طراحی شهری از مجتمع زیستی تا قصر شهرها
سپهرغرب، گروه شهر: در بخش قبل گفتیم اسناد و مدارکی وجود دارد حاکی از آنکه بشر خیلی بهکندی و بهتدریج شهرگرا شدهاست. شهرهای اولیه شرقی مراکز مقدسی بودهاند که برای مراسم دینی و افسانهای مورداستفاده قرار میگرفتند، اما درنهایت کشاورزان و دهنشینان بهطرف شهرها مهاجرت میکنند. مازادی در محصولات کشاورزی به وجود میآید، تولید، تخصصی و متمرکزشده و با پیشرفت تکنولوژی و ادامه این روند، شهرنشینی آغاز و با مسائل و امکانات خاص خود ادامه مییابد و اینک در ادامه...
فعالیت «طراحی مجتمعهای زیستی» بهعنوان یک هنر و یا ایجاد اصلاح و تغییر در مجتمعهای زیستی بهعنوان یک عمل انسانی با ایجاد مجتمعهای زیستی اولیه در ناحیه بینالنهرین در حدود پنج هزار سال قبل از میلاد بهوسیله سومریها آغاز شد. اینگونه مجتمعها که بعدها نیز بهوسیله مصریها، هندیها و چینیها ساخته شد عموماً دارای هیچگونه نظام از پیش حسابشدهای نبودند. این همان چیزی است که امروز بنام رشد ارگانیک خوانده میشود. رشد ارگانیک به این معنی بود که هیچگونه تصمیمات و یا عملیات آگاهانه و بامنظور و مقصودی برای دستیابی به هدفها و مقاصد از پیش تعیینشده دنبال نمیشد.
بر این اساس شاید بتوان چنین نتیجهگیری کرد که در این دوره، «طراحی شهری» بهعنوان یک فعالیت آگاهانه، سنجیده و ارادی حقیقتاً وجود نداشته، البته لازم به تذکر است که گرچه این مجتمعها بر اساس هیچیک از اصول طراحی شهری بنا نشده بود، اما نیروها و انگیزههای مذهبی، افسانهای، اجتماعی، نظامی و محیطی خاصی وجود داشته که میبایستی بههرحال در جریان ساختن این شهرها موردتوجه قرار میگرفت. از مطالعه تاریخی چنین برمیآید که شهرها در آغاز بهعنوان مراکز مقدسی که عوامل مذهبی و افسانهای در آنها نهفته بود ایجاد شدند. سپس نمایش غرورآمیز شکوه، افتخار و هیبت و عظمت نیز توسط امرا، پادشاهان و امپراطوران به هدفهای فوق اضافه میشود و بالاخره بعدها شهرها بهصورت بازار یا مراکز خریدوفروش بهعنوان پایتخت پادشاهان و امپراطوران و بهصورت شهرهای محصور که به ترتیب نمایانگر هدفهای تجاری، اداری، سیاسی و امنیتی جوامع بود، درآمدند (Lapidus,1969).
بنابراین بهطور خلاصه میتوان بیان کرد که در دوره باستان دو نوع مجتمع زیستی وجود داشته، نوع اول که نوع غالب مجتمعهای زیستی این دوره بوده خود به خودی، بدون طراح، خود نظامیافته و ارگانیک بودهاست. نوع دوم که البته اطلاق کلمه شهر یا مجتمع زیستی در مورد بعضی از آنها صحیح به نظر نمیرسد بر اساس نیازهای نظامی- دفاعی، حکومتی- اداری و یا نشان دادن قدرت و جاهطلبی پادشاهان و امپراطوران و بالاخره نیازهای مذهبی طراحیشده و ساخته میشوند.
از خصوصیات اینگونه شهرها که گاهی قصر- شهر نیز نامیده شده و در تمام دورههای تاریخی میتوان نمونههایی از آن را یافت این است که شهر دارای نظمی تحمیل شده بوده و کلیه قسمتهای آن از پیش برنامهریزی و طراحیشده و سپس دقیقاً به مرحله اجرا درمیآید. شهرهای پرسپولیس، اکباتان، بابل و بغداد نمونههایی ازاینگونه شهرها هستند.
همزمان با پیدایش شهر- کشور در یونان بود که برای نخستین بار روشهای سیستماتیک شهرسازی معرفی میشود. بااینحال شهرهای طراحیشده یونانی باوجود تمام آن نظم و روابط ظاهری که بین ساختمانها دیده میشد هرگز بر اساس قوانین و اصول مدرن و آکادمیک شهرسازی و طراحی ساخته نشده بود. در حقیقت تا این زمان یک مجموعه مدون برای تئوری طراحی شهری وجود نداشت. بجای آن مجموعهای از تصورات و مفاهیم جنبهای فلسفهای داشت. مثلاً ارسطو چند نکته ساده و کلی در این مورد بیان کردهاست. شهر باید طوری ساخته شود که شادی و امنیت شهروندانش را تأمین کند. تا این زمان حرفه طراحی شهری اساساً بهعنوان یک هنر عملی مطرح بود. بهاینترتیب که اصول و قواعد ساده و عملی هنری را برای طراحی محل موردنظر بکار میگرفتند (Marris 1969,pp.19-36).
بهطور خلاصه خصوصیات دوره یونان که عبارت بود از امپراطوری و حکومت مقتدر، استثمار بردگان و به وجود آمدن شهرهای کوچک بهصورت شهر- کشور طراحی شهری را در به وجود آوردن سه نوع نظم در اینگونه شهرها خلاصه میکرد: نظم بصری، نظم هندسی و نظم ریاضی.
مکان نخستین مجتمعهای زیستی در ارتباط مستقیم با مراکز کشاورزی (دلتای رودخانهها) بود.
1. ناحیه جنوبی بینالنهرین (تمدن سومریها)
2. دره رود نیل (مصریها)
3. دره رود هند (اندس) (هاراپان)
4. رودخانه زرد (شانگ جین)
5. آمریکای مرکزی (آزتک و مایا)
6. پرو (اینکا)
در دوران امپراطوری رُم تعدادی معیارهای هنری کاملاً جدید به وجود میآید. یکی از موفقیتهای عمده این دوره مقیاسی بود که در شهرسازی و طراحی مورداستفاده قرار میگرفت. در این دوره نیز قدرت امپراطوری اوج میگیرد و شهرها بهصورت بخشی از یک امپراطوری بزرگ درمیآیند. استثمار بردگان کماکان ادامه مییابد. طراحی شهری ایجاد نظم هندسی را بهصورت فوقالعاده تجویز مینماید. (4) قرینهسازی خشک و محور سازی هر چه بیشتر مورداستفاده قرار میگیرد تا قدرت امپراطوری را منعکس کند. انضباط و نظم شدید و قاطعی در هنر و معماری پدید میآید (Sitte,1945).
در دوره قرونوسطی میتوان تلفیقی از شهرهای طراحیشده و ارگانیک را مشاهده کرد که اولی تابع قواعد دقیق هنری بوده و دومی رشدی طبیعی و خودرویانه داشتهاست. دو نوع بینش کاملاً متفاوت، یکی بینش کلاسیک که انسان را ایدهآل خود میدانست و دیگری بینش جدید این دوره که خداوند را ایدهآل قرار میداد با یکدیگر برخورد کردند. با گذشت زمان و به پایان رسیدن قرونوسطی این دو نوع جهانبینی در یکدیگر ادغامشده و یک بینش جدیدی را به وجود آوردند. دورههای رنسانس با خصوصیات متفاوت خود (دوره اول، دوره میانی و دوره آخر رنسانس)، حاصل یک چنین روندی بود.
بهطور خلاصه از خصوصیات دوره قرونوسطی تسلط کلیسا، وجود طبقات اقتصادی- اجتماعی و استعمار و استثمار است. در این دوره شهرهای ارگانیک که دارای نظم طبیعی بوده و بهطور خودبهخودی و تدریجی رشد پیدا میکند، شکل غالب شهرهای اروپایی را به وجود میآورند. لیکن بههر جهت شکل این شهرها بشدت تحت تأثیر مهمترین عامل نظمدهنده یا کلیسا قرار میگیرد.
در دوره رنسانس، ایتالیا الگویی را بدعت گذاشت که اساس آن احیای شکلهای هنری کلاسیک یونان و روم باستان بود. برخلاف قواعد خشک و عینی زیباییشناسی متداول در دوره رُم و یونان، اصول نظامی حاکم بر فعالیتهای طراحی شهری در این دوره شد. وجود استحکامات و استفاده از توپ، نقش بسیار مؤثری در شکلگیری شهرهایی که در دوره اول رنسانس ساختهشده به عهده داشت. بعدها این اصول از ایتالیا به فرانسه و انگلیس و بالاخره به تمام اروپا رسوخ پیدا میکند.
ادامه دارد...
منبع مقاله: بحرینی، حسین (1393) فرآیند طراحی شهری، تهران: مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران، چاپ نهم.