نامه به دبیر جشنوارهای که به نام همدان است
سرکار خانم مرضیه برومند؛
انتصاب شما به دبیری سیویکمین جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان، بهدلیل سابقه طولانی و اثرگذارتان در هنر کودک، میتواند فرصتی مهم برای بازنگری در مسیر این رویداد باشد. در متن حکم انتصاب نیز بر پیوند فرهنگی جشنواره با همدان، تقویت هویت ملی و امیدآفرینی برای کودکان تأکید و تصریح شده است که این دوره در همدان برگزار خواهد شد. اکنون انتظار میرود این مفاهیم از سطح شعار و متن حکم فراتر برود و در ساختار، سیاستگذاری و دستاوردهای جشنواره، دیده شود.
اگر کمی به قبل برگردیم و تاریخچه تولد این رویداد مهم فرهنگی هنری را بررسی کنیم، میبینیم که جشنواره تئاتر کودک و نوجوان در سال 1370 با عنوان امید و با حضور 6 گروه نمایشی در همدان متولد شد؛ این رویداد در سالهای نخست در همدان توسعه یافت و بهتدریج از یک گردهمایی محدود به مهمترین رویداد تخصصی تئاتر کودک و نوجوان کشور تبدیل شد. روند برگزاری این جشنواره پُر از فرازونشیب بوده است، بهنحوی که مدتی این جشنواره از خانه خود کوچ کرد و از دوره هفدهم دوباره به همدان بازگشت و این شهر برای سالها میزبان اصلی آن بود. وقفه ناشی از همهگیری کرونا، انتقال دوره بیستوهشتم به اردکان و بازگشت دورههای بعدی به همدان، نشان داد که با وجود بیش از سه دهه سابقه، هنوز رابطه جشنواره با شهر میزبان از ثبات حقوقی، مالی و نهادی کافی برخوردار نیست. این تاریخ پُرنوسان، پرسشی اساسی را پیش روی دبیر سیویکمین دوره قرار میدهد: آیا این دوره نیز صرفاً رویدادی چندروزه خواهد بود یا میتواند سرآغاز اصلاحات ساختاری در جشنواره باشد؟
اعتبار شما در میان هنرمندان، تجربه مدیریت جشنوارههای نمایشی و شناخت عمیقتان از جهان کودک، امکان طرح مطالباتی را فراهم میکند که شاید از عهده مدیریتی صرفاً اجرایی، برنیاید.
نخستین مسئله، تثبیت میزبانی و تأمین مالی جشنواره است. رویدادی با این قدمت نباید هرسال در انتظار مذاکره دوباره میان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، استانداری، شهرداری و دیگر نهادهای محلی بماند؛ در بسیاری از دورهها همدان علاوهبر تأمین سالنها، نیروی اجرایی، اقامت، حملونقل، تبلیغات شهری و خدمات جانبی، سهم سنگینی از هزینههای جشنواره را برعهده گرفته است، اما بخش مهمی از سیاستگذاری، انتخاب مدیران، طراحی فراخوان و تصمیمگیریهای کلان همچنان در تهران انجام میشود که این عدم توازن نه ازنظر مدیریتی قابل دفاع است و نه میتواند انگیزهای پایدار برای استان ایجاد کند. وزارت فرهنگ نمیتواند اختیار اصلی سیاستگذاری و انتخاب مدیران را در اختیار داشته باشد، اما هنگام تأمین منابع، مسئولیت عمده را به استان واگذار کند؛ از سوی دیگر، مدیران استانی نیز نباید نقش خود را به پرداخت هزینه و فراهمکردن امکانات اجرایی، محدود کنند.
انتظار میرود شما پیش از ورود جشنواره به مرحله اجرایی، تدوین قراردادی چندساله و شفاف را مطالبه کنید؛ قراردادی که سهم مالی وزارتخانه، استانداری، شهرداری و حامیان خصوصی، زمان پرداخت، ضمانت اجرای تعهدات و سهم استان در سیاستگذاری را مشخص کند. همدان نباید فقط محل تأمین هزینه، سالن و تماشاگر باشد؛ استانی که بار مالی و اجرایی جشنواره را میپذیرد، باید در تصمیمسازی، ارزیابی و بهرهبرداری از نتایج آن نیز جایگاهی روشن داشته باشد.
مسئله دوم، دبیرخانه دائمی است؛ دبیرخانه دائمی با نصب یک تابلو یا اختصاص یک اتاق تحقق پیدا نمیکند، این دبیرخانه باید اساسنامه مصوب، ساختار سازمانی، بودجه سالانه، نیروی تخصصی ثابت، بانک اطلاعات آثار و هنرمندان، آرشیو حرفهای، واحد پژوهش، بخش آموزش و دفتر روابط بینالملل داشته باشد. فعالیت جشنواره نباید با انتخاب دبیر آغاز و با خاموش شدن چراغ اختتامیه متوقف شود؛ فاصله میان دو دوره باید به زمانی برای حمایت از تولید، آموزش هنرمندان، ارتباط با مدارس، پژوهش درباره مخاطبان، استعدادیابی و توسعه همکاریهای خارجی تبدیل شود. دبیر جشنواره میتواند تغییر کند، اما حافظه سازمانی، اسناد، ارتباطات و برنامههای توسعهای نباید با هر تغییر مدیریتی از نو ساخته شوند.
سومین مسئله، فاصله جشنواره با اجرای عمومی است. بسیاری از آثار پس از ماهها تمرین و صرف هزینه، چند نوبت در جشنواره اجرا و سپس از چرخه نمایش خارج میشوند؛ در چنین وضعیتی جشنواره بیش از آنکه موتور تولید و عرضه تئاتر کودک باشد، به محل انتخاب برگزیدگان و توزیع جوایز تبدیل میشود. موفقیت جشنواره را نباید فقط با تعداد متقاضیان، گروهها، اجراها، میهمانان و تماشاگران چند روز برگزاری آن سنجید، باید پرسید چند اثر پس از جشنواره به اجرای عمومی رسیدهاند و چند نمایش به دیگر شهرها سفر کردهاند؟ چه تعداد از تولیدات وارد مدارس و کانونهای فرهنگی شدهاند و چند گروه توانستهاند فعالیت حرفهای خود را ادامه دهند؟
سیویکمین دوره میتواند نقطه آغاز تشکیل شبکه گردش آثار و بازار تئاتر کودک و نوجوان باشد. وزارت آموزشوپرورش، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، شهرداریها، مؤسسات آموزشی، پلتفرمهای تصویری و بخش خصوصی میتوانند خریدار یا حامی آثار منتخب شوند؛ همچنین بخشی از حمایت مالی از تولیدات باید به اجرای عمومی پس از جشنواره مشروط شود که چنین الگویی بودجه یک رویداد موقت را به سرمایهای فرهنگی با دامنه ملی تبدیل میکند.
چهارمین مسئله، معنای واقعی عنوان بینالمللی است. حضور چند گروه داور یا میهمان خارجی بهتنهایی، یک جشنواره را بینالمللی نمیکند؛ این عنوان زمانی معتبر است که روابط مستمر با جشنوارهها و مراکز تخصصی جهان شکل بگیرد، تولید مشترک داشته باشیم، نمایشنامهها ترجمه شوند، دورههای آموزشی بلندمدت برگزار کنیم و آثار ایرانی امکان عرضه در دیگر کشورها را پیدا کنند.
همدان میتواند به مرکز همکاری تئاتر کودک در کشورهای عضو اکو، آسیای مرکزی و آسیای غربی تبدیل شود. این هدف نیازمند برنامهای چندساله، دفتر فعال بینالملل و ارتباطاتی فراتر از دعوتهای پراکنده نزدیک به زمان برگزاری است؛ نتیجه بخش بینالملل باید در ارتقای دانش هنرمندان ایرانی و افزایش فرصت حضور آنان در جشنوارههای معتبر جهان، دیده شود.
پنجمین مسئله، زیرساختهای همدان است. میزبانی بخش اعظم دورههای جشنواره بدون ایجاد مجموعهای تخصصی، نشان میدهد که بخشی از ظرفیت این رویداد به سرمایه ماندگار تبدیل نشده است. همدان به پردیس تخصصی تئاتر کودک و نوجوان نیاز دارد؛ مجموعهای شامل سالن متناسب با نیازهای جسمی و ادراکی کودکان، سالن خردسال، فضاهای تمرین، کارگاه ساخت عروسک و دکور، کتابخانه، مرکز اسناد و اقامتگاه هنرمندان.
این پردیس نباید فقط در روزهای جشنواره فعال باشد، بلکه باید در طول سال محل اجرای عمومی، آموزش، تولید، پژوهش و میزبانی گروههای داخلی و خارجی شود؛ جشنواره هنگامی برای همدان سرمایه تولید میکند که علاوهبر خاطره، پوستر و خبر، زیرساخت و نهاد ماندگار برجای بگذارد.
اما مهمترین مطالبه، بازتعریف نسبت جشنواره با همدان است. این رویداد نام همدان را با خود دارد و بخش قابل توجهی از امکانات و هزینههایش را از استان میگیرد، اما همچنان نسبت اندکی با سرمایههای تاریخی، فرهنگی، انسانی و مسائل واقعی کودکان همدانی برقرار کرده است؛ سیاستگذاری عمدتاً در تهران انجام میشود و سهم همدان در بسیاری از مواقع به میزبانی اجرایی کاهش مییابد.
گویی پرداختن به هویت استان یا تعریف بخشی ویژه برای آن، با شأن ملی و بینالمللی جشنواره ناسازگار است! درحالی که جشنوارههای معتبر جهان از پیوند عمیق با تاریخ، جغرافیا و فرهنگ شهر میزبان هویت میگیرند. جهانی شدن از بیهویتی حاصل نمیشود و یک رویداد زمانی برای جهان جذاب است که بتواند از یک زمینه فرهنگی مشخص، روایتی انسانی و قابل فهم ارائه کند.
خانم برومند؛ از شما انتظار میرود این نگاه مرکزگرایانه را تغییر دهید. حضور نمایندگان واقعی هنرمندان، دانشگاهها، پژوهشگران حوزه کودک و نهادهای فرهنگی همدان در شورای سیاستگذاری باید رسمی و مؤثر باشد، نه تشریفاتی. جشنواره میتواند بخشی برای تولید آثار برگرفته از تاریخ هگمتانه، میراث بوعلیسینا، باباطاهر و عینالقضات، افسانهها، آیینها، گویشها، طبیعت الوند و تجربه زیسته کودکان شهرها و روستاهای استان ایجاد کند و این آثار نباید به بازنمایی سطحی نمادهای محلی محدود شوند، بلکه باید روایتهای بومی را با زبان هنری معاصر به مخاطب ملی و جهانی عرضه کنند. تعریف چنین بخشی، امتیازی خارج از قاعده برای همدان نیست، بلکه به معنای به رسمیت شناختن حق شهر میزبان در برخورداری از دستاوردهای فرهنگی جشنواره است.
جشنواره همچنین میتواند از ظرفیت تئاتر برای مواجهه هنرمندانه با آسیبها و مسائل اجتماعی و فرهنگی استان استفاده کند. این امر به معنای تبدیل هنر به بروشور آموزشی یا سفارش تبلیغاتی نیست. دبیرخانه میتواند با استفاده از پژوهشهای معتبر، مسائل اولویتدار کودکان و نوجوانان استان را شناسایی و زمینه تولید آثاری درباره سواد رسانهای، گفتوگوی خانوادگی، خشونت، انزوای اجتماعی، محیط زیست، مسئولیتپذیری و امید اجتماعی را فراهم کند.
سیویکمین جشنواره باید نقطه عبور از برگزاری موفق به اثرگذاری پایدار باشد؛ پس از بیش از سه دهه، دیگر کافی نیست که همدان میزبان افتتاحیه و اختتامیهای باشکوه باشد. باید روشن شود جشنواره چند گروه حرفهای تربیت کرده، چند اثر را به اجرای مستمر رسانده، چه زیرساختی ایجاد کرده، چند فرصت شغلی فرهنگی ساخته و چگونه به زندگی فرهنگی کودکان استان کمک کرده است.
سرکار خانم مرضیه برومند؛ انتصاب شما میتواند فرصتی برای پاسخ دادن به این پرسشها باشد: جشنوارهای که نام، بخش قابل توجهی از بودجه، مخاطب و اعتبار میزبانی خود را از همدان میگیرد، باید برای همدان نیز دانش، زیرساخت، تولید هنری و سرمایه اجتماعی برجای بگذارد. سیویکمین دوره زمانی ماندگار خواهد شد که نهفقط یک جشنواره بهتر، بلکه الگویی عادلانهتر، بومیتر و آیندهنگرتر برای تئاتر کودک و نوجوان ایران بنا کند.