تشکیل کمیته مدیریت یکپارچه؛ نسخه درمانِ درد مزمنِ بافتهای تاریخی
سپهرغرب، گروه گردشگری- شهره کرمی؛ رئیس کارگروه ملی گردشگری و صنایعدستی پایدار بنیاد جهانی انرژی ایران با اشاره به اینکه تشکیل «کمیته مدیریت یکپارچه» راهکار حل مشکل مزمن بافتهای تاریخی است، گفت: عبور از مدیریتهای جزیرهای و موازیکاریهای اداری، با تشکیل «کمیته مدیریت واحد و یکپارچه» و حضور همه دستگاههای متولی و ذینفعان کلیدی، اساسیترین گام برای هماهنگی عملیاتی، رفع تداخل وظایف و پیگیری اصلاحات قانونی در بافتهای تاریخی است.
مدیریت بافتهای تاریخی، امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند نگاهی یکپارچه، تخصصی و آیندهنگر است؛ نگاهی که همزمان بتواند میان حفظ هویت تاریخی، ارتقای زیرساختها، تأمین نیازهای ساکنان بومی و توسعه گردشگری پایدار تعادل برقرار کند. در این میان، نقش شهرداریها، میراث فرهنگی، شوراهای شهر و سایر ذینفعان در صیانت از این بافتها و تبدیل آنها به کانونهای زنده و پویا، اهمیتی دوچندان یافته است.
در این خصوص با سیدرضا بهادری، رئیس کارگروه ملی گردشگری و صنایعدستی پایدار بنیاد جهانی انرژی ایران گفتوگو کردهایم که مشروح آن را در ادامه میخوانید:
*ارزیابی شما از مدل فعلی مداخله شهرداریها در بافتهای تاریخی چیست؟ آیا شهرداریهای ما توانستهاند تعادل صحیحی میان حفظ اصالت تاریخی و نیازهای زندگی امروز شهری برقرار کنند، یا همچنان درگیر نگاههای موزهای و ناکارآمد یا تخریبهای نوسازانه هستند؟
در پاسخ به پرسش نخست، باید تأکید کنم که شهرداریها در شهرهای دارای بافت تاریخی ارزشمند، بهویژه کلانشهرها و شهرهایی نظیر اصفهان، یزد و همدان، میتوانند نقشی بسیار جدی، مستقیم و تأثیرگذار در حفظ و احیای این ثروتهای ملی ایفا کنند. با این حال، ارزیابی وضعیت موجود نشان میدهد که نقش آنها آنچنان که شایسته و بایسته است، پررنگ نیست. در حال حاضر، بار اصلی مدیریت و نظارت بر بافتهای تاریخی عمدتاً بر دوش ادارات میراث فرهنگی شهرستانها قرار دارد، در حالی که ظرفیتهای اجرایی و مالی شهرداریها میتواند پیشران اصلی این تحول باشد.
در این میان، تجربه شهر یزد بهعنوان یک الگو قابل بررسی است؛ در یزد شاهد شکلگیری ساختار تخصصی «شهرداری منطقه تاریخی» هستیم. اگرچه شاید در بسیاری از شهرهای تاریخی کشور چنین ساختار مجزایی تعریف نشده باشد، اما تجربه یزد نشان داد که تعامل سازنده میان شهرداری منطقه تاریخی و اداره کل میراث فرهنگی، میتواند به اجرای پروژههای موفقی در زمینههای کفسازی، مقاومسازی، اصلاح سیستم روشنایی و زیباسازی منظر شهری منجر شود.
*حفظ اصالت تاریخی همگام با ارتقای کیفیت زندگی ساکنان محلی
یک مدیریت شهری پویا در بافت تاریخی باید بتواند تعادلی ساختاری میان حفظ اصالت تاریخی و فرهنگی بافت از یکسو و تأمین نیازهای معیشتی و رفاهی ساکنان آن از سوی دیگر ایجاد کند. ما نمیتوانیم بدون در نظر گرفتن نیازهای اولیه شهروندانِ ساکن در این مناطق، به حفظ پایدار بافت امید داشته باشیم. اقداماتی نظیر توسعه خدمات زیرساختی (شامل آب، برق، گاز و فاضلاب)، بهکارگیری خودروهای ویژه و متناسب با معابر کمعرض جهت جمعآوری پسماند و استقرار تجهیزات تخصصی آتشنشانی برای مدیریت بحران، ازجمله اقدامات حیاتی است که در یزد تجربه شده و نقشی کلیدی در ارتقای شاخصهای زیستپذیری بافت ایفا کرده است.
علاوه بر اقدامات کالبدی، حضور و عضویت شهرهای تاریخی ما در نهادها و تشکلهای تخصصی بینالمللی و ملی بسیار راهگشا خواهد بود. بهعنوان نمونه، حضور در «شبکه شهرهای خلاق قدیمی جهان»، «شبکه شهرهای خلاق خشتی» و همچنین «شبکه شهرهای تاریخی ایران» (که شهرهایی مانند همدان نیز در آن عضویت دارند)، بستری ارزشمند برای انتقال تجربیات موفق جهانی و داخلی فراهم میآورد که باید حداکثر بهرهبرداری علمی از آن صورت گیرد.
*بافت تاریخی، زیستبوم جامعه محلی است، نه صرفاً ویترین گردشگری
باور اصولی ما بر این است که بافت تاریخی نباید صرفاً به یک معبر یا جاذبه توریستیِ محض برای آمدوشد گردشگران داخلی و خارجی تقلیل یابد. بافت تاریخی زنده و پویاست که حیات آن به حضور، سکونت و جریان زندگی مردم محلی وابسته است. تمام هموغم و تمرکز شهرداریها، سازمانهای فرهنگی و تشکلهای مردمنهاد باید بر صیانت از حقوق جامعه محلی و حفظ بافت جمعیتی آن معطوف شود؛ چراکه اساساً گردشگر نیز برای تماشای این زندگی جاری، اصالت فرهنگی، هویت زنده و تعاملات اجتماعی مردم محلی قدم به این فضاها میگذارد.
بنابراین، مدیریت شهری وظیفهای بسیار حائز اهمیت دارد. در این راستا، بازوهای نظارتی و سیاستگذار مانند شوراهای اسلامی شهر نقشی بیبدیل دارند. بهعنوان مثال، ما در شورای اسلامی شهر یزد با راهاندازی «کمیسیون گردشگری و میراث فرهنگی»، بستری تخصصی برای نظارت مستمر بر عملکرد شهرداری در این حوزه ایجاد کردهایم. کارکرد اصلی این کمیسیون، تلاش برای پیوند ساختاری، همافزایی مستمر و شکلگیری ارتباطات نظاممند میان شهرداری و وزارت میراث فرهنگی است تا از موازیکاریها جلوگیری شود و روند احیای بافتهای تاریخی شتاب گیرد.
*وقتی شهرداریها بافت تاریخی را با رویکرد گردشگری احیا میکنند، معمولاً قیمت املاک بالا رفته و ساکنان بومی مجبور به مهاجرت میشوند و جای خود را به کافهها و هتلها میدهند. چگونه میتوان بافت تاریخی را احیا کرد بدون آنکه هویت اجتماعی و زندگی روزمره ساکنان قدیمی آن قربانیِ تجاریسازیِ صرف شوند؟
زمانی که شهرداریها نگاه ویژهای به گردشگری و بافت تاریخی بهصورت همزمان داشته باشند، این رویکرد میتواند تأثیر بسیار مثبتی بر توسعه این مناطق بر جای بگذارد. توجه خاص به بافت تاریخی و افزودن نگاه گردشگری به آن، در عمل سبب میشود این محدودهها، جان تازهای بگیرند و اتفاقات مثبت و مؤثری در آنها شکل بگیرد. در این مسیر، شهرداریها نیز با تمرکز بیشتر بر ساماندهی فضا، بهبود مسیرها، تقویت نورپردازی، ارتقای روشنایی و حفظ بافت، میتوانند نقش مهمی در زندهسازی این مناطق ایفا کنند.
یکی از آثار منفی اقتصادی گردشگری این است که با افزایش جذابیت یک منطقه، قیمت زمین و املاک در آن بالا میرود و همین مسئله ممکن است ساکنان بومی را به ترک بافت تاریخی سوق دهد. در چنین شرایطی، برخی از اهالی بهدلیل افزایش ارزش ملک، ترجیح میدهند خانههای خود را به هتلها، کافهها یا سایر مراکز گردشگری اجاره دهند یا حتی بفروشند. این روند بهتدریج میتواند موجب شود سرمایهگذاران داخلی یا خارجی جایگزین ساکنان اصیل منطقه شوند و کاربریهای گردشگری بهجای زیست بومی و محلی گسترش یابد.
این تغییرات، در صورت نبود مدیریت درست، میتواند هویت اجتماعی و فرهنگی بافت تاریخی را زیر سؤال ببرد و رنگوبوی اصیل زندگی مردم محلی را بهتدریج کمرنگ کند؛ بهگونهای که این فضاها بیش از آنکه محل زندگی باشند، به مجموعهای از تأسیسات گردشگری با رویکردی صرفاً اقتصادی و تجاری تبدیل شوند. این مسئله یکی از چالشهای جدی در مدیریت بافتهای تاریخی است.
اگر شهرداریها یا اداره گردشگری شهرداری بتوانند مشوقهایی برای مردم بومی در نظر بگیرند و آنها را ترغیب کنند که خانه یا محل زندگی خود را به فضایی برای فعالیتهای گردشگری تبدیل کنند، در همان بافت بمانند و هویت خود را نیز به نمایش بگذارند، میتوانند به شکل مؤثری از خروج جمعیت بومی جلوگیری کنند.
در این صورت، گردشگری میتواند در قالبهای متنوعی مانند گردشگری فرهنگی، ادبی، موسیقی، هنری و صنایعدستی توسعه پیدا کند؛ حوزههایی که همچنان ظرفیتهای فراوانی برای کار و سرمایهگذاری دارند. به این ترتیب، هم بافت تاریخی دوباره زنده میشود و گردشگر به آن بازمیگردد و هم خانوادهها و نسل بومی منطقه به ماندن و فعالیت در همان فضا تشویق میشوند. از سوی دیگر، این مدل باعث میشود سرمایهگذاریهای بیرونی تا حد امکان به خارج از بافت هدایت شود و از بروز پیامدهای منفی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جلوگیری شود.
اگر شهرداری بتواند الگویی را پیادهسازی کند که همزمان با توسعه بافت تاریخی، مردم محلی نیز امکان راهاندازی کسبوکارهای گردشگری را پیدا کنند و از مشوقها و حمایتهای شهرداری بهرهمند شوند، این رویکرد میتواند آثار مثبت و چندگانهای برای بافت تاریخی به همراه داشته باشد.
*بسیاری از طرحهای احیای گردشگری در شهرداریها، صرفاً به زیباسازی بدنه و جدارهها خلاصه میشود. از منظر زیرساختهای حیاتی (مانند شبکه اطفای حریق، دفع فاضلاب، دسترسیهای اضطراری و پارکینگ)، شهرداریها در ایجاد امنیت و تابآوری واقعی در این بافتها موفق بودهاند یا عملاً با یک کالبد زیبا اما ناایمن روبهرو هستیم؟
ایجاد «شهرداری ویژه منطقه بافت تاریخی» در شهرهای هدف، گامی کلیدی در راستای مواجهه اصولی با چالشهای زیرساختی نظیر شبکههای اطفای حریق و سیستمهای دفع فاضلاب بهشمار میرود. دفع فاضلاب شهری در بافتهای تاریخی بهدلیل تراکم بالای ساختمانی و معابر کمعرض، همواره یکی از بزرگترین معضلات توسعه شهری بوده؛ چراکه امکان لولهگذاریهای حجیم و متداولِ مناطق نوساز در این بخشها وجود ندارد. علاوه بر این، تأمین پارکینگ و دسترسی به پارکینگهای عمومی از دیگر چالشهای مشترکی است که تقریباً در تمامی بافتهای تاریخی ایران، ازجمله شهر یزد، مشاهده میشود.
در بخش مدیریت بحران و شبکه اطفای حریق، راهکار کارآمد، بهرهگیری از تجهیزات و ماشینآلات ویژه و کوچکمقیاس متناسب با عرض معابر است. بخش خدمات شهری میتواند با بومیسازی الگوهای خلاقانه برگرفته از شبکههای بینالمللی شهرهای تاریخی جهان، به راهکارهای نوینی در این زمینه دست یابد. در واقع، فراتر از اقدامات ظاهری نظیر زیباسازی جدارهها و نورپردازی، شهرداریها باید تمرکز ویژهای بر ایمنسازی زیرساختها داشته باشند؛ زیرا بدون تأمین امنیت کالبدی و محیطی، عموم گردشگران، سرمایهگذاران و حتی خود ساکنان بومی تمایلی به ماندن، سکونت و یا راهاندازی کسبوکارهای گردشگری مانند اقامتگاههای بومگردی، کافهها و رستورانهای سنتی نخواهند داشت. از این رو، ارتقای ضریب ایمنی توسط خدمات شهری، نقشی تعیینکننده در سرنوشت بافت دارد.
*مدیریت یکپارچه؛ پیششرط ایمنی زیرساختها و رونق سرمایهگذاری
حل چالشهای پیچیده در بافتهای تاریخی، نیازمند استقرار «مدیریت یکپارچه» در شهرهایی است که دارای چنین بافتهایی هستند. این سیستم مدیریتی باید در قالب کارگروههای تخصصی، تمامی دستگاههای متولی در حوزههای تأسیسات زیربنایی (آب، برق، گاز، تلفن و فاضلاب)، ایمنی، بهداشت و میراث فرهنگی را دور یک میز جمع کند. همافزایی و هماهنگی مستمر این بخشها، کلید رفع موانع فنی و اجرایی است. تنها در سایه چنین هماهنگیِ فرابخشی است که زیرساختهای بافت به شکلی ایمن، استاندارد و پایدار توسعه مییابند و بستری مطمئن برای جذب گردشگران و ترغیب سرمایهگذاران به توسعه کسبوکارهای گردشگری فراهم میشود.
*در تمام دنیا، درآمد حاصل از گردشگری در بافتهای تاریخی مستقیماً صرف مرمت مستمر همان بافت میشود. چرا در شهرهای ما چرخه اقتصادی بازآفرینی شکل نمیگیرد و شهرداریها احیای بافت تاریخی را به جای یک سرمایهگذاری سودآور، هزینهای زائد بر دوش خود میبینند؟ نقص این زنجیره کجاست؟
مرور پیشینه مدیریت شهری نشان میدهد که در دهههای گذشته، دیدگاه غالب بسیاری از شهرداران و اعضای شوراهای شهر نسبت به بافتهای تاریخی، بر «فرسودگی و لزوم تخریب» استوار بود. در آن دوره، تمایل شدیدی برای جایگزینی این ساختار ارزشمند با مصالح جدید، خیابانکشیهای مدرن و الگوهای نوسازی وجود داشت که حتی تا مرز صدور دستور تخریب گسترده این پهنهها نیز پیش رفت. با این حال، در دهه اخیر این رویکرد تغییر مثبتی کرده و مدیریت شهری به این درک رسیده که کوچهپسکوچهها، عمارتها و خانههای تاریخی، اصلیترین جاذبه برای گردشگران داخلی و خارجی و مظهر هویت ملی هستند.
در این راستا، هماهنگی میان شهرداریها و وزارت میراث فرهنگی در قالب مدیریت یکپارچه شهری، بستر مناسبی را برای توانمندسازی جامعه محلی ایجاد میکند. زمانی که با اعطای مشوقهای لازم، زمینه شکلگیری کسبوکارهای گردشگریِ درآمدزا برای ساکنان بومی فراهم شود، چرخه مالی پایداری شکل میگیرد. در این الگو، درآمد حاصل از میزبانی از گردشگران، مستقیماً توسط خود اهالی صرف مرمت، نگهداری و احیای بناها میشود؛ چراکه جامعه محلی ارزش اقتصادی و هویتی ملک خود را درک کرده و برای صیانت از آن انگیزه کافی پیدا میکند.
*خلأهای قانونی و اهمیت تبادل تجربه در بستر شبکههای یادگیری
یکی از حلقههای مفقوده و چالشهای اساسی در مدیریت بافتهای تاریخی، ضعف و نبود جامعیت قوانین موجود در این حوزه است. در غیاب قوانین منسجم حاکمیتی، تشکیل ساختارهایی نظیر «مجموعه شهرهای تاریخی ایران» در سالهای اخیر، نقش مهمی در جبران این خلأها ایفا کرده است. گردهمایی سالانه این شهرداریها، فرصتی برای انتقال دانش، اشتراکگذاری تجارب موفق و بومیسازی الگوهای جهانی از طریق شبکههای یادگیری بینالمللی فراهم میآورد.
هدف نهایی این تعاملات علمی و تجربی، دستیابی به سازوکاری است که بر اساس آن، درآمدهای مستقیم و غیرمستقیم حاصل از گردشگریِ بافتهای تاریخی، بهصورت قانونی و ساختاریافته به خود این مناطق تزریق شود تا صرف عملیات مرمتی، احیای کالبدی و رونق کسبوکارهای بومی در همان محدوده گردد.
*بسیاری از سرمایهگذاران و مالکان، در میان ضوابط سختگیرانه وزارت میراث و دیوانسالاری پروانه ساخت شهرداری گرفتار شدهاند. از دیدگاه علمی و قانونی، این گره کورِ تعارض منافع بین شهرداری و میراث فرهنگی چگونه باز میشود و راهکار جایگزین چیست؟
تشکیل «کمیته مدیریت واحد و یکپارچه بافت تاریخی» با حضور نمایندگان تامالاختیار تمامی دستگاههای متولی و ذینفعان کلیدی، اساسیترین گام برای هماهنگی عملیاتی در این حوزه بهشمار میرود. ساختار پیشنهادی این کمیته فرابخشی شامل معاونت میراث فرهنگی شهرستان، معاونتهای ذیربط شهرداری (یا شهردار منطقه تاریخی)، تشکلهای مردمنهاد (سمنها)، انجمنهای صنفی فعال در حوزههای گردشگری و میراث فرهنگی، نماینده استانداری و همچنین رئیس کمیسیون گردشگری و میراث فرهنگی شورای اسلامی شهر است. حضور همزمان این ارکان تصمیمساز، بستر لازم را برای همافزایی، تصمیمگیریهای جامع و رفع تداخلات وظیفهای میان ارگانهای مختلف فراهم میآورد.
این تعامل مستقیم موجب میشود چالشهای قانونیِ استخراجشده از دل مدیریت اجرایی بافت، از طریق کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور در مجلس پیگیری و به قوانین کارآمد تبدیل شود.
علاوه بر این، ظرفیتهای کارشناسی موجود در «اجلاس شهرهای تاریخی ایران» میتواند بهعنوان بازوی فکری عمل کرده و با تدوین پیشنویس لوایح و طرحهای قانونی و ارسال آنها به مجلس، روند اصلاح قوانین کلان کشور را شتاب بخشد تا مسیر برای جذب سرمایهگذاران هموار شود.جهت برطرف ساختن موانع و خلأهای قانونی در سطح کلان، حضور نمایندگان مجلس شورای اسلامی هر حوزه انتخابیه ضروری ست.
*پیادهسازی الگوی توسعه پایدار و صیانت از ظرفیت تحمل بافت
تسهیل فرآیند حضور سرمایهگذاران در بافتهای تاریخی نباید به بروز مجدد پیامدهای منفی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی منجر شود. هرگونه مداخله، مرمت و توسعه کسبوکار در این مناطق باید منطبق بر «الگوی توسعه پایدار بافتهای تاریخی» صورت گیرد. این الگو فراتر از نگاه تکبعدیِ رشد اقتصادی، سه رکن اساسی توسعه پایدار یعنی پایداری اجتماعی، فرهنگی، ملاحظات زیستمحیطی و مهمتر از همه، مفهوم «ظرفیت تحمل» بافت تاریخی را ملاک عمل قرار میدهد.
پذیرش و اجرای این استانداردها مانع از اشباع بیش از حد بافت توسط کاربریهای تجاری و گردشگری میشود. در این میان، حفظ منافع، حریم زندگی، اصالت فرهنگی و ضوابط اجتماعی جامعه محلی از بالاترین درجه اهمیت برخوردار است؛ چراکه پایداری واقعی بافتهای تاریخی تنها با محوریت مردم بومی و حفاظت از ساختار زیستی و هویتی آنها محقق خواهد شد.