نگاه تولیدمحور مترادف با مرگ تدریجی خاک
سپهرغرب، گروه کشاورزی- طاهره ترابی مهوش: در گفتوگو با یکی از اعضای هیئتعلمی دانشکده کشاورزی دانشگاه بوعلی سینا همدان، مشخص شد؛ تمرکز صرف بر تولید در حوزه کشاورزی، در بلندمدت باعث مرگ تدریجی خاک، که عنصری حیاتی است، میشود.
این در حالی است که بخش بزرگی از این فجایع، ناشی از اقدامات خود کشاورزان است. این اقدامات گاه از منفعتطلبی شخصی و گاه از ناآگاهی سرچشمه میگیرد، و درعین حال، پیشرفت بیوقفه علوم نیز با هدف افزایش بهرهوری از اراضی کشاورزی، بر این روند دامن زده است.
با توجه به اهمیت این بحران که هم اقتصاد کشاورزی و هم سلامت ساکنان منطقه را تهدید میکند، تصمیم گرفتیم با یکی از اساتید خاکشناسی دانشگاه بوعلیسینا و همچنین مدیرعامل خانه حامی کشاورز اسدآباد که در حوزه آب و خاک فعالیت دارد، گفتوگو کنیم. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
محمد احمدی با اشاره به آمارهای نگرانکننده بیابانزایی در استان همدان، گفت: زمینهای استان با سرعت زیادی در حال بایر شدن هستند. آخرین آماری که در این زمینه منتشر شده، 100 هزار هکتار را نشان میداد که متأسفانه این رقم سالانه در حال افزایش است.
او توضیح داد: فرسایش خاک در زمینهای کشاورزی بهقدری شدید است که دیگر توان حفظ ساختار خود را ندارند گفت: در مناطق کشاورزی کبودراهنگ، دشتهای اسدآباد و بهار، زمینها در حال تبدیل شدن به شورهزار هستند.
وی افزود: این فرسایش نهفقط در اثر سیلاب، بلکه بهدلیل خشک شدن و بایر شدن زمینها رخ میدهد زیرا وقتی اراضی کشاورزی بهدلیل بحران آب رها میشوند، در معرض شدید باد قرار گرفته و خاک مرغوب آن که طی هزاران سال تشکیل شده، بهصورت گرد و غبار از دست میرود.
* سقوط ماده آلی؛ قلب خاک از تپش ایستاده است
مدیرعامل خانه حامی کشاورز اسدآباد با بیان اینکه مفهوم فرسایش تنها به جابجایی فیزیکی خاک محدود نمیشود، بلکه «از دست رفتن کیفیت و حیات خاک» خطر اصلی است گفت: ماده آلی خاک در اراضی ما به شدت پایین آمده و به زیر یک درصد رسیده است، (در حالی که حد استاندارد برای حاصلخیزی بالای 2 درصد است). مشکلات اقتصادی و کمبود آموزش باعث شده کشاورزان از روشهای اصلاحی و کودهای حیوانی فاصله بگیرند. نتیجه این بیتوجهی، تبدیل شدن خاک به پیکری مرده است که هیچگونه مقاومت ساختاری در برابر فرسایش ندارد و عملاً دیگر قادر به تولید پایدار نیست.
* فرسایش شیمیایی و مسمومیت اراضی با سموم و فلزات سنگین
احمدی با اشاره به مصرف بیش از حد کودها و سموم شیمیایی و تاثیرات منفی آن بر خاک، توضیح داد: استفاده افراطی از این مواد باعث رسوب فلزات سنگین در خاک شده است. این امر علاوه بر کاهش کیفیت و قابلیت کشت خاک، باعث آلودگی سفرههای آب زیرزمینی نیز میشود. در حال حاضر، میزان نیترات در آب شرب برخی مناطق مانند اسدآباد افزایش یافته که این مسئله، ارتباط مستقیم میان تخریب خاک و به خطر افتادن سلامت انسان را نشان میدهد.
*استخراج آبنمک و تبدیل اراضی به شورهزارهای ابدی
وی با بیان اینکه ذخایر راهبردی آب به کف رسیدهاند، توضیح داد: در استانی که 80 درصد آب مصرفی آن از منابع زیرزمینی تأمین میشود (در مقایسه با میانگین 60 درصدی کشوری)، تمام آب شیرین موجود مصرف شده است. در حال حاضر، در مناطقی مانند اسدآباد و کبودرآهنگ، آب استخراج شده از چاهها بسیار شور (با ایسی بالا) است. این یعنی ما بهجای حفاظت از خاک و آب، عملاً با دست خودمان انگار «آبنمک» روی زمینهای کشاورزی میپاشیم؛ کاری که خیلی زود اثرش را نشان میدهد. نتیجه این شده که حتی زمینهای دیم هم شور و به شورهزارهایی تبدیل شدهاند که دیگر هیچ گیاهی در آنها جان نمیگیرد. آنقدر این وضعیت گسترده شده که امروز تصاویر ماهوارهای از کبودراهنگ، هزاران هکتار زمین شورهزده را بهوضوح نشان میدهد؛ و این هم البته نتیجه مستقیم همین رویکرد است.
* هیدروگرافهای منفی و نبض لرزان دشتها
وی با ابراز اینکه طبق بررسیها و تحقیقات، هیدروگراف (آبنگاشت یا آبنگار منحنی تغییرات دبی بر حسب زمان را گویند) تمام دشتهای استان همدان منفی است؛ به این معنی که سطح آب به شدت در حال کاهش است اذعان کرد: این وضعیت نشان میدهد که دشتهای استان یا جزو مناطق ممنوعه محسوب میشوند یا در وضعیت بحرانی قرار دارند. در نتیجه این تخلیه بیرویه آب، پدیده فرونشست زمین رخ میدهد که ساختار فیزیکی خاک را به طور دائمی تخریب کرده و احیای دشتها را غیرممکن میسازد.
*نقد عملکرد جهاد کشاورزی؛ طرحهای روی کاغذ، بحران در زمین
مدیرعامل خانه حامی کشاورز اسدآباد با انتقاد شدید از عملکرد دستگاههای اجرایی، گفت: وزارت جهاد کشاورزی عملاً کشاورزان را رها کرده است. هیچ الگوی کشت مشخصی وجود ندارد و نظارت کافی نیز اعمال نمیشود. طرحهایی مانند «جهش تولید در دیمزارها» بیشتر در حد شعار و کاغذ باقی ماندهاند زیرا در عمل، شاهد توسعه کشت محصولات پرمصرف آب و آفتزا مانند چغندرقند هستیم و هیچ حمایت واقعی از کشاورزان برای جلوگیری از فرسایش بیشتر خاک صورت نمیگیرد.
* گرد و غبار نمکی در ریه روستاها
احمدی با هشدار درباره پیامدهای انسانی این بحران افزود: زمانی که زمین بر اثر فرسایش و شوری از کار میافتد و بایر میشود، کشاورز ناچار به ترک زمین و مهاجرت میشود. در نتیجه، اراضی رهاشده به کانونهای گرد و غبار تبدیل میگردند. وزش باد بر روی این شورهزارها، ذرات نمک و فلزات سنگین را بلند کرده و مستقیماً وارد ریه ساکنان روستاها میکند؛ موضوعی که موجب افزایش مشکلات تنفسی و معضلات جدی بهداشتی برای مردم منطقه میشود.
* فرسایش؛ مرحله اورژانسی از زوال سلامت خاک
عضو هیئتعلمی دانشکده کشاورزی دانشگاه بوعلیسینا همدان با اشاره به اینکه فرسایش خاک در ایران از نظر گستره و پیامدها یکی از اساسیترین چالشهای زیستمحیطی امروز کشور بهشمار میرود، اظهار کرد: آنچه بهعنوان فرسایش خاک دیده میشود، تنها بخش آشکار مجموعهای از مشکلات عمیقتر و گستردهتر است که منابع خاکی کشور را تحت فشار قرار داده است.
احمدی با اشاره به اینکه فرسایش خاک نسبت به بسیاری از دیگر فرآیندهای تخریبی، تا حدی برای چشم غیرمسلح نیز قابل مشاهده است، تصریح کرد: در مقابل، سایر مشکلات و پیچیدگیهای حوزه خاک بهعلت ظرافتهای ساختاری و همچنین اثرگذاریِ کمترِ محسوس، ممکن است از نگاه عموم و حتی سیاستگذاران پنهان بماند.
وی با تبیین مفهوم سلامت خاک، خاطرنشان کرد: امروزه در مجامع علمی پیشرفته، قبل از آنکه سخنی از فرسایش به میان بیاید، مبحث سلامت خاک بهعنوان اولویت نخست مطرح میشود.
این استاد دانشگاه بوعلی سینا با بیان اینکه خاک دقیقاً همانند انسان یا هر موجود زنده دیگری است که مفهوم سلامت و بیماری برای آن معنایی عمیق و بنیادین دارد، افزود: ما باید خاک را بهعنوان یک کل زنده و پویا در نظر بگیریم. زمانی که سلامت این موجود زنده به مخاطره میافتد، علائم و نشانههایی بروز میکند که فرسایش، در واقع نشاندهنده رسیدن وضعیت به حالت اورژانسی و بسیار خطرناک است.
احمدی در ادامه به ریشهیابی اینکه چرا در فضای رسانهای و مدیریتی کشور، همواره مبحث آب در صدر توجهات است و مسئله خاک چنان که باید مورد توجه قرار نمیگیرد پرداخت و گفت: چندین عامل در ایجاد این نبود توازن نقش دارند، نخستین دلیل، سرعت بروز و ظهور نتایج بحران است؛ به گونهای که کمبود آب یا تنش آبی، پدیدهای است که به شکلی سریع، ملموس و بدون واسطه خود را به جامعه نشان میدهد و واکنشهای آنی برمیانگیزد اما در مقابل، ماهیت فرسایش خاک تدریجی است.
وی ادامه داد: از بین رفتن ساختار و غنای زمین، فرآیندی است که سالیان سال و حتی قرنها به طول میانجامد تا اثرات مخرب خود را بهوضوح نشان دهد.
وی با بیان اینکه اثرات تخریب خاک تجمعی هستند، تصریح کرد: این آسیبها در طول زمان بر روی هم انباشته میشوند و زمانی که جامعه متوجه عمق فاجعه میشود، غالباً کار از کار گذشته است.
استاد خاکشناسی دانشگاه بوعلی سینا با افشای یک واقعیت تلخ در مدیریت کشاورزی مدرن، خاطرنشان کرد: امروزه با استفاده از برخی تمهیدات فنی و شیمیایی، عملاً اهمیت وقوع فرسایش در انظار عمومی و حتی مدیران پوشانده میشود.
احمدی با تأکید بر اینکه چنین رویکردی مانند قرار دادن یک پوشش ظاهری بر روی زخمهای عمیق خاک است، افزود: اگر تنها معیار ما برای سنجش وضعیت خاک، میزان عملکرد محصول در هر هکتار باشد، در واقع مرتکب یک خطای راهبردی شدهایم. زیرا حتی در زمینی که دچار فرسایش شدید شده و توان طبیعی خود را از دست داده است، میتوان با تزریق مقادیر زیادی کود شیمیایی و نهادههای مصنوعی، عملکرد محصول را بهصورت ظاهری بالا نگه داشت.
وی این وضعیت را به تأخیر انداختن مرگ خاک تشبیه کرد و گفت: افزایش عملکرد با این روشها، تنها یک ویترین فریبنده است که تبعات خاص خود را در آیندهای نزدیک به شکل آلودگیهای زیستمحیطی و نابودی کامل بستر تولید نشان خواهد داد.
*نقش مخرب انسان در اراضی حاشیهای
این استاد خاکشناسی در پاسخ به این پرسش که مهمترین عوامل انسانی که به تخریب خاکهای کشاورزی دامن میزنند، کداماند؟ عنوان کرد: دستاندازی به اراضی حاشیهای یکی از بزرگترین خطاهای مدیریتی است که منجر به گسترش فرسایش خاک خواهد شد، چراکه در این فرایند مراتع و جنگلها به اراضی تحت کشاورزی مکانیزه تبدیل میشوند که این رویکرد ضربهای مهلک بر پیکره سلامت خاک میزند.
احمدی با بیان تفاوتهای بنیادین میان خاک سالم و خاک تخریبشده، خاطرنشان کرد: خاک زنده، خاکی است که نوعی حالت خودکفایی و تابآوری دارد و قادر است در یک چرخه طبیعی، خود را احیا و بازسازی کند.
او این شرایط را به گیاهی وحشی تشبیه کرد که بدون نیاز به مراقبتهای وسواسی یا دخالتهای انسانی، بهصورت طبیعی به زندگی خود ادامه میدهد و گفت: در مقابل، خاکی که دچار فرسایش شده در حقیقت نیروی حیاتی خود را از دست داده است. چنین خاکی بیمار است؛ برای ادامه تولید به تزریق مداوم منابع بیرونی، مراقبتهای سنگین و صرف هزینههای زیاد نیاز دارد و در نتیجه، استقلال بیولوژیکی خود را از دست داده است.
* نقد دیدگاه تولیدمحور و ضرورت بازگشت به «خاکمحوری»
وی با انتقاد شدید از اولویت دادن به تولید به هر قیمتی، تصریح کرد: در سیاستگذاریهای کلان، معیار ما نباید صرفاً تولید باشد، چرا که تولید را میتوان با استفاده از نهادهها به صورت کاذب ایجاد کرد.
این خاکشناس با ابراز اینکه خودِ خاک باید بهعنوان معیار اصلی سلامت در نظر گرفته شود، افزود: حتی اگر با نهادهها بتوانیم عملکرد را موقتاً حفظ کنیم، باید بدانیم که آن مواد شیمیایی نهایتاً وارد چرخههای زیستی شده و سلامت انسان را تهدید میکنند. بهترین حالت مدیریتی این است که خاک به وضعیتی بازگردد که تجدیدکننده باشد.
مرادی با بیان اهمیت نقش مدیریت انسانی در این فرآیند، تأکید کرد: مدیریت صحیح نباید زمین را صرفاً بهعنوان یک عامل تولید یا کالا ببیند.
وی ادامه داد: آنچه مسلم است اینکه زمین فینفسه ارزشمند است و باید در نگاه مدیریت، خودش هدف باشد پس همانطور که یک انسان برای سلامتی خود تمهیداتی در نظر میگیرد و صرفاً به این فکر نمیکند که چقدر میتواند از بدنش کار بکشد، بلکه سلامت بدنش برایش اصالت دارد، در مورد زمین هم باید همین دیدگاه حاکم شود.
*هشدار 60 ساله فائو و ضرورت تغییر دیدگاه
مدیرعامل خانه حامی کشاورز اسدآباد با اشاره به گزارشهای تکاندهنده سازمان جهانی خواربار و کشاورزی (فائو)، خاطرنشان کرد: این سازمان در سال 2015 هشدار داد که اگر روند فعلی کشاورزی صنعتی و تخریب خاک با همین شتاب ادامه یابد، بشر تا 60 سال آینده دیگر خاکی برای کشاورزی نخواهد داشت.
احمدی با بیان اینکه اکنون حدود 10 سال از آن هشدار گذشته و زمان به سرعت در حال از دست رفتن است، بر لزوم اقدامات فوری تأکید کرد و افزود: مهمترین رکن تغییر، اصلاح دیدگاههای مدیریتی و اجتماعی است، بدان معنا که مدیریت انسان در قبال خاک باید بر پایه درک مسئولانه و نگاه مراقبتی شکل گیرد؛ یعنی خاک را همچون فرزندی بدانیم که نیازمند توجه، پرورش و مراقبت است نه ابزاری صرف برای کسب محصول و بهرهبرداری کوتاهمدت.
وی با اشاره به اینکه نقش تولیدی زمین باید در رتبه دوم و نقش نگهداری و صیانت از آن در رتبه نخست قرار گیرد، تصریح کرد: تنها راه نجات، توسعه مدیریتهای حفاظتی و آگاهسازی کشاورزان از این واقعیت است که آنها نگهبانان یک موجود زنده هستند، نه صرفاً اپراتورهای یک ماشین تولید محصول.