«روز همدان»؛ هزینه یا سرمایه برای شهر؟
یکم شهریورماه امسال نیز همدان دست کم در تقویم برنامههای رسمی، روز پُرکاری را پشت سر گذاشت. مدیریت شهری از 13 برنامه فرهنگی، هنری، اجتماعی و گردشگری سخن گفته است؛ از جشنواره عسل و تورهای همدانگردی تا معرفی سایتموزه میدان امام، مسابقات شطرنج، نکوداشت جلیل رسولی، برنامه «سفیر بازار»، جشنهای محلهای، روایت نمایشی تاریخ شهر و جشن بزرگ مردمی. در کنار آن نخستین اجلاس سالانه «همدان؛ مرکز جهانی طب ایرانی» برگزار شد؛ بازدید از تعدادی اماکن فرهنگی و تاریخی استان رایگان بود و برنامههای دیگری نیز از سوی نهادهای مختلف برای این هفته پیشبینی شد.
در نگاه نخست، این تنوع نشانه مثبتی است؛ روز همدان دیگر صرفاً به یک مراسم اداری در سالن، چند سخنرانی و نصب چند بنر محدود نشده و در برنامه امسال میتوان نشانههایی از تلاش برای بردن مفهوم شهر به بازار، محله، موزه، گردشگری، هنر، اقتصاد محلی و حتی حوزه سلامت را دید. اما درست از همینجا پرسش مهمتری آغاز میشود؛ آیا وظیفه روز همدان آن است که در چند روز تعداد زیادی برنامه برگزار کنیم یا باید هرسال چیزی بر سرمایه اجتماعی، هویت شهری، تصویر ملی و ظرفیت توسعه همدان افزوده شود؟
این پرسش وقتی جدیتر میشود که به یاد آوریم برگزاری هر برنامه حتی کوچکترین آن، هزینه دارد؛ هزینه مالی، نیروی انسانی، وقت مدیران، امکانات شهری، تبلیغات و فرصت رسانهای. در اطلاعرسانیهای منتشرشده درباره برنامههای امسال، دست کم تاکنون گزارشی تجمیعی از میزان این هزینهها یا شاخصی برای سنجش بازده آنها ارائه نشده است؛ بنابراین مسئله لزوماً زیاد یا کم بودن هزینه نیست، چهبسا شهری برای یک رویداد هویتی هزینه قابل توجهی کند و سرمایهای چندبرابر آن بهدست آورد. مسئله این است که آیا میدانیم در برابر این هزینه چه به شهر افزودهایم؟
این همان نقطهای است که تعریف ما از یک «روز شهری» را تغییر میدهد؛ نامگذاری یک روز بهنام یک شهر تنها افزودن عبارتی به تقویم نیست، نوعی مداخله در حافظه جمعی است. شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز در مصوبه سال 1402، یکم شهریورماه را برای درج در ضمیمه تقویم رسمی کشور بهنام «روز همدان»، تصویب کرد. چنین روزی در بهترین حالت باید فرصتی باشد تا یک جامعه شهری، سالی یکبار از خود بپرسد ما که هستیم؟ چه چیزی ما را به یکدیگر و به این سرزمین پیوند میدهد؟ چه تصویری میخواهیم از خود به ایران و جهان نشان دهیم؟ و مهمتر از همه همدان آینده قرار است بر کدام بخش از میراث و ظرفیت امروز خود بنا شود؟
پژوهشهای حوزه هویت مکان و برندسازی شهری نیز بر همین نکته تأکید دارند. رویدادهای شهری هنگامی به تقویت هویت کمک میکنند که بتوانند برای مردم، داستانی درباره اینکه ما چه کسانی هستیم، بسازند و از مجموعه برنامههای مقطعی به فرآیندی چندساله برای ساختن مکان، تصویر شهر و احساس تعلق تبدیل شوند. تجربههای موفق نیز از سیاست رویدادهای پراکنده به برنامههای چندسالهای رسیدهاند که همزمان اثر اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و شبکهای ایجاد میکنند.
در این میان، مرور سه سال اخیر نشانهای قابل تأمل در خود دارد؛ در سال 1403، همزمان با نخستین سال ثبت رسمی روز همدان، اعلام شد دبیرخانه دائمی روز همدان در مجتمع بوعلی سینا افتتاح میشود تا برنامههای مرتبط با همدان و جشنوارههای آن را مدیریت کند. دو سال بعد، در آستانه روز همدان 1405، نایبرئیس کمیسیون فرهنگی شورای اسلامی شهر دوباره از ضرورت تشکیل دبیرخانه دائمی روز همدان سخن گفته و صراحتاً از فعالیت جزیرهای میراث فرهنگی، دانشگاه علوم پزشکی، بنیاد بوعلیسینا و شهرداری انتقاد کرده است. همین فاصله میان اعلام تأسیس و مطالبه دوباره برای تشکیل، شاید گویاترین نشانه این مسئله باشد که ما بیش از کمبود برنامه، با کمبود حافظه نهادی و به عبارت بهتر ضعف مدیریت راهبردی، روبهرو هستیم.
سال گذشته محور همدان، سرزمین کهن، برجسته شد؛ از همدانشناسان تجلیل کردند، برگزاری نمایشگاه عکس همدان قدیم و برنامههایی با موضوع محلات و مفاخر در دستور کار قرار گرفت و جشن بزرگ مردمی نیز برگزار شد. در سال 1403 ثبت جهانی هگمتانه، مفاخر، هنر و تأسیس دبیرخانه، برجسته بود و امسال طب ایرانی، بازار، باستانشناسی، محلات و گردشگری وزن بیشتری یافتهاند. هرکدام از اینها میتواند جزئی از هویت همدان باشد، اما مسئله آن است که روشن نیست این لایهها چگونه روی یکدیگر انباشته میشوند و قرار است پس از 5 یا 10 سال، چه تصویر منسجمی بسازند.
هویت شهری، آلبومی از داشتههای گذشته نیست. جامعه تنها با یادآوری اینکه هگمتانه چندهزار سال قدمت دارد یا بوعلی سینا در این شهر آرمیده است، صاحب هویت نیرومند نمیشود؛ هویت زمانی زنده است که گذشته بتواند درباره حال و آینده سخن بگوید. اگر بوعلی نماد خرد و علم است، باید پرسید سهم امروز همدان در تولید دانش چیست؟ اگر بازار تاریخی بخشی از هویت شهر است، باید دید اقتصاد و زیست آن چگونه حفظ میشود؟ اگر هگمتانه افتخار شهر است، نسل نوجوان همدانی چه نسبتی با آن برقرار کرده؟ اگر الوند یکی از عناصر عمیق حافظه همدانی است، سیاست شهر با محیط زیست و منظر طبیعی خود چه میکند؟ اگر همدان شهر مفاخر است، آیا سازوکاری برای پرورش مفاخر نسل بعد دارد؟
از همین رو، خطر اصلی روز همدان نه کمبود جشن، بلکه موزهای کردن هویت است؛ یعنی شهری که دائماً از آنچه بوده سخن بگوید، بیآنکه آن سرمایه را به آنچه میخواهد بشود متصل کند! روز همدان باید میان هویت بهارثرسیده و هویت درحال ساخته شدن، پُل بزند.
بدون چنین نگاهی حتی پُرجمعیتترین جشن نیز بیشتر مصرف فرهنگی است تا سرمایهگذاری فرهنگی. ممکن است هزاران نفر چندساعت شاد باشند که خود ارزشمند است، اما برای شهری که هر برنامهاش از منابع عمومی استفاده میکند، این تمام ماجرا نیست. راه عبور از این بینظمی راهبردی نیز الزاماً در افزایش تعداد برنامهها نیست، چهبسا در کمتر کردن پراکندگی و بیشتر کردن عمق باشد.
همدان نیازمند یک دبیرخانه واقعاً دائمی و فرابخشی است که نه از مردادماه، بلکه از فردای پایان هر دوره کار سال بعد را آغاز کند؛ یک سند پنجساله برای هویت و برند همدان داشته باشد، هر سال تنها یک یا دو محور را عمیق کند، بودجه، مخاطب و خروجی هر برنامه را ثبت کند و هر شهریور گزارش اثر روز همدان را به مردم ارائه دهد. در چنین مدلی شهرداری، دانشگاهها، میراث فرهنگی، آموزشوپرورش، بخش خصوصی، هنرمندان، رسانهها، محلات و جوانان مجری برنامههای جداگانه نیستند، بلکه اجزای یک روایت مشترک هستند.
روز همدان در آن صورت میتواند چیزی بیش از گرامیداشت شهر باشد؛ قرار سالانه همدانیها برای ساختن همدان. یکسال میتوان علم و بوعلی را به نهادی ماندگار تبدیل کرد، سال دیگر محلات و بازار را به شبکهای از روایتگران شهری پیوند زد، سال دیگر محیط زیست و الوند را محور مسئولیت جمعی قرار داد و در همه این سالها، رشته واحدی این اجزا را به هم متصل کند: ساختن شهری که گذشتهاش را میشناسد، اکنونش را نقد میکند و درباره آیندهاش تصمیم دارد.
ارزش روز همدان در تعداد بنرها، میهمانان، مراسمها یا حتی جمعیت حاضر در یک جشن نیست، معیار نهایی سادهتر و درعینحال دشوارتر است: وقتی شهریور سال آینده فرا میرسد، آیا همدان چیزی دارد که سال پیش نداشت؟ آیا مردم این شهر اندکی بیشتر میدانند به کجا تعلق دارند؟ چرا باید به شهرشان اهمیت بدهند و در آینده آن نقشی دارند؟ اگر پاسخ این پرسشها مثبت باشد، هزینه روز همدان سرمایهگذاری است و اگر هر سال برنامهها تمام شوند و شهر دوباره تا مرداد بعد به زندگی عادی بازگردد، مسئله نه کمبود برنامه، بلکه از دست رفتن فرصتی بوده که تقویم در اختیار همدان گذاشته است.