تبدیل خاکهای حاصلخیز به مخزن سم با آبیاری فاضلاب در سایه حذف چشمهها
سپهرغرب، گروه کشاورزی- طاهره ترابی مهوش: عضو کارگروه حقوقی شورای تشکلهای محیط زیست کشور با اشاره به اینکه بحران کمآبی، چشمههای پاک را از نقشه جغرافیای همدان حذف کرده و موجب نفوذ فاضلاب به مزارع کشاورزی شده که سلامت عمومی و محیط زیست را با تهدیدی جدی روبهرو کرده است گفت: ورود فاضلاب به خاک، موجب انباشت ماندگار فلزات سنگین در زمینهای کشاورزی و سفرههای آب زیرزمینی میشود؛ بحرانی که «مرگ تدریجی سرزمین» از آن یاد میشود.
نابودی این منابع آب پاک، کشاورزان منطقه را در وضعیتی دشوار میان از دست رفتن معیشت و ادامه حیات با منابع آلوده قرار داده است. بهطوریکه در بسیاری از مناطق پاییندست، جایی که روزگاری آب زلال چشمهها مزارع سبزیجات را سیراب میکرد، امروز تنها جریانی که در بستر نهرهای قدیمی باقی مانده، پسابهای خاکستری و فاضلابهای خامی است که از مراکز شهری سرازیر میشود. در این میان، کشاورزانی که تمام دارایی و معیشتشان به زمینهای آبا و اجدادی وابسته است، با خشک شدن چشمههای محلی و نبود حقآبه قانونی، عملاً راهی جز استفاده از این فاضلابهای آلوده برای زنده نگه داشتن اراضی خود ندارند.
این اجبار معیشتی، علاوه بر تهدید سلامت عمومی مصرفکنندگان، خاک حاصلخیز منطقه را نیز به مخزنی از فلزات سنگین و آلایندههای خطرناک تبدیل کرده است.
کارشناسان معتقدند که ریشه این فاجعه را نباید تنها در رفتار کشاورز جستوجو کرد، بلکه باید سیاستهای کلان حوزه آب، از جمله انتقال آب و نادیده گرفتن سهم محیطزیست در مناطق بالادست را نیز مورد توجه قرار داد.
در همین راستا، عضو کارگروه حقوقی شورای تشکلهای محیط زیست کشور در تحلیلی جامع به این پرسش پرداخته که چگونه برهم خوردن نظم طبیعی و حذف منابع آبی اصیل، دشتهای همدان را به مرز احتضار کشانده و چرخهای از آلودگی و استفاده از فاضلاب را شکل داده است؛ در ادامه میخوانید.
مسعود امیرزاده در واکاوی دلایل تداوم بحران استفاده از فاضلاب خام در کشاورزی استان همدان، به نقد رویکردهای مدیریتی و آمارهای رسمی پرداخت و اظهار کرد: آمارهای سازمان جهاد کشاورزی همدان نشان میدهد سطح زیر کشت سبزیجات با استفاده از فاضلاب خام، از 70 درصد در سال 1394 به 9 هکتار در شهریور 1404 کاهش یافته است، اما من چندان به ارقامی که از سوی دستگاههای دولتی درباره کاهش این معضل اعلام میشود، خوشبین نیستم، چراکه این آمارها گاهی با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارد.
وی با تحلیل چندسطحی این بحران، خاطرنشان کرد: یک بخش از این معضل بزرگ به مسئله کمآبی و خشکسالیهای مستمر بازمیگردد.
وی با بیان اینکه باید دید چه شرایطی باعث میشود افراد در مناطق پاییندست وادار به استفاده از آب فاضلاب به شکل نامطلوب و غیراستاندارد شوند، افزود: این مسئله ریشه در تغییرات بنیادین در نظام توزیع منابع دارد.
این فعال محیطزیست با بیان اینکه در سراسر جغرافیای ایران، از گذشته نظامی هماهنگ با طبیعت شکل گرفته بود، اظهار کرد: وضعیت جغرافیایی کشور بهگونهای است که با سه سطح از سکونتگاهها شامل بالادست، میاندست و پاییندست مواجه هستیم و در گذشته، نظام توزیع جمعیت و اندازه این سکونتگاهها، تناسب دقیقی با ظرفیت منابع آبی و میزان آبی که در نهایت به مناطق پاییندست میرسید، داشت.
امیرزاده با یادآوری ویژگیهای اقلیمی مناطق کوهستانی اظهار کرد: در گذشته، روستاهای بالادست بهدلیل شرایط سخت کوهستانی و محدود بودن اراضی حاصلخیز کشاورزی، از جمعیت و وسعت کمتری برخوردار بودند.
وی با بیان اینکه در آن زمان فعالیت اصلی مردم بالادست دامپروری و مدیریت باغها محدود بود، خاطرنشان کرد: این همان حکم اقلیم بود که ما در نظام بومی خود از آن تبعیت میکردیم.
این کارشناس محیطزیست با تأکید بر اینکه تبعیت از الزامات اقلیمی مانع آسیب دیدن طبیعت میشد، گفت: در آن نظام، مناطق پاییندست همواره سهم خود را از آب دریافت میکردند و این منابع آبی به تالابها و دشتها میرسید. در نتیجه، کشاورزان در دشتهای وسیع، چه بهصورت دیم و چه آبی، به فعالیت مشغول بودند و الگوی توزیع جمعیت نیز با الگوی توزیع آب، هماهنگی کامل داشت.
امیرزاده با انتقاد شدید از مداخلات انسانی در دهههای اخیر، تصریح کرد: آنچه این توازن را برهم زد، مدیریت نادرست آب و مداخلات گسترده در قالب سدسازی بود.
وی با بیان اینکه سدها آب را در میانه راه میبندند و مانع رسیدن آن به پاییندست میشوند، خاطرنشان کرد: متولیان امر مدعی هستند که آب را بهصورت مکانیزه و کنترلشده به پاییندست میدهند، اما در عمل، نظام توزیع طبیعت بهطور کامل فروپاشیده است.
این عضو کارگروه حقوقی تشکلهای محیطزیست افزود: این روند در نهایت به شکلگیری پدیدهای موسوم به «تورم توسعه» در مناطق بالادست منجر شده است؛ جایی که مداخلات مهندسی و تغییرات گسترده در جغرافیای نواحی کوهستانی، زمینه ایجاد سکونتگاههای بزرگ و قطبسازیهای نامتناسب را فراهم کرده، در حالی که در گذشته تنها روستاهای کوچک و محدود در این مناطق شکل میگرفتند.
امیرزاده با هشدار نسبت به پیامدهای برهم زدن نظم طبیعت، اظهار کرد: ما نظم طبیعت را به شکلی که مورد نظر مدلهای اجتماعی خودمان بوده تغییر دادهایم.
وی با بیان اینکه ما انسانها بخشی از طبیعت هستیم، تأکید کرد: اگر بخواهیم طبیعت را مطابق خواست و سلیقه خود شکل دهیم، ممکن است در مقطعی با ما همراه شود، اما در نهایت دچار شکنندگی و ناهنجاری خواهد شد.
وی خاطرنشان کرد: دفرمه شدن طبیعت، بهطور مستقیم زندگی انسانها را نیز دچار اختلال و ناهنجاری میکند و شکست طبیعت در نهایت به شکست زندگی ما میانجامد. اگر واقعیتهایی را که خودمان با دست خود ساختهایم نپذیریم، این واقعیتها در آینده ما را در خود فرو خواهند برد.
این فعال محیطزیست در ادامه به چرخه خطرناک آلودگی اشاره کرد و گفت: زمانی که در مناطق بالادست، توسعهای فراتر از ظرفیت طبیعی شکل میگیرد و حقآبه پاییندست نادیده گرفته میشود، در نهایت فاضلاب و پساب تولیدشده به سمت مناطق پاییندست سرازیر خواهد شد.
امیرزاده با بیان اینکه این فاضلابها در پاییندست برای آبیاری محصولات کشاورزی مورد استفاده قرار میگیرد، تصریح کرد: این آلودگی در یک چرخه معکوس، به شکل بیماریهای سختدرمان و سرطان، دوباره به همان مناطق بالادست بازمیگردد؛ چرخهای خودتخریبگر که سلامت عمومی جامعه را هدف قرار داده است.
وی در بخش دیگری از تحلیل خود به وضعیت بحرانی دشتهای استان همدان پرداخت و با ابراز تأسف گفت: امروزه تمام دشتهای این استان یا «ممنوعه» هستند و یا با افت شدید سطح آبهای زیرزمینی مواجهاند.
این کارشناس محیط زیست با بیان اینکه آبیاری با فاضلاب خام میتواند منجر به آلودگی دائمی خاک و آبخوانهای این دشتها به فلزات سنگین شود، افزود: کمیت و کیفیت آب دو مقوله کاملاً وابسته بههم هستند.
امیرزاده تصریح کرد: زمانی که منابع آبی با کاهش و کمبود مواجه شوند، کیفیت آب نیز بهسرعت افت میکند، چراکه آبِ کم بسیار سریعتر از منابع آبی پرحجم در معرض آلودگی قرار میگیرد.
وی با اشاره به پیوستگی عناصر طبیعی، خاطرنشان کرد: در نگاه محیطزیستی، آب، خاک و گیاه اجزایی جداییناپذیر هستند که در ارتباطی دائمی با یکدیگر قرار دارند و پیوسته همدیگر را تغذیه میکنند و تحت تأثیر قرار میدهند.
وی با بیان اینکه مواد آلاینده فاضلاب نهتنها در محصولات کشاورزی، بلکه در بافت خاک و لایههای آب زیرزمینی رسوب میکند، هشدار داد: این فرآیند باعث میشود خاکی که باید منبع حیات باشد، به منبع سم تبدیل شود.
این کارشناس محیط زیست افزود: میزان تابآوری خاک در برابر این آلودگیها در جاهای مختلف متفاوت است، اما به طور کلی وقتی دشتی با پدیده فرونشست و آلودگی همزمان روبهرو میشود، باید پذیرفت که آن دشت در وضعیت «احتضار» یا «مرگ» قرار دارد.
امیرزاده با انتقاد از اصرار بر الگوهای توسعهای ناسازگار با اقلیم ایران، یادآور شد: فرونشست زمین در واقع آخرین مرحله از مرگ یک تالاب یا دشت است، دشتی که دچار فرونشست شده، عملاً حیات خود را از دست داده، احیای چنین سرزمینی بسیار دشوار و در بسیاری از موارد حتی غیرممکن است.
وی خاطرنشان کرد: زمانی که چرخههای طبیعی را مختل یا مسدود میکنیم، طبیعت در نقطهای دیگر چرخههای غیرطبیعی و مخربی ایجاد میکند که پیامدهای آن در نهایت بهطور مستقیم به جامعه انسانی بازمیگردد.
وی در ادامه بر ضرورت بازنگری در تمامی طرحهای توسعهای تأکید کرد و گفت: راهکار خروج از این بحران، پذیرش محدودیتهای جغرافیایی و بازگشت به الگوهایی است که حقآبه دشتها و تالابها را به رسمیت میشناسند.
این فعال محیطزیست با بیان اینکه نمیتوان با ضرب و زور و مداخلات مهندسیِ صرف، مثل ساخت تصفیهخانههایی که حجم عظیمی از بار آلودگی بالادست را نمیتوانند مدیریت کنند، بر بحران غلبه کرد، افزود: ما باید یاد بگیریم که دوباره از حکم اقلیم تبعیت کنیم تا از فجایع بزرگتر در آینده جلوگیری شود.
وی همچنین به موضوع امنیت غذایی اشاره کرد و گفت:آبیاری سبزیجات با فاضلاب خام در همدان، تنها یک مسئله استانی نیست بلکه یک تهدید ملی است.
امیرزاده با ابراز اینکه فلزات سنگینِ رسوبکرده در خاک برای دههها ماندگار میمانند، خاطرنشان کرد: حتی اگر امروز آبیاری مزارع با فاضلاب متوقف شود، آثار مخرب این آلودگی همچنان تا سالها در خاک و زنجیره غذایی باقی خواهد ماند.
وی در پایان تأکید کرد: مدیریت بحران در همدان نیازمند عزمی فرابخشی و جدی است تا با مهار توسعه بیرویه در مناطق بالادست و احیای جریانهای طبیعی آب، از نابودی کامل دشتهای باقیمانده و گسترش بیماریهای ناشی از آلودگیهای زیستمحیطی جلوگیری شود.