گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:103819

تابستان تمام شد؛ سهم نوجوان ما از فراغت چه بود؟

زهره پوروهابی
تابستان تمام شد؛ سهم نوجوان ما از فراغت چه بود؟

تقویم به آخرین روزهای شهریورماه رسیده است؛ تا چند روز دیگر خیابان‌ها دوباره در ساعت‌های آغازین صبح پُر از دانش‌آموز می‌شود. کیف‌ها از گوشه خانه بیرون می‌آید و خانواده‌ها وارد نظم تازه سال تحصیلی می‌شوند. اما درست در همین نقطه پیش از آنکه پرونده تابستان را ببندیم، شاید لازم باشد یک سؤال ساده اما جدی بپرسیم: سه ماهی که گذشت، برای نوجوانان ما چه داشت؟
پاسخ را نباید فقط در تعداد سفرها، کلاس‌های آموزشی، اردوها یا ساعت‌های حضور در باشگاه جست‌وجو کرد؛ مسئله بنیادی‌تر از این‌ها است. باید دید نوجوان ما در این سه ماه فرصت کرد چیزی را تجربه کند، مهارتی بیاموزد، دوستی تازه‌ای بسازد، مسئولیتی برعهده بگیرد، استعداد ناشناخته‌ای از خود کشف کند و اندکی خارج از نظام رسمی مدرسه جهان را بشناسد یا تابستان نیز مانند بسیاری از روزهای دیگر، میان صفحه تلفن همراه، خواب نامنظم، کلاس‌های اجباری و سرگرمی‌های پراکنده سپری شد؟
ما معمولاً درباره اوقات فراغت به‌گونه‌ای سخن می‌گوییم که گویی با یک زمان اضافه مواجه هستیم؛ ساعاتی که پس از انجام وظایف اصلی زندگی باقی می‌ماند و باید به‌نحوی پُر شود. همین تعبیر پُر کردن اوقات فراغت شاید بخشی از مسئله را آشکار کند؛ گویی از فراغت می‌ترسیم و وظیفه خود می‌دانیم آن را با کلاس، برنامه، سرگرمی یا هر فعالیت دیگری اشغال کنیم. درحالی‌ که فراغت برای نوجوان نه زمان زائد، بلکه بخشی از فرایند رشد او است. نوجوان در همین زمان‌های نسبتاً آزاد است که فرصت پیدا می‌کند علایقش را آزموده و از چارچوب تکلیف و نمره فاصله بگیرد، با شکست‌های کوچک روبه‌رو شود، انتخاب کند، خسته شود، چیزی بسازد، در جمع همسالان نقش بگیرد و حتی گاهی با خودش تنها بماند.
اگر کمی دقت کنیم، درخواهیم یافت بخش مهمی از استقلال، خلاقیت و شناخت خویشتن الزاماً در کلاس درس شکل نمی‌گیرد، اما کافی است به الگوی رایج تابستان بسیاری از نوجوانان نگاه کنیم؛ در یک سوی ماجرا خانواده‌هایی قرار دارند که تابستان را به امتداد مدرسه تبدیل می‌کنند: کلاس زبان، ریاضی، تست، مهارت، ورزش و چند برنامه دیگر که گاهی از صبح تا عصر ادامه دارد! کودک یا نوجوان از یک نظام برنامه‌ریزی‌شده وارد نظام برنامه‌ریزی‌شده دیگری می‌شود که فقط کتاب‌هایش تغییر کرده‌اند.
در سوی دیگر، نوجوانانی هستند که برنامه مشخصی ندارند و بخش بزرگی از روز را در خانه و در مجاورت تلفن همراه می‌گذرانند: شبکه اجتماعی، ویدئوهای کوتاه، بازی و سرگرمی دیجیتال که به آسان‌ترین و در دسترس‌ترین شکل مصرف زمان تبدیل می‌شوند. میان این دو وضعیت، یعنی فراغت بیش‌ازحد مدیریت‌شده و فراغت کاملاً رهاشده، آن چیزی که کمتر دیده می‌شود، فراغت سازنده و انتخاب‌محور بوده؛ البته مقصر دانستن خانواده‌ها ساده‌ترین و نادرست‌ترین پاسخ است. بسیاری از والدین خود با محدودیت‌های جدی مواجه‌ هستند: ساعات طولانی کار، هزینه کلاس‌ها و مراکز تفریحی، کمبود فضاهای امن و در دسترس شهری و نگرانی درباره محیط‌هایی که فرزندشان در آن‌ها حضور پیدا می‌کند؛ بنابراین مسئله اوقات فراغت را نمی‌توان صرفاً به توصیه‌ای اخلاقی برای پدران و مادران تقلیل داد.
در این میان پرسش مهم‌تر متوجه جامعه و نهادهای اجتماعی است؛ اجتماع ما برای نوجوانی که سه ماه مدرسه ندارد، چه پیشنهادی دارد؟ البته در سالی که گذشت به‌دلیل شرایط کشور، دانش‌آموزان بسیار بیش از سه ماه تابستان تعطیل بوده و اوقات فراغت داشتند، اما در هر صورت از کنار این پرسش نمی‌توان به‌راحتی گذشت که اگر نوجوانی بخواهد بدون پرداخت هزینه سنگین چند هفته در یک کتابخانه، کارگاه هنری، فعالیت محیط‌ زیستی، گروه داوطلبانه، باشگاه علمی، فعالیت رسانه‌ای یا برنامه اجتماعی مشارکت کند، چند گزینه واقعی پیش روی او وجود دارد؟ فرهنگ‌سراها، کتابخانه‌ها، مدارس، مساجد، سازمان‌های مردم‌نهاد، باشگاه‌های ورزشی و دیگر نهادهای عمومی تا چه اندازه توانسته‌اند برای این مقطع حساس زندگی برنامه‌هایی جذاب، متنوع و متناسب با دنیای نوجوان طراحی کنند؟ مسئله فقط تعداد برنامه نیست. چه‌بسا هر تابستان فهرستی طولانی از کلاس‌ها، مسابقات و اردوها منتشر شود، اما بسیاری از آن‌ها همچنان با نگاه بزرگ‌سالان طراحی شده باشند. برنامه‌ای که نوجوان باید در آن حاضر شود، گوش دهد و مطابق دستور عمل کند!
تفاوت بزرگی وجود دارد میان برنامه‌ای که برای نوجوان ساخته می‌شود و فضایی که نوجوان اجازه دارد در آن خودش کاری انجام دهد؛ نوجوان بیش از آنکه به مخاطب دائمی بودن برای برنامه‌های فرهنگی نیاز داشته باشد، به میدان تجربه احتیاج دارد. چرا نباید گروهی از نوجوانان اداره بخشی از یک کتابخانه محلی را برای چند هفته برعهده بگیرند؟ چرا نتوانند یک نشریه محله، پادکست، گروه عکاسی شهری یا پروژه ثبت تاریخ شفاهی سالمندان محله راه بیندازند؟ چرا فعالیت داوطلبانه در محیط‌ زیست، خیریه‌ها، مراکز فرهنگی و برنامه‌های اجتماعی به بخشی طبیعی از تابستان نوجوانان تبدیل نشود؟
گاهی جامعه از کمبود مسئولیت‌پذیری، ضعف مهارت اجتماعی یا وابستگی بیش از اندازه نسل جدید گلایه می‌کند، اما همان جامعه کمتر موقعیتی واقعی برای تمرین مسئولیت در اختیار آنان قرار می‌دهد. مسئولیت‌پذیری با سخنرانی ایجاد نمی‌شود، نوجوان باید مسئول چیزی باشد تا مسئولیت را بیاموزد. از سوی دیگر نمی‌توان درباره فراغت نوجوان امروز سخن گفت و از تلفن همراه عبور کرد. راه‌ حل نیز احتمالاً نه جنگ دائمی با فناوری و نه مصادره گوشی در نخستین فرصت است. باید پرسید چرا جهان دیجیتال برای نوجوان آن‌قدر جذاب است و بسیاری از فضاهای واقعی زندگی چنین جذابیتی ندارند؟ فضای دیجیتال به نوجوان امکان انتخاب، کشف، ارتباط، بازی، دیده‌ شدن و تجربه می‌دهد. اگر محیط واقعی زندگی او فاقد همین امکانات باشد، طبیعی است که صفحه نمایش قدرت بیشتری پیدا کند.
مبارزه مؤثر با مصرف افراطی فضای مجازی، پیش از محدود کردن صفحه نمایش، نیازمند غنی‌تر کردن جهان واقعی نوجوان است. در این میان یک تمایز مهم نیز نباید فراموش شود: فراغت با بیکاری یکی نیست. همان‌گونه که قرار نیست تمام ساعات نوجوان برنامه‌ریزی شود، لازم هم نیست هر لحظه آزاد او محصول آموزشی مشخصی داشته باشد. نوجوان حق دارد بخشی از روز را بدون هدف از پیش تعیین‌شده سپری کند، کتابی را به انتخاب خودش بخواند، قدم بزند، با دوستانش حرف بزند، بازی کند یا حتی گاهی حوصله‌اش سر برود؛ خلاقیت همیشه محصول جدول زمان‌بندی نیست.
شاید مسئله اصلی ما این باشد که از یک‌سو از «رها بودن نوجوان» نگرانیم و از سوی دیگر، «اختیار داشتن او» را نیز چندان تمرین نکرده‌ایم. میان رهاشدگی و کنترل کامل، قلمروی وسیعی وجود دارد به‌نام تربیت؛ جایی که بزرگسال فرصت می‌سازد، مرز تعیین می‌کند و امنیت فراهم می‌آورد، اما بخشی از انتخاب را نیز به نوجوان می‌سپارد. اکنون که تابستان تمام شده، بررسی اوقات فراغت امسال نباید صرفاً به شمارش اردوها و کلاس‌های برگزارشده محدود شود. خانواده‌ها، مدارس، شهرداری‌ها و نهادهای فرهنگی می‌توانند از خود بپرسند نوجوانان پس از این سه ماه چه چیزی به‌دست آوردند که در خردادماه نداشتند. آیا مستقل‌تر شدند؟ مهارتی کشف کردند؟ دوستی سالمی ساختند؟ کتابی را از سر علاقه خواندند؟ تجربه خدمت اجتماعی داشتند؟ شهر خود را بیشتر شناختند؟ یا فقط سه ماه بزرگ‌تر شدند؟ اول مهر چند روز دیگر از راه می‌رسد و نوجوانان دوباره پشت نیمکت‌ها خواهند نشست. اما اکنون بهترین زمان برای طرح یک پرسش است که پاسخ آن را باید پیش از تابستان آینده پیدا کنیم: آیا فراغت نوجوانان را همچنان زمانی می‌دانیم که باید «پُر» شود، یا آن را یکی از مهم‌ترین میدان‌های تربیت نسل آینده می‌شناسیم؟ اگر پاسخ دوم باشد، آن‌وقت طراحی برای تابستان دیگر نمی‌تواند از خردادماه آغاز شود. جامعه، خانواده، مدرسه و نهاد فرهنگی باید از همین امروز برای تابستانی فکر کنند که در آن نوجوان نه‌فقط سرگرم شود، بلکه فرصت زندگی‌کردن، انتخاب‌ کردن، تجربه‌ کردن و رشد کردن پیدا کند.

ارسال نظر

سوال: کوچک‌ترین قاره؟ Ostoralia

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار