«روستا»، حاشیه توسعه نیست
پانزدهم مهرماه در تقویم رسمی کشور بهنام «روز روستا و عشایر» ثبت شده است؛ مناسبتی برای یادآوری جایگاه مردمی که بخش مهمی از امنیت غذایی، تولید، فرهنگ بومی و اقتصاد محلی کشور بر دوش آنان است، اما باید بهواقع پرسید حاصل این نامگذاری چیست؟ این پرسش برای همدان اهمیت مضاعف دارد. روستا در استان ما صرفاً یک سکونتگاه خارج از شهر نیست؛ بخشی از ساختار اقتصادی، کشاورزی، گردشگری، صنایع دستی و هویت تاریخی استان است. به همین دلیل آینده روستا را نمیتوان جدا از آینده استان دید. اگر روستاها ازنظر اقتصادی ضعیف شوند، جمعیت جوان خود را از دست بدهند یا با کمبود آب و خدمات روبهرو شوند، آثار آن دیر یا زود در شهرها نیز آشکار خواهد شد؛ از افزایش مهاجرت و فشار بر بازار مسکن گرفته تا تضعیف تولید و افزایش آسیبهای اجتماعی.
در هفتههای اخیر، نشانههایی از تغییر نگاه در سیاستگذاری اقتصادی روستاهای همدان دیده شده است. در برنامه جدیدی که برای 15 روستای بخش مرکزی شهرستان همدان مطرح شده، قرار است برای هر روستا براساس ظرفیتهای محلی، علایق مردم و مزیتهای اقتصادی آن، بستهای اختصاصی طراحی شود. در این مدل، دستگاههای اجرایی موظف شدهاند از مرحله شناسایی ظرفیت، تأمین مالی و صدور مجوز عبور و مسئله بازار فروش را نیز دنبال کنند. حتی برای هر روستا سند اقتصادی مبتنی بر ظرفیتهای بالفعل و بالقوه پیشبینی شده است؛ این رویکرد اگر واقعاً اجرا شود، گامی رو به جلو است، زیرا یکی از خطاهای قدیمی در توسعه روستایی، تجویز یک نسخه واحد برای روستاهایی با شرایط کاملاً متفاوت بوده است. روستایی که مزیت آن گردشگری است، نمیتواند همان نسخهای را اجرا کند که برای منطقهای با ظرفیت دامداری، گلخانه، صنایع دستی یا صنایع کوچک مناسب است. توسعه روستا باید مکانمحور باشد؛ یعنی از خودِ روستا، قابلیتهای آن و خواست مردم آغاز شود.
اما این یک واقعیت است که اگرچه اقتصاد نقش مهمی در ادامه حیات جوامع دارد، اما فقط یکی از اضلاع مسئله است؛ نخستین مسئله بنیادین روستا آب بوده و روستا زمانی میتواند جمعیت، کشاورزی و تولید خود را حفظ کند که به منابع پایدار آب دسترسی داشته باشد. کاهش بارندگی، اُفت منابع زیرزمینی و فرسودگی برخی شبکهها، مسئله آب را از یک موضوع خدماتی به مسئلهای مرتبط با بقای سکونت در روستا تبدیل کرده است. برای استانی که بخش قابل توجهی از اقتصاد روستاهایش به کشاورزی متکی بوده، سیاست توسعه بدون پیوند با سیاست آب نمیتواند پایدار باشد. نمیتوان از افزایش تولید سخن گفت اما درعینحال درباره الگوی کشت، بهرهوری آب، صنایع کمآببر و سازگاری اقتصاد روستا با تغییرات اقلیمی، برنامه روشنی نداشت.
مسئله دوم، اشتغال و ماندگاری جوانان است. روستا زمانی زنده میماند که نسل جدید در آن امکان ساختن آینده خود را ببیند. ایجاد شغل البته ضروری است، اما اشتغال روستایی را نباید به پرداخت وام تقلیل داد. تولیدکنندهای که تسهیلات میگیرد ولی بازار ندارد، چندسال بعد ممکن است هم کسبوکار خود را از دست بدهد و هم بدهکار شود. نکته مثبت برنامه تازه همدان این است که «بازار فروش» بهعنوان حلقه پایانی زنجیره در آن دیده شده و حتی استفاده از سامانهها و پلتفرمهای برخط برای فروش محصولات، مطرح شده است. اکنون آزمون واقعی این برنامه آن بوده که مشخص شود چند محصول روستایی همدان میتواند با بستهبندی، برند، شبکه توزیع و فروش حرفهای از بازار محلی عبور کند و به بازار استان، کشور و حتی صادرات برسد.
مسئله سوم، خدمات عمومی و کیفیت زندگی است. مردم صرفاً بهدلیل درآمد پایین روستا را ترک نمیکنند. فاصله در کیفیت مدرسه، خدمات درمانی، راه، حملونقل، اینترنت، امکانات فرهنگی و ورزشی نیز در تصمیم یک خانواده برای ماندن یا مهاجرت، مؤثر است. توسعه روستا اگر فقط اقتصادی دیده شود، بخش بزرگی از مسئله نادیده خواهد ماند. این درحالی است که نهاد ورزش و جوانان همهچیز برای تقویت حوزه ورزش روستایی را برعهده روستاییان گذاشته است؛ آنها باید خودشان زمین واگذار کنند و بخشی از ساختوساز را نیز انجام بدهند تا اداره کل ورزش بیاید برای تکمیل کمکی کرده و گُل آخر را بزند و گزارش عملکرد بدهد! بگذریم که هماکنون بهعنوان نمونه روستای گراچقا هم زمین داده هم تاحدودی ساختوساز انجام شده، اما ورزش جوانان استان کاری نمیکند.
سومین مسئله، زنان روستایی هستند؛ بخشی از نیروی مولد روستا که سهم آنان در کشاورزی، دامداری، صنایع دستی، فرآوری محصولات و اقتصاد خانوار بسیار بیشتر از چیزی است که در آمار رسمی اشتغال دیده میشود. اگر قرار است اقتصاد روستا متحول شود، زنان نباید صرفاً دریافتکننده تسهیلات خُرد باشند. آموزش کسبوکار، دسترسی به بازار، شبکهسازی، بیمه و اتصال آنان به زنجیرههای ارزش، میتواند ظرفیت بزرگی را فعال کند. علاوهبر این موارد، در حوزه فرهنگی و ورزش سهم زنان روستایی بسیار کمتر از حتی مردان روستایی است، چه برسد به اهالی شهر. درواقع، همین اندک زیرساختهای ورزشی را هم بیشتر مردان روستایی استفاده میکنند تا زنان، کسی هم به فکر نیست.
اما شاید مهمتر از همه اینها، مسئله حکمرانی روستا باشد. روستا را نمیتوان از پشت میزهای اداری در مرکز استان اداره کرد. دهیار، شورای روستا، تعاونی، تولیدکننده، زنان و جوانان محلی باید در تصمیمگیری نقش واقعی داشته باشند. اینکه در برنامه جدید اقتصاد روستایی همدان از نظرات ساکنان برای تدوین سند اقتصادی هر روستا استفاده شده، از همین جهت ارزشمند است؛ بااینحال، مشارکت واقعی زمانی شکل میگیرد که روستایی فقط پرسششونده نباشد، بلکه در تعیین اولویت، اجرای پروژه و ارزیابی نتیجه نیز حضور داشته باشد.
همچنین نباید میان توسعه روستا و حفاظت از هویت آن تضاد ایجاد کرد؛ توسعه به این معنا نیست که روستا نسخه کوچکشده شهر شود. معماری بومی، فرهنگ محلی، کشاورزی سنتیِ قابل بهبود، آیینها و سرمایه اجتماعی روستا خود بخشی از مزیت توسعهای آن هستند. تجربه روستایی مانند ورکانه نشان داده است که ترکیب هویت، گردشگری و ظرفیت اقتصادی میتواند فرصت ایجاد کند، اگرچه این روستا نیز با مشکلاتی ناشی از گردشگری بیضابطه رنج میبرد، اما بههرحال فرصتی جدید برای روستاییان ایجاد شده است.
درنهایت، مسئله روستا «ماندن» است، اما نه ماندن به هر قیمت. هیچ جوانی را نمیتوان با توصیه اخلاقی به ماندن در روستا دعوت کرد. ماندن باید انتخابی عقلانی باشد؛ یعنی فرد احساس کند در روستای خود میتواند درآمد داشته باشد، آموزش ببیند، به خدمات مناسب دسترسی پیدا کند، خانواده تشکیل دهد و آینده قابل پیشبینی داشته باشد. ازاینرو، معیار موفقیت سیاست روستایی نباید فقط تعداد پروژه افتتاحشده، میزان وام پرداختی یا تعداد مراسم روز روستا باشد. چند شاخص مهمتر وجود دارد: آیا مهاجرت جوانان کاهش یافته است؟ درآمد خانوار روستایی افزایش یافته؟ آب پایدارتر شده؟ کسبوکارهای ایجادشده پس از سه یا پنج سال هنوز فعالاند؟ زنان سهم بیشتری از اقتصاد پیدا کردهاند؟ خدمات آموزشی و درمانی بهتر شده؟ و مردم روستا احساس میکنند در تصمیمگیری درباره آینده محل زندگی خود سهم دارند؟
پانزدهم مهرماه فرصت خوبی است که مدیران استان بهجای ارائه فهرستی از افتتاحها، یک گزارش روشن از وضعیت روستاهای همدان ارائه کنند؛ روستاها در شاخصهای آب، اشتغال، جمعیت، آموزش، سلامت، راه، اینترنت و درآمد کجا ایستادهاند و هدف استان برای سه تا پنج سال آینده چیست؟ چنین گزارشی بسیار بیشتر از یک مراسم مناسبتی به روستا احترام میگذارد.