همین حق او را در برابر پیامدهای انتخاب و آینده جامعه نیز مسئول میکند. آزادی در این معنا مجوز کنارهگیری از مسئولیت عمومی نیست، دعوتی است برای حضور آگاهانه در ساخت جامعه.
این نسبت میان حق و مسئولیت، در نگاه رهبر شهید به انتخابات، بهروشنی دیده میشود. ایشان در مراسم سالگرد رحلت امام خمینی در چهاردهم خردادماه سال 1380، حضور مردم در انتخابات را هم حق آنان و هم تکلیفی بر دوششان خواندند و تأکید کردند: «در نظام اسلامی، مردم تعیینکنندهاند.» این تعبیر نشان میدهد که آزادی سیاسی، صرفاً حقی برای انتخاب مسئولان نیست، بلکه نوعی مسئولیت نسبت به مسیر کشور، کیفیت حکمرانی و سرنوشت جمعی نیز هست.
در همین چارچوب، رأی مردم تنها یک عدد در صندوق نیست؛ نشانه کرامت، اراده و حق سیاسی شهروندان است. رهبر شهید در دهم اردیبهشتماه سال 1396 تصریح کردند: «رأی مردم حقالناس است.» این عبارت، پاسداری از رأی و سلامت انتخاب را از سطح یک الزام اداری، به سطح یک مسئولیت شرعی و اخلاقی ارتقا میدهد. هنگامی که رأی حقالناس باشد، هم حاکمیت موظف به صیانت از آن است و هم مردم موظفاند این حق را آگاهانه، مسئولانه و دور از هیجانهای زودگذر، اعمال کنند.
اما آزادی سیاسی فقط در انتخابات خلاصه نمیشود. آزادی فکر، بیان، نقد و گفتوگو نیز بخشی از حیات سیاسی جامعه است. رهبر شهید در خطبههای نماز جمعه هشتم مردادماه سال 1378 گفتند «فلسفه این انقلاب، آزادی است؛ آزادی بیان و آزادی فکر.» درعینحال، ایشان میان آزادی بیان و تبدیل رسانه یا تریبون به مجرای خواست و تحلیل دشمن، تمایز میگذاشت. از این منظر آزادی بیان به معنای تعطیل کردن عقل، مسئولیت ملی یا قدرت تشخیص نیست؛ بلکه بستری است تا حقیقت در فضای گفتوگو، نقد و تضارب آرا، آشکار شود.
همین نگاه را میتوان در تأکید رهبر بر کرسیهای آزاداندیشی مشاهده کرد. ایشان از دانشجویان خواست محیطهایی پدید آورند که افراد در آنها سخن بگویند، یکدیگر را نقد کنند و به مجادله علمی بپردازند؛ زیرا به تعبیر رهبر، «حق، آنجا خودش را نمایان خواهد کرد». این نگاه، نقد را تهدید نمیبیند؛ بلکه نقد منظم، اخلاقی و استدلالی را راهی برای روشن شدن حقیقت میداند.
بنابراین، یکی از خطاهای رایج آن است که هر محدودیتی را دشمن آزادی و هر سخنی را مصداق آزادی بیان بدانیم. رهبر شهید در پیام مربوط به آزاداندیشی، آزادی بیان را مقید به «منطق و اخلاق و حقوق معنوی و مادی دیگران» دانست. این سه قید، برای محدود کردن حقیقت نیست؛ برای جلوگیری از تبدیل آزادی به ابزار تهمت، تحقیر، دروغ، نفرتپراکنی و تضییع حقوق مردم است.
آزادی بدون فرهنگ آزادی، بهسادگی علیه خود به کار گرفته میشود؛ رهبر شهید در نهم اسفندماه سال 1379 هشدار دادند کسانی که نام آزادی را میآورند اما به فرهنگ آن پایبند نیستند، به آزادی ضربه میزنند. فرهنگ آزادی یعنی تحمل نقد، شنیدن نظر مخالف، پایبندی به انصاف، رعایت قانون و ترجیح گفتوگو بر تخریب. آزادی در جامعهای که اختلاف نظر فوراً به دشمنی، برچسبزنی یا حذف دیگری تبدیل شود، بهتدریج از محتوا تهی خواهد شد.
از سوی دیگر، آزادی سیاسی با استقلال ملی پیوندی ناگسستنی دارد. ملتی که حق انتخاب ظاهری دارد اما اراده سیاسی، اقتصادی یا فرهنگیاش زیر فشار قدرتهای بیرونی شکل میگیرد، آزادی کاملی ندارد. در منظومه رهبر شهید، استقلال به معنای آزادی ملت و حکومت از تحمیل قدرتهای سلطهگر و آزادی اجتماعی به معنای حق اندیشیدن، تصمیمگیری و عمل کردن مردم است. این دو، مکمل یکدیگرند: استقلال، آزادی یک ملت است و آزادی سیاسی، امکان حضور و اثرگذاری اعضای آن ملت.
از همینجا میتوان به مسئله اصلی امروز رسید. آزادی فقط حقی نیست که مردم از حاکمیت مطالبه کنند، امانتی است که مردم و مسئولان باید مشترکاً از آن پاسداری کنند. مسئولان باید آزادی قانونی، امکان نقد، سلامت انتخابات، دسترسی به اطلاعات و فضای گفتوگوی عمومی را تضمین و مردم نیز باید آزادی را با مسئولیت، آگاهی، انصاف و رعایت حقوق دیگران، همراه کنند.
اگر خبرنگار بدون سند اتهام بزند، اگر فعال سیاسی نقد را به تخریب تبدیل کند، اگر مسئول صدای مخالف را تحمل نکند، اگر شهروند شایعه را بدون تحقیق منتشر کند و اگر حزب سیاسی منفعت جناحی را بر منفعت ملی مقدم بدارد، آزادی از هر دو سو آسیب خواهد دید. آزادی پایدار، محصول قانون خوب و شهروند مسئول است؛ یکی بدون دیگری، کافی نیست.
در اندیشه رهبر شهید، مردم صرفاً مصرفکنندگان آزادی نیستند؛ سازندگان و حافظان آناند. انتخابات، نقد، مطالبهگری، گفتوگو، فعالیت سیاسی و حضور اجتماعی زمانی به رشد کشور منتهی میشوند که از منطق «من چه میخواهم؟» به پرسش «من برای ساختن جامعه چه مسئولیتی دارم؟» ارتقا یابند.
آزادی از حق انتخاب آغاز میشود؛ اما در همان نقطه متوقف نمیماند. ارزش حقیقی آزادی زمانی آشکار میشود که انسان بتواند با انتخاب آگاهانه، سخن مسئولانه، نقد منصفانه و مشارکت فعال، در ساختن جامعهای عادلانهتر، مستقلتر و پیشرفتهتر، سهم بگیرد.
این شاید مهمترین میراث رهبر شهید در باب آزادی سیاسی باشد: آزادی نه امتیازی برای رهایی از جامعه، بلکه ظرفیتی برای ساختن آن است. حقی که با مسئولیت زنده میماند و ملتی که این پیوند را بفهمد، آزادی را نه میدان نزاع، بلکه سرمایهای برای آینده خود خواهد دید.