مصائب ترافیکی با کندی تکمیل تقاطع شهید همدانی
سپهرغرب، گروه شهر - عباس سریشی: اتمام طرحهای نیمهتمام، یک مطالبه عمومی برای جبران تعهدات، بازپرداخت بدهیها و اقساط جامانده اخلاقی مسؤولان به مردم است.
امروزه افزایش روزافزون جمعیت و خودرو و نیز تمرکز فعالیت در مراکز شهرها موجب افزایش سفرهای درونشهری و لزوم استفاده از وسایل نقلیه (اعم از شخصی و عمومی) شدهاست، چنانکه همین امر وقتی بهموازات محدودیت ظرفیت شبکه ارتباطی درونشهری و نیز خلأها، ضعفهای فرهنگی و مدیریتی حاکم بر جامعه قرار میگیرد، ناگزیر باعث افزایش ترافیک و کندی حرکت در شهرها میشود.
در این خصوص و به اعتقاد کارشناسان، ازآنجاکه در اکثر معابر شهری، ظرفیت تقاطعها تعیینکننده ظرفیت معابر است، بنابراین بهمنظور کاهش تراکم ترافیک و متعاقباً تسهیل و روانی تردد در معابر بهناچار نیاز است تا بر اساس ضوابط و معیارهای خاص، برخی تقاطعهای همسطح به غیر همسطح مبدل شوند.
البته باتوجه به اینکه احداث چنین سازههای بزرگی نیازمند زمان و هزینه کلان است پس ضرورت دارد تا علت و چرایی اجرای آنها قبلاً تعریف و تأیید شود که به همین منظور و در جوامع توسعهیافته، قبل از اجرای چنین پروژههایی تأثیرات حاصل از اجرای آن در سیستم شبکه معابر مورد مطالعه قرار میگیرد تا متولیان با توجه به موضوعاتی از قبیل بودجه، زمان، مکان و موارد دیگر، نسبت به برنامهریزی، شیوه اجرا و حتی اولویت در انتخاب محل و پروژه اقدامات لازم را در دستور کار قرار دهند.
به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران، احداث هر تقاطع غیر همسطح قطعاً تأثیرات مثبتی را در بدنه ترافیک شهر خواهد داشت، اما اینکه این تأثیرات به چه میزان بوده و به چه قیمتی به دست خواهد آمد خود مسئله دیگری است که باید قبل از زدن نخستین کلنگ افتتاح، به آنها فکر کرد.
گو اینکه در بسیاری از کشورهای پیشرو در صنعت سازههای ترافیکی و حملونقل نیز مطالعات فراوانی با استفاده از روشهای مختلف برای تعیین وزن و اهمیت زیرمجموعههای پارامتری و کارکردی تقاطعهای غیر همسطح در قالب بهبود رفتوآمد، سازگاری محیطی و ایمنی ترافیکی، بررسی سود و هزینه، صرفه اقتصادی و قابلیت اطمینان و مقبولیت کاربران و غیره، انجام میشود که قطعاً بهنوبه خود دارای بازخورد و نتایج بسیار مؤثر و مثبتی در دیگر طرحهاست.
بااینحال، امروزه میلیاردها ریال بودجه و سرمایه برای اجرای پروژههای ترافیکی، روانسازی حرکت و یا کاهش زمان سفر در شهرها صرف میشود که در برخی مواقع صرفاً به دلیل عدم مطالعه جامع و یا نحوه اجرا نهتنها منتج به فایده نمیشود بلکه برعکس، اثرات نامطلوب و ناخوشایندی را نیز بر روی کل شبکه شهری تحمیل میکند.
گو اینکه در این میان، نیاز به احداث تقاطعهای غیر همسطح که جزء پروژههای با هزینه بالا است نیز ازایندست محسوب میشود که هرچند با هدف جداسازی فیزیکی مسیرهای ترافیکی، ایجاد جریان ترافیک بههمپیوسته، کم شدن زمان تأخیر و افزایش ظرفیت تقاطعها ساخته میشوند؛ اما گاهی آنگونه که باید به نتیجه مطلوب نرسیده و بهعنوان یک سرمایهگذاری کم بازده روی دست شهر باقی میماند.
درواقع تجربه نشان داده که هرگاه این فرآیند بدون لحاظ کردن همه جوانب کار به مورداجرا گذاشتهشده یا در چنبره سلایق فردی و گروهی غیر متخصصان، تصمیمگیرندگان بانفوذ و یا مدیران اجرایی قرار گیرد و یا از حیث تأمین بودجه، با اگر و اما و گمانهزنی همراه شود و ساخت آن بر اساس زمانبندی مشخص قبلی صورت نپذیرد همان تقاطع غیر همسطح میتواند بهعنوان یکی از اصلیترین و درعینحال مهمترین علل بروز نابسامانی ترافیکی و هرجومرج در تردد به نقشآفرینی بپردازد.
موضوع اینجاست که هرچند در اجرای هر پروژه عمرانی و بهخصوص سازههای بزرگ، موضوعاتی از قبیل انتخاب پیمانکار، طراحی سازه، اولویتبندی، اثرگذاری و تعیین روش مناسب برای اجرا از اهمیت فوقالعادهای برخوردار هستند بااینحال شکی نیست که در این میان مهمترین و درعینحال بنیادیترین مقوله همان تأمین اعتبارات و منابع مالی لازم برای اجراست که باعث میشود یک طرح اساساً به مرحله اجرا برسد یا نرسد.
درواقع به دلیل همین اهمیت و جایگاه غیرقابلانکار موضوع اعتبارات و ردیفهای مشخص بودجه است که باعث شده حتی در بسیاری از کشورهای ثروتمند و توسعهیافته نیز برای اولویتبندی احداث تقاطعهای غیر همسطح، شاخصها و معیارهای متفاوتی را بر اساس شرایط کشور و همچنین اطلاعات موجود در خصوص شهر و محل، لحاظ کنند و یا باوجود طراحی و تائید نهایی سازه، اما روند اجرا تا تأمین قطعی اعتبار به تأخیر انداخته شود.
وقتی اهداف توسعه محقق نمیشود
و اما مدتهاست که شهر همدان نیز با معضل بزرگی بهنام گرههای ترافیکی دستبهگریبان شده، برآیندی ماحصل افزایش تعداد خودروها و سفرهای درونشهری در معابری تنگ و باریک که از یکسو باعث شده تا روزبهروز شاهد کاهش ظرفیت و گنجایش آنها برای تحمل این تعداد خودرو باشیم و از سوی دیگر نیز نگران افزایش نارضایتیهای عمومی و کلافگی جمعی در اثر اتلاف وقت در راهبندانها و توقفهای طولانی گردیم.
هرچند در همین سالها نیز برای برونرفت از این تنگنا ترفندهای گوناگونی از قبیل اجرای طرح محدوده ترافیکی، پیادهراه سازی و غیره اندیشیده و به مرحله اجرا گذاشته شد، اما واقع امر این است که بازهم گرهای از کلاف کور مشکل ترافیک شهر همدان باز نشد و درنهایت مدیران و مسؤولان بهعنوان آخرین راهکار، اقدام به ساخت تقاطعهای غیر همسطح در نقاط مختلف شهر کردند که متأسفانه عموماً نیز چه در حین ساخت و چه بعدازآن با مشکلات فراوان و تأملبرانگیزی همراه بوده و باعث گلایهمندی شهروندان نیز شدهاست.
البته این سخن بدان معنا نیست که مردم منکر مشکلات، سختیهای ناگزیر و الزامات محدودیت ساز اجرای این طرحها در طول ساخت باشند، بلکه مراد این است که هرگاه اجرای طرحی به هر دلیل بیشتر از زمان تعریفشده طول کشیده و پیشرفت قابل قبولی را نداشته و یا مجریان نسبت به مشکلات حاشیهای طرح بیتوجه و تفاوت باشند، ناخواسته همین موضوع باعث میشود تا گرهای دیگر بر مشکلات افزودهشده و اصطلاحاً داستان نمک بر روی زخم و استخوان در گلو شود و نه نوشداروی زندگیبخش.
درعینحال و جدا از مشکلاتی که مردم در طول انجام اینگونه طرحها تحمیل میکنند اما مهمترین بسامد این دست تعلل و سوء مدیریتها را باید در کمرنگ شدن اعتماد عمومی به توانایی مدیران و مجریان دانست، چراکه مردم، مسؤولان و مدیران شهری خود را بر اساس توانمندی در آغاز، اتمام و نیز مدیریت و سازماندهی مفید، محسوس و مشهود پروژهها و طرحها قضاوت میکنند و نه در وعدهها و شعارهای رنگارنگ تبلیغاتی.
اینکه متأسفانه و درحالیکه هنوز ما در کشوقوس توجیه بازخوردها و برآیندهای نهچندان قابل قبول در خصوص تعدادی از تقاطعهای غیر همسطح جدیدالاحداث در همدان هستیم و بسیاری بر این عقیدهاند که به دلیل جانمایی نامناسب آنها نتوانستهایم شاهد تأثیر محسوسی بر ترافیک شهر باشیم، اما مدیران اجرایی شهر در یک اقدام نسبتاً عجولانه اقدام به اجرای طرح دیگری کردند که نهتنها درهمان ابتدای راه به دلیل عدم تأمین بودجه و اعتبار روند ساخت آن موقف شد، بلکه به دلیل رهاشدگی نیز باعث بروز مشکلات عدیدهای برای مردم شده که ظاهراً هم قرار نیست به این زودیها پایان پذیرد.
پروژهای که در عین اهمیت و الزام بر ساخت آن، اما صرفاً به دلیل فقدان توجه و تلاش در خصوص تأمین اعتبار لازم قبل از آغاز کار، هماکنون و پس از اتمام مدتزمان تعریفشده برای ساخت، حتی به پیشرفتی در حد یکسوم هم نرسیده و در قالب یک هیبت ناهنجار و آشفته، درست در یکی از نقاط پر رفتوآمد شهر به خوابی سنگین فرو رفتهاست.
پیریزی با ملات سوء مدیریت
و اما در ادامه نهضت تأملبرانگیز و پرسرعت تقاطعسازی در همدان، در یک روز بارانی آبان ماه سال 94 شاهد زدن کلنگ ساخت تقاطع دیگری در شهر بودیم که به گفته مسؤولان به دلیل بار ترافیکی منطقه و لزوم سرعت بخشیدن به حرکت خودروها از اهمیت ویژهای برخوردار بود.
این بار کلنگ توسعه، فلکه چراغقرمز را هدف گرفت تا با حذف این نام از نقشه شهر، نماد جدید از مدرنیته را بهنام تقاطع غیر همسطح شهید همدانی بهجای آن بنشاند تا یک گام بلند دیگر به توسعه شهری نزدیکتر شویم.
آنگونه که از سخنان مسؤولان در آیین افتتاح این طرح بیان شد، با توجه به اینکه طرح عمرانی تقاطع غیر همسطح سردار شهید همدانی در مسیر ورودی اصلی شهر واقعشده و درعینحال یکی از مهمترین پروژههای همدان در غرب کشور ازلحاظ محور اصلی ارتباط محسوب میشود انتظار میرود که این طرح هرچه سریعتر و بر اساس برنامه زمانبندی 30 ماهه تعیین تکلیف شده و به بهرهبرداری برسد.
هرچند از همان ابتدا، به دلیل حجم کار و وسعت پروژه که مشتمل بر هزاران مترمربع خاکبرداری، بتنریزی و آسفالتریزی میشد این احتمال هم میرفت که اتمام طرح کمی بیشتر از مدت مقرر طول بکشد، اما باکمال تعجب و دقیقاً پس از چند ماه از آغاز کار بهیکباره شاهد تعطیلی فعالیت در آن شدیم و البته این موضوع نیز در حالی به وقوع پیوست که به دلیل رعایت اصول ایمنی و تأمین محوطه لازم برای فعالیت کارگاه، بخش اعظمی از گستره خیابانهای اطراف به انضمام متن تقاطع نیز بهوسیله موانع مسدود و از کاربری خارج شده بود.
حالا بیش از سه سال از آغاز این طرح میگذرد و درحالیکه در آغاز کار، مدیران و متولیان اصرار داشتند تا قبل از برگزاری رویدادهای مهمی چون اجلاس گردشگری همدان 2018 این طرح به پایان برسد، اما واقعیت حکایت از آن دارد که صرفاً به دلیل فقدان بودجه کافی، در حال حاضر امکان ادامه کار وجود ندارد و مردم نیز بهناچار باید ضمن تحمل تبعات وجود یک کارگاه بزرگ ساختمانی نهچندان ایمن در مسیر خود، دردسرهای ناشی از تنگی معبر و افزایش ترافیک منطقه را نیز شاهد باشند.
البته موضوع کمبود بودجه و اعتبارات، مقوله تازهای نیست که کسی از شنیدن آن تعجب کند زیرا از همان ابتدای کار نیز کراراً شاهد اشارههای غیرمستقیمی از سوی مطلعان در این خصوص به جراید بودیم که چندان جدی به نظر نمیرسد، اما درک این موضوع که چرا مدیریت شهری با علم به جیب خالی خود و فقدان ضمانت در جهت تأمین بهموقع اعتبار موردنیاز اقدام به آغاز این طرح کرد خود سؤالی است که تاکنون بیجواب مانده؛ مضاف بر اینکه با توجه به مشکلات اخیر اقتصادی این تصور وجود دارد که به دلیل تورم، قیمت تمامشده مصالح و دستمزدها برای پایان کار نیز بهمراتب بیشتر از مبلغ از پیش تعریفشده باشد.
به زبان سادهتر، این پروژه در یک زمان و توأمان، درگیر و دار سه موضوع اصلی یعنی افزایش هزینهها، طولانی شدن ساخت و ایجاد نارضایتی در بین مردم بوده و هست درحالیکه انتظار میرفت طی این سالها شهرداری و مسؤولان استان در این زمینه تلاش و حساسیت بیشتری به خرج میدادند اما...!
آب ریخته و کوزه شکسته
و اما اکنون در حالی قدم در چهارمین سال از آغاز ساخت این طرح میگذاریم که نه دیگر راه پس داریم و نه راه پیش، چراکه ظاهراً موضوع تأمین بودجه و اعتبار موردنیاز برای ادامه کار نیز در کشوقوس مشکلات اداری قرارگرفته و عمیقاً بر این باوریم که اقداماتی از قبیل برگزاری جلسات، فراخوان سرمایه، تغییر پیمانکار و مجری طرح نیز در نیمهراه گرهای را از کلاف کور مشکلات بازنخواهد کرد؛ و درنهایت تنها متضرر واقعی مردم هستند که باید ناخواسته متحمل مشکلاتی شوند که خود نقشی در بروز آن ندارند.
هرچند دراینبین برخی در راستای فرافکنی با اشاره به اینکه اگر مردم فرهنگ رانندگی خود را افزایش دهند قطعاً شاهد ترافیک کمتری خواهیم بود، به دنبال فرار از زیر بار ماجرا هستند اما پرسش ما از این افراد این است که به صرف قبول این موضوع آیا افزایش فرهنگ میتواند جبران تنگی و انسداد مسیر را برای هزار خودرو و عابر پیاده بکند یا خیر؟ و اینکه اصولاً فرهنگ رانندگی و تشدید سختگیری در تردد تا چه میزان در سرعتبخشی به طرحی که به دلیل فقدان بودجه، دچار رکود شده کمک کند؟
شاید هم این دست مسؤولان انتظار دارند تا مردم با افزایش سعهصدر و بالا بردن آستانه تحمل خود در مقام کمک به توجیه سوء مدیریت مجریان برآیند و در قبال همه مشکلات هم دم نزده و سکوت پیشه کنند!
البته موضوع قابلتأمل دیگر اینکه، هرچند در سرفصل همه مشکلات این طرح، کلمه کمبود بودجه از همه نمایانتر است اما وقتی مردم در همین زمان شاهد آغاز به اجرای طرحهای دیگر هستند قطعاً این سؤال به اذهانشان خطور خواهد کرد که آیا نمیشود با جلوگیری از تفریق سرمایه و بودجه و درک اولویت و اهم و مهم نیازهای شهر، این تهمانده کیسه بودجه را مصروف تکمیل پروژه مهمتری کرد و هرچه سریعتر به این آشفتگی پایان داد؟
قدر مسلم آری، اما ظاهراً مشکل اینجاست که در ساختار مدیریتی ما هر کس سر کار خویش گرفته و اصطلاحاً مسؤول و پاسخگوی کار دیگران و حتی پیشینیان خود نیست، درحالیکه به اذعان مردم و همشهریان با توجه به حساسیت موضوع تمام افراد مرتبط در این پروژه (اعم از شهردار، استاندار جدید و نمایندگان مجلس و دیگر متولیان) مسؤولیت دارند تا بهصورت ویژه به آن ورود کرده و اولویت نخست شهر را به اتمام آن بدهند.
نه چسب زخم و نه فرصتطلبی
هرچند در راستای کاهش آلام تحمیلشده بر مردم و ایضاً پوشش دادن کموکاستیها و ضعفهای مدیریت اجرایی این طرح، برخی مسؤولان و متولیان با فرار روبهجلو و تقبیح این کمکاری به دنبال تبلیغات پیش از موعد خود در بین مردم بوده و اصطلاحاً در حال گرفتن ماهی از آب گلآلود هستند و یا به همان موازات نیز گروه دیگری البته با حس مسؤولیتشناسی و در حد بضاعت با اجرای برخی طرحهای ترافیکی و توسعه معابر به دنبال برداشتن سنگ از راه مردم هستند، اما این حقیقت نیز وجود دارد که تا وقتی این تلاشها با یک همت، حضور همگانی و مسؤولانه برای تعیین تکلیف نهایی این طرح در دستور کار متولیان و مجریان قرار نگیرد قطعاً کار ما به هیچ نتیجهای نخواهد رسید.
قدر مسلم، ادامه این روند نهتنها باعث بروز گمانهزنیهای عمیق در خصوص عدم توانایی، فقدان حس مسؤولیتشناسی و تعهد مسؤولان در قبال وظایف خود در منظر مردم خواهد شد بلکه این بهانه را نیز برای سوءاستفاده، تجاوز و تعددی به حقوق شهروندان از سوی فرصتطلبان فراهم خواهد کرد.
موضوعی که مصادیق بارز آن را میتوان در تصاحب همان باقیمانده معابر عمومی این منطقه از سوی تعمیرکاران و یا پارکهای غیرمتعارف دائمی برای سوار کردن مسافر از سوی رانندگان و غیره دید، البته نباید از موضوع خطرات جانی مطرح برای عابران پیاده و حتی خودروها در خصوص عدم انسداد مناسب کارگاه، نصب حفاظ و چراغخطر و یا فرونشستهای احتمالی خیابان و سقوط مصالح و موارد دیگر نیز غافل شد.
پایان سخن اینکه انتظار میرود مجموعه مدیریتی استان و همه دستاندرکاران این طرح با نگاهی واقعبینانه به موضوع، کمی از لاک بیتفاوتی خارجشده و بهدوراز هرگونه هیاهو و جوسازی و یا مستمسک قرار دادن نقاط ضعف طرح برای تخریب یکدیگر (و البته متأثر از غرایض شخصی و حزبی) کمی به فکر جبران عقبافتادگیها و عمل به تعهدات و قولهایی باشند که در ابتدای این پروژه به مردم دادهاند.
و اینکه فراموش نکنند که از هماکنون ورود به این موضوع، در اصل یک مطالبه عمومی مردم در خصوص جبران تعهدات، بازپرداخت بدهیها و اقساط جامانده اخلاقی آنها به مردم محسوب میشود و نه منتی دیگر بر دوش آنها؛ و صراحتاً نیز عنوان میکنیم وقتی مسؤولی توانایی عمل به وعدههای خود را ندارد قطعاً شایستگی تصاحب منصب و نشستن بر صندلی مدیریت و نمایندگی مردم را نیز در آینده نخواهد داشت، حتی اگر دهها نشان و مدال از انقلابیگری، مردمداری و دیگر عناوین را نیز بر سینه داشته باشد.