«همزیستی مذهبی»، از ضرورتهای شعر آیینی است
یک شاعر و پژوهشگر «همزیستی مذهبی» را از ضرورتهای شعر آیینی خواند و گفت: شاعر اصیل آیینی باید از نگاه یک مسلمان کامل و تمامعیار به بزرگان دینی نگاه کند و فارغ از گرایشات فرقهای، سیمای خاندان رسالت را به تصویر بکشد.
رضا اسماعیلی در گرامیداشت هفته وحدت و میلاد پیامبر اکرم (ص) در یادداشتی با عنوان «وحدتاندیشی، ضرورت امروز شعر آیینی»، نوشته است:
«قلب ما از هند و روم و شام نیست/ مرز و بوم ما به جز «اسلام» نیست» (علامه اقبال لاهوری)
قدرتهای استعماری برای تداوم سلطهگری خویش و رونق بازار جهل و خرافه، با سیاست مُزورانه «تفرقه بینداز و حکومت کن» آنقدر ما را به بازی «شیعه و سنی» سرگرم کردهاند که گاهی یادمان میرود ما قبل از آنکه شیعه یا سنی باشیم، یک انسان مسلمانیم با یک خدا، یک قبله، یک پیامبر و یک کتاب و بهراستی از این حقیقت روشن غافلیم که «مسلمان بودن» برتر از شیعه یا سنی بودن است. غافلیم از اینکه براساس سنت نبوی و آموزههای اصیل دینی، اصل بر مسلمانی بوده و شیعه یا سنی بودن حاشیهای است بر یک حقیقت واحد؛ فرقهسازان و فرقهبازان فرصتطلب چه هوشمندانه از غفلت تاریخی ما برای پیشبرد مقاصد استعماری خویش بهره بردهاند! بیهیچ تردیدی تا زمانی که باطل در باطل خویش متحد و ما در «حق» خویش متفرقیم، بُرد با آنان است و بازنده همیشه این بازی ما!
علامه اقبال لاهوری نیز بهعنوان مُصلحی روشناندیش و دینآشنا که در زمان حیات خود همواره به دنبال به اهتزاز در آوردن پرچم «وحدت» در جهان اسلام بود، در مقالهای با کالبدشکافی «درد فرقهپرستی» با خون دل و چشمی پُر آب مینویسد: «هر روز فرقه جدیدی بهوجود میآید که خود را وارث بهشت دانسته و سایر بنی نوع انسان را هیزم جهنم قرار میدهد. الغرض، این فرقهپرستیها، جمعیت خیرالامم را طوری پراکنده کرده است که هیچ صورتی از اتحاد و یگانگی به چشم نمیخورد.»
برای برهم زدن این بازی ناعادلانه و خنثی کردن این توطئه خطرناک، باید به اسلام ناب محمدی (ص) برگردیم، از پیله فرقهبازی بیرون بیاییم و پیش و بیش از تعلقات و تعصبات فرقهای به «مسلمانزیستی» بیندیشیم و به «همزیستی مذهبی».
«همزیستی مذهبی» یعنی چه؟
منظور از «همزیستی مذهبی» همانندسازی اعتقادی و به یک گونه فکر کردن پیروان دو مذهب «تشیع و تسنن» نیست. هدف از همزیستی مذهبی، به حاشیه راندن اختلافات و برجسته کردن اشتراکات مذهبی برای تقویت و تحکیم پایههای «وحدت اسلامی» و مقابله با موج «اسلامستیزی» و «اسلامهراسی» بوده که امری ممکن و شدنی است. همزیستی مذهبی یعنی فاصله گرفتن از حاشیهها و پرداختن به متن و بطن مسلمانی. همزیستی مذهبی یعنی اینکه سکه اسلام دو رو دارد: «شیعه و سنی» و رسالت من بهعنوان شاعر آیینی احترام به این دواقلیمی و دوگانگی مذهبی است. همزیستی مذهبی یعنی به رسمیت شناختن همدیگر و تلاش برای همدلی، همزبانی و همصدایی بیشتر. همزیستی مذهبی یعنی اینکه «من حقِ مطلق نیستم» و بخشی از حقیقت آنجاست که تو ایستادهای. همزیستی مذهبی یعنی قبول تفاوتها و تقویت شباهتها. همزیستی مذهبی یعنی اینکه: «ما برای وصل کردن آمدیم». همزیستی مذهبی یعنی پاره کردن حجاب «جزماندیشی» و شنیدن صدای دیگران. همزیستی مذهبی یعنی همچنان که دوست داریم دیگران به دینداری ما احترام بگذارند، ما نیز به دینداری دیگران احترام بگذاریم و خود را معیار حق و باطل نپنداریم و به این گزاره نیز بیندیشیم که شاید قطعاتی از پازل حقیقت نزد دیگران باشد. بر فرض اگر هم بین پیروان دو مذهب اختلافی در میان است، شایستهتر آن است که این شبهات و اختلافات اعتقادی پیش از آنکه مایه بغض و دشمنی و ریشهکنی نخل تناور وحدت اسلامی شود، در محیطی علمی و آرام و به دور از هیاهو، از طریق عالمان روشناندیش دو مذهب مورد کالبدشکافی و بررسی عالمانه و حلوفصل قرار گیرد.
همزیستی مذهبی با این تعریفی که ارائه شد، راهبردی مشروع و عقلانی برای فرو نشاندن آتش جنگهای مذهبی، پایان دادن به اختلافات، همزیستی مسالمتآمیز فرقههای مذهبی و مقابله با فتنهانگیزی دشمنان قسمخورده اسلام است. دشمنانی که منافع آنها در این است که شیعه و سنی مانند دو دشمن خونی چشم در چشم هم بدوزند و بهجای نشانه گرفتن سینه نفاق، سینه همدیگر را نشانه بروند! دشمنانی که با گلآلود کردن آب «وحدت» و به پا کردن جنگهای مذهبی، ماهی مُراد میگیرند و این داستانی است پُر از آب چشم!
رضا اسماعیلی در گرامیداشت هفته وحدت و میلاد پیامبر اکرم (ص) در یادداشتی با عنوان «وحدتاندیشی، ضرورت امروز شعر آیینی»، نوشته است:
«قلب ما از هند و روم و شام نیست/ مرز و بوم ما به جز «اسلام» نیست» (علامه اقبال لاهوری)
قدرتهای استعماری برای تداوم سلطهگری خویش و رونق بازار جهل و خرافه، با سیاست مُزورانه «تفرقه بینداز و حکومت کن» آنقدر ما را به بازی «شیعه و سنی» سرگرم کردهاند که گاهی یادمان میرود ما قبل از آنکه شیعه یا سنی باشیم، یک انسان مسلمانیم با یک خدا، یک قبله، یک پیامبر و یک کتاب و بهراستی از این حقیقت روشن غافلیم که «مسلمان بودن» برتر از شیعه یا سنی بودن است. غافلیم از اینکه براساس سنت نبوی و آموزههای اصیل دینی، اصل بر مسلمانی بوده و شیعه یا سنی بودن حاشیهای است بر یک حقیقت واحد؛ فرقهسازان و فرقهبازان فرصتطلب چه هوشمندانه از غفلت تاریخی ما برای پیشبرد مقاصد استعماری خویش بهره بردهاند! بیهیچ تردیدی تا زمانی که باطل در باطل خویش متحد و ما در «حق» خویش متفرقیم، بُرد با آنان است و بازنده همیشه این بازی ما!
علامه اقبال لاهوری نیز بهعنوان مُصلحی روشناندیش و دینآشنا که در زمان حیات خود همواره به دنبال به اهتزاز در آوردن پرچم «وحدت» در جهان اسلام بود، در مقالهای با کالبدشکافی «درد فرقهپرستی» با خون دل و چشمی پُر آب مینویسد: «هر روز فرقه جدیدی بهوجود میآید که خود را وارث بهشت دانسته و سایر بنی نوع انسان را هیزم جهنم قرار میدهد. الغرض، این فرقهپرستیها، جمعیت خیرالامم را طوری پراکنده کرده است که هیچ صورتی از اتحاد و یگانگی به چشم نمیخورد.»
برای برهم زدن این بازی ناعادلانه و خنثی کردن این توطئه خطرناک، باید به اسلام ناب محمدی (ص) برگردیم، از پیله فرقهبازی بیرون بیاییم و پیش و بیش از تعلقات و تعصبات فرقهای به «مسلمانزیستی» بیندیشیم و به «همزیستی مذهبی».
«همزیستی مذهبی» یعنی چه؟
منظور از «همزیستی مذهبی» همانندسازی اعتقادی و به یک گونه فکر کردن پیروان دو مذهب «تشیع و تسنن» نیست. هدف از همزیستی مذهبی، به حاشیه راندن اختلافات و برجسته کردن اشتراکات مذهبی برای تقویت و تحکیم پایههای «وحدت اسلامی» و مقابله با موج «اسلامستیزی» و «اسلامهراسی» بوده که امری ممکن و شدنی است. همزیستی مذهبی یعنی فاصله گرفتن از حاشیهها و پرداختن به متن و بطن مسلمانی. همزیستی مذهبی یعنی اینکه سکه اسلام دو رو دارد: «شیعه و سنی» و رسالت من بهعنوان شاعر آیینی احترام به این دواقلیمی و دوگانگی مذهبی است. همزیستی مذهبی یعنی به رسمیت شناختن همدیگر و تلاش برای همدلی، همزبانی و همصدایی بیشتر. همزیستی مذهبی یعنی اینکه «من حقِ مطلق نیستم» و بخشی از حقیقت آنجاست که تو ایستادهای. همزیستی مذهبی یعنی قبول تفاوتها و تقویت شباهتها. همزیستی مذهبی یعنی اینکه: «ما برای وصل کردن آمدیم». همزیستی مذهبی یعنی پاره کردن حجاب «جزماندیشی» و شنیدن صدای دیگران. همزیستی مذهبی یعنی همچنان که دوست داریم دیگران به دینداری ما احترام بگذارند، ما نیز به دینداری دیگران احترام بگذاریم و خود را معیار حق و باطل نپنداریم و به این گزاره نیز بیندیشیم که شاید قطعاتی از پازل حقیقت نزد دیگران باشد. بر فرض اگر هم بین پیروان دو مذهب اختلافی در میان است، شایستهتر آن است که این شبهات و اختلافات اعتقادی پیش از آنکه مایه بغض و دشمنی و ریشهکنی نخل تناور وحدت اسلامی شود، در محیطی علمی و آرام و به دور از هیاهو، از طریق عالمان روشناندیش دو مذهب مورد کالبدشکافی و بررسی عالمانه و حلوفصل قرار گیرد.
همزیستی مذهبی با این تعریفی که ارائه شد، راهبردی مشروع و عقلانی برای فرو نشاندن آتش جنگهای مذهبی، پایان دادن به اختلافات، همزیستی مسالمتآمیز فرقههای مذهبی و مقابله با فتنهانگیزی دشمنان قسمخورده اسلام است. دشمنانی که منافع آنها در این است که شیعه و سنی مانند دو دشمن خونی چشم در چشم هم بدوزند و بهجای نشانه گرفتن سینه نفاق، سینه همدیگر را نشانه بروند! دشمنانی که با گلآلود کردن آب «وحدت» و به پا کردن جنگهای مذهبی، ماهی مُراد میگیرند و این داستانی است پُر از آب چشم!
ارسال
نظر
*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد
نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین
(فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر
شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای
نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.