همدان در بند روزمرگی
خبرهایی که این روزها از پروژههای شهری تبریز منتشر میشود صرفاً فهرستی از چند پل، سالن ورزشی یا بوستان تازه نیست تصویری از شهری است که دستکم در سطح برنامهریزی و اجرا، برای مسائل امروز و فردای خود «پروژه» تعریف کرده است از خط دوم قطار شهری و آغاز خط چهار به شکل تراموا گرفته تا تقاطعهای غیرهمسطح، مسیرگشاییهای جدید، باغهای میوه، خانههای مادر و کودک، سالنهای ورزشی، پروژههای مسکن و بازآفرینی میدان ساعت، مجموعهای از طرحها همزمان در مراحل مطالعه، اجرا، تکمیل و بهرهبرداری قرار گرفتهاند.
بر اساس گزارش منتشرشده از اظهارات شهردار تبریز، در دوره فعلی مدیریت شهری این شهر 14 تقاطع غیرهمسطح وارد مرحله اجرا شده که 11 مورد آن به بهرهبرداری رسیده است 57 مسیرگشایی آغاز شده و 30 مسیر به بهرهبرداری رسیدهاند. در کنار آن، 11 باغمیوه، چند خانه مادر و کودک و 25 سالن ورزشی نیز در نقاط مختلف شهر تعریف شدهاند. البته همه این پروژهها هنوز افتتاح نشدهاند و بخشی از آنها وعدههای پایان سال یا برنامههای در حال اجرا هستند بنابراین عملکرد تبریز نیز باید بر اساس نتیجه نهایی هزینه واقعی و زمان تحویل ارزیابی شود. بااینحال، حتی با لحاظ این احتیاط، یک واقعیت قابل مشاهده است تبریز صاحب یک سبد متنوع و پیوسته از پروژههای شهری شده است.
مقایسه این وضعیت با همدان، طبعاً باید منصفانه باشد. تبریز کلانشهری پرجمعیتتر، برخوردار از صنایع بزرگ، بازار اقتصادی گستردهتر، شبکه تجاری نیرومندتر و پایههای درآمدی وسیعتر است. بودجه سال 1405 شهرداری تبریز و مجموعههای وابسته در لایحه ارائهشده به شورا 55 هزار میلیارد تومان اعلام شده است که رقم خالص آن پس از حذف گردشهای مالی و کمکهای درونسازمانی حدود 45 هزار و 220 میلیارد تومان برآورد میشود. بودجه مصوب شهرداری همدان در همین سال 8767 میلیارد تومان است. بنابراین حتی با مبنا قرار دادن رقم خالص، بودجه تبریز بیش از پنج برابر بودجه شهرداری همدان است.
این تفاوت را نمیتوان نادیده گرفت و از همدان انتظار داشت به اندازه تبریز مترو، تراموا، بزرگراه و تقاطع غیرهمسطح احداث کند اما همینجا نباید بحث را پایانیافته دانست پرسش اصلی این نیست که چرا همدان به اندازه تبریز پول ندارد پرسش این است که مدیریت شهری همدان با منابع، داراییها، ظرفیتهای تاریخی و سرمایه اجتماعی موجود چه کرده است؟
پول کمتر، مسئولیت کمتر نمیآورد
کمبود منابع میتواند اندازه پروژهها را کوچکتر کند، اما نباید چشمانداز را کوچک کند. یک شهر کمدرآمد نیز میتواند اولویتهای خود را بشناسد، مسائل را به پروژه تبدیل کند، منابع پراکنده را تجمیع کند بستههای سرمایهگذاری قابل دفاع بسازد و برای جذب منابع ملی و خصوصی ائتلاف ایجاد کند.
بودجه 1405 شهرداری همدان بر روی کاغذ بودجهای توسعهمحور معرفی شده است 4991 میلیارد تومان، معادل 57 درصد بودجه، برای مأموریتهای عمرانی پیشبینی شده است اما بررسی سمت منابع، تصویری محتاطکنندهتر ارائه میکند. از مجموع منابع، 2715 میلیارد تومان قرار است از محل واگذاری داراییهای سرمایهای، از جمله فروش و تفکیک، تأمین شود. همچنین در لایحه اولیه هزار میلیارد تومان وام و تنها 400 میلیارد تومان درآمد سرمایهگذاری پیشبینی شده بود که بخشی از آن به دلیل تردید درباره امکان تحقق، از سوی شورا پذیرفته نشد و با انتشار اوراق جایگزین شد.
این ساختار مالی یک پیام روشن دارد مشکل همدان فقط پایینبودن رقم بودجه نیست مسئله محدودبودن منابع پایدار و ضعف درآمدزایی از سرمایهگذاری واقعی است. شهری که بخش قابل توجهی از منابع خود را از فروش و تفکیک داراییها، صدور مجوز، عوارض و درآمدهای ساختمانی تأمین کند در معرض این خطر قرار میگیرد که برای گذران امروز، دارایی فردای خود را مصرف کند.
این نگرانی پیشتر در خود شورای شهر همدان نیز مطرح شده است. رئیس کمیسیون سرمایهگذاری، مالی و گردشگری شورا در بهمن 1403 صراحتاً از ضعف بدنه شهرداری در حوزه سرمایهگذاری، نامشخصبودن پیوست سرمایهگذاری بودجه و اتکای بیش از اندازه به تعرفهها و درآمدهای ساختمانی انتقاد کرده بود. هنگامی که چنین نقدی از درون ساختار مدیریت شهری بیان میشود دیگر نمیتوان ضعف جذب سرمایه را صرفاً به رکود اقتصادی،جنگ یا فقدان صنایع بزرگ نسبت داد.
تکمیل گذشته، جایگزین ساخت آینده نیست
شورای ششم همدان از ابتدای فعالیت خود اعلام کرد که اولویت را بر تکمیل پروژههای نیمهتمام گذاشته و به همین دلیل از تعریف پروژههای بزرگ جدید پرهیز کرده است. این تصمیم در آغاز میتوانست منطقی باشد شهری که با پروژههای سالها معطلمانده، هزینههای تصاعدی و تعهدات انباشته روبهروست نمیتواند هر دوره چند کلنگ تازه بزند و میراثی از طرحهای ناتمام برای مدیران بعدی برجای بگذارد اما یک سیاست موقت، هنگامی که به تمام هویت یک دوره مدیریت شهری تبدیل شود، خود به عامل عقبماندگی بدل خواهد شد. مدیریت شهری نمیتواند چند سال را صرفاً با تکمیل پلها، پارکینگها و طرحهایی سپری کند که از دورههای پیشین به ارث رسیدهاند بیآنکه همزمان پروژههای نسل بعد را تعریف کند.
تکمیل پروژههای نیمهتمام، وظیفه است اما چشمانداز نیست. شهر به همان اندازه که باید پرونده گذشته را ببندد باید برای ده سال آینده نیز پروژه آماده داشته باشد. اگر تمام توان مدیریت شهری صرف پرداخت بدهیهای گذشته و نگهداری وضع موجود شود پس از پایان نیمهتمامها، شهر با خلأ پروژه، سرمایه و افق مواجه خواهد شد.
تفاوت مهم تبریز و همدان را باید در همین نقطه جستوجو کرد. تبریز فقط چند پروژه در حال افتتاح ندارد یک «خط تولید پروژه» ایجاد کرده است. برخی طرحها در مرحله مطالعهاند، برخی قرارداد دارند، برخی در حال اجرا هستند و برخی به بهرهبرداری میرسند. در بودجه اعلامی 1405 این شهر نیز توسعه شریانها، زیرساختها و ناوگان حملونقل عمومی بهعنوان اولویت اصلی معرفی شده و 60 درصد لایحه بودجه به این حوزهها اختصاص یافته است.
در همدان اما پروژههای شاخص سالهای اخیر، با وجود مفید و ضروریبودن، هنوز به یک منظومه منسجم توسعه شهری تبدیل نشدهاند. افتتاح پارکینگ، احداث سالن ورزشی، بازگشایی یک معبر، ساماندهی بخشی از رودخانه یا تعریض یک بلوار میتواند بخشی از مشکلات محلی را کاهش دهد اما این اقدامات هنوز پاسخ نمیدهند که همدان در افق دهساله قرار است چه نوع شهری باشد.
آیا همدان میخواهد قطب گردشگری تاریخی و فرهنگی غرب کشور باشد؟ آیا قرار است به شهر رویدادها، سلامت، صنایع خلاق یا خدمات دانشبنیان تبدیل شود؟ آیا برای اتصال بافت تاریخی، آرامگاهها، بازار، فرودگاه، راهآهن و محورهای گردشگری برنامهای یکپارچه وجود دارد؟ آیا برای نجات مرکز تاریخی شهر، کاهش ترافیک، نوسازی ناوگان، ساماندهی ورودیها و بازآفرینی محلات فرسوده، بستههای مشخص و زمانبندیشدهای تعریف شده است؟ یا آن معدود اسنادی هم که آماده شده در پیچ و خم کمیسیونها و جلسات کان لمیکن ماندهاند؟ وقتی این پرسشها پاسخ روشنی ندارند، شهر نه بر اساس یک نقشه بلندمدت، بلکه بر مبنای نیازهای فوری، فشارهای روزانه و فرصتهای مقطعی اداره میشود.
حرکت افتان و خیزان مدیریت شهری همدان در چند سال اخیر را میتوان از وضعیت شهر رصد نمود به نحویکه بسیاری از مسائل سالهاست تکرار میشوند ورودیهای نامناسب شهر، فرسودگی ناوگان، گره ترافیکی مرکز، آشفتگی بافت تاریخی، کمبود پارکینگ، روانآبها و رودخانهها، مدیریت نخاله، رکود گردشگری و ضعف زیرساختهای محلهای. مشکل اصلی این نیست که مدیران از وجود این مسائل بیخبرند مشکل آن است که بسیاری از این موضوعات هنوز به پروژههایی دارای منابع، جدول زمانبندی و شاخص نتیجه تبدیل نشدهاند.
جذب سرمایه؛ از دعوتهای تبلیغاتی تا تسهیل نهادی
توسعه شهری بدون اتکا به سرمایهگذاری بخش خصوصی و مشارکتهای عمومی ـ خصوصی، بهویژه در شرایط محدودیت منابع شهرداریها، امکانپذیر نیست. جذب سرمایهگذار صرفاً با برگزاری همایش، امضای تفاهمنامه یا اعلام چند بسته پیشنهادی محقق نمیشود؛ سرمایه زمانی وارد یک شهر میشود که محیط تصمیمگیری آن شفاف، باثبات، پیشبینیپذیر و کمهزینه باشد.
سرمایهگذار پیش از ورود به چند مؤلفه اساسی توجه میکند: امنیت حقوقی قرارداد، سرعت صدور مجوزها، شفافیت ضوابط، دسترسی به زمین و زیرساخت، امکان برآورد بازده اقتصادی و وجود نهادی پاسخگو که پروژه را از آغاز تا بهرهبرداری همراهی کند. هرچه فرایند اداری طولانیتر، تصمیمها متعارضتر و مسئولیت دستگاهها پراکندهتر باشد، ریسک سرمایهگذاری افزایش مییابد و سرمایه به شهرهای رقیب منتقل میشود.
ازاینرو، مدیریت شهری همدان باید بهجای انتظار برای مراجعه اتفاقی سرمایهگذاران، پروژههای مطالعهشده و دارای مدل مالی مشخص تهیه کند، فرایندهای صدور مجوز را کوتاه سازد، پنجره واحد سرمایهگذاری ایجاد کند و برای هر طرح، زمانبندی، مشوق، تعهدات طرفین و تضمینهای اجرایی روشن ارائه دهد.
جذب سرمایه یک اقدام مقطعی نیست؛ بخشی از حکمرانی شهری است. شهری که نتواند مسیر ورود سرمایه را تسهیل، شفاف و قابل پیشبینی کند، حتی با برخورداری از ظرفیتهای تاریخی، گردشگری و انسانی، در رقابت منطقهای عقب خواهد ماند.
نفوذ بدون سازماندهی، سرمایه توسعه نیست
همدان از کمبود نیروهای ملی و چهرههای صاحبعنوان رنج نمیبرد. مدیران، نمایندگان، استادان، فعالان اقتصادی و شخصیتهای متعددی با ریشه همدانی در تهران و دیگر مراکز تصمیمگیری حضور دارند. اما حضور افراد بانفوذ، بهخودیخود برای یک شهر اعتبار، سرمایه یا پروژه ایجاد نمیکند.
پرسش درست این نیست که چرا فلان فرد برای همدان کاری نکرده است؛ پرسش این است که مدیریت استان و شهر چه سازوکاری برای تبدیل این ظرفیت پراکنده به یک شبکه منسجم توسعه ایجاد کردهاند.
آیا فهرستی از کارآفرینان و مدیران همدانی تهیه شده است؟ آیا پروژههای مطالعهشده و آمادهای برای ارائه به آنان وجود دارد؟ آیا جلسات با دستور کار، تعهد، زمانبندی و پیگیری برگزار میشود؟ آیا یک شورای راهبردی متشکل از نخبگان، سرمایهگذاران و مدیران ملی برای پشتیبانی از پروژههای همدان شکل گرفته است؟ نفوذ سیاسی و اجتماعی تا زمانی که سازماندهی نشود، فقط یک ظرفیت بالقوه است. این وظیفه مدیریت محلی است که از اعتبار افراد، ائتلاف توسعه بسازد نه آنکه به برگزاری نشستهای تشریفاتی و گرفتن عکس یادگاری بسنده کند
خطر اصلی، عقبماندگی انباشته است
این یک واقعیت غیر قابل انکار است که فاصله همدان با شهرهایی مانند تبریز فقط به تعداد پلها یا اندازه بودجه محدود نمیشود. توسعه شهری فرایندی انباشتی است. شهری که زیرساخت میسازد، سرمایه بیشتری جذب میکند سرمایه بیشتر، اشتغال و درآمد ایجاد میکند افزایش فعالیت اقتصادی، درآمدهای پایدار شهرداری را بالا میبرد و درآمد بیشتر، اجرای پروژههای جدید را ممکن میسازد.
در سوی دیگر، شهری که فاقد پروژههای جذاب و زیرساخت مناسب است، سرمایهگذار کمتری جذب میکند شهرداری آن به عوارض، ساختوساز و فروش دارایی وابسته میماند بخش عمده منابع صرف هزینه جاری و نگهداری میشود و فرصت کمتری برای ایجاد زیرساختهای مولد باقی میماند. این همان چرخه انباشتی عقبماندگی است بنابراین خطر پیش روی همدان صرفاً این نیست که امسال چند پروژه کمتر از تبریز افتتاح کند. خطر آن است که با ادامه اداره روزمره، شکاف ظرفیت اقتصادی، کیفیت زندگی، حملونقل، گردشگری و جذابیت سرمایهگذاری میان همدان و شهرهای پروژهمحور، هر سال عمیقتر شود.
به عبارت دیگر همدان برای عبور از روزمرگی، بیش از کلنگ و وعده، به نقشه، پروژه، ائتلاف و اراده استمرار نیاز دارد. کمبود پول محدودیت بزرگی است اما فقدان نگاه بلندمدت، محدودیتی بهمراتب خطرناکتر است. شهری که پول کمتری دارد باید دقیقتر تصمیم بگیرد، حرفهایتر مذاکره کرده و هوشمندانهتر سرمایه جذب کند نه آنکه کمبود منابع را به توضیح همیشگی برای فقدان آینده تبدیل سازد.
بر اساس گزارش منتشرشده از اظهارات شهردار تبریز، در دوره فعلی مدیریت شهری این شهر 14 تقاطع غیرهمسطح وارد مرحله اجرا شده که 11 مورد آن به بهرهبرداری رسیده است 57 مسیرگشایی آغاز شده و 30 مسیر به بهرهبرداری رسیدهاند. در کنار آن، 11 باغمیوه، چند خانه مادر و کودک و 25 سالن ورزشی نیز در نقاط مختلف شهر تعریف شدهاند. البته همه این پروژهها هنوز افتتاح نشدهاند و بخشی از آنها وعدههای پایان سال یا برنامههای در حال اجرا هستند بنابراین عملکرد تبریز نیز باید بر اساس نتیجه نهایی هزینه واقعی و زمان تحویل ارزیابی شود. بااینحال، حتی با لحاظ این احتیاط، یک واقعیت قابل مشاهده است تبریز صاحب یک سبد متنوع و پیوسته از پروژههای شهری شده است.
مقایسه این وضعیت با همدان، طبعاً باید منصفانه باشد. تبریز کلانشهری پرجمعیتتر، برخوردار از صنایع بزرگ، بازار اقتصادی گستردهتر، شبکه تجاری نیرومندتر و پایههای درآمدی وسیعتر است. بودجه سال 1405 شهرداری تبریز و مجموعههای وابسته در لایحه ارائهشده به شورا 55 هزار میلیارد تومان اعلام شده است که رقم خالص آن پس از حذف گردشهای مالی و کمکهای درونسازمانی حدود 45 هزار و 220 میلیارد تومان برآورد میشود. بودجه مصوب شهرداری همدان در همین سال 8767 میلیارد تومان است. بنابراین حتی با مبنا قرار دادن رقم خالص، بودجه تبریز بیش از پنج برابر بودجه شهرداری همدان است.
این تفاوت را نمیتوان نادیده گرفت و از همدان انتظار داشت به اندازه تبریز مترو، تراموا، بزرگراه و تقاطع غیرهمسطح احداث کند اما همینجا نباید بحث را پایانیافته دانست پرسش اصلی این نیست که چرا همدان به اندازه تبریز پول ندارد پرسش این است که مدیریت شهری همدان با منابع، داراییها، ظرفیتهای تاریخی و سرمایه اجتماعی موجود چه کرده است؟
پول کمتر، مسئولیت کمتر نمیآورد
کمبود منابع میتواند اندازه پروژهها را کوچکتر کند، اما نباید چشمانداز را کوچک کند. یک شهر کمدرآمد نیز میتواند اولویتهای خود را بشناسد، مسائل را به پروژه تبدیل کند، منابع پراکنده را تجمیع کند بستههای سرمایهگذاری قابل دفاع بسازد و برای جذب منابع ملی و خصوصی ائتلاف ایجاد کند.
بودجه 1405 شهرداری همدان بر روی کاغذ بودجهای توسعهمحور معرفی شده است 4991 میلیارد تومان، معادل 57 درصد بودجه، برای مأموریتهای عمرانی پیشبینی شده است اما بررسی سمت منابع، تصویری محتاطکنندهتر ارائه میکند. از مجموع منابع، 2715 میلیارد تومان قرار است از محل واگذاری داراییهای سرمایهای، از جمله فروش و تفکیک، تأمین شود. همچنین در لایحه اولیه هزار میلیارد تومان وام و تنها 400 میلیارد تومان درآمد سرمایهگذاری پیشبینی شده بود که بخشی از آن به دلیل تردید درباره امکان تحقق، از سوی شورا پذیرفته نشد و با انتشار اوراق جایگزین شد.
این ساختار مالی یک پیام روشن دارد مشکل همدان فقط پایینبودن رقم بودجه نیست مسئله محدودبودن منابع پایدار و ضعف درآمدزایی از سرمایهگذاری واقعی است. شهری که بخش قابل توجهی از منابع خود را از فروش و تفکیک داراییها، صدور مجوز، عوارض و درآمدهای ساختمانی تأمین کند در معرض این خطر قرار میگیرد که برای گذران امروز، دارایی فردای خود را مصرف کند.
این نگرانی پیشتر در خود شورای شهر همدان نیز مطرح شده است. رئیس کمیسیون سرمایهگذاری، مالی و گردشگری شورا در بهمن 1403 صراحتاً از ضعف بدنه شهرداری در حوزه سرمایهگذاری، نامشخصبودن پیوست سرمایهگذاری بودجه و اتکای بیش از اندازه به تعرفهها و درآمدهای ساختمانی انتقاد کرده بود. هنگامی که چنین نقدی از درون ساختار مدیریت شهری بیان میشود دیگر نمیتوان ضعف جذب سرمایه را صرفاً به رکود اقتصادی،جنگ یا فقدان صنایع بزرگ نسبت داد.
تکمیل گذشته، جایگزین ساخت آینده نیست
شورای ششم همدان از ابتدای فعالیت خود اعلام کرد که اولویت را بر تکمیل پروژههای نیمهتمام گذاشته و به همین دلیل از تعریف پروژههای بزرگ جدید پرهیز کرده است. این تصمیم در آغاز میتوانست منطقی باشد شهری که با پروژههای سالها معطلمانده، هزینههای تصاعدی و تعهدات انباشته روبهروست نمیتواند هر دوره چند کلنگ تازه بزند و میراثی از طرحهای ناتمام برای مدیران بعدی برجای بگذارد اما یک سیاست موقت، هنگامی که به تمام هویت یک دوره مدیریت شهری تبدیل شود، خود به عامل عقبماندگی بدل خواهد شد. مدیریت شهری نمیتواند چند سال را صرفاً با تکمیل پلها، پارکینگها و طرحهایی سپری کند که از دورههای پیشین به ارث رسیدهاند بیآنکه همزمان پروژههای نسل بعد را تعریف کند.
تکمیل پروژههای نیمهتمام، وظیفه است اما چشمانداز نیست. شهر به همان اندازه که باید پرونده گذشته را ببندد باید برای ده سال آینده نیز پروژه آماده داشته باشد. اگر تمام توان مدیریت شهری صرف پرداخت بدهیهای گذشته و نگهداری وضع موجود شود پس از پایان نیمهتمامها، شهر با خلأ پروژه، سرمایه و افق مواجه خواهد شد.
تفاوت مهم تبریز و همدان را باید در همین نقطه جستوجو کرد. تبریز فقط چند پروژه در حال افتتاح ندارد یک «خط تولید پروژه» ایجاد کرده است. برخی طرحها در مرحله مطالعهاند، برخی قرارداد دارند، برخی در حال اجرا هستند و برخی به بهرهبرداری میرسند. در بودجه اعلامی 1405 این شهر نیز توسعه شریانها، زیرساختها و ناوگان حملونقل عمومی بهعنوان اولویت اصلی معرفی شده و 60 درصد لایحه بودجه به این حوزهها اختصاص یافته است.
در همدان اما پروژههای شاخص سالهای اخیر، با وجود مفید و ضروریبودن، هنوز به یک منظومه منسجم توسعه شهری تبدیل نشدهاند. افتتاح پارکینگ، احداث سالن ورزشی، بازگشایی یک معبر، ساماندهی بخشی از رودخانه یا تعریض یک بلوار میتواند بخشی از مشکلات محلی را کاهش دهد اما این اقدامات هنوز پاسخ نمیدهند که همدان در افق دهساله قرار است چه نوع شهری باشد.
آیا همدان میخواهد قطب گردشگری تاریخی و فرهنگی غرب کشور باشد؟ آیا قرار است به شهر رویدادها، سلامت، صنایع خلاق یا خدمات دانشبنیان تبدیل شود؟ آیا برای اتصال بافت تاریخی، آرامگاهها، بازار، فرودگاه، راهآهن و محورهای گردشگری برنامهای یکپارچه وجود دارد؟ آیا برای نجات مرکز تاریخی شهر، کاهش ترافیک، نوسازی ناوگان، ساماندهی ورودیها و بازآفرینی محلات فرسوده، بستههای مشخص و زمانبندیشدهای تعریف شده است؟ یا آن معدود اسنادی هم که آماده شده در پیچ و خم کمیسیونها و جلسات کان لمیکن ماندهاند؟ وقتی این پرسشها پاسخ روشنی ندارند، شهر نه بر اساس یک نقشه بلندمدت، بلکه بر مبنای نیازهای فوری، فشارهای روزانه و فرصتهای مقطعی اداره میشود.
حرکت افتان و خیزان مدیریت شهری همدان در چند سال اخیر را میتوان از وضعیت شهر رصد نمود به نحویکه بسیاری از مسائل سالهاست تکرار میشوند ورودیهای نامناسب شهر، فرسودگی ناوگان، گره ترافیکی مرکز، آشفتگی بافت تاریخی، کمبود پارکینگ، روانآبها و رودخانهها، مدیریت نخاله، رکود گردشگری و ضعف زیرساختهای محلهای. مشکل اصلی این نیست که مدیران از وجود این مسائل بیخبرند مشکل آن است که بسیاری از این موضوعات هنوز به پروژههایی دارای منابع، جدول زمانبندی و شاخص نتیجه تبدیل نشدهاند.
جذب سرمایه؛ از دعوتهای تبلیغاتی تا تسهیل نهادی
توسعه شهری بدون اتکا به سرمایهگذاری بخش خصوصی و مشارکتهای عمومی ـ خصوصی، بهویژه در شرایط محدودیت منابع شهرداریها، امکانپذیر نیست. جذب سرمایهگذار صرفاً با برگزاری همایش، امضای تفاهمنامه یا اعلام چند بسته پیشنهادی محقق نمیشود؛ سرمایه زمانی وارد یک شهر میشود که محیط تصمیمگیری آن شفاف، باثبات، پیشبینیپذیر و کمهزینه باشد.
سرمایهگذار پیش از ورود به چند مؤلفه اساسی توجه میکند: امنیت حقوقی قرارداد، سرعت صدور مجوزها، شفافیت ضوابط، دسترسی به زمین و زیرساخت، امکان برآورد بازده اقتصادی و وجود نهادی پاسخگو که پروژه را از آغاز تا بهرهبرداری همراهی کند. هرچه فرایند اداری طولانیتر، تصمیمها متعارضتر و مسئولیت دستگاهها پراکندهتر باشد، ریسک سرمایهگذاری افزایش مییابد و سرمایه به شهرهای رقیب منتقل میشود.
ازاینرو، مدیریت شهری همدان باید بهجای انتظار برای مراجعه اتفاقی سرمایهگذاران، پروژههای مطالعهشده و دارای مدل مالی مشخص تهیه کند، فرایندهای صدور مجوز را کوتاه سازد، پنجره واحد سرمایهگذاری ایجاد کند و برای هر طرح، زمانبندی، مشوق، تعهدات طرفین و تضمینهای اجرایی روشن ارائه دهد.
جذب سرمایه یک اقدام مقطعی نیست؛ بخشی از حکمرانی شهری است. شهری که نتواند مسیر ورود سرمایه را تسهیل، شفاف و قابل پیشبینی کند، حتی با برخورداری از ظرفیتهای تاریخی، گردشگری و انسانی، در رقابت منطقهای عقب خواهد ماند.
نفوذ بدون سازماندهی، سرمایه توسعه نیست
همدان از کمبود نیروهای ملی و چهرههای صاحبعنوان رنج نمیبرد. مدیران، نمایندگان، استادان، فعالان اقتصادی و شخصیتهای متعددی با ریشه همدانی در تهران و دیگر مراکز تصمیمگیری حضور دارند. اما حضور افراد بانفوذ، بهخودیخود برای یک شهر اعتبار، سرمایه یا پروژه ایجاد نمیکند.
پرسش درست این نیست که چرا فلان فرد برای همدان کاری نکرده است؛ پرسش این است که مدیریت استان و شهر چه سازوکاری برای تبدیل این ظرفیت پراکنده به یک شبکه منسجم توسعه ایجاد کردهاند.
آیا فهرستی از کارآفرینان و مدیران همدانی تهیه شده است؟ آیا پروژههای مطالعهشده و آمادهای برای ارائه به آنان وجود دارد؟ آیا جلسات با دستور کار، تعهد، زمانبندی و پیگیری برگزار میشود؟ آیا یک شورای راهبردی متشکل از نخبگان، سرمایهگذاران و مدیران ملی برای پشتیبانی از پروژههای همدان شکل گرفته است؟ نفوذ سیاسی و اجتماعی تا زمانی که سازماندهی نشود، فقط یک ظرفیت بالقوه است. این وظیفه مدیریت محلی است که از اعتبار افراد، ائتلاف توسعه بسازد نه آنکه به برگزاری نشستهای تشریفاتی و گرفتن عکس یادگاری بسنده کند
خطر اصلی، عقبماندگی انباشته است
این یک واقعیت غیر قابل انکار است که فاصله همدان با شهرهایی مانند تبریز فقط به تعداد پلها یا اندازه بودجه محدود نمیشود. توسعه شهری فرایندی انباشتی است. شهری که زیرساخت میسازد، سرمایه بیشتری جذب میکند سرمایه بیشتر، اشتغال و درآمد ایجاد میکند افزایش فعالیت اقتصادی، درآمدهای پایدار شهرداری را بالا میبرد و درآمد بیشتر، اجرای پروژههای جدید را ممکن میسازد.
در سوی دیگر، شهری که فاقد پروژههای جذاب و زیرساخت مناسب است، سرمایهگذار کمتری جذب میکند شهرداری آن به عوارض، ساختوساز و فروش دارایی وابسته میماند بخش عمده منابع صرف هزینه جاری و نگهداری میشود و فرصت کمتری برای ایجاد زیرساختهای مولد باقی میماند. این همان چرخه انباشتی عقبماندگی است بنابراین خطر پیش روی همدان صرفاً این نیست که امسال چند پروژه کمتر از تبریز افتتاح کند. خطر آن است که با ادامه اداره روزمره، شکاف ظرفیت اقتصادی، کیفیت زندگی، حملونقل، گردشگری و جذابیت سرمایهگذاری میان همدان و شهرهای پروژهمحور، هر سال عمیقتر شود.
به عبارت دیگر همدان برای عبور از روزمرگی، بیش از کلنگ و وعده، به نقشه، پروژه، ائتلاف و اراده استمرار نیاز دارد. کمبود پول محدودیت بزرگی است اما فقدان نگاه بلندمدت، محدودیتی بهمراتب خطرناکتر است. شهری که پول کمتری دارد باید دقیقتر تصمیم بگیرد، حرفهایتر مذاکره کرده و هوشمندانهتر سرمایه جذب کند نه آنکه کمبود منابع را به توضیح همیشگی برای فقدان آینده تبدیل سازد.
ارسال
نظر
*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد
نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین
(فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر
شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای
نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.