جهش تحصیلی؛ تهدیدی برای سلامت روان کودکان
سپهرغرب، گروه خانواده- صبا اسدی؛ یک روانشناس و استاد دانشگاه گفت: زمانی که کودک بدون داشتن آمادگی لازم وارد فرآیند جهش تحصیلی میشود، در صورت شکست در آزمونها، دچار اضطراب و کاهش عزتنفس شده و سلامت روانش آسیب میبیند. بروز مشکلاتی مانند تیکهای عصبی، شبادراری، ناخنجویدن و سایر اختلالات هیجانی از پیامدهای احتمالی این فشارهاست؛ آسیبهایی که حتی ممکن است تا دوران بزرگسالی و میانسالی نیز ادامه یابد.
شناسایی بهموقع کودکان تیزهوش و ارائه خدمات تخصصی و متناسب با توانمندیهای آنان، یکی از مهمترین چالشهای نظام آموزشی بهشمار میرود. کارشناسان معتقدند تشخیصهای غیراستاندارد و اصرار برخی والدین بر جهش تحصیلی، بدون توجه به آمادگی شناختی، عاطفی، اجتماعی و جسمانی کودک، میتواند پیامدهایی همچون اضطراب، کاهش عزتنفس و آسیبهای جدی روانی به همراه داشته باشد. حتی کودکانی که از بهره هوشی بالایی برخوردارند، در صورت نداشتن رشد همهجانبه، ممکن است از اجرای نادرست این فرآیند متضرر شوند.
در سالهای اخیر، نوعی فرهنگ نادرست در بخشی از جامعه شکل گرفته که بر اساس آن، تیزهوش بودن یا برخورداری از جهش تحصیلی بهعنوان نشانهای از برتری و نوعی امتیاز اجتماعی تلقی میشود. این نگاه سبب شده برخی خانوادهها، بدون ارزیابیهای تخصصی و صرفاً با هدف کسب پرستیژ یا تحقق انتظارات شخصی، فرزندان خود را در مسیر جهش تحصیلی قرار دهند؛ در حالی که متخصصان بر این باورند تصمیمگیری در این زمینه باید بر پایه ارزیابیهای علمی و همهجانبه انجام شود، نه انگیزههای اجتماعی یا مقایسه با دیگران.
با توجه به اهمیت این موضوع و افزایش نگرانیها درباره پیامدهای جهش تحصیلی، با مشاور، روانشناس و استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان، به گفتوگو پرداختهایم تا ابعاد مختلف این مسئله، آسیبهای ناشی از تشخیصهای نادرست، چالشهای موجود در نظام شناسایی کودکان تیزهوش و راهکارهای جایگزین مورد بررسی قرار گیرد.
در ادامه متن این گفتگو تقدیم شما خواهد شد.
دکتر احمد قرهخانی با تأکید بر ضرورت شناسایی بهموقع کودکان تیزهوش، اظهار کرد: شناسایی بههنگام و ارائه خدمات مناسب به این گروه، از دغدغههای اصلی جوامع امروزی است.
وی خاطرنشان کرد: خدمات توانبخشی و حمایتی تنها محدود به کودکان با ناتوانیهای ذهنی یا گروههای استثنایی نیست؛ بلکه کودکان تیزهوش نیز در زمره کودکان با نیازهای ویژه قرار دارند و نیازمند تشخیص و حمایت تخصصی هستند.
وی افزود: شناسایی این کودکان حتی پیش از پنجسالگی و از طریق مشاهده پیشرفت رشدی سریعتر نسبت به همسالان امکانپذیر است؛ برای نمونه، اگر بیشتر کودکان نخستین کلمات خود را در 9 تا 12 ماهگی بیان میکنند، یک کودک تیزهوش ممکن است این توانایی را از 6 ماهگی نشان دهد. از این رو، مسئولیت شناسایی این کودکان بر عهده والدین، مربیان و تمامی کسانی است که با کودک در تعامل هستند.
این استاد دانشگاه با اشاره به روشهای مختلف حمایت از این گروه، از غنیسازی محتوای آموزشی، کلاسهای مرجع، مدارس ویژه و جهش تحصیلی نام برد، اما هشدار داد: متأسفانه در سالهای اخیر، بهویژه در کشور ما، تمرکز بیش از حد بر «جهش تحصیلی» باعث شده که سایر راهبردهای علمی و آموزشی مورد بیتوجهی قرار گیرند.
قرهخانی با بیان اینکه معمولاً کودکان دارای بهره هوشی بالاتر از 120 در گروه تیزهوشان قرار میگیرند و افراد با بهره هوشی 160 و بالاتر در زمره نوابغ طبقهبندی میشوند، تصریح کرد: تیزهوشی نیز دارای سطوح و طبقات مختلف است و نباید همه کودکان را با یک معیار واحد ارزیابی کرد. به طور کلی، این طبقهبندی شامل کودکان باهوش، تیزهوش، استعدادهای استثنایی و نوابغ میشود و هر گروه نیازمند مداخلات آموزشی و روانشناختی متناسب با ویژگیهای خود است.
وی با انتقاد از تشخیصهای غیرعلمی و غیراستاندارد گفت: متأسفانه بسیاری از والدین برای کسب رضایت اطرافیان یا تحقق آرزوهایی که خود در گذشته به آن نرسیدهاند، فرزندانشان را بدون ارزیابی تخصصی در مسیر جهش تحصیلی قرار میدهند. در بسیاری از موارد، این کودکان حتی از نظر بهره هوشی در گروه تیزهوشان قرار نمیگیرند و همین تشخیصهای نادرست، زمینهساز آسیبهای جدی روانی و عاطفی میشود.
وی در ادامه هشدار داد: زمانی که کودک بدون داشتن آمادگی لازم وارد فرآیند جهش تحصیلی میشود، در صورت شکست در آزمونها، دچار اضطراب و کاهش عزتنفس شده و سلامت روانش آسیب میبیند. بروز مشکلاتی مانند تیکهای عصبی، شبادراری، ناخنجویدن و سایر اختلالات هیجانی از پیامدهای احتمالی این فشارهاست؛ آسیبهایی که حتی ممکن است تا دوران بزرگسالی و میانسالی نیز ادامه یابد.
این روانشناس همچنین با انتقاد از عملکرد برخی مدارس و مؤسسات آموزشی اظهار کرد: برخی از این مراکز با تشخیصهای غیرعلمی، کودکان را زودتر از موعد در معرض برنامههای سنگین درسی، تکالیف فشرده، توقعات بیش از حد و برچسبهای نادرست قرار میدهند؛ موضوعی که در سالهای اخیر به یکی از معضلات جدی نظام آموزشی تبدیل شده است.
قرهخانی تأکید کرد: هنوز فرهنگسازی کافی برای والدین، معلمان، مدیران مدارس و مربیان انجام نشده و بسیاری از آنان نمیدانند که جهش تحصیلی برای کودکان تیزهوش، یک الزام نیست. حتی برخی مدارس و مؤسسات نیز با نگاه اقتصادی به این موضوع مینگرند و بدون توجه به آمادگی واقعی دانشآموز، فقط بر ارائه خدمات آموزشی و افزایش بار درسی تمرکز میکنند.
وی خاطرنشان کرد: حتی اگر کودکی بهره هوشی بالای 120 داشته باشد، اما از نظر رشد عاطفی، اجتماعی و جسمانی به بلوغ لازم نرسیده باشد، جهش تحصیلی میتواند یکی از مضرترین برنامههای آموزشی برای او باشد.
وی در توضیح این موضوع افزود: کاهش تعداد فرزندان، افزایش تکفرزندی و وابستگی بیشتر کودکان به والدین، باعث شده است بسیاری از آنان از نظر عاطفی و حتی مهارتهای حرکتی، وابستگی بیشتری داشته باشند. در چنین شرایطی، اگر کودک یک پایه تحصیلی را جهش کند و در کنار دانشآموزانی با سن بالاتر قرار گیرد، ممکن است از نظر اجتماعی و عاطفی با چالشهای جدی روبهرو شود.
این استاد دانشگاه تأکید کرد: هدف از جهش تحصیلی باید کمک به رشد شخصیت، رشد تحصیلی، رشد عاطفی و رشد اجتماعی کودک باشد، نه اینکه صرفاً به پیشرفت آموزشی توجه شود و سایر ابعاد وجودی او نادیده گرفته شود. نباید شادکامی کودکان قربانی خواستههای افراطی والدین، معلمان یا مدارس شود.
قرهخانی با اشاره به تغییرات سالهای اخیر در فرآیند جهش تحصیلی گفت: در گذشته ملاک اصلی، آزمونهای تحصیلی بود، اما در سالهای اخیر آزمونهای هوش و شناختی نیز از سوی سازمان آموزشوپرورش استثنایی به شرایط جهش تحصیلی اضافه شده است. همین موضوع نشان داده که بسیاری از کودکانی که بهعنوان تیزهوش معرفی میشوند، در غربالگریهای تخصصی امتیاز لازم را کسب نمیکنند.
وی با تأکید بر ضرورت اصلاح فرآیند شناسایی استعدادها اظهار کرد: اگر جهش تحصیلی موجب آسیب عاطفی و روانی به کودک شود، اساساً برنامه مناسبی برای او نخواهد بود. متأسفانه بهدلیل نبود فرهنگسازی مناسب، آگاهی والدین، معلمان و مدیران مدارس درباره ویژگیهای کودکان باهوش، تیزهوش و نابغه کافی نیست و همین مسئله موجب افزایش تشخیصهای غیرعلمی شده است.
وی افزود: والدین باید از تلاش برای تحقق رؤیاهای شخصی خود از طریق فرزندانشان پرهیز کنند. کودکان بیش از هر چیز به بازی، رشد شناختی، رشد عاطفی، یادگیری مهارتهای کاربردی و کسب استقلال نیاز دارند، اما تمرکز بیش از حد بر جهش تحصیلی و آموزشهای صرفاً درسی، موجب خستگی ذهنی و روانی آنان میشود و در آینده حتی میتواند علاقه آنان به مطالعه و فعالیتهای علمی را کاهش دهد.
این روانشناس همچنین با انتقاد از اتکای صرف به آزمونهای استعدادیابی گفت: متأسفانه در برخی موارد، آزمونهای استعدادیابی به یک منبع درآمد تبدیل شدهاند، در حالی که شناسایی کودکان تیزهوش باید از دوره کودکستان آغاز شود و مربیان مهدکودک و پیشدبستانی آموزشهای لازم را دریافت کنند تا کودک در طول سال بهصورت مستمر رصد، ارزیابی و پایش شود.
قرهخانی تصریح کرد: نمیتوان تنها بر اساس یک آزمون درباره آینده یک کودک تصمیم گرفت، زیرا ممکن است در همان روز بهدلیل بیماری، کمخوابی، استرس، سردرد، سرماخوردگی یا حتی شرایط محیطی، عملکرد واقعی او منعکس نشود.
وی در بخش دیگری از سخنانش به تفاوتهای جنسیتی در آسیبپذیری روانی اشاره کرد و گفت: پسران در برابر اضطراب و استرس، بهویژه در شرایطی مانند جهش تحصیلی، آسیبپذیرتر از دختران هستند.
وی ادامه داد: اگرچه اضطراب در دختران شایعتر است، اما آنها معمولاً قدرت سازگاری و تعادل بهتری دارند. همچنین دختران در بسیاری از شاخصهای ذهنی، عملکرد موفقی دارند و در برخی زمینهها، کمتر از پسران دچار آسیبهای عاطفی میشوند. در مقابل، بروز اضطراب در پسران میتواند هشداری برای مشکلات جدیتر و پیامدهای روانشناختی عمیقتر باشد.
این روانشناس در پایان توصیه کرد: والدین باید شناخت خود را نسبت به ویژگیهای فرزندشان افزایش دهند و تا زمانی که کودک به رشد همهجانبه (عاطفی، اجتماعی، جسمانی و ذهنی) نرسیده، جهش تحصیلی – حتی برای کودکان با هوش بالا – توصیه نمیشود. همچنین خانوادهها باید از وارد کردن فشار تحصیلی بیش از حد و نگاه تکبعدی به فرزندان خود پرهیز کنند تا زمینه رشد متوازن و سلامت روان آنها فراهم شود.