سه راهکار طلایی برای رونق گردشگری تابستانی در غرب کشور
سپهرغرب، گروه گردشگری- شهره کرمی؛ یک کارشناس صنعت گردشگری با ارائه راهکارهایی عملی برای احیای سفر در مناطق غربی کشور گفت: نخستین گام تقویت عرق ملی و ارتقای ارزش داراییهای طبیعی و فرهنگی در نگاه جوامع محلی است. توسعه مفهوم گردشگری و متعهد کردن جوامع محلی به بهرهمندی اصولی از جاذبههای تحت اختیارشان، دومین ضرورت برای این امر است. تشکیل کمیتههای برنامهریزی راهبردی جهت طراحی و ترسیم آینده گردشگری در این مناطق، گام نهایی برای رسیدن به بهرهوری مطلوب است.
غرب کشور بهعنوان یکی از غنیترین پهنههای طبیعی و فرهنگی ایران شناخته میشود؛ منطقهای که از اقلیم مناسب تابستانی، طبیعت بکر، تنوع گیاهی، آدابورسوم ریشهدار و پیشینه تاریخی و تمدنی برخوردار است و میتواند سهم قابلتوجهی از بازار گردشگری داخلی را به خود اختصاص دهد. با این حال، این ظرفیت گسترده هنوز آنگونه که باید به یک مزیت بالفعل اقتصادی و اجتماعی تبدیل نشده و بسیاری از قابلیتهای آن همچنان در سطح بالقوه باقی مانده است.
در ادامه کارشناس صنعت گردشگری، در گفتوگو با خبرنگار روزنامه «سپهرغرب» به واکاوی الزامات رونق گردشگری تابستانی در غرب کشور پرداخت. او با تأکید بر اینکه توسعه گردشگری نباید صرفاً در دایره تبلیغات یا سرمایهگذاریهای شتابزده محدود بماند، معتقد است نخستین گام برای دستیابی به این هدف، تمرکز بر بسترهای فرهنگی و اجتماعی است. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
سیدفرخ میرشاهزاده با تأکید بر ظرفیتهای کمنظیر غرب کشور برای رونق گردشگری تابستانی معتقد است: این منطقه با وجود تنوع اقلیمی، طبیعت بکر، پوشش گیاهی غنی، آدابورسوم محلی و پیشینه فرهنگی و تمدنی، هنوز آنگونه که باید معرفی نشده است.
وی در عین حال هشدار داد: اگر توسعه گردشگری بدون برنامهریزی، آمادهسازی جامعه محلی و بسترسازی فرهنگی انجام شود، نهتنها به رونق این صنعت منجر نخواهد شد، بلکه ممکن است زمینه تخریب این داشتههای ارزشمند را نیز فراهم کند.
این کارشناس صنعت گردشگری درباره ظرفیتهای کمتر دیدهشده گردشگری تابستانی در غرب کشور اظهار کرد: ایران از نظر جغرافیایی در موقعیتی خاص و کمنظیر قرار دارد و شرایط اقلیمی متفاوت مناطق مختلف، بر اهمیت این ویژگی افزوده است.
میرشاهزاده افزود: غرب کشور با برخورداری از دامنههای زاگرس، طبیعت متنوع، فرهنگ و تمدن غنی، آدابورسوم محلی و گونههای متعدد گیاهی، یکی از مهمترین مناطق مستعد برای توسعه گردشگری، بهویژه در فصل تابستان، بهشمار میرود.
به اعتقاد وی، ظرفیتهای غرب کشور بسیار فراتر از میزان بهرهبرداری کنونی است. آبوهوای مطلوب در فصل گرم، طبیعت بکر و کمتر آسیبدیده و تنوع زیستی بالا، این منطقه را به یکی از مهمترین مقاصد گردشگری تابستانی کشور تبدیل میکند. با این حال، بخش زیادی از این قابلیتها همچنان بالقوه باقی مانده و هنوز بهدرستی مورد استفاده قرار نگرفته است.
این کارشناس صنعت گردشگری با اشاره به ضرورت معرفی دقیقتر این جاذبهها گفت: یکی از اولویتهای اصلی در این زمینه، آگاهسازی مخاطب و معرفی درست ظرفیتهای منطقه است. تا زمانی که گردشگر نسبت به توانمندیها، جذابیتها و حتی امکانات موجود در یک منطقه شناخت کافی نداشته باشد، طبیعی است که این ظرفیتها همچنان مهجور بمانند و فرصت بهرهبرداری از آنها از دست برود.
* غرب کشور، یکی از غنیترین ذخایر گردشگری ایران
میرشاهزاده اظهار کرد: پوشش گیاهی و گونههای متنوع گیاهی این منطقه، بهتنهایی یکی از ثروتهای بیبدیل ایران محسوب میشود و در حوزه گردشگری طبیعی میتواند بسیار اثرگذار باشد. در مجموع، غرب کشور را باید یکی از غنیترین مناطق بکر و ناشناخته ایران دانست؛ منطقهای که میتواند بهعنوان یک ذخیره مهم گردشگری برای آینده کشور ایفای نقش کند و در صورت بهرهبرداری صحیح، ثمربخشی بالایی داشته باشد.
* ضعف اطلاعرسانی، کمبود زیرساخت و القای ناامنی؛ سه مانع اصلی توسعه
وی در پاسخ به این پرسش که چه عواملی مانع از آن شدهاند که گردشگری تابستانی در غرب کشور به جایگاه واقعی خود نرسد؟ گفت: موانع توسعه گردشگری در این منطقه محدود به یک یا دو مورد نیستند و تعداد آنها بسیار بیشتر از آن چیزی است که تصور میشود. با این حال، اگر بخواهیم به شاخصترین آنها اشاره کنیم، در وهله نخست باید از نبود اطلاعرسانی کافی و ناآگاهی عمومی نسبت به قابلیتها، جاذبهها و امکانات موجود نام برد.
وی کمبود زیرساختها را از دیگر مشکلات اساسی دانست و افزود: گاهی ایجاد جوّ روانیِ منفی و القای حس ناامنی، باعث دوری گردشگران از مناطق بکر، بهویژه در غرب کشور میشود.
این کارشناس گردشگری تصریح کرد: گردشگر به منطقهای که در امنیت آن تردید داشته باشد، سفر نمیکند. بنابراین گام نخست، تأمین امنیت و سپس اطلاعرسانی شفاف درباره آن است. باید بهطور مشخص برای مردم تبیین کرد که منطقه از چه امنیتی برخوردار است و چه امکاناتی برای پذیرایی از آنها فراهم شده؛ در غیر این صورت، رونق گردشگری دور از واقعیت خواهد بود.
*تبدیل مسیرهای عبوری به مقصد گردشگری، نیازمند آمادهسازی بومی است
میرشاهزاده درباره راهکار تبدیل سفرهای کوتاهمدت به اقامتهای چندروزه گفت: پیش از هر چیز، منطقه باید برای پذیرش گردشگر آماده شود. این آمادگی تنها در ساختوساز یا سرمایهگذاری مالی خلاصه نمیشود؛ بلکه باید با کسب تجربه عملی، جامعه محلی را به سطحی از توانمندی رساند که پاسخگوی نیاز مسافران باشد.
وی افزود: اشتباه رایج ما این است که تصور میکنیم با سرمایهگذاریهای کلان، ناگهان میتوان منطقهای را به قطب گردشگری تبدیل کرد. علت ناکامی چنین پروژههایی این است که پیش از ارتقای ظرفیتهای محلی و نهادینهسازی فرهنگ گردشگرپذیری، به توسعه شتابزده روی میآوریم.
وی تأکید کرد: پیش از ورود به مرحله جذب گسترده گردشگر، باید جامعه محلی را به بهرهبرداری از ظرفیتهای منطقه ترغیب کرد. هنگامی که مردم بومی، منافع مستقیم گردشگری را لمس کنند، خود به بهترین مبلغان و بسترسازانِ این صنعت تبدیل میشوند؛ فرایندی که نیازمند سیاستگذاری کلان و برنامهریزی فرهنگیِ ریشهدار است.
این کارشناس گردشگری با اشاره به وضعیت اقتصادی کشور گفت: با توجه به بحرانهای معیشتی، گردشگری برای بسیاری از خانوارها از سبد مصرفی خارج شده است. در چنین شرایطی، تقاضا کاهش یافته و سرمایهگذاری توجیه اقتصادی خود را از دست میدهد که نتیجه آن، بیرغبتی بخش خصوصی به ورود به این حوزه است.
میرشاهزاده ادامه داد: بر همین اساس، شاید بهترین اقدام در وضعیت کنونی، تمرکز بر حفظ و صیانت از داشتههای موجود باشد. باید از بهرهبرداریهای شتابزده و افراطی که به تخریب سرمایههای ملی منجر میشود، پرهیز کرد و تا حد امکان از دستاندازیهای غیرکارشناسی به جاذبهها جلوگیری نمود.
وی با انتقاد از نبود بسترسازی فرهنگی در کشور افزود: حرکت به سمت گردشگری انبوه، بدون فرهنگسازی و آموزش، نتیجهای جز تخریب محیطزیست و انباشت زباله نخواهد داشت. متأسفانه بسیاری از گردشگران با این تصور که «دیگر به این مکان بازنمیگردم»، بدون احساس مسئولیت با محیط برخورد میکنند؛ رفتاری که در نهایت به تخریب تدریجی جاذبهها و ضدتبلیغ برای مقصد منجر میشود.
* معرفی جاذبهها باید از جامعه محلی و پیرامون منطقه آغاز شود
این کارشناس صنعت گردشگری درباره چگونگی معرفی بهتر جاذبههای کمتر شناختهشده غرب کشور نیز گفت: یکی از اشکالات موجود این است که مسیر گردشگرپذیری ما از ابتدا بهدرستی تعریف نشد. ما معمولاً تصور میکنیم که گردشگر باید از خارج از حریم جغرافیایی منطقه به آن وارد شود، در حالی که نخستین مخاطب هر منطقه، همسایه دیواربهدیوار آن است.
میرشاهزاده افزود: اگر بتوانیم جامعه محلی را اقناع کرده و رضایت آنها را جلب کنیم، خودشان به مبلغین منطقه تبدیل میشوند. بنابراین، توسعه گردشگری باید با انتفاع جامعه محلی آغاز شود و سپس زمینه برای جذب سایر گردشگران فراهم گردد.
*جشنوارهها و تورها، بدون هدفگذاری، اثربخش نخواهند بود
وی درباره نقش جشنوارهها، تورهای طبیعتگردی و رویدادهای فرهنگی در رونق گردشگری اظهار کرد: این موارد ابزارهای مفیدی هستند، اما مهمتر از خودِ ابزار، وجود برنامهریزی است. برگزاری جشنوارهها بدون هدف مشخص و نقشه راه آیندهنگر، نتیجه مطلوبی نخواهد داشت.
وی تصریح کرد: هر اقدام در حوزه گردشگری باید هدفمند، مبتنی بر برنامه دقیق و آیندهنگرانه باشد. اقدامات هیجانی و بدون طراحی راهبردی، نهتنها دستاوردی پایدار ندارند، بلکه ممکن است هزینههای مضاعف و خسارات جبرانناپذیری به منطقه وارد کنند.
*نقش دولت؛ تسهیلگری، نه سرمایهگذاری مستقیم
این کارشناس صنعت گردشگری در تشریح نقش دولت و بخش خصوصی در تقویت گردشگری تابستانی غرب کشور گفت: یکی از عادات نادرست فرهنگی ما، انتظار همیشگی از دیگران، بهویژه دولت، برای اقدام است. در حالی که وظیفه اصلی دولت، هدایتگری و تنظیمگری مسیرها برای رسیدن به اهداف مشخص است، نه سرمایهگذاری مستقیم.
میرشاهزاده افزود: از دولت باید انتظار داشت قوانین و مقررات مناسب را تدوین کرده، فرآیند سرمایهگذاری را تسهیل کند و بستر را برای روانسازی امور فراهم آورد. در مقابل، این بخش خصوصی است که باید ریسک کرده و سرمایهگذاری را بر عهده بگیرد. موفقیت در این حوزه، در گرو انجام صحیح وظایف هر یک از این دو بخش است.
* بازاریابی دیجیتال و آموزش، فقط در چارچوب مدیریت مؤثرند
وی در ادامه، درباره ظرفیت بازاریابی دیجیتال، تولید محتوای حرفهای و آموزش جوامع محلی برای نحوه معرفی منطقه و تعامل با گردشگر نیز گفت: همه این ابزارها زمانی مؤثرند که در چارچوب مدیریت صحیح قرار بگیرند. در علم مدیریت، اصولی مانند برنامهریزی، سازماندهی، راهبری و کنترل تعریف شدهاند و هر حرکت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باید بر پایه همین اصول پیش برود. مشکل ما این است که در بسیاری از فرآیندهای خود، مدیریت را بهمعنای واقعی اعمال نمیکنیم.
این کارشناس گردشگری معتقد است: در حوزه تبلیغات نیز گاهی بدون هدفگذاری وارد عمل میشویم؛ برای مثال، یک بلاگر صرفاً تصویری منتشر میکند، بیآنکه هدف از نمایش آن و ارزش خلقشده مشخص باشد.
میرشاهزاده بیان کرد: ابتدا باید اهداف ترسیم، سپس برنامهریزی، استراتژی مشخص و در نهایت اقدامات لازم انجام شود. در غیر این صورت، تبلیغات هیجانی و بیهدف، تنها به تخریب منطقه و زیان مضاعف منجر خواهد شد. این داشتههای اصیل، ثروت و میراث ما برای آیندگان هستند و اگر نتوانیم بهدرستی از آنها بهرهبرداری کنیم، نسلهای آتی نیز از این موهبت محروم خواهند شد.
وی با تأکید بر اینکه گاهی بهتر است در فقدان توان مدیریتی کافی، از بهرهبرداری شتابزده پرهیز شود، اظهار کرد: شاید در برخی شرایط، عقلانیتر آن باشد که از برخی داراییها فعلاً استفاده نکنیم تا آنها را نابود نکرده و برای آیندهای که شاید دانش و تخصص لازم برای بهرهبرداری بهینه فراهم باشد، حفظ کنیم.
*توسعه گردشگری نیازمند بهکارگیری دانش تخصصی است
وی با اشاره به ظرفیت علمی کشور در حوزه گردشگری گفت: خوشبختانه تعداد فارغالتحصیلان و نیروهای متخصص دانشگاهی در این حوزه کم نیست، اما مسئله اصلی، عدم استفاده بهینه از این دانش در عرصه اجرا است.
این کارشناس گردشگری افزود: بنچمارکها و الگوهای بینالمللی میتوانند برای آینده گردشگری ایران راهگشا باشند، اما تا زمانی که تصمیمگیریها هیجانی باشد و مسیر توسعه بر اساس اصول علمی طراحی نشود، نمیتوان انتظار نتیجه مطلوب داشت.
به اعتقاد میرشاهزاده؛ آموزشهای مقطعی و بدون پیوست برنامه نیز در نهایت فقط ممکن است به ابزاری برای بهرهبرداری اقتصادی کوتاهمدت برخی افراد تبدیل شود، نه خلق ارزش، نه برنامهریزی و نه آیندهنگری واقعی در حوزه گردشگری.
* سه راهکار فوری برای رونق گردشگری تابستانی در غرب کشور
وی در پاسخ به پرسشی درباره سه راهکار فوری برای رونق گردشگری تابستانی در غرب کشور گفت: نخستین راهکار، ایجاد و تقویت عِرق ملی و افزایش ارزش داراییهای طبیعی و فرهنگی در نگاه جوامع محلی است. راهکار دوم، توسعه مفهوم گردشگری در منظر جامعه محلی و متعهد کردن آنها به بهرهمندی از جاذبههای تحت اختیارشان است. سومین راهکار نیز تشکیل کمیتههای برنامهریزی برای طراحی آینده این حوزه است.
وی در پایان ابراز امیدواری کرد که شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور در آینده بهبود یابد و بستری فراهم شود تا بتوان از این داراییها بهصورت بهینه بهرهبرداری کرد.