3 رکن استواری ایران در برابر بحرانها؛ ولایت فقیه، بصیرت مردمی و اقتدار نیروهای مسلح
فرمانده سابق سپاه انصارالحسین (ع) استان همدان با اشاره به اینکه سه رکن استواری ایران در برابر بحرانها ولایت فقیه، بصیرت مردمی و اقتدار نیروهای مسلح است، گفت: در هر بزنگاهی که دشمن قصد ضربه زدن به ارکان نظام را داشت، پیوند این سه ضلع بنیادین، امنیت پایدار کشور را تضمین کرده است.
با توجه به چهلوششمین سالگرد هفته دفاع مقدس، دفتر تحریریه روزنامه سپهرغرب میزبان سردار «مظاهر مجیدی»، فرمانده سابق سپاه انصارالحسین (ع) استان همدان و از رزمندگان و پیشکسوتان دوران جنگ تحمیلی بود؛ در این نشست صمیمی، به بازخوانی مؤلفههای اقتدار انقلاب اسلامی در مواجهه با بحرانها و تبیین نقش نهادهای انقلابی در مسیر پیشرفت و خدمترسانی به کشور پرداختهایم که مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
* شما هم رزمنده دفاع مقدس بودهاید و هم نزدیک به چهار دهه بعد از دوران رزمندگی، مسئولیت فرماندهی داشتهاید. اگر امروز از شما بخواهیم تنها سه عامل واقعی را که باعث شد ایران طی جنگهای مختلف فرو نریزد را نام ببرید، آن سه عامل کدامها هستند؟
رکن نخست جایگاه بیبدیل ولایت فقیه و رهبری الهی است؛ رکن اساسی و نقطه عطف بازیابی هویت ملی و اسلامی ما، ظهور نهاد «ولایت فقیه» با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (ره) بود. امام راحل در عرصههای گوناگون دینی، عرفانی، سیاسی، اجتماعی و بهویژه در مدیریت دفاع مقدس، کانون ثقل و لنگرگاه سنگین انقلاب اسلامی بودند.
اگر بخواهیم سهم آحاد جامعه و نیروهای مسلح را در دفاع مقدس تفکیک کنیم، نقش بینظیر امام خمینی (ره) از همه برجستهتر بود؛ چراکه ایشان تصمیمات و اقداماتی را رقم میزدند که با مرور زمان میبینیم نتیجه الهامات الهی بود. برای نمونه، پیشبینی دقیق ایشان مبنی بر شنیده شدن «صدای شکستن استخوانهای کمونیسم»، یکسال پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، حقیقتی بزرگ در تاریخ ثبت کرد.
همچنین در روز نخست جنگ تحمیلی، هنگامی که رژیم بعثی عراق هجوم سراسری خود را آغاز کرد و اضطراب فراوانی بر جامعه حاکم بود، تعبیر هوشمندانه و آرامشبخش امام مبنی بر اینکه «دزدی آمده و سنگی انداخته، میرویم تا مشکل را رفع کنیم»، تسکینی ژرف به جامعه بخشید و هدایتهای پیامبرگونه ایشان، ملت را به خروش واداشت.
رکن دوم، حضور آگاهانه و تبعیت محض مردم از ولی فقیه بود؛ رکن دوم و بنیادین در تداوم و استواری انقلاب اسلامی، حضور بینظیر و نقشآفرینی آگاهانه مردم است که با سطحی عالی از بصیرت و تبعیت از ولایت فقیه، گامهای استواری در پیشبرد اهداف نظام برداشتهاند.
نقش مردم در تمامی فتنهها و بحرانهای تاریخ انقلاب بیبدیل بوده است؛ هرگاه توطئهای شکل گرفت، حضور بههنگام مردم کار را به سرانجام رساند. در دوران دفاع مقدس و سایر حوادث، ازجمله فتنههای مختلف، جنگ رمضان، جنگ 40 روزه، روزهای ابتدای شهادت مقام معظم رهبری و در هر زمان که دشمن قصد ضربه زدن به ارکان نظام را داشت، حضور خودجوش مردم کشور را در امنیتی پایدار حفظ کرد و این مؤلفهای کلیدی در حکمرانی اسلامی است.
رکن سوم، اقتدار و حضور جانانه نیروهای مسلح در خط مقدم دفاع است؛ سومین مؤلفه اصلی در تحکیم پایههای نظام جمهوری اسلامی، وجود نیروهای مسلحی است که با تمام وجود و با رویکردی مکتبی، از ولی فقیه تبعیت میکنند. با بررسی بخشهای گوناگون حکمرانی، بهوضوح نمایان است که هرکجا نیروهای مسلح ورود کردهاند، وظایف خود را به نحو احسنت به سرانجام رساندهاند؛ چه در عرصه بازدارندگی دفاعی و چه در مواجهه با حوادث گوناگون طبیعی و غیر طبیعی.
نقشآفرینی نیروهای مسلح در دفاع هشتساله، نمونه بارزی از این فداکاری است. در روزهای نخست جنگ، در شرایطی که از آمادگیهای تسلیحاتی کامل برخوردار نبودیم، شواهد مرزی حاکی از آن بود که دشمن با تمام امکانات و تجهیزات عِده و عُده، قصد تهاجمی بزرگ برای تصرف بخشهایی از خاک میهن را دارد؛ بااینحال، نیروهای مسلح در همان روزهای نخست با ایثار و ابتکار عمل، سد محکمی در برابر هجوم برقآسای ارتش عراق ایجاد و روند تهاجم را متوقف کردند.
* به نظر شما آیا درست است که سپاه و بسیج در همه حوزهها بهعنوان عضو مکمل دولت همیشه فعال هستند و مورد بیشترین تهمتها هم قرار میگیرند؟
باید به حکمت تأسیس نهادهای انقلابی و تدبیر برای حفظ بقای نظام اشاره کنم؛ یکی از درخشانترین ابعاد بینش حضرت امام خمینی (ره)، برخورداری از «بصیرت راهبردی» برای حفظ دستاوردهای انقلاب بود. ایشان با درک عمیق از ماهیت انقلاب اسلامی و شعارهای محوری آن یعنی «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، میدانستند که این مسیر ناگزیر، به تقابل با نظام سلطه و استکبار جهانی خواهد انجامید.
این درک از آینده، ضرورت ایجاد تشکیلاتی برخاسته از بطن مردم و پایبند به آرمانهای انقلابی را بیشازپیش نمایان کرد؛ بنابراین دستور تشکیل سپاه پاسداران و بسیج مستضعفین، نه یک اقدام مقطعی، بلکه یک «ظرفیتسازی استراتژیک» برای مقابله با تهدیدات احتمالی و حفاظت از هویت نظام بود. درواقع، امام با این تدبیر حکیمانه، نیرویی را پایهریزی کردند که فراتر از ساختارهای کلاسیک ارتش، ظرفیتهای عظیم مردمی را در خدمت دفاع از انقلاب بهکار گیرد؛ تصمیمی که گذر 46 سال از عمر انقلاب، درستی و دوراندیشی آن را به اثبات رسانده است.
کارنامه سپاه و بسیج در طول بیش از چهار دهه، شاهد روندی پویا و منطبق بر نیازهای زمانه بوده است. در سالهای نخستین تشکیل این نهاد، تمرکز اصلی بر فعالیتهای فرهنگی بود و شاید بتوان گفت بخش عمدهای از توان اجرایی (نزدیک به 60 تا 70 درصد) در این مسیر صرف میشد؛ اما با افزایش سطح تهدیدات علیه نظام، ضرورتهای جدیدی ظهور و ماهیت مأموریتهای سپاه را نیز متحول کرد.
این نهاد به مرور زمان با دستور حضرت امام (ره)، ساختارهای تخصصی خود را در قالب نیروهای پنجگانه (نیروی زمینی، دریایی، هوایی، قدس و بسیج) سامان داد تا بتواند در تراز یک نیروی انقلابی و نظامی بازدارنده، عمل کند؛ این تکامل ساختاری نشان میدهد که چگونه سپاه و بسیج خود را با نیازمندیهای حیاتی انقلاب همسو کردهاند.
یکی از ویژگیهای برجسته این نهاد، ایستادگی در برابر سرزنشها و هجمههای رسانهای است. براساس منطق قرآنی، مجاهدان راه خدا از ملامت ملامتگران هراسی ندارند و تمرکز اصلی خود را بر تحقق اهداف بزرگ انقلاب میگذارند.
در این میان، «فرهنگ مسئولیتپذیری» بهعنوان یک ارزش بنیادین در میان فرماندهان نهادینه شده است. نمونه بارز آن، حادثه تلخ سقوط هواپیمای اوکراینی بود؛ جایی که سردار شهیدحاجیزاده با شجاعت تمام، مسئولیت کامل این رخداد را برعهده گرفت. این اقدام نهتنها یک واکنش اداری، بلکه یک «ایثار اجتماعی» بود، چراکه برای حفظ انسجام و اعتبار انقلاب، آبروی خویش را فدای کرد. این جنس از مسئولیتپذیری، یادآور نوع تصمیمگیریهای تاریخی امام خمینی (ره) همچون پذیرش قطعنامه 598 است؛ تصمیمی که در آن مقطع با وجود تفاوت مسیر با شعار «جنگ تا رفع فتنه»، تنها با هدف حفظ مصلحت نظام و مردم، گرفته شد و نشان داد که در گلوگاههای تاریخی، شجاعت در تصمیمگیری، رکن اصلی رهبری است.
انعطافپذیری استراتژیک، ویژگی منحصربهفرد نیروهای انقلابی است؛ یکی از بزرگترین تفاوتهای ساختاری میان نیروهای نظامی انقلاب اسلامی (سپاه و بسیج) با ارتشهای کلاسیک جهان، ماهیت «انعطافپذیری سریع و روان» در تغییر مأموریتها است. در روال نظامی متداول دنیا، تغییر مأموریت یک یگان مستلزم طی کردن فرآیندهای طولانیمدت بوروکراتیک، جذب نیروی جدید، آموزشهای تخصصی و صرف زمان زیاد است.
اما در سپاه بهدلیل اینکه این نهاد خود را «مادر دلسوز انقلاب اسلامی» میداند، سازوکار حرکت بر مبنای «احساس خطر و نیاز نظام» طراحی شده است. نگاهی به عملکرد قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا (ص) گواه همین حقیقت است؛ میزان مطالبات مالی کلان سپاه از دولت نشان میدهد که این نهاد برای شروع پروژههای ملی و گرهگشایی از مشکلات مردم، هرگز منتظر تزریق اعتبارات دولتی نمانده است.
برای نمونه، در جریان بحرانهای کمآبی در مناطق مختلف کشور طی سالهای اخیر، نیروهای سپاه بدون معطلی و پیش از دریافت بودجههای دولتی، با تمام قوا پای کار آمدند؛ پروژههای آبرسانی را آغاز کردند و تنها پس از به سرانجام رساندن کار برای رفاه مردم، به جمع بدهکاران طلبکار از دولت پیوستند! این روحیه نشان میدهد که هرگاه انقلاب اسلامی به حضوری میدانی نیاز داشته باشد، سپاه معطل تشریفات و بخشنامهها نمیماند.
در رابطه با ریشههای دفاع مقدسی قرارگاه سازندگی و تبدیل تهدید به فرصت نیز باید بگویم شکلگیری قرارگاه سازندگی پس از پایان جنگ تحمیلی، پاسخی هوشمندانه به یک ضرورت ملی بود. در دوران دفاع مقدس، بخش «مهندسی سپاه» یکی از ارکان کلیدی و حیاتی در پیروزی عملیاتها بهشمار میرفت. طراحی و ایجاد شبکه راههای مواصلاتی در سختترین شرایط جغرافیایی جنوب و غرب کشور، آنهم در کوتاهترین زمان ممکن و به دور از چشم دشمن، با روشهای کلاسیک و عادی مهندسی، غیر ممکن بود.
این تجربه گرانبها، ظرفیت عظیمی از تخصص و توانمندی را در بدنه مهندسی سپاه ایجاد کرد. پس از پایان جنگ، این پرسش اساسی مطرح شد که آیا باید این ظرفیت عظیم بالقوه را در پادگانها محبوس کرد تا روزی جنگی دیگر آغاز شود و یا باید از این ظرفیت در مسیر سازندگی و آبادانی کشور بهره گرفت؟ با موافقت و تدبیر مقام معظم رهبری، تصمیم بر آن شد که از این توانمندی بینظیر برای اجرای پروژههای کلان ملی استفاده شود؛ پروژههای عظیمی همچون ساخت سدها، بزرگراهها و زیرساختهای حیاتی که در آن زمان از عهده پیمانکاران معمولی خارج بود و اگر ورود سپاه نبود، روند پیشرفت کشور در بخش عمرانی، با کُندی مواجه میشد.
بدینترتیب، مهندسی سپاه از بطن جبههها برخاست تا امروز نیز بهعنوان بازوی اجرایی مطمئن، پیشران توسعه و عمران ایران اسلامی باشد.
* لطفاً درخصوص حضور سپاه استان همدان در حوزه آبرسانی طی سالهای اخیر در سطح همه شهرستانها، اگر خاطراتی دارید، برایمان تعریف کنید؟
تجربه آبرسانی به روستاهای شهرستان کبودراهنگ، نمونهای عینی از کارآمدی الگوی «مدیریت جهادی» در مقابل بنبستهای بوروکراتیک است؛ درحالی که برای پروژههای آبرسانی روستایی، پیمانکاران عادی یا از پذیرش مسئولیت سر باز میزدند و یا مبالغی بسیار هنگفت و غیر متعارف پیشنهاد میدادند، ورود مجموعه مهندسی سپاه به میدان، قواعد بازی را تغییر داد.
در این پروژهها نهتنها کار با هزینهای حدود «یکدهم» پیشنهادهای معمول به سرانجام رسید، بلکه در بسیاری از موارد، کار بدون انتظار برای تأمین اعتبارات دولتی، آغاز شد. استقبال بینظیر مردم و بازتاب اجتماعی آن در منطقه که با آیین قربانی کردن گاو همراه بود، گواه این است که اقدامات مذکور تا چه حد توانسته است گره از محرومیت مناطق دورافتاده باز کند و باری از دوش مردم صبور منطقه بردارد.
لازم به ذکر است که مدیریت بحران در همدان با دستور قاطع برای شکستن قفلهای مالی، صورت گرفته است؛ یکی از برگهای زرین کارنامه قرارگاه سازندگی در استان همدان، واکنش سریع و قاطعانه به بحران کمآبی شهر همدان بود. در آن روزهای پُرالتهاب، وضعیتِ ذخایر آبی سدها به حداقل ممکن رسیده و روند احیای پروژههای انتقال آب، بهدلیل اختلافات مالی و اداری پیچیده، متوقف شده بود.
در این بزنگاه، پس از بازدیدهای میدانی مقامات ارشد نظامی (ازجمله سردار فدوی) و مشاهده عمیق مشکلات مردم، رویکردی متفاوت در پیش گرفته شد. فرماندهی کل سپاه با دستور صریح مبنی بر اینکه «به مسائل مالی و اختلافات اعتباری توجه نکنید و کار را بلافاصله آغاز کنید»، عملاً مانع بزرگ کاغذبازی اداری را کنار زد. قرارگاه سازندگی با بازگشتِ به پروژه و همچنین مدیریت اضطراری توزیع آب با دهها تانکر آبرسان، توانست در آن روزهای سخت، بخش بزرگی از نگرانیهای معیشتی شهروندان همدان را مدیریت کند.
این رویکرد، یعنی «اولویت دادن به نیاز مردم بر تشریفات اداری»، جوهره اصلی تفاوتی است که میان عملکرد قرارگاه سازندگی با پیمانکاران معمولی وجود دارد؛ حقیقتی که در تاریخ توسعه زیرساختی استان همدان، بهعنوان یک الگوی «خدمت بیمنت» ثبت شده است.
همچنین در رابطه با حماسه داوطلبان در خط مقدم مبارزه با کرونا نیز باید بگویم در روزهایی که هراس از ابتلا و مرگ، بسیاری را به عقبنشینی و انزوا واداشته بود، حضور داوطلبان بسیجی و پاسداران در میدان، معنای متفاوتی از «ایثار» را به تصویر کشید. ورود نیروهای داوطلب همچون من و سردارفرجی به محیطهای بهشدت آلوده بیمارستانی، بیش از آنکه یک مأموریت اداری باشد، یک «جهاد روحی» بود.
خاطره حضور در بیمارستان اسدآباد، گویای عمق این شرایط است؛ جایی که حتی کادر درمان آن مرکز بهدلیل آلودگی بسیار بالا، نسبت به ورود افراد به بخشهای کرونایی هشدار میدادند. در چنین فضای ملتهبی، استقامت افرادی نظیر سردار فرجی در کنار گروههای همراه، نهتنها نمادی از شجاعت بود، بلکه روحیهای مضاعف به کادر درمانی خسته و تحت فشار تزریق میکرد. این حضور میدانی، ثابت کرد که در بزنگاههای خطر، شانه به شانه ایستادن با کسانی که در خط مقدم هستند، ارزشی همتراز با اقدامات تخصصی دارد.
در کنار حضور ایثارگرانه در میدان، یکی از کلیدیترین عوامل موفقیت استان همدان در مدیریت بحرانِ کرونا، «انسجام در فرماندهی» بود. با ایجاد قرارگاهی ویژه در استانداری همدان و برقراری تعامل تنگاتنگ با دانشگاه علوم پزشکی (با محوریت دکتر حیدریمقدم)، سپاه و بسیج توانستند ظرفیتهای موجود را به شکل متمرکز هدایت کنند.
* ادامه دارد