صنعت دامپروری مغلوب نرخ ارز و ساختارهای تأمین خوراک
سپهرغرب، گروه کشاورزی- طاهره ترابی مهوش: در گفتوگو با استاد اقتصاد کشاورزی دانشگاه شهید بهشتی مشخص شد؛ بحران امروز صنعت دامپروری، نشأتگرفته از نرخ ارز و ساختار سیاستگذاری غلط در تأمین خوراک دام است.
بر این اساس برآن شدیم تا در خصوص شرایط فعلی دامداری و چرایی این چالشها با حسنرضا امامقلی؛ مدیرعامل شرکت تعاونی تولیدات کشاورزی و صنعتی میثاق همدان، محسن شریفینیا یکی از دامداران پیشکسوت اسدآبادی و در پایان با عبدالمجید شیخی؛ دانشآموخته دکتری اقتصاد کشاورزی و استاد دانشگاه شهید بهشتی گفتوگویی ترتیب دهیم که در ادامه میخوانید:
* شوک تورمی؛ هزینههایی که 4 برابر شد
مدیرعامل شرکت تعاونی تولیدات کشاورزی و صنعتی میثاق همدان در ابتدای سخنان خود با اشاره به تغییرات وحشتناک هزینههای تولید در یک سال اخیر اظهار کرد: هزینههای نهادههای دامی و نگهداری دام، رشد 400 درصدی (چهار برابر) داشته است.
حسنرضا امامقلی با مقایسه ارقام سال گذشته و جاری تصریح کرد: زمانی ما جو و سایر نهادهها را از طریق سامانه بازارگاه با قیمت11 هزار و 200 تا 11 هزار و 300 تومان خریداری میکردیم که این قیمت برای دامدار قابل مدیریت بود اما همین قیمت امروز، به 45 هزار تومان رسیده است.
وی ادامه داد: مشکل اصلی آنجاست که دامدار با کمبود سهمیه مواجه شده و ناچار به تأمین از بازار آزاد میشود؛ جایی که قیمت هر کیلو جو بین 50 تا 55 هزار تومان نوسان دارد.
مدیرعامل شرکت تعاونی تولیدات کشاورزی و صنعتی میثاق همدان با بیان اینکه این تورم تنها به خوراک محدود نمیشود، افزود: هزینههای دارو، درمان، واکسیناسیون و حتی نیروی انسانی نیز به شکل کمسابقهای افزایش یافته که این فشار، توان تصمیمگیری برای ادامه مسیر را از دامداران سلب کرده است.
*تراژدی سود منفی، تولید با زیان
حسنرضا امامقلی در ادامه توضیح داد: در حال حاضر، هزینه تمامشده تولید هر کیلوگرم گوشت در واحدهای دامداری بزرگ و استاندارد، حدود 600 هزار تومان است. اما قیمت فروش دام در بازار از 580 هزار تومان بیشتر نمیشود. به عبارت سادهتر، به ازای تولید هر کیلوگرم گوشت، دامداران 20 هزار تومان ضرر میکنند.
وی با اشاره به تعطیلی گسترده واحدهای خُرد گفت: بسیاری از دامداریها اکنون در وضعیت زیانده هستند؛ بنابراین آنهایی که بنیه مالی قویتری داشتند یا از اندوختههای سالهای قبل استفاده میکنند، فعلاً دوام آوردهاند؛ اما واحدهایی که توان مالی کمتری داشتند، چارهای جز تعطیلی و خروج از چرخه تولید نیافتهاند، این یک روند خطرناک است که امنیت پروتئینی کشور را تهدید میکند.
*اصلاح نژاد؛ فناوری همچون طناب نجات
وی با بیان اینکه شرکت تعاونی میثاق دارای 6 هزار رأس دام سبک و هزار رأس دام سنگین است، خاطرنشان کرد: ما برای اینکه در این دریای متلاطم هزینهها غرق نشویم، به سمت تولیدات خاص ژنتیکی و اصلاح نژاد روی آوردهایم.
این فعال دامپروری در تشریح این موضوع گفت: فعالیت ما روی نژادهای خارجی و انتقال ژنهای پرتولید مثل ژن «برولا» متمرکز شده، این دامها ارزش افزودهای بسیار بالاتر از گوشت دارند؛ یعنی ما بخشی از این دامهای اصلاحشده را به بازار عرضه میکنیم که حدود یکونیم برابر قیمت دام معمولی خرید و فروش میشود. اگر این فعالیت تخصصی ژنتیکی نبود، تولید گوشت بهتنهایی نمیتوانست هزینههای حقوق و دستمزد 100 نفر نیروی انسانی ما را پوشش دهد.
*چالش دارو و درمان؛ خداحافظی با ویژندهای خارجی
امامقلی در ادامه گفت: تأمین دارو و مکملهای دامی به یکی از دغدغههای روزانه ما تبدیل شده، در گذشته دسترسی به داروهای باکیفیت بیشتر بود، اما اکنون واردات آنها عملاً متوقف شده یا بسیار محدود است. ما اکنون عمدتاً از تولیدات داخلی استفاده میکنیم که البته آنها هم با افزایش قیمت شدیدی روبهرو بودهاند؛ به طوری که نسبت به سال قبل بیش از 100 درصد افزایش داشته است.
وی با انتقاد از سیستم توزیع دارو اظهار کرد: افزایش شدید قیمت در داروخانههای دامپزشکی، باعث شده که هزینههای پیشگیری و درمان دام، سهم بزرگی از بهای تمامشده محصول را به خود اختصاص دهد که این موضوع در بلندمدت سلامت گلههای کشور را به خطر میاندازد.
*نقد سیاستهای حمایتی؛ بازارگاه یا بازار آزاد؟
مدیرعامل شرکت دامپروری میثاق، با بیان اینکه این سامانه عملاً باری از دوش دامدار واقعی برنمیدارد، گفت: دولت مدعی توزیع نهاده سهمیهای است، اما وقتی قیمت نهاده سهمیهای 44 هزار تومان تعیین میشود، دامدار باید نقدینگی کلانی در حساب خود داشته باشد تا بتواند خرید کند به تعبیر بهتر سهمیه وجود دارد، اما وقتی دامدار نقدینگی ندارد، این سهمیه عملاً بیفایده است از این رو، توزیع نهاده با قیمت فعلی، کمکی به «صرفه اقتصادی» تولید نکرده است.
امامقلی تأکید کرد: اگر این روند ادامه یابد، تولیدکننده انگیزه خود را برای افزایش تولید از دست میدهد و صرفاً برای حفظ وضعیت موجود تلاش میکند.
*واسطهها؛ برندگان بیرنج بازار گوشت
وی در پاسخ به پرسشی درباره نقش دلالان گفت: در شهرستانها بهدلیل ارتباط نزدیکتر، شاید وضعیت کمی متفاوت باشد، اما در کلانشهرها واسطهها نقش مخربی دارند، آنها دام را با کمترین قیمت از دامدار میخرند و با بیشترین حاشیه سود به دست مصرفکننده میرسانند. ما در شرکت میثاق بهدلیل حجم تولید بالا و ساختار شرکتی سعی کردهایم بهصورت مستقیم عمل کنیم، اما این امکان برای همه دامداران فراهم نیست.
وی پیشنهاد داد: دولت باید با حذف واسطهها و برقراری خرید تضمینی گوشت، اطمینان خاطر را به تولیدکننده بازگرداند. درواقع دولت باید محصول را با قیمتی که سود عادلانه دامدار در آن لحاظ شده باشد بخرد و خود توزیع کند.
*اشتغالزایی و مسئولیت اجتماعی
این فعال اقتصادی با افتخار به نقش شرکت میثاق در اشتغالزایی منطقه اشاره کرد و گفت: ما در حال حاضر برای 100 نفر بهصورت مستقیم شغل ایجاد کردهایم.
*پیشبینی آینده؛ هشدار برای زمستان سخت
امامقلی با نگاهی به آینده، اظهار کرد: در حال حاضر که فصل بهار است، دامها بخشی از نیاز غذایی خود را از طریق چرا در طبیعت و مراتع تأمین میکنند. این موضوع باعث شده تا فشار هزینهها تا حدی کاهش یابد. با این حال، هشدار میدهم که با همین روند افزایش قیمت نهادهها، در فصل زمستان که دامها بهطور کامل به جیره دستی وابسته خواهند بود، فاجعهای رخ خواهد داد. دامداری که امروز متحمل ضرر است، در زمستان به هیچ وجه قادر به تأمین خوراک مورد نیاز گله خود نخواهد بود و این امر منجر به موج جدیدی از کشتار دامهای مولد خواهد شد.
وی در پاسخ به این پرسش که تصمیم شما برای آینده چیست؟ با لحنی آمیخته به تردید و استقامت گفت: ما ادامه میدهیم تا ببینیم شرایط به کدامسو میرود فعلاً چارهای جز استقامت و تکیه بر دانش ژنتیکی برای جبران ضررهای بخش گوشت نداریم.
*از سکوی نمونه کشوری تا سقوط آزاد اقتصادی
در ادامه دامدار اسدآبادی نیز با بیان اینکه در روستا بزرگ شده و از کودکی با پدرش مشغول دامداری بوده، اظهار کرد: فعالیت صنعتی خود را از سال 1392 با هزار رأس دام آغاز کردم و تا سال 1398 با قدرت ادامه دادم؛ به طوری که در آن سال بهعنوان دامدار نمونه استان انتخاب شدم اما دو سال بعد متأسفانه فشارهای اقتصادی باعث ورشکستگی ما شد و ناچار به فروش دامداری شدم.
محسن شریفینیا در ادامه افزود: پس از وقفهای اجباری، از سال 1402 دوباره و با ظرفیت 300 رأس به چرخه تولید بازگشتم. در حال حاضر مجموعهای با حدود 200 رأس دام مولد سبک و درمجموع با احتساب برهها بیش از 400 رأس دام را مدیریت میکنم، اما شرایط امروز بهمراتب دشوارتر از گذشته است.
*شوک آزادسازی نرخ نهادهها؛ جو 10 هزار تومانی، 48 هزار تومان شد
وی در ادامه با انتقاد از رویکرد اتخاذ شده در خصوص آزادسازی نرخ نهادهها، توضیح داد: ناگهان با سیاستی روبرو شدیم که قیمت نهادهها را چهار برابر افزایش داد. پیش از این، ما جو را از بنادر به قیمتی حدود 10 هزار و600 تا 11 هزار تومان خریداری میکردیم، اما اکنون قیمت همین محصول در مبادی ورودی به 48هزار تومان رسیده است. بنابراین، زمانی که هزینه اصلیترین مؤلفه تولید، چهار برابر میشود، عملاً هیچ صرفه اقتصادی برای دامداری صنعتی باقی نمیماند.
وی با مقایسه قیمت تمامشده و نرخ فروش گفت: پیش از آزادسازی، میانگین قیمت هر کیلو دام زنده بین 350 تا 400 هزار تومان بود اما با چهار برابر شدن هزینه خوراک و افزایش سرسامآور دستمزد کارگر، اکنون قیمت به حدود 600 هزار تومان رسیده؛ یعنی هزینهها 400 درصد رشد کرده اما قیمت محصول نهایی کمتر از 50 درصد افزایش یافته که این تراز منفی، کمر تولیدکننده را شکسته است.
*بحران داروهای تقلبی و تلفات در گلهها
این دامدار پیشکسوت از زاویهای دیگر به مشکلات نگریست و از فاجعه در حوزه دامپزشکی پرده برداشت و افزود: در کنار گرانی دارو، معضل بزرگ ما ورود داروهای تقلبی به بازار است به طوری که اخیراً دو رأس از برههای باارزش خود را شخصاً برای درمان بردم و هزینههای کلانی هم صرف کردم، اما بهدلیل بیکیفیتی یا تقلبی بودن داروها، هر دو بره تلف شدند. این شرایط برای دامداران صنعتی که تمام سرمایهشان در گله است، یک فشار مضاعف و غیرقابل تحمل است.
شریفینیا خاطرنشان کرد: در حال حاضر تنها دامداریهای سنتی و «داشتی» که امکان تعلیف در مراتع را دارند، از صرفه اقتصادی نسبی برخوردارند؛ اما دامداریهای صنعتی و پرواربندها که وابسته به جیره دستی هستند، در بدترین وضعیت تاریخ خود قرار گرفتهاند.
*حذف جو از سبد تولید و کاهش ظرفیت فعال
وی با تحلیل بازار نهادهها، بیان کرد: بهدلیل برنامهریزیهای نادرست، از سال 1398، با وارد کردن جو و تشویق دامداران به خرید آن با قیمتی پایین و بهصورت اعتباری، کشاورزان به سمت کشت گندم روی آوردند، چراکه قیمت جو کاهش یافته بود. در نتیجه، جو عملاً از سبد کشت حذف شد.
وی ادامه داد: همین کمبود تولید داخلی در کنار گرانی واردات، باعث شد بسیاری از دامداران عطای تولید را به لقایش ببخشند. در حال حاضر در خوشبینانهترین حالت، تنها 30 تا 40 درصد ظرفیت دامداریهای صنعتی ما فعال است و مابقی تعطیل شدهاند.
این دامدار باسابقه درخصوص نقش دلالان در بازار گوشت دیدگاهی واقعبینانه ارائه داد و گفت: باید بپذیریم که در ساختار فعلی، حذف واسطه از بخش دام غیرممکن است زیرا ما دو نوع واسطه داریم؛ یک دسته که پل میان ما و قصاب هستند و سود ناچیزی میبرند که وجودشان برای گردش کار الزامی است اما دسته دوم، دلالانی هستند که دام را میخرند، نگه میدارند و با چندین دست چرخش، قیمت را برای مصرفکننده نهایی بالا میبرند اما مسئله این است که بهدلیل نبود ساختار عرضه مستقیم و میادین استاندارد، دامدار چارهای جز معامله با این افراد ندارد.
*وعدههای توخالی تسهیلات و سرمایه در گردش
شریفینیا با اشاره به سیاستهای حمایتی دولت افزود: قرار بود تسهیلات سرمایه در گردش برای جبران هزینههای خوراک به دامداران پرداخت شود، اما این وامها تنها به تعداد بسیار محدودی از افراد تعلق گرفت. تأسفبارتر اینکه همان تسهیلات هم با نرخ سود بالا و بازپرداخت یکساله است که در شرایط زیاندهی فعلی، باری بر دوش دامدار اضافه میکند تا اینکه گرهی باز کند.
وی گفت: اگر بازنگری جدی در قیمت نهادهها و کیفیت داروهای دامی صورت نگیرد، اندک ظرفیت باقیمانده دامداریهای صنعتی کشور نیز بهزودی از مدار تولید خارج خواهد شد.
در ادامه دانشآموخته دکتری اقتصاد کشاورزی به مبنای تولید در بخش کشاورزی اشاره کرد و گفت: دامداری بخشی از یک زنجیره بزرگتر است و نمیتوان آن را به صورت مستقل در نظر گرفت. این زنجیره از مدیریت منابع آبی آغاز میشود.
عبدالمجید شیخی تصریح کرد: برای حفظ و نجات صنعت دامداری، نیاز به یک برنامه جامع بر اساس آمایش سرزمینی و الگوی کشت مناسب داریم. اما نکته کلیدی این است که الگوی کشت خود تابعی از الگوی مدیریت و تخصیص منابع آب است. الگوی مدیریت منابع آب نیز یک سیستم پیچیده شامل مولفههای متعددی است، از جمله نحوه تولید و توزیع در بالادست و پاییندست حوضههای آبریز، همچنین فرآیندهای ذخیرهسازی، انتقال و مصرف آب.
وی با نقد شدید مدیریت منابع آبی کشور افزود: امروز شاهدیم که با بارشهای ناگهانی بهاری، کشور دچار سیل میشود. چرا این نعمت الهی به نقمت تبدیل شده است؟ پاسخ ساده است چون ما الگوی توزیع نداریم. طرحهای جامع آبخیزداری و آبخوانداری ما ناقص رها شدهاند به جای اینکه این آبها به سفرههای زیرزمینی هدایت شوند تا بستر تولید علوفه و نهاده فراهم شود، روی زمین جاری شده و سازههای تولیدی، عمرانی و مسکونی را تخریب میکنند. این نخستین ضربه به پیکره دامداری است؛ یعنی نابودی بستر تولید نهاده ارزان داخلی.
*واردات نهاده؛ اسب تروایو نسلکشی تدریجی
وی در ادامه به بحث داغ واردات نهاده و گوشت پرداخت و گفت: دولتها به جای حل ریشهای مسئله تولید علوفه، به مُسکن واردات پناه بردهاند که خود به دردی بیدرمان تبدیل شده است.
استاد دانشگاه شهید بهشتی با تعبیری تکاندهنده اظهار کرد: دولت به جای حمایت از تولیدکننده، با واردات گوشت عملاً دست دامدار داخلی را از پشت میبندد اما فاجعه بزرگتر، ماهیت این واردات است. بخش اعظمی از خوراک دامی که وارد میشود، تراریخته است این یعنی ناامنی غذایی مطلق.
شیخی به آثار زیستی این سیاست اشاره کرد و گفت: محصولات تراریخته هم بهدلیل وارد شدن به چرخه غذایی انسان و هم از طریق مصرف دام و لبنیات، سلامتی نسلهای آینده را هدف قرار دادهاند. ایجاد انواع سرطانها، تومورها، بیماریهای هاضمه، آلرژیها و از همه مهمتر «کاهش باروری» انسان نتایج قطعی این محصولات است.
وی ادامه داد: از سوی دیگر بذرهای تراریخته عقیم هستند و این خاصیت عقیمی را به دام و در نهایت به انسان منتقل میکنند. این یک نسلکشی تدریجی است که هزینههای سرسامآور درمانی را به کشور تحمیل میکند.
*کالبدشکافی غارت ارزی؛ چگونه ریال قربانی شد؟
وی با بیان اینکه قیمت تمامشده گوشت قرمز و سفید، بیش از آنکه تابع هزینههای واقعی باشد، تابع «بازی با نرخ ارز» است اظهار کرد: دولت با استفاده از نرخ ارز بهعنوان یک اهرم، به قدرت خرید تولیدکننده و مصرفکننده دستاندازی میکند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه افت ارزش پول ملی یعنی غارت داراییهای مردم اظهار کرد: وقتی دولت نرخ ارز را دستکاری میکند، عملاً خودش مقصر اصلی گرانی مواد پروتئینی است بنابراین حذف ارز ترجیحی در این دولت، بدون داشتن جایگزین ساختاری، باعث شد قیمت گوشت که پیش از آن هم گران بود، بهطور متوسط تا هفت برابر جهش پیدا کند.
*حاکمیت دلالیسم و سرکوب نظام تولید
شیخی با تبیین وضعیت بازار، از ظهور طبقه جدیدی از واسطهها خبر داد و گفت: این قشر از جیب تولیدکننده و مصرفکننده ارتزاق میکنند. وقتی حاشیه سود تولید بهدلیل هزینههای بالای نهاده و قیمتگذاریهای غلط به حداقل میرسد، فعالان اقتصادی ترجیح میدهند تولید پرزحمت را رها کرده و به واسطهگری روی بیاورند؛ در این بازار رها شده، هر کسی به میل خود بر کالا قیمت میگذارد از طرفی واسطهها با هر نوسانی، قیمتها را برای خود بدعت میگذارند و به مصرفکننده اجحاف میکنند که این روند نتیجه مستقیم سرکوب نظام تولید توسط سیاستگذاران است.
*طرح انقلابی بازگشت به ریالِ پایه طلا
وی با انتقاد از سلطه دلار و یورو بر ذهنیت مدیران، خواستار بازگشت به قانون پولی سال 1351 شد و تشریح کرد: طبق قانون سال 1351، ارزش هر ریال بر اساس طلا تعریف شده بود، ما باید ارزش پول ملی را مجدداً به طلا گره بزنیم. اگر ارزش ریال بر اساس پایه طلا تثبیت شود، بر اساس معادلات جهانی و برابری طلا، قیمت واقعی هر دلار کمتر از چهار هزار تومان (40 هزار ریال) خواهد بود، نرخهای فعلی بازار، نرخهای کاذب و ناشی از سوءمدیریت است.
وی با ارائه یک مدل اقتصادی افزود: در اقتصاد هفت گروه فعال اصلی داریم؛ یعنی دولت، تولیدکننده، مصرفکننده، صادرکننده، واردکننده، عمدهفروش و خردهفروش، بنابراین اگر ریال به قیمت 20 سال پیش (بر پایه طلا) بازگردد و نرخ ارز واقعی (حدود چهار هزار تومان) در اقتصاد حاکم شود، هر هفت گروه منتفع میشوند.
این استاد دانشگاه ادامه داد: با دلار چهار هزار تومانی، نهاده دامی ارزان میشود، هزینه درمان کاهش مییابد و قدرت خرید مردم احیا میشود پس درواقع ما نیاز به تعیین دستوری نرخ ارز نداریم، بلکه نیاز به «تثبیت ارزش ذاتی پول ملی» داریم تا دلار و یورو و دیگر ارزهای بیگانه نتوانند زندگی مردم ما را به گروگان بگیرند.
معالوصف چنانکه گفته شد؛ بحران دامداری در ایران، نه یک اتفاق تصادفی، بلکه محصول یک زنجیره از خطاهای راهبردی در مدیریت آب، غفلت از امنیت غذایی و مهمتر از همه، تبعیت از نظام پولی دلاری است. بنابراین تا زمانی که اقتدار ریال بر پایه طلا احیا نشود و دست دولت از جیب تولیدکننده (از طریق نرخ ارز) کوتاه نگردد، ترمز گرانی گوشت کشیده نخواهد شد.