دویست شب، یک قرار؛ وقتی میدان به زبان مردم تبدیل میشود
روایتی از استقامت یک ملت
دوست داشتن وطن همیشه در روزهای آرام معنا نمیشود گاهی معنای آن درست در لحظهای آشکار میشود که جامعه احساس میکند خانهاش، امنیتش و حافظه مشترکش در معرض تهدید قرار گرفته است. با رسیدن اجتماعات شبانه به دویستمین شب، آنچه در بسیاری از میدانها و خیابانهای کشور و از جمله همدان دیده میشود دیگر فقط یک تجمع مناسبتی نیست بهتدریج به آیینی جمعی تبدیل شده است آیینی که در آن سوگ، خشم، امید، تعلق ملی و اراده برای ادامه زندگی کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
این اجتماعات از روزهای آغازین حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و پس از شهادت رهبر انقلاب و جمعی از فرماندهان آغاز شد. روزهای نخست در همدان گروههای مردمی از مساجد و محلهها به سوی میدانهای اصلی شهر، بهویژه آرامگاه بوعلی، حرکت میکردند همان روزها میدان دانشگاه، فردوسی، مدرس، شیرسنگی و چند نقطه دیگر شهر نیز به محل گردهمایی تبدیل شد. با گذشت هفتهها آن واکنش اولیه از صورت یک پاسخ احساسی کوتاهمدت بیرون آمد و به قرار شبانه بدل شد.
فلسفه این حضور را شاید بتوان در یک جمله خلاصه کرد مردمی که به میدان میآیند میخواهند بگویند جنگ فقط در مرزها اتفاق نمیافتد بخشی از مقاومت هر ملت حفظ انسجام روانی و اجتماعی آن است. میدان در چنین وضعی نقش یک رسانه زنده را پیدا میکند. پرچمی که در دست یک کودک است مادری که فرزندش را همراه آورده، جوانی که با موتورسیکلت در کاروان حرکت میکند یا سالمندی پرچم به دست میدانداری میکند هرکدام جملهای بیکلام درباره تعلق به کشور میسازند.
وقتی این شبها با مردم درباره دلیل این حس آسمانی و غیرت نسبت به آرمان و وطن سخن میگوییم آنها از عشقشان به ایران و امام شهید و ضرورت دفاع از تمامیت ارضی و استقلال کشور، حمایت از نیروهای مسلح و حفظ همبستگی ملی میگویند جالب آنکه حتی رسانههای غیر ایرانی نیز از این میزان از استقامت، شجاعت و پایمردی مردم ایران شگفتزده شدهاند.
اما معنای دویست شب استمرار بیش از هر چیز در خود «تداوم» نهفته است. هیجان یک شب را میتوان با یک حادثه توضیح داد تکرار یک رفتار جمعی در دویست شب، به انگیزه، عادت و شبکهای از روابط اجتماعی نیاز دارد. در این مدت میدانها فقط محل شعار نبودهاند. آیینهای سوگواری، برنامههای فرهنگی، تئاتر خیابانی، حضور خانوادهها و برنامههای ویژه کودکان و نوجوانان به اجتماعات افزوده شده است. به این ترتیب میدان آرامآرام از محل اعلام موضع به فضایی برای بازتولید پیوند اجتماعی تبدیل شده جایی که نسلها در کنار یکدیگر نه فقط درباره وطن، بلکه با حضورشان برای ایران سخن میگویند.
برنامه میدانیار را میتوان تازهترین مرحله همین تحول دانست. در هفتههای اخیر این رقابت همزمان با اجتماعات شبانه در استان همدان اجرا شده و محور آن مشارکت گروهی، آموزش مهارتهای امدادی، آمادگی عمومی، فعالیت فرهنگی و روایت رسانهای است. در یکی از برنامههای شهرستان همدان 11 تیم برادران و شش تیم خواهران شرکت کردهاند و در کبودرآهنگ نیز 300 نفر در قالب 50 تیم ثبتنام داشتهاند. معنای مهم میدانیار این است که حضور در میدان میکوشد از سطح تماشا و شعار یک گام جلوتر برود و به مهارت، مسئولیتپذیری و کار گروهی نزدیک شود.
اجرای این برنامه در میدان آرامگاه بوعلی نیز از همین منظر معنا پیدا میکند یکی از شناختهشدهترین فضاهای شهری همدان، از یک محل عبور روزمره به صحنهای برای مشارکت خانوادهها، جوانان و نوجوانان تبدیل میشود. این شاید مهمترین تغییر باشد «میدان» فقط جغرافیا نیست وقتی مردم آن را با حضور مستمر خود معنا میکنند به بخشی از حافظه اجتماعی شهر تبدیل میشود.
دویستمین شب بنابراین فقط یک عدد تقویمی نیست. عدد دویست یادآور این است که واکنش یک ملت به تهدید تنها در توان نظامی خلاصه نمیشود. تابآوری ملی از جایی آغاز میشود که مردم احساس کنند هنوز میتوانند کنار یکدیگر بایستند سوگ را تحمل کرده و از ترس عبور کنند و زندگی عمومی را تعطیل نکنند.
ممکن است درباره سیاست، شیوه اداره کشور و بسیاری از مسائل اجتماعی میان ایرانیان اختلافهایی وجود داشته باشد اما ایران میتواند نقطهای فراتر از این اختلافها باشد. شاید ماندگارترین تصویر این دویست شب نیز همین باشد میدانهایی که شب پس از شب روشن میشوند تا یادآوری کنند کشور فقط مرزی روی نقشه نیست شبکهای از آدمها، خانوادهها، خاطرهها و پیوندهایی است که هنگام احساس خطر، دوباره یکدیگر را در میدان پیدا میکنند.
این اجتماعات از روزهای آغازین حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و پس از شهادت رهبر انقلاب و جمعی از فرماندهان آغاز شد. روزهای نخست در همدان گروههای مردمی از مساجد و محلهها به سوی میدانهای اصلی شهر، بهویژه آرامگاه بوعلی، حرکت میکردند همان روزها میدان دانشگاه، فردوسی، مدرس، شیرسنگی و چند نقطه دیگر شهر نیز به محل گردهمایی تبدیل شد. با گذشت هفتهها آن واکنش اولیه از صورت یک پاسخ احساسی کوتاهمدت بیرون آمد و به قرار شبانه بدل شد.
فلسفه این حضور را شاید بتوان در یک جمله خلاصه کرد مردمی که به میدان میآیند میخواهند بگویند جنگ فقط در مرزها اتفاق نمیافتد بخشی از مقاومت هر ملت حفظ انسجام روانی و اجتماعی آن است. میدان در چنین وضعی نقش یک رسانه زنده را پیدا میکند. پرچمی که در دست یک کودک است مادری که فرزندش را همراه آورده، جوانی که با موتورسیکلت در کاروان حرکت میکند یا سالمندی پرچم به دست میدانداری میکند هرکدام جملهای بیکلام درباره تعلق به کشور میسازند.
وقتی این شبها با مردم درباره دلیل این حس آسمانی و غیرت نسبت به آرمان و وطن سخن میگوییم آنها از عشقشان به ایران و امام شهید و ضرورت دفاع از تمامیت ارضی و استقلال کشور، حمایت از نیروهای مسلح و حفظ همبستگی ملی میگویند جالب آنکه حتی رسانههای غیر ایرانی نیز از این میزان از استقامت، شجاعت و پایمردی مردم ایران شگفتزده شدهاند.
اما معنای دویست شب استمرار بیش از هر چیز در خود «تداوم» نهفته است. هیجان یک شب را میتوان با یک حادثه توضیح داد تکرار یک رفتار جمعی در دویست شب، به انگیزه، عادت و شبکهای از روابط اجتماعی نیاز دارد. در این مدت میدانها فقط محل شعار نبودهاند. آیینهای سوگواری، برنامههای فرهنگی، تئاتر خیابانی، حضور خانوادهها و برنامههای ویژه کودکان و نوجوانان به اجتماعات افزوده شده است. به این ترتیب میدان آرامآرام از محل اعلام موضع به فضایی برای بازتولید پیوند اجتماعی تبدیل شده جایی که نسلها در کنار یکدیگر نه فقط درباره وطن، بلکه با حضورشان برای ایران سخن میگویند.
برنامه میدانیار را میتوان تازهترین مرحله همین تحول دانست. در هفتههای اخیر این رقابت همزمان با اجتماعات شبانه در استان همدان اجرا شده و محور آن مشارکت گروهی، آموزش مهارتهای امدادی، آمادگی عمومی، فعالیت فرهنگی و روایت رسانهای است. در یکی از برنامههای شهرستان همدان 11 تیم برادران و شش تیم خواهران شرکت کردهاند و در کبودرآهنگ نیز 300 نفر در قالب 50 تیم ثبتنام داشتهاند. معنای مهم میدانیار این است که حضور در میدان میکوشد از سطح تماشا و شعار یک گام جلوتر برود و به مهارت، مسئولیتپذیری و کار گروهی نزدیک شود.
اجرای این برنامه در میدان آرامگاه بوعلی نیز از همین منظر معنا پیدا میکند یکی از شناختهشدهترین فضاهای شهری همدان، از یک محل عبور روزمره به صحنهای برای مشارکت خانوادهها، جوانان و نوجوانان تبدیل میشود. این شاید مهمترین تغییر باشد «میدان» فقط جغرافیا نیست وقتی مردم آن را با حضور مستمر خود معنا میکنند به بخشی از حافظه اجتماعی شهر تبدیل میشود.
دویستمین شب بنابراین فقط یک عدد تقویمی نیست. عدد دویست یادآور این است که واکنش یک ملت به تهدید تنها در توان نظامی خلاصه نمیشود. تابآوری ملی از جایی آغاز میشود که مردم احساس کنند هنوز میتوانند کنار یکدیگر بایستند سوگ را تحمل کرده و از ترس عبور کنند و زندگی عمومی را تعطیل نکنند.
ممکن است درباره سیاست، شیوه اداره کشور و بسیاری از مسائل اجتماعی میان ایرانیان اختلافهایی وجود داشته باشد اما ایران میتواند نقطهای فراتر از این اختلافها باشد. شاید ماندگارترین تصویر این دویست شب نیز همین باشد میدانهایی که شب پس از شب روشن میشوند تا یادآوری کنند کشور فقط مرزی روی نقشه نیست شبکهای از آدمها، خانوادهها، خاطرهها و پیوندهایی است که هنگام احساس خطر، دوباره یکدیگر را در میدان پیدا میکنند.
ارسال
نظر
*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد
نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین
(فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر
شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای
نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.