از کربلا تا امروز؛ مظلومیت حضرت رقیه (س) و تداومِ جنایت علیه کودکان در تاریخ
سپهرغرب، گروه اندیشه، طیبه اسدبیگی؛ یک کارشناس مذهبی با اشاره به جایگاه حضرت رقیه سلاماللهعلیها گفت: مظلومیت این کودک خردسال، در واقع سندی ماندگار بر جنایت بنیامیه شد؛ همانطور که مظلومیت کودکان بیدفاع امروز، وجدان جهانی را متوجه عمق جنایت در جنگ اخیر میکند. کودکان مظلوم، به زبان حال، بزرگترین رسانه برای دفاع از حق و افشای باطل هستند.
حضرت رقیه (س) از چهرههای مهم و تأثیرگذار در فرهنگ عاشورا است؛ کودکی خردسال که نامش با مظلومیت، معصومیت و دلبستگی عمیق به امام حسین (ع) همراه شده است. همین موضوع نشان میدهد که عاشورا فقط یک حادثه تاریخی نیست، بلکه صحنهای از نمایش بزرگترین ارزشهای انسانی، ازجمله صبر، محبت و مظلومیت است.
از سوی دیگر، رفتار امام حسین (ع) با دخترانشان، نمونهای روشن از نگاه اسلام به جایگاه دختر است. در زمانی که دختر داشتن برای برخی از مردم ننگ به حساب میآمد، اهلبیت (ع) با رفتار خود نشان دادند که دختر، مایه رحمت و برکت است. محبت امام حسین (ع) به حضرت رقیه (س) نیز در همین مسیر معنا پیدا میکند و برای والدین امروز یک پیام مهم دارد اینکه کودک، بهویژه دختر، نیازمند محبت، احترام و توجه جدی است.
روایت حضرت رقیه (س) فراتر از یک خاطره تاریخی است و با مظلومیت کودکان بیدفاع در جنگهای امروز پیوند میخورد. کودکانی چون قربانیان حمله به مدرسه شجره طیبه در میناب که شهادتشان داغی بر دلها نهاد. پیوند میان این دو واقعه، در رنج مشترک کودکان بیدفاع در برابر خشونت و بیرحمی آشکار میشود. همین شباهت، یاد حضرت رقیه (س) را در زمان ما زنده و اثرگذار نگه میدارد.
در این گزارش و در گفتوگو با حجتالاسلام رضا محمدی؛ کارشناس مذهبی و کارشناس پاسخگویی به پرسشها و شبهات اعتقادی، فلسفی، عرفانی، اخلاقی و تاریخی به واکاوی تاریخی و معرفتی شخصیت حضرت رقیه (س) پرداختیم که در ادامه میخوانید؛
*در منابع مختلف، نقلهای متعددی درباره حضرت رقیه (سلاماللهعلیها) آمده است؛ لطفاً توضیحی در این خصوص بفرمایید؟
حقیقت این است که درباره این کودک سه یا چهار ساله، در مقاتل و تاریخ چند نکته بسیار خلاصه اما کلیدی وجود دارد. یکی از معتبرترین گزارشها، مربوط به لحظات وداع امام حسین (علیهالسلام) در روز عاشوراست؛ زمانی که ایشان برای خداحافظی آمدند، این دختر خردسال از دیگران فاصله گرفته بود و بهتنهایی گریه میکرد. امام او را در آغوش گرفت و نوازش کرد. این صحنه نشاندهنده علاقه و پیوند عاطفی عمیقی است که میان امام و این دختر وجود داشته؛ وابستگی خاصی که فراتر از یک رابطه ساده پدر و فرزندی، ریشه در لطافت روحی آن کودک داشت.
درباره شبهات سندی باید دقیق بود. برخی بزرگان فرمودهاند در منابع متقدم و مشهور، سندی که وجود دختری با این «نام» را اثبات کند، نیافتهاند. اما این سخن به معنای انکار وجود چنین دختری نیست. برای مثال، در کتاب «ارشاد» شیخ مفید یا «بحارالانوار»، نام رقیه در میان فرزندان امام ذکر نشده، اما اصل وجود چنین دختری در کربلا در مقاتل معتبر دیگر آمده است. امام حسین (علیهالسلام) پیشتر فرموده بودند که اگر خدا به ایشان دختر یا پسری دهد، نام آنها را فاطمه یا علی میگذارند؛ بنابراین ممکن است نام اصلی ایشان فاطمه بوده و بعدها به «رقیه» مشهور شده باشند. نبودن نام در یک منبع خاص مثل ارشاد، هرگز به معنای نبودن خودِ شخصیت نیست؛ چراکه بسیاری از منابع تاریخی در سدههای بعد کشف یا بازخوانی شدهاند. حضور ایشان در کربلا و در میان اسیران شام، واقعیتی غیرقابلانکار است.
*در برخی نقلها به جملات خاص امام خطاب به ایشان اشاره شده؛ این موارد تا چه حد مستند هستند؟
بله، در برخی مقاتل آمده است که امام در لحظه وداع به او فرمود: «من دوباره به نزد تو برمیگردم»؛ که بعدها مورخان این جمله را به ماجرای آوردن سر مطهر امام در خرابه شام تعبیر کردند. همچنین نقل شده که امام نام «رقیه» را در کنار نامهایی چون سکینه و زینب بر زبان آوردهاند. هرچند برخی احتمال میدهند این خطاب مربوط به دخترِ مسلمبنعقیل باشد که او هم در کاروان حضور داشت، اما با توجه به قرائن عاطفی، انتساب آن به دخترِ خردسال خودِ امام قویتر بهنظر میرسد. نهایتِ سرگذشت ایشان نیز همان شهادت مظلومانه در خرابه شام از فرط اندوه و فراق پدر است که در همانجا نیز به خاک سپرده شدند.
*پرسش دیگری که همواره مطرح میشود، درباره تبار ایشان است. نام مادر حضرت رقیه (سلاماللهعلیها) در کدام منابع آمده است؟
نام مادر ایشان بهصورت روشن و قطعی در منابع ذکر نشده است. ما درباره برخی فرزندان سیدالشهدا اطلاعات دقیقی داریم؛ مثلاً میدانیم مادر حضرت سکینه و حضرت علیاصغر، «رباب» بوده و مادر حضرت علیاکبر، «لیلا» است. اما درباره این کودک، ابهام وجود دارد. برخی احتمال دادهاند مادر ایشان «اماسحاق» (دختر طلحه) باشد که از همسران امام حسن مجتبی(ع) بود که پس از شهادت امام حسن(ع) با امام حسین(ع) ازدواج کرد. او دختری به نام فاطمه داشت که بعدها با حسن مثنّی ازدواج کرد. اما اینکه این کودک خردسال نیز فرزند اماسحاق باشد یا همسر دیگری، در تاریخ ثبتِ دقیق نشده است.
*حضرت رقیه (سلاماللهعلیها) چه جایگاه و کارکردی در فرهنگ عاشورا ایفا میکند؟ این شخصیت چه پیامی برای مخاطب امروز دارد؟
برای درک این جایگاه باید به بستر فرهنگی آن زمان نگاه کرد. در عصر جاهلیت، نگاه جامعه به دختر، نگاهی آمیخته با ننگ و حقارت بود؛ تا جایی که قرآن از دختران زندهبهگور شده سخن میگوید. پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) با رفتار خود نسبت به حضرت زهرا (س)، این فرهنگ را درهم شکست. امام حسین (ع) نیز ادامهدهنده همان مسیر بود. ابراز علاقه علنی امام به دخترانش (سکینه و رباب و این دختر خردسال) در واقع یک کنش فرهنگی علیه تفکرات جاهلی بود.
از امام حسین علیهالسلام نقل شده که «خانهای را که رباب و سکینه در آن باشند، دوست دارم. حاضرم همه ثروتم را صرف آن خانه کنم و هیچکس نیز حق ندارد مرا بهدلیل این کار سرزنش کند.»
رابطه امام با حضرت رقیه، پیام عاطفی و انسانی بزرگی برای والدین امروز دارد. امام با تمام درگیریهای جنگ، از کودک خردسالش غافل نمیشود، او را در آغوش میگیرد و با او سخن میگوید. این یعنی در سختترین شرایط هم نباید پیوند عاطفی با فرزند را نادیده گرفت.
*چرا روایت رنج این کودک تا این حد بر دلها اثرگذار است و پس از قرنها همچنان زنده مانده است؟
این اثرگذاری دو جنبه دارد: اول، فطرت انسان است که نسبت به معصومیت و ظرافتهای کودکی حساس است. دوم، لطافت ویژهای است که در جنس دختر وجود دارد. وقتی این لطافت با مظلومیت و غربت گره میخورد، تأثیری دوچندان میگذارد. حضرت رقیه (س) فراتر از سنش، عظمتی داشت که خداوند به او عطا کرد. او نزد خدا عزیز بود و این عزت را میتوان در کرامتهای مزار ایشان و ماندگاری نامشان در تاریخ دید. گاهی اثرگذاری یک کودک مظلوم در پیشبرد آرمان حق، از رزمندهای در خط مقدم بیشتر است؛ چرا که مظلومیت او، وجدانهای خفته را بیدار میکند.
*آیا میتوان میان مظلومیت حضرت رقیه (س) و رنج کودکان بیگناه در جهان امروز، بهویژه در مناطق جنگزده، پیوندی برقرار کرد؟
قطعاً. در طول تاریخ، چهرههای ظالم و مظلوم با همان ویژگیها تکرار میشوند. در چهره قاتلان کربلا همان سنگدلی و قساوتی را میبینیم که امروز در جنایات علیه کودکان در غزه یا میناب مشاهده میشود. همان روحیهای که تیر را به گلوی نوزاد ششماهه میزند، امروز هم در قالب سیاستهای بیرحمانه افرادی چون نتانیاهو تجلی مییابد.
در مقابل، مظلومیت این کودکان بزرگترین رسانه برای دفاع از حق است. همانطور که نوه رهبر شهید ما (کودک 14 ماهه) با مظلومیتش جهان را متأثر کرد، حضرت رقیه نیز سند جنایت بنیامیه شد. اینها وجوه مشترک تاریخ هستند؛ هم در بُعد ظلم و هم در بُعد اثرگذاری مظلوم بر افکار عمومی.
اگر بخواهیم برجستهترین ویژگی شخصیتی ایشان را برای الگوسازی معرفی کنیم، به چه نکتهای اشاره میکنید؟
مهمترین ویژگی، «کرامت و معنویت» در عین خردسالی است. این پرسش مطرح است که چرا مزار یک کودک باید کانون توجه میلیونها انسان باشد؟ پاسخ در تقوا و جایگاه الهی اوست. خداوند میدانست که اگر این کودک زنده میماند، یکی از اثرگذاران بزرگ تاریخ میشد، لذا همان عزت را به او بخشید.
یکی از کرامتهای مشهور ایشان، ماجرای تعمیر قبر در حدود 100 سال پیش در شام است. نقل شده وقتی قبر بهدلیل آبگرفتگی باز شد، پیکر مطهر ایشان پس از قرنها کاملاً سالم بود. آن شخصی که مأمور تعمیر بود، سه روز پیکر را در آغوش داشت و نقل کردهاند که در این مدت چنان مستغرق در معنویت بود که نیازی به امور دنیوی نداشت. اینها نشان میدهد که ملاک در پیشگاه خدا، سن و سال نیست، بلکه قدم گذاشتن در مسیر حق است.
*در سالهای اخیر، برخی سنتها مانند «سفره حضرت رقیه» با آدابی خاص رواج یافته است؛ دیدگاه شما درباره اینگونه آیینها چیست؟
نکته بسیار مهمی است. ما نباید میان «کرامت» و «خرافه» خلط کنیم. متأسفانه برخی مراسمهای ساختگی با آدابی بیسند مانند گذاشتن پفک یا عروسک در سفرهها باب شده که نهتنها شأن اهلبیت (علیهمالسلام) را بالا نمیبرد، بلکه باعث وهن مذهب و تمسخر دشمنان میشود. اصلِ توسل به حضرت رقیه بسیار ارزشمند است و گرهگشاییهای فراوانی در آن نهفته، اما باید از رفتارهای مندرآوردی پرهیز کرد. شأن این کودک که در پیشگاه خدا عظمت دارد، نباید با خرافات پایین آورده شود. توسل باید بر پایه معرفت و اسناد معتبر باشد، نه آداب ساختگی که هیچ ریشهای در سیره معصومین ندارند.