تیرهای برق جامانده از تعریض بلای جان مردم
شکی نیست که امروزه صنعت برق به عنوان یکی از مهمترین صنایع زیربنایی و اصلی، نقش اساسی و بنیادینی در ایجاد زیرساختهای توسعه ایفا میکند و از این رهگذر بسترهای لازم را برای پویایی و رشد کشور در زمینههای گوناگون اقتصادی، صنعتی، فرهنگی و اجتماعی فراهم میکند.
قدر مسلم و برهمین اساس یکی از پیشنیازهای مبرم و دغدغههای مهم در بیشتر کشورهای توسعهیافته و در حال پیشرفت در طی چند دهه اخیر توجه و اهتمام به توسعه بهینهسازی و بهروزرسانی علوم، ابزار و زیرساختهای مرتبط با این صنعت در راستای پیشبینی ظرفیتها لازم و متعاقبا پاسخگویی به تقاضای روزافزون انرژی الکتریکی است. در واقع دنیای امروز ما در جمیع جهات و در همه ساختارهای خود از زندگی در منازل گرفته تا حرکت چرخهای عظیم تولید و صنعت همه و همه به نوعی وابسته به این نوع انرژی هستند تا آنجا که حتی برای چند دقیقه هم نمیتوان دنیای بدون برق را درذهن تصور کرد.
و اما براساس اسناد تاریخی ورود برق (و یا به عبارت دیگر کارخانه برق) به ایران به دوره قاجاریه باز میگردد که با توجه به اینکه مردم، اندک عکسالعمل و رغبتی به استفاده از آن نشان میدادند لذا صنعت برق و روشنایی نتوانست به زودی در ایران همهگیر شود. با این حال اما به مرور این پدیده نوظهور نیزدر بین ایرانیان شناخته و جای خود را باز کرد تا بدانجا که مطالبه عمومی برای بهرهگیری از آن افزایش یافته و علاوه بر مصارف خانگی در کوتاه مدت هم بحث استفاده ازآن نیز در کارگاهها و کارخانهها رونق گرفت البته این درست همان زمانی هم بود که آرام آرام پای تیرهای چراغ برق هم به کوچهها و خیابانها باز شد.
تیرها بلند چوبیئی که عموما نیز از خارج وارد و پس از نصب کابلهای برق بر روی آنها سوار میشد تا برق را به مشترکین برساند. البته با گذشت زمان و توسعه صنعت این تیرهای چوبی جای خود را به تیرهای سیمانی و دکلهای فلزی دادند و حالا با گذشت سالها به یکی دیگر از سازههای پر شمار شهری مبدل که علاوه بر مزیت انتقال برق گاهگاهی هم باعث درد سر و مشکل میشوند.
البته وقتی صحبت از مشکل به میان میآید نه اینکه خود تیرها فینفسه دارای عیب باشند بلکه موضوع به تبعاتی برمیگردد که عموما نیز متاثر از جانمایی غلط، کیفیت پایین مصالح و یا عدم جابجایی به موقع در پی تغییرات شهری است که به بار میآید موضوعی که شاید از نظر برخی چندان مهم و قابل تامل نیست اما لاجرم غیر قابل انکار است اگر بگوئیم امروزه برخی از همین تیرهای بیآزار نیز بهعنوان یکی دیگر از هزاران مسئله ریز و درشتی که شهرهای امروز با آن مواجه هستند برای خود اسم و رسمی پیدا کردهاند به گذاف نگفتهایم.
تیرهای چراغ برقی که روزگاری نه چندان دور در کنار کوچه و خیابان بود، اما امروز و در پی توسعه و ساخت و سازهای مبتنی بر نقشه جدید شهر حالا یا در وسط خیابانها قرار گرفته و یا در وسط کوچه جا ماندهاند که همین امر ناخواسته به مشکل و معضلی بزرگ و نیز یکی از دغدغههای جدی در حوزه شهری مبدل شده است.
البته وآنگونه که در گفتگو با برخی کارشناسان مطرح میشود باید بدانیم که بخش عمدهای از شبکه کابلهای برق درون شهر همدان براساس نقشه قدیم و بر حسب شکل و عرض و طول کوچه و خیابانهای آن زمان طراحی شده که برای زمان خود مناسب بوده و اشکال خاصی برآن وارد نیست معالوصف و براساس مقتضیات روز تعریض خیابانها و تخریب بافتهای فرسوده و یا تغییر نقشه جامع شهری که راهی است برای کاهش آسیب و معضلات دست و پا گیر در تردد شهروندان اما...
بعضا کم دقتی مجریان و عدم بهره از نظرات کارشناسی و نیمه تمام گذاشتن و رها کردن آنچه نیمه تمام در تعریض و یا تبدیل از فرسوده به نو بر جا میماند و بیتوجهی به خواسته و مطالبات مردمی برای برطرف کردن آن مشکل حالا اما معضلی شده که امروز در برخی از کوچهها و خیابانهای شهر و درنگاه خاص موضوع تیرهای چراغ برق دیده میشود
البته بدتر از خود موضوع تیرهای چراغ رها شده در بین راه روایت مناقشه و پاسدهی این موضوع بین متولیان برای برطرفکردن آن است که زمینه را برای وقوع حوادثی از قبیل تصادفات رانندگی و مشکلات ترددی برای شهروندان فراهم کرده البته جدا از بحث فوق اما وجود تیرهای برق در وسط معابر اصلی و فرعی، چهرهای زشت را به محلات داده که باعث میشود عدهای بدین نتیجه برسند که زیرساختهای این صنعت که نگین توسعه محسوب میشود حالا اما به مثابه زگیلی بدنما بر چهره شهر در حال خودنمایی و دهنکجی به همه است.
کارشناسان شهری معتقدند که درحال حاضر تمامی عملکردهای شرکت توزیع برق در حوزه نصب دکل تیر و کابل کشی براساس نقشه جدید صورت میگرد و استانداردهای لازم درخصوص ارتفاع و فاصله آن از منازل، تاسیسات و یا پلها و.... لحاظ میشود با این حال عمده مشکلات زمانی به وقوع میپیوندد که تعریض خیابان و یا کوچه صورت گرفته و تیر چراغ در وسط مسیر باقیمانده که این موضوع به دلیل عدم هماهنگی بین ادارات است و تقصیری متوجه مردم نیست
البته نکته قابل توجه اینجاست که براساس مصوبه هیئت دولت، هرگونه جابهجایی تاسیسات شهری ناشی از تعریض و یا عقبنشینیها برعهده شهرداریها است یعنی جا به جایی تیرهای برق هم در اثر تعریض کوچه و خیابان بر اساس قانون بر عهده شهرداری است که البته شهرداریها هم میتوانند پیش از انجام پروژههای تعریض جلسات هماهنگی را با اداره برق برگزار کند تا کار به صورت هماهنگ و همگام انجام شود.
کار نیکو کردن از پر کردن است...
حالا اما گذشته از اینکه جابجایی تیرهای برق جامانده در وسط کوچه و خیابان بر عهده کدام یک از دو سازمان و اداره ( شهر داری و توزیع برق) است اما نکته حائز اهمیت تبعاتی ناشی از این اهمال و بی توجهی است که به انحاء گوناگون درحال بار شدن بر پشت مردم است و متاسفانه آنان را نیز در پی وارد آمدن خسارت به مثابه توپی از این زمین به آن زمین پاس میدهد.
تبعاتی که نه تمام در مبحث تردد انسانی و خودرویی بلکه در اشکال دیگر هم درحال رخ نمایی است.از تیرهای که شکسته و ترک خورده و احتمالا نیز با هر ضربه احتمالی سقوط خواهد کرد تا آنهایی که به اصطلاح عموم مستعد راه دزد شدن هستند و صد البته دسته دیگری که به دلیل وجود کلافهای پیچیده کابلها بر روی خود به ناهنجارترین شکل در کوچه و خیابان باقی مانده و خط بر عارض شهر میکشند و نیز آنهایی که در جوار خانهها و مغازههای مردم مستعد بروز حادثه شدهاند همه و همه هر یک به مثابه زنگ خطری هستند که باید از هم اکنون به فکر چارهاندیشی برای آنها بود.
قدر مسلم بروز هر گونه حادثه منجر به خسارات مادی و انسانی متاثر از شکستن و سقوط و یا آتشسوزی و برق گرفتی جدا از آنکه موجب تاسف و تاثر همگان خواهد شد این سوال را نیز در ذهن بسیاری متباد رخواهد کرد که چرا هیچ کدام از این نهادها و بهرغم اطلاع از شرایط و تبعات تا کنون به فکر اصلاح مرمت و جابجای این سازها نبوده و اصطلاحا کار و وظیفه خود را پشت گوش انداخته اند.
آیا این رویه مصداق بارز بیتوجهی و سهلانگاری در حفظ جان و سلامت شهروندان نیست و یا شاید هم همه منتظر هستند تا اتفاقی رخ داده تا از سر ناچاری و پس از بلند شدن امواج رسانهای در تقبیح و مذمت این گونه سهلانگاریها به فکر رفع نواقص و معایب دیگر باشند؟و شایدهم این تصور وجود دارد که ارزش زندگی و سلامت انسانها کمتر از هزینهکردهای لازم برای مرمت و اصلاح نواقص موجود در حوزههای زیرساختی و شهری است؟ که البته فرقی هم نمیکند این موضع تهدید تیرهای برق باشند یا کانالهای آب و یا حتی وسایل بازی غیر استاندارد و نا ایمن درون پارکها و بوستانها.
با این اوصاف باید گفت آنچه که انتظار میرود همکاری شرکت برق و شهرداری همدان برای جابهجایی تیر برقهایی است که اکنون پس از سالها نه تنها قاتق نان مردم نیستند بلکه چیزی نمانده قاتل جانشان شوند و در این میان بیش از همه مسئولیت بر اساس قانون برعهده شهرداری همدان است که با اجرای عملیات توسعه معابر تیرهای برق را نیز جابه جا کنند