تشکیل کارگروه فعال، مهمترین مطالبه اهالی کوی پرواز
نمایندگان متقاضیان مسکن ملی کوی پرواز با اشاره به تداوم ابهام در زمانبندی اجرا، قیمت نهایی واحدها، وضعیت تسهیلات بانکی و زیرساختهای خدماتی، خواستار شفافسازی فوری، پاسخگویی دستگاههای مسئول و تسریع در تعیین تکلیف این پروژه شدند.
سجاد کاظمی، مصطفی خوشسیرت و حجت محمدی بهعنوان نمایندگانی از هشت هزار متقاضی مسکن ملی کوی پرواز، روز دوشنبه در دفتر تحریریه روزنامه سپهرغرب حضور یافتند و با طرح مجموعهای از مطالبات مشخص، خواستار تسریع در تعیین تکلیف این پروژه و رفع موانع اجرایی آن شدند که در ادامه میخوانید:
* 6 مطالبه اصلی متقاضیان
به گفته نمایندگان متقاضیان، این مطالبات در قالب نامهای مکتوب به استانداری ارائه شده و شامل 6 محور اصلی است؛ محورهایی که از نگاه آنان، میتواند مسیر پروژه را از ابهام و سردرگمی، خارج کند.
نمایندگان متقاضیان میگویند نخستین خواسته آنان، اعلام یک برنامه زمانبندی قطعی، روشن و قابل استناد برای عملیات اجرایی پروژه است؛ مطالبه دوم، اعلام رسمی و نهایی قیمت واحدها است.
در کنار این دو مطالبه، حمایت مالی از همه متقاضیان با استفاده از ظرفیت صندوقهای حمایتی حوزه مسکن، تسریع در تکمیل زیرساختهای لازم و پاسخگویی دستگاههای اجرایی، تعیین زمانبندی برای ایجاد خدمات عمومی و زیرساختهای اجتماعی و درنهایت تشکیل یک کارگروه ویژه پیگیری در استانداری، از دیگر محورهای مطرحشده از سوی متقاضیان است.
به باور آنان، اگر این کارگروه با حضور مسئولان ذیربط و نمایندگان متقاضیان شکل بگیرد، بخش مهمی از مسائل و مشکلات پروژه کوی پرواز قابل حل خواهد بود.
* کارگروه ویژه؛ راهی برای پایان دادن به پاسکاری مسئولیتها
نمایندگان متقاضیان در توضیح ضرورت تشکیل کارگروه ویژه، به تجربه مراجعات مکرر خود به نهادها و دستگاههای مختلف اشاره میکنند؛ مراجعاتی که اغلب با ارجاع از یک اداره به اداره دیگر، همراه بوده است.
به گفته آنان، در برخی موارد اداره راه و شهرسازی مسئولیت کُندی کار را متوجه بنیاد میداند و در مواردی دیگر، بنیاد مسکن یا سایر دستگاهها، علت تأخیر را به نهادهای دیگر نسبت میدهند. گاه نیز موضوع به بانکها ارجاع داده میشود؛ اینکه تسهیلات بهموقع پرداخت یا آزاد نشده و همین مسئله روند اجرا را با وقفه روبهرو کرده است.
متقاضیان میگویند همین چرخه فرساینده ارجاع و رفع مسئولیت، آنان را به این جمعبندی رسانده که باید کارگروهی متمرکز شکل بگیرد؛ کارگروهی که همه دستگاهها و ارگانهای مرتبط در آن، بهصورت منظم و در فواصل مشخص، دور یک میز بنشینند، مسائل را بررسی کنند و تصمیماتی بگیرند که هم اجرایی باشد و هم امکان پیگیری عملی داشته باشد. از نگاه آنان، چنین سازوکاری میتواند مانع از آن شود که هر نهاد، کمکاری خود را به گردن نهاد دیگری بیندازد.
* ثبتنام با اعتماد به دولت و نه با انگیزه سوداگری
یکی از نکات مهمی که نمایندگان متقاضیان بر آن تأکید دارند، انگیزه اولیه ثبتنامکنندگان در این طرح است؛ به گفته آنان، بیشتر متقاضیان با این امید ثبتنام کردند که صاحب خانه شوند. آنها میگویند مبنای این اعتماد، اعتبار دولت بوده است؛ دولتی که از متقاضیان خواسته بود آورده اولیه خود را واریز کنند و در مقابل، وعده ساخت مسکن حمایتی و ملی را داده بود. متقاضیان نیز با اتکا به همین وعدهها، وارد فرآیند ثبتنام شدند و پرداختها را آغاز کردند.
* 7 سال انتظار در سایه وعدههای تحققنیافته
بااینحال، اکنون پس از گذشت سالها، بسیاری از متقاضیان معتقدند پروژه همچنان در وضعیت نامشخصی قرار دارد؛ به گفته آنان، ثبتنامهای این طرح از سال 1398 آغاز و در این مدت از متقاضیان مبالغی دریافت شد، اما با وجود گذشت هفت سال، هنوز تکلیف پروژه در بخشهای مختلف، روشن نیست.
آنها میگویند نه زمانبندی دقیقی برای اتمام پروژه اعلام شده، نه سرجمع آورده نهایی متقاضیان مشخص است و نه وضعیت زیرساختها و خدمات روبنایی و زیربنایی بهصورت شفاف تعیین تکلیف شده است.
* مطالبه شفافیت در قیمت و زمان تحویل
نمایندگان متقاضیان تأکید میکنند یکی از اصلیترین مشکلات، نامشخص بودن رقم نهایی واحدها است؛ به گفته آنان، از متقاضیان خواسته میشود مبالغ بیشتری پرداخت کنند، بیآنکه قیمت نهایی و قطعی واحدها بهروشنی اعلام شود.
* پیشرفت پایین پروژه و تداوم مشکلات
در مدتی که گذشت، جانمایی مشخص نبود، تا سال 1402 نیز وضعیت بهگونهای پیش رفت که تنها برخی بسترها و زمینهها مشخص شد؛ بااینحال، از همان زمان نیز پیشرفت پروژه بسیار پایین بوده است. هرکدام از بخشها به دلایل مختلف، ازجمله مسائل مربوط به آزادسازی وامها از بانکها، با مشکل مواجه بودهاند. همچنین کمکهایی که میشد از محل صندوق ملی برای پیشبرد کار بشود، صورت نگرفت و همین موضوع باعث شد روند پروژه با کُندی ادامه پیدا کند.
در این مدت، نامهنگاریهای زیادی انجام شد. از تهران مکاتبه شد، در همدان پیگیری شد و حتی مراجعه به نمایندگان نیز صورت گرفت، اما هرکدام بهنحوی متقاضیان را به یکدیگر پاس دادند و پاسخگویی کامل و روشنی وجود نداشت؛ پاسخی که بتواند جوابگوی نگرانی و مطالبه هزاران نفر باشد.
* فشار سنگین مالی بر متقاضیان
در میان متقاضیان، افرادی حضور دارند که بیمار خاص دارند و در شرایط دشوار اقتصادی، توان تکمیل آورده خود را ندارند و نمیتوانند مرحله به مرحله جلو بروند. درخواست آوردههای 300 تا 400 میلیون تومانی، در اوضاع سخت کشور، فشار بسیار سنگینی بر مردم وارد کرده است. بسیاری از این افراد امکان تأمین یکجای این مبالغ را ندارند و درعینحال، با خطر بالا رفتن قیمت تمامشده نیز مواجه شدهاند، بیآنکه فرصت و اطمینان کافی به آنها داده شده باشد.
* ابهام در زمان تحویل واحدها
واحدها از ابتدا نیز بهطور روشن مشخص نشد که چه زمانی تحویل داده خواهند شد و چه زمانی متقاضیان میتوانند وارد خانههای خود شوند. بخشی از متقاضیان، بهویژه در زونهای یک و هشت، همزمان با زونهای دیگر ثبتنام کردند، اما بهدلیل مشکل زمین و اینکه زمین در تصرف شخص یا مجموعه دیگری بوده، شروع پروژه برای آنها به تأخیر افتاد. اکنون تاوان این تأخیر، از جیب مردم پرداخت میشود و ساختوساز این بخشها نسبت به پروژههای دیگر، بسیار پایینتر است. مطالبه آنان این است که خسارتها جبران شود، زیرا این تأخیر، ناشی از کوتاهی مردم نبوده، بلکه ناشی از اشتباه دولت بوده است و دولت باید تاوان اشتباه خود را در این زمینه بپردازد.
از نگاه متقاضیان، یکی از ایرادهای اصلی، نحوه اجرای پروژه از ابتدا بوده است؛ اگر پروژه متناسب با زمان شروع و براساس تعداد ثبتنامکنندگان، مرحلهبندی میشد، میتوانستند واحدها را به گروههای مشخص تحویل دهند و سپس به سراغ مرحله بعد بروند؛ در آن صورت، هم پروژه موفقتر پیش میرفت، هم با مبلغ پایینتری قابل اجرا بود و هم پیشرفت آن بیشتر میشد.
بهجای این روش، هشت زون بهصورت همزمان کلنگزنی شد و درنتیجه، هر زون فقط 10 یا 20 درصد پیشرفت کرد، بدون آنکه هیچکدام به مرحله تکمیل کامل برسند. به این ترتیب، پروژهها بهصورت پراکنده جلو رفتند و عملاً هیچ زونی به نتیجه مطلوب نرسید.
از دیگر مشکلات مطرحشده، مسائل مربوط به ساخت و طراحی واحدها است؛ برای مثال، برخی واحدها انباری ندارند و حتی در مواردی نقشهها بهروشنی در اختیار متقاضیان قرار نگرفته، این درحالی است که انباری و پارکینگ، از نیازهای اولیه یک واحد آپارتمانی بهشمار میروند. از نگاه متقاضیان وقتی قرار است خانهای برای زندگی تحویل داده شود، باید لوازم و الزامات اولیه آن نیز درنظر گرفته شده باشد.
* مشکل وام، یکی از گرههای اصلی پروژه
یکی از مشکلات اصلی پروژه، مسئله وام است؛ برای مثال، وقتی منِ متقاضی پذیرفتهام در یک بانک حساب باز کنم، پول خود را در آن بانک بگذارم و آن بانک با منابع مردم کار کند، طبیعی است که انتظار داشته باشم همان بانک نیز وظیفه پرداخت وام مربوط به پروژه را انجام دهد.
* تقسیم زونها میان بانکها
در این پروژه، هشت زون را میان چند بانک تقسیم کردهاند، ازجمله بانک مسکن، بانک تجارت و بانک ملت؛ تقسیمبندی به این دلیل انجام شده که بانکها بتوانند منابع لازم را تأمین کنند. بانکها وظیفه دارند متناسب با پیشرفت پروژه، منابع را تأمین و آزاد کنند. یعنی وقتی پروژه 10 درصد پیشرفت دارد، باید به همان نسبت بخشی از منابع پرداخت شود، اما مشکلی بهوجود آمده: منابعی که باید بهموقع آزاد میشدند، در زمان مناسب پرداخت نشدهاند.
اگر همان وامها مطابق سازوکار قانونی و در زمان درست پرداخت میشدند، شاید اصلاً با 500 میلیون تومان هم پروژه قابل جمع شدن بود و قیمت تمامشده به این اندازه افزایش پیدا نمیکرد.
به گفته متقاضیان، اگر وامها بهموقع و طبق روند تعریفشده پرداخت میشدند، پروژه تا امروز میتوانست به پایان برسد یا دست کم به مرحله جلوتری برسد.
از نگاه آنان، مشکل اصلی نه در خودِ قانون، بلکه در اجرای نادرست آن است؛ قوانین حمایتی برای اقشار کمبضاعت و محروم وجود دارد، اما اجرای ضعیف و ناهماهنگ این قوانین، مردم را با مشکلات فراوان روبهرو کرده است.
یکی از مطالبات اصلی متقاضیان، ارائه شفاف بیلان کاری و مالی پروژه است. آنان میگویند تا امروز هیچ گزارش روشنی از روند اجرایی و مالی به متقاضیان ارائه نشده و مسئولان نیز حاضر به سپردن تعهد کتبی درباره زمان شروع و پایان پروژه نشدهاند؛ همچنین، اظهارات متناقض مسئولان باعث سردرگمی مردم شده و تبعات سوء مدیریت، مستقیماً متوجه متقاضیان است.
متقاضیان خواستار توجه ویژه به افرادی هستند که نتوانستهاند آورده خود را بهموقع تکمیل کنند. به گفته آنان، بسیاری از این افراد واقعاً ناتوان از تأمین مبالغ درخواستی هستند و نباید با آنان مانند سرمایهگذاران برخورد شود. درخواست مطرحشده این است که افراد مذکور پالایش شوند و درصورت امکان، مساعدت لازم برای آنان درنظر گرفته شود تا از مراحل بعدی حذف یا کنار گذاشته نشوند.
یکی دیگر از مسائل مطرحشده، آزادسازی واریزیهای بلوکهشده در برخی بانکها است. متقاضیان میگویند اختلال در عملکرد تعدادی از بانکهای مرتبط، به ضرر مستقیم مردم تمام شده است؛ ازنظر آنان اگر با مساعدت بانک مرکزی این منابع سریعتر آزاد شود، یکی از بهانههای موجود برای توقف یا کُندی کار، از میان خواهد رفت.
در بخش دیگر به نوسان و ابهام در مبلغ وام بانکی نیز اشاره شد؛ به گفته متقاضیان، مبلغی که یکبار 650 میلیون تومان عنوان شده بود، بعد به 850 میلیون تومان تغییر پیدا کرد؛ رقمی که با توان مالی بسیاری از متقاضیان، بهویژه مستأجران، حقوقبگیران و صاحبان مشاغل آزاد (جهت پرداخت اقساط)، تناسب ندارد. آنان خواستار تعیین تکلیف روشن این مبلغ و استفاده از منابع دیگر برای کاهش فشار مالی بر مردم هستند.
متقاضیان تأکید میکنند که حتی اگر امروز هم واحدی تحویل داده شود، بهدلیل نبود امکانات زیربنایی و خدمات شهری، قابل سکونت نخواهد بود. به گفته آنان، تاکنون هیچگونه امکانات رفاهی، بهداشتی، انتظامی و خدماتی لازم در محل فراهم نشده و اگر هم از امروز کار آغاز شود، تکمیل این زیرساختها دست کم یک تا دو سال زمان میبرد؛ آنهم با فرض اینکه روند کار از این پس سرعت بگیرد.
* هزینههای مضاعف زندگی در منطقه
از دیگر نگرانیهای متقاضیان، هزینههای اضافی زندگی در این محدوده است؛ دور بودن پروژه از مرکز شهر، نبود حملونقل عمومی مناسب و فقدان خدمات روزمره، باعث میشود ساکنان برای سادهترین نیازهای خود متحمل هزینه بیشتری شوند. به گفته آنان، بسیاری از متقاضیان حتی خودروی شخصی خود را برای تأمین آورده فروختهاند و درصورت اسکان در این منطقه، رفتوآمد روزانه، خرید، رفتن کودکان به مدرسه و استفاده از خدمات مختلف، فشار مالی مضاعفی بر خانوادهها وارد خواهد کرد.
* نبود واحدهای تجاری و خدمات اولیه
متقاضیان میگویند در محل پروژه حتی واحدهای تجاری اولیه نیز شکل نگرفته است. به بیان دیگر، هنوز زیرساختی برای تأمین نیازهای روزمره ساکنان وجود ندارد و این کمبود را نمیتوان صرفاً با راه حلهای موقت جبران کرد؛ از نگاه آنان، برخی خدمات شاید موقتاً قابل جایگزینی باشند، اما بسیاری از زیرساختهای اساسی نیازمند اجرای اصولی و دائمی هستند.
* درخواست برگزاری جلسه مستقیم با مسئولان عالی استان
آخرین مطالبه مطرحشده، برگزاری یک جلسه مشورتی با مسئولان عالی استانی است؛ جلسهای که در آن نمایندگان متقاضیان بتوانند مسائل و مشکلات را بیواسطه و مستقیم مطرح کنند. به گفته آنان، در این نشست باید همه متولیان پروژه حضور داشته باشند؛ از بانکها گرفته تا راه و شهرسازی، بنیاد و دستگاههای خدماترسانی مانند آب، برق، گاز و آموزشوپرورش، تا هر بخش مسئولیت خود را بپذیرد و پیگیریها به نتیجه برسد. چراکه عملکرد جزیرهای، روند حل مسائل را مختل کرده است. به باور آنان، همه دستگاههای مرتبط باید در یک ساختار مشترک و پاسخگو، کنار هم قرار بگیرند.
* وعده انتخاب واحد در تیرماه محقق نشد
متقاضیان میگویند مسئولان پیشتر وعده داده بودند که پروژه تا بهمنماه سال گذشته تکمیل و انتخاب واحد در تیرماه انجام شود، اما با پایان تیرماه نیز خبری از تحقق این وعدهها نشده و به شهریورماه موکول شده؛ همچنین عنوان میکنند پس از این نیز 20 درصد باقیمانده کار را باید به نرخ روز پرداخت کنیم، درحالی که در توان ما نیست.
به باور متقاضیان، همین خلف وعدهها باعث شده افرادی که تاکنون آورده خود را تکمیل نکردهاند، بیش از گذشته نسبت به ادامه پرداخت مردد شوند.
* پیشنهاد تجمیع متقاضیان پرداخت کامل در زونهای آمادهتر
یکی از پیشنهادهای مطرحشده این است: متقاضیانی که آورده خود را کامل کردهاند، در زونهایی که آمادگی بیشتری دارند، متمرکز شوند تا روند تحویل برای این گروه سریعتر انجام شود. به گفته متقاضیان، این پیشنهاد مطرح شده، اما پاسخ روشن و اجرایی درباره آن داده نشده است.
متقاضیان به مواردی از جابهجایی میان زونها اشاره میکنند و میگویند این جابهجاییها در برخی موارد انجام شده، اما سازوکار آن برای همه روشن نیست. از نگاه آنان، وقتی امکان جابهجایی در بعضی پروندهها وجود داشته، این پرسش مطرح میشود که چرا برای سایر متقاضیان، بهویژه در مواردی که میتواند به تسریع تعیین تکلیف منجر شود، چنین راهکاری دنبال نمیشود.
یکی از مهمترین ابهامهای مطرحشده، مشخص نبودن میزان وامی است که تا امروز به نام پروژه و بهازای هر متقاضی دریافت شده است. متقاضیان میگویند تا زمانی که واحد مشخص و بهنام شخص تعیین نشده، وام به اسم فرد نیست، اما در عمل تسهیلاتی بهنام مجتمع یا پروژه دریافت شده و روشن نیست سهم هر متقاضی از این تسهیلات چقدر بوده است.
* مشخص بودن زون، نامشخص بودن واحد
در بخشی از پروژه، زون متقاضیان مشخص شده، اما هنوز واحد دقیق آنان تعیین نشده است. به گفته متقاضیان، همین وضعیت باعث شده امکان پیگیری دقیقتر برای افراد وجود نداشته باشد و ارزیابی روشنی از وضعیت واقعی واحد خود نداشته باشند.
متقاضیان میگویند هنوز امکان مشاهده واقعی واحد، جانمایی آشپزخانه، لولهکشی، جزئیات داخلی و حتی انتخاب مبتنی بر پیشرفت عینی وجود ندارد.
به گفته آنها، در بازدیدهای میدانی مشخص شده بخش مهمی از فضاهایی که برای خدمات عمومی درنظر گرفته شده، هنوز در حد زمین خالی باقی مانده است. همچنین در برخی بخشها مانند گازرسانی و سایر خدمات شهری، روند اجرا زمانبر توصیف شده و همین موضوع نگرانی درباره قابلیت سکونت پروژه را افزایش داده است.
* انتقاد از بلوکه ماندن آورده مردم
متقاضیان به بلوکه شدن آوردههای واریزی نیز اعتراض دارند و میگویند در مواردی پول مردم ماهها در حسابها مانده، اما امکان برداشت و استفاده از آن برای پروژه فراهم نشده؛ به گفته آنان، این وضعیت هم ارزش پول مردم را کاهش داده و هم روند اجرا را کُند کرده است.
یکی از نکات مهم مطرحشده، انتقاد از دریافت آورده اولیه از مردم پیش از آن است که زمین پروژه بهطور قطعی تعیین و آماده شده باشد. متقاضیان میگویند در سالهای ابتدایی از آنان پول دریافت شد، اما زمین پروژه با تأخیر طولانی مشخص شد و در این فاصله، ارزش آورده اولیه بهشدت کاهش یافت. مقرر بود به ما با پرداخت پنج قسط 40 میلیونی در یکی از شهرکهای بهشتی، مدنی و فرهنگیان، خانه داده شود و با آنکه تعهدات بسیاری از ما گرفته شد، اما تعهدی به ما داده نشد و گفتند سال 1402 واحدها تحویل داده خواهند شد.
به گفته متقاضیان، افرادی که در مقاطعی خواستار بازپسگیری پول خود بودهاند، با این پاسخ مواجه شدهاند که درصورت برداشت، امتیازشان از بین میرود. از نگاه آنان، این وضعیت باعث شده بسیاری با وجود نارضایتی و بلاتکلیفی، ناچار به ماندن در پروژه شوند.
* اولویت باید با متقاضیان قدیمی باشد
متقاضیان تأکید میکنند، باید وضعیت افرادی که از سال 1398 در انتظار تعیین تکلیف هستند، روشن شود. به گفته آنان، درست نیست درحالی که گروهی سالها در صف ماندهاند، تعهدات تازهای نیز به پروژه اضافه شود.
* انتقاد از امتیازبندی و تفکیک خوشحسابی
در این بخش، به نحوه دستهبندی متقاضیان نیز انتقاد شده است؛ به گفته آنان، ملاکهایی مانند تکمیل مبلغ 410 میلیون تا یک تاریخ خاص (هشت فروددینماه امسال) باعث شده برخی با اختلافهای جزئی، برای مثال یک میلیون تومان، از فهرست افراد «خوشحساب» خارج شوند! موضوعی که ازنظر متقاضیان، میتواند به بیعدالتی در اولویتبندی منجر شود.
یکی از انتقادهای تازه این است که معیار «خوشحسابی» لزوماً به معنای همراهی مستمر با پروژه نبوده، بلکه بیشتر به توان پرداخت یکجای مبالغ بالا وابسته شده است که بخش قابل توجهی از آنها را دلالان تشکیل میدهند و مشخص نیست چرا با وجود غیر قانونی اعلام شدن خریدوفروش، این اتفاق افتاده است.
یکی از انتقادهای مهم متقاضیان به فرایند پالایش است؛ به گفته آنان، افرادی هستند که با وجود داشتن چندین واحد مسکونی یا برخورداری از وضعیت مالی مناسب، همچنان در فهرست پروژه باقی ماندهاند، درحالی که برخی متقاضیان واقعی، صرفاً بهدلیل ناتوانی در تکمیل آورده، از امتیاز یا اولویت مناسب محروم شدهاند. از نگاه آنان، این مسئله نشان میدهد پالایش بهدرستی و با دقت کافی انجام نشده است.
به گفته متقاضیان، برخی افراد سالها بهتدریج و با سختی آورده واریز کردهاند، اما چون نتوانستهاند در مقطع خاصی مبلغ بالایی را یکجا تأمین کنند، در اولویت پایینتر قرار گرفتهاند.
در اظهارات مطرحشده، نمونههایی از فشار شدید معیشتی بیان شده؛ از فروش طلا و وسایل زندگی تا بدهکار شدن برای تأمین آورده و حتی روایتهایی از فروش اعضای بدن برای حفظ امتیاز پروژه! این موارد بهعنوان نشانهای از فاصله جدی میان توان اقتصادی متقاضیان و مطالبات مالی پروژه مطرح شده است.
متقاضیان تأکید دارند راه حل، صرفاً اضافه کردن بدهی جدید به مردم نیست. به گفته آنان، اگر منابعی مانند صندوق ملی مسکن برای این نوع پروژهها پیشبینی شده، باید بهصورت واقعی و گسترده برای کاهش فشار بر متقاضیان بهکار گرفته شود؛ نه اینکه مشکل صرفاً با تسهیلات جدید و اقساط سنگینتر به آینده منتقل شود.
یکی از نکات مهم این بخش، اشاره به نمونههایی از پروژههای دیگر است که در آنها به همه متقاضیان کمکهای حمایتی مستقیم پرداخت و همین حمایتها باعث پیشرفت بهتر پروژه 480 واحدی فرهنگیان شده است.
متقاضیان میگویند بخش قابل توجهی از افزایش هزینهها، ناشی از تورم، تأخیرهای مدیریتی و شرایطی بوده که مردم در ایجاد آن نقشی نداشتهاند، اما اکنون تمام این بار مالی بهطور یکطرفه بر دوش آنان گذاشته میشود. از نگاه آنان، متقاضی نباید تاوان مستقیم کُندی اجرا و سوء مدیریت را بپردازد. حداقل برای جبران این ضرر باید خانه تجهیزشده تحویل بگیرند، چراکه قیمت تجهیز سال به سال افزایش یافته و اکنون این مهم بسیار هزینهبر است.
دیگر انتقاد به نحوه محاسبه قیمت تمامشده بود؛ متقاضیان معتقدند اگر قرار است قیمتها بر مبنای هزینه واقعی ساخت محاسبه شود، باید میانگین هزینه در طول دوره اجرای پروژه ملاک باشد و نه اینکه بخش عمده هزینهها با نرخهای روز و به زیان متقاضی محاسبه شود.
یکی از محورهای اصلی این بخش، مطالبه شفافسازی درباره وامها و منابعی است که به پروژه تزریق شده است؛ متقاضیان میپرسند چه میزان تسهیلات به پروژه اختصاص یافته، این مبالغ در کدام بخشها هزینه شده و اگر مانعی در شبکه بانکی وجود دارد، چرا استانداری برای رفع آن بهطور مؤثر ورود نمیکند؟
دیگر موضوع، انتقاد به محرمانه بودن برخی اطلاعات پروژه، ازجمله نقشهها و جزئیات فنی است. متقاضیان میگویند وقتی خودشان ذینفع مستقیم پروژه هستند، پنهان نگه داشتن اطلاعات از آنان قابل قبول نیست.
یکی از پُررنگترین مضامین، نامشخص بودن اُفق پروژه است؛ متقاضیان میگویند وضعیت فعلی بهشدت غبارآلود و مبهم شده و مسئولان باید صریح و رسمی اعلام کنند:
پروژه دقیقاً در چه مرحلهای است؟
چه مبلغ نهاییای از مردم دریافت خواهدشد؟
زمان نهایی تحویل چه وقتی خواهد بود؟
گفتنی است؛ آنها درخواست برگزاری مناظره یا برنامه تلویزیونی/رادیویی با حضور متقاضیان و مدیران ادارتی همچون راه و شهرسازی و بنیاد مسکن را هم داشتند.