عبور از بنبست «بهرهوری» در سایه انقلاب مدیریتی در مزارع
سپهرغرب، گروه کشاورزی- طاهره ترابیمهوش؛ یک اقتصاددان با بیان اینکه افزایش بهرهوری، تنها راه بقای کشاورزی همدان در شرایط خشکسالی است، گفت: انباشت قوانین دستوپاگیر و شکاف مدیریتی میان بهرهبرداران، مانع اصلی جهش تولید در این استان شده است. برای رسیدن به بهرهوری واقعی، به جای تمرکز صرف بر تزریق نقدینگی، باید موانع اداری مسیر سرمایهگذاری حذف و توانمندی مدیریتی کشاورزان تقویت شود.
استان همدان با وجود اینکه تنها 1.2 درصد از مساحت کل کشور را دارد، نقشی بسیار فراتر از وسعت خود در امنیت غذایی ایران ایفا میکند، این استان با تولید سالانه حدود 4.5 تا پنج میلیون تن انواع محصولات کشاورزی، سهمی معادل 4.5 تا پنج درصد از کل تولیدات کشاورزی کشور را به خود اختصاص داده است.
برای درک بهتر ظرفیتهای این قطب کشاورزی، نگاهی به آمار و جایگاه کشوری آن ضروری است؛ برای نمونه، همدان در تولید محصولات راهبردی همچون سیبزمینی (با تولید سالانه حدود 880 هزار تا یک میلیون تن و سهم 20 درصدی از تولید کشور)، همچنین سیر و گردو، رتبه نخست ایران را در اختیار دارد.
علاوه بر این در تولید گیاهان دارویی، این استان با تأمین 97 درصد رازیانه و 41 درصد گشنیز کشور، قطب بیرقیب این حوزه محسوب میشود و یا اینکه در سایر محصولات نیز از جایگاه ویژهای در سطح ملی برخوردار است؛ مثلاً رتبه سوم در تولید انگور (با 420 هزار تن) و یونجه و رتبههای برتر در تولید جو و گندم، نشاندهنده تنوع بالای سبد تولیدی استان است.
از سوی دیگر بیش از 117 هزار بهرهبردار در این بخش فعالیت میکنند و حدود 29 درصد اشتغال استان مستقیماً به کشاورزی وابسته است.
با این وجود گرچه این آمار خیرهکننده هستند اما کشاورزی همدان با یک تضاد بزرگ روبهروست؛ از یکسو هدفگذاری برای رسیدن به تولید 9 میلیون تن در افق 1440 وجود دارد و از سوی دیگر، بحران شدید منابع آبی و افت تراز سفرههای زیرزمینی، ادامه مسیر به شکل سنتی را غیرممکن کرده است.
در حال حاضر، حدود 90 درصد محصولات استان تنها از 260 هزار هکتار اراضی آبی تولید میشود و این در حالی است که تغییرات اقلیمی و کاهش بارندگیها، پایداری این تولید را بهشدت تهدید میکند. در چنین شرایطی، بهرهوری دیگر یک انتخاب لوکس نیست، بلکه تنها راه برای حفظ بقای تولید و ارتقای درآمد سرانه کشاورزان بدون فشار بیشتر بر منابع طبیعی است.
بنابراین در ادامه برای تحلیل دقیقتر راهکارهای عبور از کشاورزی معیشتی به کشاورزی اقتصادی و بهرهور، با دانشآموخته دکتری اقتصاد کشاورزی و عضو هیئتعلمی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی استان همدان گفتوگویی ترتیب دادیم که در ادامه میخوانید:
علی جعفری در تحلیلی درخصوص چالشهای پیش روی بخش کشاورزی، به بررسی موانع افزایش بهرهوری در این استان پرداخت و گفت: استان همدان در برخی حوزهها بهویژه در محصولات راهبردی مانند گندم، جو، یونجه، سیبزمینی و چغندرقند بهدلیل حمایتهای دولتی، به سطح بالایی از بهرهوری و مکانیزاسیون دست یافته و در مقایسه با میانگین کشوری پیشرو است.
وی خاطرنشان کرد: با وجود این پیشرفتها، همچنان مؤلفههای اقلیمی بهعنوان یکی از اصلیترین موانع بهرهوری عمل میکنند.
وی در ادامه با اشاره به مخاطرات طبیعی تصریح کرد: خشکسالی، سرمازدگی و بادهای شدید اثرات تخریبی قابلتوجهی بر محصولات دارند؛ بهطوری که برای مثال، بادهای شدید موجب ریزش میوهها از درختان میشود و همچنین با ایجاد شرایط نامناسب رطوبتی در زمان پر شدن دانههای گندم و خشک شدن آنها، باعث کاهش عملکرد محصول میشود.
این دانشآموخته دکتری اقتصاد کشاورزی تأکید کرد: همدان بهدلیل موقعیت جغرافیایی، منطقهای نیمهخشک و سخت برای تولید محسوب میشود.
جعفری همچنین به نقش مدیریت و تأمین سرمایه اشاره کرد و افزود: بهموقع بودن عملیات کشاورزی مستقیماً به توانایی مدیریتی کشاورز بازمیگردد، اما این امر نیازمند نقدینگی است؛ بنابراین، دسترسی راحتتر به منابع بانکی و اعتبارات لازم برای تأمین نهادهها و عملیات بهموقع، پیششرط ارتقای بهرهوری است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود بر اهمیت آموزش تأکید و عنوان کرد: بسیاری از خسارتهای وارده به محصولات، ناشی از نبود آگاهی کشاورزان است.
وی افزود: کشاورزان باید از اطلاعاتی که از منابع غیرقابل اعتماد (مثل فروشندگان کود یا سم) دریافت میکنند، احتیاط کنند. برخی افراد فقط بهدنبال فروش محصول خود هستند و اطلاعات اشتباه یا کاذب به کشاورزان میدهند. این کار باعث میشود کشاورز در تولید محصولش شکست بخورد، یعنی هم پولش را از دست بدهد و هم محصول کمی برداشت کند.
عضو هیئتعلمی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی استان همدان توصیه کرد: کشاورزان باید از طریق مراکز معتبر تحقیقاتی و آموزش کشاورزی، نیازهای آموزشی خود را در زمینههای مختلف (مانند تغذیه گندم یا گردو) اعلام کنند تا کلاسهای آموزشی متناسب با نیاز آنها از سوی اداره ترویج و مراکز تحقیقاتی برگزار شود و با ارتقای دانش، بهرهوری افزایش یابد.
جعفری در ادامه، با اشاره به سیاستهای حمایتی دولت در زمینه توسعه روشهای نوین کشاورزی، ازجمله کشت گلخانهای و آبیاری قطرهای، و نقش این روشها در افزایش بهرهوری گفت: اگرچه در برنامهریزیهای دولتی بودجههایی برای این بخش پیشبینی شده، اما این اعتبارات یا کافی نیستند یا بهدرستی و در مسیر مؤثر هزینه نمیشوند.
وی خاطرنشان کرد: علاوه بر این ساختارهای حمایتی موجود، با حجم بالای بهرهبرداران (بهعنوان مثال 120 هزار بهرهبردار در استان) متناسب نیست و باید بر اساس نیاز واقعی و تعداد بهرهبرداران بازنگری شود.
این دانشآموخته دکتری اقتصاد کشاورزی در تبیین چالشهای پیش روی تولیدکنندگان کشاورزی، بر لزوم بازنگری در ساختارهای اداری و تمرکز بر آموزشهای مدیریتی برای ارتقای بهرهوری تأکید کرد و گفت: در برخی موارد بهویژه در مبحث حمایتها گرچه از نظر سازمان جهاد کشاورزی مشکلی در پیشبرد امور وجود ندارد، اما تعامل با بانکها و سایر نهادها با دشواریهای بسیاری همراه است.
جعفری تصریح کرد: حمایت از کشاورز نباید صرفاً به معنای پرداخت وجه توسط دولت برای تولید باشد، بلکه ایجاد شرایط مناسب برای کسبوکار اولویت دارد.
وی در ادامه با ذکر مثالی از دشواریهای اداری بیان کرد: سرمایهگذاری در بخش کشاورزی، بهویژه در پروژههایی نظیر احداث گلخانهها، با پیچیدگیهای زیادی همراه است؛ مثلاً متقاضی باید به چندین سازمان مختلف مراجعه کرده و استعلامهای متعددی بگیرد؛ این شرایط سخت و فرسایشی باعث میشود بسیاری از سرمایهگذاران در میانه راه از ادامه کار منصرف شوند؛ بنابراین برای رونق تولید، حذف موانع قانونی و اداری یک ضرورت انکارناپذیر است.
*چرخه معیوب «انباشت قوانین» و سختگیریهای استانی
این عضو هیئتعلمی مرکز تحقیقات کشاورزی همدان در ادامه به پدیدهای اشاره کرد که از آن با عنوان «انباشت قوانین» یاد کرد و گفت: در بسیاری از موارد، بهدلیل سوءاستفادههای محدود برخی افراد، بخشنامهها، آییننامهها و قوانین جدیدی برای بستن مسیر تخلف آنها وضع میشود؛ اما این روند در عمل موجب پیچیدهتر و دشوارتر شدن امور برای همه کشاورزان میشود. با این حال، در نهایت باز هم برخی افراد راههایی برای دور زدن قوانین جدید پیدا میکنند.
جعفری با اشاره به وضعیت خاص استان همدان افزود: انباشت قوانین و بخشنامهها، شرایط کسبوکار را در سطح کشور و بهویژه در استان همدان دشوار کرده؛ بهطوری که سختگیریهای اداری در این استان بسیار بالاست و همین موضوع راهاندازی و توسعه کسبوکارها را با چالشهای جدی روبهرو کرده است؛ البته با توجه به شرایط ویژه کشور، منابع دولتی نیز با محدودیت جدی روبهرو است.
* تمایز در اصلاح بذر؛ محصولات راهبردی در برابر بخش خصوصی
وی در بخش دیگری از سخنان خود، به حوزه اصلاح بذر و مکانیزاسیون پرداخت و تصریح کرد: مرکز تحقیقات، بهعنوان متولی این حوزه، مسئولیت قانونی و حاکمیتی خود را در قبال محصولات راهبردی بر عهده دارد و محصولات غیرراهبردی خارج از وظایف این مجموعه محسوب میشود.
وی در تشریح دستاوردهای این حوزه بیان کرد: در زمینه گندم، مؤسسه اصلاح بذر تاکنون بیش از 180 رقم معرفی کرده است که تعدادی از این ارقام ویژه استان همدان بوده و در اختیار کشاورزان قرار گرفته است. همچنین مرکز تحقیقات در اصلاح ارقام چغندرقند نیز مشارکت فعالی داشته و حتی ارقامی مانند «حسنی» و سه رقم دیگر در استان نامگذاری شدهاند.
این فعال حوزه کشاورزی همچنین با اشاره به تداوم فعالیتها در زمینه محصولاتی مانند سیبزمینی و یونجه گفت: اخیراً ارقام جدید و اصلاحشدهای با عنوان «سیر همدانی» معرفی شده است. با این حال، اصلاح نژاد سبزیجات و محصولاتی مانند گوجهفرنگی و هندوانه، بهدلیل غیرراهبردی بودن، در حوزه وظایف بخش خصوصی قرار دارد و حمایت دولتی مستقیمی در این زمینه وجود ندارد؛ بخش خصوصی در بسیاری از موارد با استفاده از ارقام وارداتی و هیبریدی، عملکرد خوبی داشته است.
*راهبرد ارتقای بهرهوری: مدیریت به جای فشار مالی
جعفری در پاسخ به این پرسش که چگونه میتوان بدون وارد کردن فشار مالی جدید به کشاورز، بهرهوری را افزایش داد؟ گفت: در این زمینه «آموزش» مؤثرترین راهکار است.
وی با اشاره به کاهش عملکرد برخی محصولات بهدلیل آفات، تأکید کرد: راهکار اصلی در بخش آموزش و در پی آن، بهبود مدیریت و انجام بهموقع عملیات زراعی است.
وی با استناد به تحقیقات پیشین درباره محصول گندم، به مفهومی با عنوان «شکاف عملکرد» اشاره کرد و توضیح داد: میان کشاورزان برتر و کشاورزان متوسط در یک منطقه، فاصلهای از نظر میزان تولید وجود دارد. برای مثال، اگر میانگین تولید یک کشاورز متوسط چهار تن در هکتار باشد، با بهبود مدیریت، بهکارگیری دانش فنی و رعایت توصیههای علمی میتوان این فاصله را کاهش و سطح بهرهوری را افزایش داد.
این عضو هیئتعلمی مرکز تحقیقات کشاورزی استان همدان با بیان اینکه بهرهبرداران از نظر سطح مدیریت در شرایط یکسانی قرار ندارند و برخی از آنها با ضعف مدیریتی مواجهاند، تأکید کرد: ارائه آموزشهای مدیریتی به کشاورزان امری ضروری است تا بتوانند با ارتقای توانمندیهای خود، مزرعه، باغ یا واحد بهرهبرداریشان را به شکل مؤثرتری مدیریت کنند و در نتیجه تولید و بهرهوری افزایش یابد زیرا در شرایطی که منابع مالی محدود است، ارتقای مدیریت یکی از مهمترین و در دسترسترین راهها برای بهبود تولید محسوب میشود.
*راهبرد نهایی؛ عبور از محدودیتهای مالی با تکیه بر «انقلاب مدیریتی»
جعفری تصریح کرد: هدف اصلی این است که بتوانیم با تکیه بر منابع موجود، به تولید بیشتر دست یابیم؛ بدون آنکه نیاز باشد سرمایه بیشتری بهکار گرفته شود یا میزان مصرف کود و سم را افزایش دهیم.
وی در پایان، تحقق این تحول را منوط به دو پیششرط اصلی دانست و گفت: نخست، اهتمام و اراده خود کشاورزان برای یادگیری و تغییر رویکرد، و دوم، ارائه برنامههای آموزشی جامع و تخصصی در زمینه مدیریت کشاورزی از سوی نهادهای مربوطه. اجرای این دو محور میتواند با ارتقای توانمندیهای مدیریتی بهرهبرداران، بدون نیاز به تزریق سرمایههای کلان، بهرهوری را در واحدهای تولیدی به حداکثر برساند.
معالوصف با توجه به بررسی چالشهای تولید در استان همدان، روشن میشود که مانع اصلی رشد کشاورزی در این استان، بیش از آنکه کمبود منابع مالی باشد، به فرایندهای اداری فرسایشی و ضعف در مدیریت بهرهبرداری بازمیگردد. بنابراین، تداوم سختگیریهای افراطی در روند حمایت و صدور مجوزها، آنگونه که به تعبیر رایج «مو را از ماست میکشند»، دیگر قابل پذیرش نیست. این رویه که بهدلیل تخلف محدود برخی افراد، قوانین سختگیرانهتری برای همه وضع شود، موجب شده است برخی سرمایهگذاران در میانه راه از احداث واحدهای تولیدی، مانند گلخانهها، منصرف شوند؛ در حالی که توسعه چنین واحدهایی میتواند گامی مهم در عبور از الگوی کشت سنتی و حرکت به سمت افزایش بهرهوری باشد.
از اینرو، بازنگری فوری در بخشنامههای استانی و کشوری، حذف استعلامهای متعدد و فرسایشی و ایجاد مسیر شفاف و کارآمد برای سرمایهگذاران بخش کشاورزی، بهعنوان یک ضرورت اولیه در مسیر ارتقای بهرهوری مطرح است تا موانع اداری به سدی در برابر تولید تبدیل نشوند.
از سوی دیگر، تحلیلهای تخصصی نشان میدهد شکاف عملکرد قابلتوجهی میان کشاورزان پیشرو و کشاورزان متوسط وجود دارد؛ شکافی که نه ناشی از کمبود سرمایه، بلکه نتیجه ضعف مدیریتی است. بر این اساس، تغییر رویکرد سازمانهای ترویجی و تمرکز جدی بر آموزش مدیریت مزرعه به بهرهبرداران، ضرورتی انکارناپذیر برای بهبود بهرهوری در بخش کشاورزی بهشمار میرود.