کوی منوچهری؛ حاشیهای بسیار نزدیک به متن
سپهرغرب، گروه شهر - عباس سریشی: از منظر صاحبنظران، حاشیهنشینی بهویژه در چند ده اخیر بهعنوان یکی از مهمترین معضلات و چالشهای اصلی در مدیریت شهرها مطرح بوده بهنحویکه به عقیده بسیاری از مسؤولان و کارشناسان، دیگر زنگ خطر آن بلندتر از قبل به صدا درآمدهاست.
به اذعان کارشناسان امر اگرچه این موضوع (حاشیهنشینی) مولود عوامل متعددی است اما ناگزیر رفع آن مستلزم یک اصل بوده و آن برقراری عدالت اقتصادی و اجتماعی در تمامی نقاط کشور است؛ گو اینکه اگر این موضوع نیز به معنی واقعی محقق نشود نهتنها گرهای از مشکل حاشیهنشینی بازنخواهد شد بلکه روزبهروز به مشکلات و تبعات حاشیهنشینان هم افزوده خواهد شد.
متأسفانه وسعت حاشیهنشینی در کشور ما بهویژه در چند دهه اخیر بهگونهای افزایشیافته که طبق اظهارات معاون اول رئیسجمهور، حدود 19 میلیون نفر از جمعیت کشور (حدود یک چهارم) در بافتهای ناکارآمد یا همان حاشیه شهرها زندگی میکنند که این امر قطعاً متأثر از بیتوجهی نسبت به اجرای طرحهای توانمندسازی ساکنان سکونتگاههای غیررسمی است.
هرچند دولت در برنامه ششم مکلف به برنامهریزی برای ساماندهی و کاهش سالانه 10 درصدی جمعیت حاشیهنشین شهرها شدهاست اما شکی نیست که صِرف برنامه نوشتن گرهای از مشکل حاشیهنشینی و ساکنان آن باز نمیکند و رفع معضل حاشیهنشینی در اصل، مستلزم عزم و اراده جدی مجریان، تأمین اعتبار لازم و همچنین فراهم کردن زیرساختها و رفع نابرابریهای اجتماعی است نه صدور بیانه و قوانین کاغذی.
گو اینکه هر از چند گاه نیز در این خصوص طرحهایی از سوی دستگاههای ذیربط تهیه و تدوین میشود اما واقع امر اینجاست که همین طرحهای نیمبند نیز آنگونه که بایدوشاید یا به مرحله اجرایی درنمیآیند و یا فقط در حد مطالعه باقی میمانند و این در حالی است که تا وقتی چنین روندی بر عملکرد اجرایی ما حاکم باشد قطعاً نمیتوان به توانمندسازی ساکنان این مناطق امیدی داشت.
بسیاری از منتقدان بر این باورند که نظام برنامهریزی و توسعه و عمران شهرهای ایران از گذشتههای دور تاکنون گرفتار بیماری کاغذبازی بوده که این نظام خصلت دولتی دارد بهطوریکه همواره تصمیمات و برنامهها از بالا بهوسیله دولت به استانها، شهرها و روستاها ابلاغ میشود؛ یعنی عملاً اجرای پروژههای عمرانی و توسعه معابر و خیابانها، زیرساخت شهرهای بزرگ و مطرح به دست دولت و شهرداریها بوده و دراینبین موضوع حل مشکلات حاشیهنشینها نیز بر عهده این ارگان گذاشته شدهاست.
البته این در حالی است که همه ما نیز بهخوبی میدانیم رفع حاشیهنشینی بهتنهایی از عهده شهرداری خارج است و میطلبد که بهصورت جدی تمامی دستگاهها این مسئله را جدی گرفته و با اقدامات عملی مناسب در جهت رفع مشکلات مناطق حاشیهنشین و همچنین مدیریت حاشیهنشینی در شهرها اقدام کنند؛ چراکه گاهی سکونت در برخی از این مناطق در شأن و کرامت انسانی که در قانون اساسی به آن اشارهشده نیست.
حاشیهنویسی بر دیوار حاشیه
هماکنون وسعتی بالغبر 597 هکتار از گستره شهر همدان را مناطق حاشیهنشین در برمیگیرد که بر اساس آخرین سرشماریهای صورت گرفته حدود یکپنجم جمعیت شهر نیز در آنها سکونت دارند که با مشکلات و معضلات فراوانی دستبهگریبان هستند.
گو اینکه از سال 85 (سفر مقام معظم رهبری به همدان) نیز طرح توانمندسازی این حاشیهنشینها بهعنوان یک سند بالادستی و با حضور سی دستگاه در دستور کار قرار گرفت که به گفته مسؤولان نیز تاکنون بیش از میلیاردها ریال برای این امر هزینه شده، بااینحال طبیعی است زمانی این امور میتواند بهدرستی اجرایی و عملی شود که همه دستگاهها وظایف خود را انجام داده و در راستای کاهش مشکلات این مناطق اقدامات عملی مؤثر انجام دهند. موضوعی که نهفقط بر عهده شهرداری بلکه وظیفه همه نهادها، سازمانها و ارگانهای خدماتی، آموزشی، درمانی و غیره است، زیرا معضل حاشیهنشینی بطن و ظاهر شهر را دچار آسیبهای فراوانی کرده که قطعه گمشده این جورچین نیز فقط ارائه خدمات حداقلی به ساکنان آن است.
البته موضوع برخی از این مناطق حاشیهای کمی با بقیه متفاوتتر است بدینجهت که در پی توسعه شهر اکنون نهتنها دیگر در حاشیه قرار ندارند بلکه برحسب اتفاق دیگر جزئی از بافت اصلی شهر نیز محسوب میشوند، بااینحال هنوز رنگوبوی محسوس حاشیه و معضلات آن را با خود به همراه دارند که روایت منطقه منوچهری در همدان نیز از این مناطق است.
این منطقه (منوچهری) بر اساس موقعیت جغرافیایی در حدفاصل چارباغ شهید رجایی، تقاطع غیر همسطح سردار شهید سعید قهاری، بلوار ارتش، چرمسازی و میدان مدرس قرار دارد که برحسب اقوال موجود و در گذشته، روستایی بوده که در مالکیت شخصی بنام منوچهری قرار داشته البته بعدها افراد دیگر به آن مهاجرت کرده و در آن ساکن شدند و امروزه پس از گذشت نزدیک به چند دهه بهعنوان یکی از محلات اصلی و پرجمعیت شهر همدان شناخته میشود.
البته این منطقه نیز بهمانند دیگر مناطق مشابه خود در مقوله حاشیهنشینی بر اساس هیچ نظم و قانونی ساخته نشده و شاید همین بی ضابطی در ساخت است که امروزه به شکل بسیار محسوس و بارزی در حال خودنمایی است و اینکه باوجود تراکم جمعیت بسیار بالا اما فقط دارای دو خیابان اصلی (عقیل و صفوی) است و تمامی دهها کوچه تنگ و باریک آن نیز از آنها انشعاب میگیرد.
ساختار نامتوازن تنگ و غیراصولی بسیاری از این کوچهپسکوچهها (به دلیل فقدان مجوزهای ساخت بر اساس نقشه پروانه و طرح جامع شهری طی چند دهه گذشته) بهگونهای است که عموماً تردد در آنها را بسیار مشکل کرده بهنحویکه گاهی حتی یک خودرو نیز نمیتواند بدون مشکل از آنها عبور کند.
درواقع به دلیل آنکه کلیه این کوچهها بهگونهای ساختهشده که بهصورت افقی و عمودی به هم دسترسی دارند و اهالی نیز قانون یکطرفه بودن معابر اصلی خیابان صفوی و عقیل را رعایت نمیکنند، به همین دلیل داستان ترافیک این منطقه هماکنون به معضلی فراگیر تبدیلشده که جای بحث و تأمل دارد مضاف بر اینکه در پی ایجاد هر ترافیک در بلوار جانبازان بسیاری از رانندگان عبوری برای فرار از ترافیک با هجوم به همین کوچهپسکوچههای تنگ به این آشوب و گیر و گرفتاری ساکنان میافزایند.
البته جدا از موضوع تنگی معابر و معضل ترافیک این منطقه، مشکلات دیگری نیز از قبیل آسفالتریزی نامناسب در کوچهها، روشنایی ضعیف معبر اصلی، نداشتن مرکز بهداشت و تاکسی و تعداد کم اتوبوسها، نظافت نامناسب معابر، وضعیت بد جدولهای معابر محله و عرض کم پیادهروها و معابر، فقدان مدارس و مراکز آموزشی مناسب و مکفی، وجود رودخانهای نابسامان در انتهای این محله و باغهایی که به دلیل عدم حضور مأموران، محل بسیار مناسبی برای استعمال و خردهفروشی مواد مخدر شده و موارد دیگر که باعث شده زندگی در این حاشیه بسیار نزدیک به متن شهر برای ساکنان ملالآور و ناخوشایند شود.
هرچند در سالهای اخیر و با اجرای برخی طرحهای عمرانی، امید میرفت که کمی از این آشوب مشکلات فروکش کرده و ساکنان آن تاحدودی روی آرامش به خود ببینند اما نکته اینجاست که به دلیل درهمتنیدگی مشکلات و تراکم سؤالبرانگیز محیط، این فعالیتها نیز چندان چاره کار نکرده و سختیها پابرجا ماندهاست.
مسؤولان ما را دریابند
هرچند عمده مشکلات موجود در این منطقه نیز در یک همخانوادگی کلی با مطالبات دیگر حاشیهها قرار دارد اما یکی از مهمترین وجوه تمایز این منطقه که شرایط آنرا در مقایسه با دیگر همتایان خود متفاوتتر کرده و میکند (جدا از تبعات ناشی از تراکم انسانی موجود در آن) مباحث زیستمحیطی متأثر از وجود رودخانهای نابسامان، پسزدگیهای دائمی فاضلابها و نیز جاری شدن سیلاب و روانابهای سطحی در کوچهپسکوچهها و متعاقب آن ورود به منازل مردم است که داد بسیاری از ساکنان را درآوردهاست.
و اینکه در حالی ما این موضوع را به تحلیل و نظاره نشستهایم که با آغاز فصل برف و بارندگی از هماکنون دغدغه مجاوران این رودخانه و ساکنان کوچههای اطراف آن رو به افزایش است.
متأسفانه باوجود گذشت حدود سه دهه از زمان سکونت مردم در این منطقه اما وجود یک رودخانه فصلی که به حالت خود رها شده و فقط در قسمتهایی اقدام به دیوارکشی و پوشاندن آن کردهاند تا بسیاری از خانههای موجود در حاشیههای آن با معضلی بنام فرسایش خاک و خالیشده بن و پی منازلشان در فصول بارندگی و مشکل حشرات و حیوانات موذی در ایام گرم سال دستبهگریبان باشند.
اگرچه نباید غافل بود که عمده منازل این منطقه در یک دوره زمانی نهچندان دور و بدون مجوز و یا طرح و نقشه شهری ساختهشدهاند و درواقع هر آنچه امروز ساکنان این مناطق درو میکنند در اصل نتیجه کشتههای غیرقانونی در گذشتههای دور است بااینحال میطلبد که برای این موضوع و نیز تبعاتی که ساکنان را با خود درگیر کرده چارهای اندیشیده شود.
هرچند مدیر آبفای شهرستان همدان نیز با اذعان به مشکلات این رودخانه و پسزدگی فاضلاب در برخی کوچهها عنوان کرده که از سال 93 هرسال برای اصلاح شبکه فاضلاب باهدف افزایش خدمات شهری و کاهش ورود فاضلاب به رودخانه، شبکه جمعآوری فاضلاب محله، بهسازی و اصلاح اقدامات فراوانی صورت گرفته بااینحال آنچه امروز مشاهده میشود داستان روایت پروژهای نیمهتمام و رهاشده است که امید چندانی نیز به اتمام آن نیست و کماکان ساکنان و مجاوران این رودخانه باید متحمل تبعات و مشکلات آن باشند.
و البته داستان پسزدگیهای فاضلاب این منطقه و یا طغیان و به راه افتادن روانابهای سطحی در کوچهپسکوچهها نیز بی حاشیه نیست زیرا متأسفانه قرار گفتن این منطقه در یک سطح شیبدار باعث شده تا بهمجرد نخستین بارش، صرفاً به دلیل فقدان جوی آب مناسب در کوچهها و یا عدم توانش کانالها در مکش این آبهای سطحی، فقط در عرض چند دقیقه برخی کوچه حالت سیلابی به خود گرفته و از بخت بد وارد پسکوچههایی شوند که عموماً نیز یا بنبست بوده و یا اگر هم بسته نیستند فاقد کف کشهای مناسب برای تخلیه آب هستند.
متأسفانه شکل و شیب برخی از این کوچهها بهگونهای است که عملاً جریان آب را به درون کوچههای دیگر هدایت میکنند درحالیکه عملاً از دست مردم نیز کاری ساخته نیست.
در این خصوص برخی از ساکنان این منطقه ضمن ابراز گلهمندی از شرایط موجود، عنوان کردند: طی سه ماه نخست سال جاری که بارندگیها نیز نسبتاً زیاد بود بارها و بارها تعداد زیادی از منازل دچار آب گرفتی شدند درحالیکه کسی به داد آنها نرسید و چندین بار حضور عوامل شهرداری و آب و فاضلاب و اجرای برخی کارهای چسب زخمی نیز دردی از آنها را دوا نکردهاست.
و اما یکی دیگر از موضوعات بسیار قابلتوجه در منطقه منوچهری، وجود کوچههای تنگی است که شاید روزگاری قبل بهصورت بیضابطه ساختهشده و تا حدودی نیز پاسخگوی جمعیت کم آن روزگار بوده اما قطعاً امروزه و با افزایش تعداد جمعیت و خودروها دیگر فاقد ظرفیت و فضای تنفسی قابلقبول است گو اینکه امروزه و بر اثر تشدید نظارتها دیگر شاهد آن ساختوسازهای بیمنطق و خارج از ضابطه نیستیم اما در خصوص منازلی که در سالهای اخیر اقدام به بازسازی و نوسازی میکنند نیز حرف و حدیثهایی وجود دارد که جای بسی تأمل است.
بیشک اگر امروز هم ساخت و سازی در این منطقه صورت میگیرد باید با نظارت و مجوزهایی باشد که این موضوع (تنگی معابر و مبحث عقبنشینی) در آن لحاظ شود بااینحال شاهد ساختوسازهای جدید و حتی چندطبقهای هستیم که در این منطقه در حال انجام است بدون آنکه به این مؤلفه بسیار مهم دقت شده باشد حال این پرسشی است که پاسخ مسؤولان و صادرکنندگان این مجوزهای ساخت را مطالبه میکند.