«چوببری»؛ سرمایه بومی گراچقا در انتظار زمین و تسهیلات
دهیار روستای گراچقا با اشاره به فعالیت حدود 150 کارگاه چوببری و اشتغال صدها نفر در این واحدها، گفت: اشباع محدوده صنعتی روستا و کمبود سرمایه برای راهاندازی کارگاههای جدید، توسعه این ظرفیت اشتغال را با چالش مواجه کرده و توسعه محدوده صنعتی و پرداخت تسهیلات به جوانان برای ورود به این حوزه، ضروری است.
اهمیت پایداری اقتصادی روستاها و شکلگیری اقتصاد روستایی بر کسی پوشیده نیست. روستاها باید بتوانند از ظرفیتهای بومی و اصیل خود استفاده کنند؛ ظرفیتهایی که در بسیاری موارد ممکن است با همان ویژگیها، گستردگی و تعداد افراد، در مناطق دیگر وجود نداشته باشند.
بااینحال، بسیاری از روستاها بهدلیل مسائل اقتصادی و اجتماعی، کمبود حمایتها، موانع فرهنگی و حتی تبدیل شدن روستا به شهر، با آسیب دیدن ظرفیتهای بومی خود مواجه شدهاند. درحالی که واقعیت این است که مهمترین عاملی که میتواند اقتصاد یک روستا را سر پا نگه دارد، همین سرمایههای بومی، اقتصاد اصیل و بومی روستایی و مشاغل سنتی و ریشهدار آن است. این ظرفیتها میتوانند اقتصاد یک روستا را حفظ و تقویت کنند و ازاینرو باید برای آنها ارزش و اهمیت بیشتری قائل شد.
از سوی دیگر، آنچه اقتصاد یک روستا را پایدار نگه میدارد، جوانان آن هستند. مسئله مهم این است که تا چه اندازه میتوان از ظرفیتهای اصیل و بومی روستا استفاده کرد تا جوانان و نیروی انسانی جوان در همان روستا باقی بمانند و فعالیت اقتصادی خود را در محل زندگی خود ادامه دهند؛ بهگونهای که دیگر نیازی به مهاجرت به شهر نداشته باشند و این احساس در آنها شکل نگیرد که پیشرفت، صرفاً با حضور و سکونت در شهر امکانپذیر است.
در همین زمینه، با دهیار روستای گراچقا از توابع شهرستان همدان به گفتوگو پرداختیم؛ روستایی که از ظرفیت بومی قابل توجهی در حوزه چوببری برخوردار است و میتواند با بهرهگیری از این ظرفیت، اقتصاد خود را حفظ کرده و زمینه ماندگاری جوانان در روستا را فراهم کند:
یاور بیگلری با اشاره به فعالیتهای اقتصادی و ظرفیتهای اشتغال این روستا، اظهار کرد: حدود 50 درصد فعالیت اقتصادی مردم روستا در حوزه کشاورزی و حدود 40 درصد نیز در کارگاههای چوببری است و 10 درصد دیگر در مغازهداری، مشاغل کارمندی سایر کسبوکارها، فعالیت دارند.
وی افزود: حدود 150 کارگاه چوببری در روستا فعال است و روزانه حدود 500 نفر از شهر و روستاهای اطراف برای اشتغال به گراچقا مراجعه میکنند.
به گفته بیگلری، کارخانه قند موجود در روستا و کارگاههای چوببری، دو ظرفیت مهم اشتغال در منطقه هستند و به همین دلیل برخلاف برخی روستاها، ساکنان گراچقا برای یافتن شغل ناچار به مهاجرت به شهر نیستند و حتی بخشی از نیروی کار این واحدها از شهر و روستاهای اطراف تأمین میشوند.
دهیار روستای گراچقا درباره وضعیت کشاورزی نیز گفت: سیب زمینی و سیر محصولات شاخص کشاورزی روستا هستند؛ کشاورزان امسال از وضعیت سیب زمینی رضایت داشتند، اما در زمینه سیر رضایت چندانی وجود نداشت. فعالیت کشاورزی همواره با خطر ناشی از وضعیت بازار و قیمت محصولات همراه است و کشاورزان نمیتوانند از ثبات درآمد خود اطمینان داشته باشند.
بیگلری درباره منابع آبی بخش کشاورزی اظهار کرد: روستا از آب چاه و موتورهای آب استفاده میکند، اما تعداد چاههای موجود کم است؛ درمجموع حدود 400 هکتار زمین در روستا هست که حدود 300 هکتار آن به فعالیتهای کشاورزی اختصاص دارد.
وی درباره وضعیت مهاجرت در گراچقا نیز بیان کرد: خوشبختانه مهاجرت گستردهای از روستا به شهر نداریم و بیشتر افرادی که در روستا ساکن هستند، فعالیت و زندگی خود را در همین منطقه ادامه میدهند؛ البته برخی افراد که از شرایط اقتصادی مناسبی برخوردار هستند، در شهر نیز خانه یا ملک دارند و در آنجا سکونت میکنند، اما این موضوع به معنای مهاجرت عمومی از روستا نیست.
دهیار روستای گراچقا با اشاره به نزدیکی این روستا به همدان، گفت: فاصله گراچقا تا شهر همدان حدود سه کیلومتر است و در ساعات خلوت، طی کردن مسافت روستا تا شهر با خودرو، حدود 10 دقیقه زمان میبرد.
بیگلری درباره امکانات آموزشی و درمانی روستا نیز اظهار کرد: دو مدرسه در گراچقا وجود دارد که ظرفیت پذیرش حدود 400 تا 500 دانشآموز را دارند، اما بهدلیل کاهش تعداد دانشآموزان، درحال حاضر تعداد محصلین یکی از مدارس، حدود 60 نفر است.
وی افزود: روستا از خانه بهداشت و درمانگاه برخوردار است و در درمانگاه پزشک عمومی، دندانپزشک و داروخانه فعالیت دارند.
بیگلری ادامه داد: وجود درمانگاه در کنار خانه بهداشت در گراچقا، از امکاناتی است که در بسیاری از روستاها وجود ندارد.
دهیار روستای گراچقا درباره امکانات ورزشی نیز گفت: یک باشگاه ورزشی در روستا فعال بوده و ساخت یک باشگاه ورزشی دیگر در روستا درحال اجرا است. زمین این مجموعه را اهالی روستا اهدا کردهاند و اداره ورزش و جوانان نیز اجرای پروژه را دنبال میکند. عملیات پیریزی انجام شده، اما پروژه همچنان نیمهتمام است.
بیگلری با اشاره به تغییر سطح تحصیلات در میان نسلهای مختلف روستا، اظهار کرد: در نسلهای قدیمیتر، سطح تحصیلات پایینتر بود و برخی افراد تحصیلات خود را در مقاطع ابتدایی متوقف میکردند، اما در نسل جدید شرایط متفاوت است؛ درحال حاضر حداقل مدرک تحصیلی بسیاری از جوانان دیپلم بوده و بهویژه سطح تحصیلات دختران، افزایش یافته است.
وی درباره سایر ظرفیتهای اشتغال روستا گفت: بهجز کارگاههای چوببری و کارخانه قند، واحدهای کوچک دیگری نیز فعالیت دارند؛ برای مثال، یک واحد نقاشی حدود چهار تا پنج نفر اشتغال ایجاد کرده و چند واحد کوچک دیگر نیز با اشتغال تا سه نفر، فعال هستند، اما ظرفیتهای اصلی اشتغال همچنان کشاورزی و چوببری است.
دهیار گراچقا افزود: جوانان روستا بیشتر در حوزه کشاورزی و کارهای مرتبط با چوب فعالیت میکنند و در کارخانه قند نیز بیشتر نیروهای غیر بومی از شهر مشغول به کار هستند؛ معمولاً جوانان از حدود 19 یا 20 سالگی وارد بازار کار میشوند و برای تأمین معاش خانواده، فعالیت میکنند.
وی تأکید کرد: با توجه به ظرفیتهای موجود، بیکاری گسترده مسئله اصلی روستا نیست.
بیگلری با اشاره به قدمت فعالیت چوببری در گراچقا، گفت: این شغل حدود 40 سال است که بهعنوان یکی از مشاغل بومی مردم روستا وجود دارد. چوبها پس از انتقال به گراچقا، مراحل اولیه فرآوری را در کارگاهها طی میکنند و سپس براساس سفارش کارخانهها و واحدهای تولیدی به شهرهایی مانند مشهد، شیراز و اصفهان ارسال میشوند و در قالب محصولاتی مانند تخته و الوار، به دست واحدهای متقاضی میرسند.
وی با اشاره به جلسه برگزارشده در فرمانداری برای حمایت از ظرفیت چوببری روستا، اظهار کرد: درخواست اصلی ما این بود که از جوانانی که قصد ورود به این حوزه و راهاندازی کارگاه را دارند، از طریق تخصیص تسهیلات، حمایت شود؛ راهاندازی کارگاه چوببری به سرمایه قابل توجهی برای خرید دستگاه، خودرو و تجهیزات نیاز دارد و جوانان برای تأمین سرمایه اولیه، به وام نیازمند هستند.
دهیار روستای گراچقا افزود: برای خرید یک دستگاه یا خودروی مورد نیاز این کار، حدود 500 میلیون تومان و برای تأمین سایر تجهیزات نیز سرمایه قابل توجهی لازم است؛ بنابراین ورود جوانان به این حوزه بدون حمایت تسهیلاتی، دشوار است.
بیگلری یکی دیگر از مشکلات جوانان را اشباع محدوده صنعتی روستا دانست و گفت: درحال حاضر حدود 12 هکتار محدوده صنعتی در اختیار روستا قرار دارد، اما این محدوده عملاً اشباع شده است؛ جوانانی که قصد ایجاد کارگاه جدید دارند، درصورت فعالیت خارج از محدوده قانونی، با مشکل مواجه میشوند و دهیاری نیز نمیتواند برای ساختوساز خارج از محدوده اقدام کند.
وی در پایان سخنانش تصریح کرد: درخواست ما از بنیاد مسکن، توسعه محدوده صنعتی روستا است تا جوانان بتوانند بهصورت قانونی کارگاه ایجاد کنند و برای دریافت انشعاب برق، بهویژه برق سهفاز نیز با مشکل مواجه نشوند؛ توسعه این محدوده میتواند زمینه استفاده بیشتر از ظرفیت چوببری و ایجاد فرصتهای جدید اشتغال برای جوانان روستا را فراهم کند.
* گراچقا؛ ظرفیتهای بومی در انتظار توسعه
روستای گراچقا نمونهای از روستاهایی است که از مرحله ایجاد اشتغال عبور کرده، اما اکنون برای توسعه اشتغال موجود و شکلگیری فرصتهای شغلی جدید، به زیرساخت و حمایتهای لازم نیاز دارد. از یکسو، تعداد قابل توجهی واحد کارگاهی چوببری در این روستا فعال است و حدود 500 نفر از خارج از روستا برای اشتغال به گراچقا مراجعه میکنند؛ هرچند نیروهای شاغل در کارخانه قند نیز بومی روستا نیستند، اما قرار گرفتن این کارخانه در گراچقا بههرحال، یک ظرفیت اشتغال برای منطقه محسوب میشود. از سوی دیگر، طبق گفته دهیار، بیکاری گسترده در روستا وجود ندارد. بااینحال، محدوده صنعتی 12 هکتاری گراچقا بهدلیل حجم فعالیتهای موجود اشباع شده و افرادی که قصد ایجاد اشتغال جدید دارند، با محدودیت مواجه هستند و برای توسعه فعالیتهای خود، به زیرساخت و حمایت نیاز دارند.
از طرف دیگر، جوانان گراچقا برای ورود به صنعت اصلی روستا، یعنی چوببری که سالها است در این منطقه فعال بوده، با کمبود سرمایه مواجهاند. راهاندازی این فعالیت به سرمایه قابل توجهی برای خرید دستگاه، خودرو و تجهیزات نیاز دارد و از سوی دیگر، اگر جوانان قصد توسعه کارگاههای خود را داشته باشند، ممکن است از محدوده قانونی خارج شوند. بنابراین، این مسئله نیازمند توجه است؛ چراکه توسعه و زایش اشتغال جدید در گراچقا، علاوهبر ظرفیتهای اقتصادی، به زیرساخت و حمایتهای لازم نیاز دارد.
مسئله مهم دیگر این است که گراچقا از یک ظرفیت بومی حدود 40 ساله در حوزه چوببری برخوردار است که میتواند به یک زنجیره اقتصادی تبدیل شود. چوببری در این روستا صرفاً مجموعهای از چند کارگاه پراکنده نیست، بلکه حدود 40 سال سابقه دارد، نیروی انسانی آموزشدیده و تجربهمند در این حوزه شکل گرفته و بازار خارج از استان نیز برای محصولات آن وجود دارد؛ درحال حاضر حدود 150 واحد چوببری در روستا فعال است.
بااینحال، این پرسش مطرح است که چرا چنین ظرفیت بومی با این میزان سابقه، همچنان عمدتاً در مراحل اولیه فرآوری باقی مانده است؟ مسئله اصلی این بوده که آیا گراچقا میتواند از چوببری سنتی و کارگاهی به سمت شکلگیری یک زنجیره کامل ارزش حرکت کند؟ درحال حاضر، چوب خام وارد گراچقا میشود، در کارگاهها فرآوری شده و به تخته و الوار تبدیل میشود و سپس براساس سفارش و نیاز واحدهای تولیدی، به استانهای دیگر ارسال میشود. به نظر میرسد این ظرفیت در گراچقا وجود دارد که زنجیره مذکور ادامه پیدا کند؛ به این معنا که پس از تبدیل چوب به تخته و الوار، محصول نهایی که اکنون در استانهای دیگر تولید میشود، در همین روستا تولید، بستهبندی و درنهایت عرضه شود و به فروش برسد.
در گراچقا، جوانان با مسئله بیکاری مواجه نیستند؛ مسئله اصلی آنها دسترسی به فرصت ورود به فعالیت اقتصادی، سرمایه مورد نیاز و حمایتهای لازم است. محدود بودن محدوده صنعتی نیز موجب شده فرصت کارآفرینی و مالکیت کسبوکار برای جوانان محدود شود. بنابراین، گراچقا برای حفظ اشتغال موجود، صرفاً به حمایت از کارگاههای فعلی نیاز ندارد، بلکه باید مسیر ورود جوانان به این صنعت نیز باز نگه داشته شده و امکان توسعه فعالیت آنان فراهم شود.
نزدیکی گراچقا به شهر همدان نیز موضوع دیگری است که هم میتواند فرصت باشد و هم تهدید. از یکسو، این نزدیکی موجب میشود بازار کار گراچقا به شهر همدان و روستاهای اطراف متصل باشد و افراد غیر بومی بتوانند بهصورت روزانه برای کار به روستا مراجعه کنند. همچنین برای افرادی از روستا که برای اشتغال به شهر مراجعه میکنند، این فاصله کوتاه میتواند رفتوآمد را آسانتر کند؛ هرچند بخش عمدهای از مردم گراچقا همچنان در خودِ روستا فعالیت و اشتغال دارند.
از سوی دیگر، نزدیکی به شهر میتواند در بلندمدت جاذبه سکونت شهری را افزایش دهد. ممکن است روستا ازنظر اقتصادی فعال باشد، اما بخشی از خانوادهها بهدلیل نزدیکی به شهر، دسترسی به امکانات و جذابیتهای زندگی شهری، ترجیح دهند در همدان سکونت داشته باشند و درعینحال از ظرفیتهای اقتصادی روستا استفاده کنند. این موضوع یک مسئله قابل بررسی است و نمیتوان صرفاً براساس اطلاعات موجود، آن را بهعنوان نتیجه قطعی مطرح کرد.
کشاورزی نیز یکی دیگر از ظرفیتهای گراچقا است؛ ظرفیتی که از یکسو پایدار و قابل توجه است، اما از سوی دیگر آسیبپذیری و خطر بالایی دارد. درآمد کشاورزی بهشدت به شرایط بازار و قیمت محصولات وابسته است و تولید محصولات کشاورزی نیز تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد. شرایط جوی و عوامل دیگر میتوانند موجب شوند وضعیت تولید و درآمد کشاورزان در یکسال مناسب و در سال دیگر نامناسب باشد؛ بنابراین نمیتوان از ثبات و قطعیت درآمد در این بخش اطمینان داشت.
در کنار ظرفیتهای اقتصادی، گراچقا در سالهای گذشته ازنظر توسعه خدمات و امکانات مورد نیاز زندگی نیز پیشرفتهایی داشته است. امکانات آموزشی، بهداشتی و درمانی و همچنین ظرفیتهای ورزشی و تفریحی در روستا توسعه یافتهاند. توجه به این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ بااینحال، بخش ورزشی همچنان با یک چالش مواجه است.
براساس گفته دهیار و روند اقدامات اداره ورزش و جوانان، اهالی روستا زمینی را برای ساخت باشگاه ورزشی اهدا کردهاند تا این زمین به ظرفیتی برای ایجاد مجموعه ورزشی و تجهیز آن تبدیل شود. با وجود این مشارکت مردمی، پروژه هنوز در مراحل اولیه قرار دارد و عملیات آن در حد فونداسیون باقی مانده است.
این موضوع نشان میدهد که در گراچقا ظرفیت مشارکت محلی و همراهی مردم برای توسعه روستا وجود دارد، اما دستگاه متولی نیز باید نسبت به تکمیل این ظرفیت و پیشبرد پروژه، اقدام کند.
درمجموع، توسعه روستا الزاماً تنها از مسیر تزریق بودجه دولتی اتفاق نمیافتد؛ چراکه در گراچقا ظرفیتهای اجتماعی و مشارکت مردم وجود دارد. بااینحال، دولت و دستگاههای متولی باید موانع قانونی، زیرساختی و مالی را برطرف کنند تا ظرفیتهای موجود امکان بالفعل شدن پیدا کنند و مشارکت مردم نیز بتواند به توسعه پایدارتر روستا منجر شود.