ورودیهایی ذهنیتساز!
سپهرغرب، گروه شهر - عباس سریشی: به اعتقاد کارشناسان و صاحبنظران، جایگاه و نقش راههای ارتباطی در هر شهر یا کشور ازجمله موضوعاتی است که به دلیل دارا بودن اهمیت اساسی و بنیادین در امر توسعه اقتصادی، فرهنگی، نظامی و اجتماعی نمیتوان از توجه و تدقیق در آنها صرفنظر کرده و یا در درجات بعدی اهمیت قرار داد، چراکه این راههای ارتباطی بهعنوان شریان اصلی اتصال نقاط مهم به یکدیگر دارای اهمیت فراوانی هستند؛ بنابراین برای توسعه یک منطقه، شهر و یا کشور باید راههای موجود، ظرفیت و گنجایش لازم برای تأمین خواستهها و مطالبات جامعه و صنایع را داشته باشد.
و اما امروزه یکی از مهمترین مشکلات موجود در حوزه راههای کشور ما (اعم از درون و برونشهری) موضوع عدم توسعهیافتگی بر مبنای نیاز و فرسودگی قابلتأمل آنها به دلیل عدم رسیدگی بهموقع در گذر زمان است که موجب کاهش ایمنی و متعاقب آن خروج از وضعیت استانداردشده، گو اینکه دراینبین گاهی اجرای غیراستاندارد نیز مزید بر علت شده و بر این مشکلات افزودهاست.
البته این بدان معنا نیست که راههای کشور ما به حال خود رهاشده و مورد تعمیر و بازسازی قرار نمیگیرند، بلکه منظور این است که چون برخی از مسیرها به دلایل مختلف و بهویژه هزینههای بالا سالهاست مورد بازبینی، توسعه و مرمت اساسی قرار نگرفتهاند پس ضروری است تا بهمنظور جلوگیری از تبعات و برآیندهای منفی این امر و صدالبته اختصاص اعتبار ویژه، مورد ارزیابی و اصلاح قرار گیرند چراکه برای توسعه مناسب شهرها بهخصوص در ورودیهای شهر که شکلدهنده ساختار اجتماعی آن شهرها محسوب میشوند تدوین یک برنامه بلندمدت ضروری است.
کارشناسان بر این عقیدهاند که امروزه برای دست یافتن به هدف فوق و دادن پاسخی اصولی به مشکلات ناشی از توسعه غیر کارآمد در راههای شهری و بینشهری استان همدان، نیاز به پیاده کردن یک فرآیند سیستماتیک و علمی مبتنی بر تجارب دیگر استانها که توانستهاند در این خصوص امروزه حرفهایی برای گفتن داشته باشند ضروری است، زیرا فارغ از اینکه حتی راههای ارتباطی استان و بهویژه شهر همدان از استاندارهای جامع، قابلقبول و خوبی بهرهمند نیستند درعینحال فاقد بسیاری از شاخصهای لازم برای جذب گردشگر نیز هستند.
البته در حالی شاهد این غفلت و بیتوجهیها هستیم که برخلاف وجود فرصتهایی مانند ظرفیت ترانزیتی شدن راههای استان در غرب کشور و یا قابلیت ویژه گردشگری (بهویژه در بخش گردشگری دینی) هنوز نگاه جامع و جدی بر آنها نشده و هر آنچه تا امروز دیده و شنیدهشده فقط طرحهایی بوده که بر کاغذ نوشته، اما در عمل و اجرا هرگز جدی قلمداد نگشتهاست.
ورودیهایی ذهنیت ساز
به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران معماری و شهرسازی، نحوه ورود به هر فضای شهری و یا به عبارت بهتر، ورودی هر شهر همواره جایگاه ویژهای در ذهن افراد دارد بااینحال متأسفانه امروزه بافت ورودی شهر همدان را مجموعهای از مراکز تولیدی و ساختمانهای زشت و فرسودهای تشکیل میدهند که نهتنها ازنظر زیباشناسی پاسخگوی نیاز کار کردی نیست، بلکه در هیچ جای آن نیز تفاوتی را که نشاندهنده ورود به محیطی تازه باشد در خود ندارد، زیرا لبههای نا آشکاری از توسعه، پیشرفت و احیا را به شهر بخشیدهاست.
درواقع سازوکار شهرسازی امروز شهر همدان با تبعیت از یک روند ناموزون و غیر مهندسی توسعه و پیشرفت که نسبت به مقوله زیباشناسی بیاعتناست، نهتنها وضعیت ناپایداری از خود شهر به وجود آوردهاست، بلکه موجبات بروز ناپایداری مناطق پیرامونی و بهویژه ورودیهای آن نیز گشته که درنتیجه همین موضوع باعث میشود تا مفهوم ورودیها را بهعنوان نخستین سیمای شهری شاهد نباشیم.
در اینجا لازم است یادآور شویم که شهرها کالبد یکپارچهای دارند که دربردارنده روابط چند سویه میان نقاط مختلف آنهاست و ورودیها نیز به دلیل موقعیت خود تأثیرات خاص و نقش ویژهای را در این میان ایفا میکنند زیرا خصایص ادراکی و عملکردی فضای ورودی شهرها گذشته از آنکه تحت تأثیر فرهنگ، سنن اجتماعی و موارد دیگر در شهرها هستند در مهمترین عملکرد خود بهعنوان مکانی برای تبدیل انواع حرکتها باید موردتوجه خاص قرار گیرند. جایی که انواع حرکتهای وسایل نقلیه برونشهری به حرکت درونشهری برای روان کردن ترافیک و سیستم حملونقل شهری تبدیل میشود و بیتوجهی به آن اختلالات حرکتی و تداخل جابهجاییهای مختلف و گوناگونی را به همراه خواهد داشت.
البته بیان این موضوعات بدان جهت است که فراموش نکنیم بیتوجهی به طراحی و توسعه این فضا بهعنوان یک مفصل رابط، موجب ورود یکباره افراد به فضای درون شهری شده بهنحویکه هیچ فرصتی را برای تغییر و همساز کردن رفتار آنها با فضای جدید نمیدهد، ناگزیر این عدم سازگاری رفتار نیز تأثیرات منفی زیادی را بر روی محیط گذاشته و بهصورت یک ناهنجاری نمایان میشود؛ ناهنجاریهایی که بعضاً به قیمت جان انسانها تمامشده و میتواند سابقه ناخوشایند و بدنام کنندهای را برای یک شهر به همراه داشته باشد.
کارشناسان بر این عقیدهاند که مهمترین برآیند این آشفتگی، کاهش میزان امنیت تردد است، زیرا مطابق با آمار تصادفات، بیش از 70 درصد تصادفات جادهای کشور در 30 کیلومتری و نیز 40 درصد تصادفات در محدوده پنج کیلومتر ابتدایی و انتهایی بینشهری اتفاق میافتد که البته تحقیقات مربوطه نیز نشان میدهد اصلیترین عوامل وقوع تصادفات در محدوده ورودی شهرها متأثر از عدم توسعه و تجهیز این معابر در قالب عدم تعریض، نبود روشنایی و وجود عوامل مخل دید، فقدان روگذرها و تخلیه نخالهها در مسیر و یا تجاوز به حریم راه، افزایش ساختوسازهای غیرمجاز، افزایش تعداد کاربریهای مختلف و نیز وجود تعدد دسترسی (ورودی فرعی به اصلی) است.
موضوعی که اگر بخواهیم مصداق بارزی برای آن پیدا کنیم قطعاً ورودی شهر همدان از سمت غرب (مشهور به جاده کرمانشاه) بهترین نمونه آن محسوب میشود که به دلیل ساختار بینظم خود طی سه دهه گذشته نهتنها باعث زشتی منظر شهری شده بلکه موجب به هم خوردن نظام رفتاری افراد و خودروها و متعاقباً بروز ناهنجاری رفتاری دیگری نیز شده که تبعات بسیاری را گریبان گیر شهر کردهاست.
یک ورودی فراموششده
و اما جدا از موضوع ورودی شهید همدانی که طی دو سه سال اخیر شاهد هزینه کردهای بالایی در آن بودیم و بهنوعی توانسته تا حالت نسبتاً قابل قبولی را به خود گیرد و یا ورودی بلوار بهشت (جاده ملایر) که آن نیز مشکلات خاص به خود را داراست، اما در نقطه مقابل آنها یعنی ورودی جاده کرمانشاه که مشتمل بر دو بلوار طولانی ارتش و امام جعفر صادق (ع) است، با ضعف آشکار عملکردهای فضای ورودی ناشی از طراحی نامناسب، عدم تعریض و شکلدهی بدون برنامه نتوانسته آنگونه که بایدوشاید حرفی برای گفتن داشته باشد و این در حالی است که این ورودی بهعنوان تنها مسیر ارتباطی چند استان غرب کشور و نیز قرار گرفتن در مسیر بزرگراه کربلا از حجم بالایی از تردد خودرو، مسافر و نیز کالا برخوردار بوده و تصور میشود که در آینده نیز بار بیشتری بر آن تحمیل شود.
درواقع ازآنجاکه بر اساس نظر کارشناسان، این مسیر باید بهعنوان مفصلی بسیار مهم برای اتصال دو محیط بیرونی و درونی شهر همدان و مبدل حرکتی به نقشآفرینی بپردازد، اما صرفاً به دلیل فراموشی و کمتوجهی چند دهساله به چهار موضوع اصلی یعنی ایجاد احساس امنیت، حضور پذیری، پذیرندگی و خوانایی و تدقیق در توقعاتی که از این حوزهها بهصورت مستقل و هم پیوند انتظار میرود، نتوانسته که تاکنون ضمن تعریف شخصیت مستقل از خود، آنگونه که باید منعطف و موفق عمل کند؛ و البته این در حالی است که توجه به این مؤلفهها میتواند در تقویت شاخصههای پایداری در فضای وردی شهر نقش بسیار بسزایی را ایفا کند.
به اعتقاد صاحبنظران شهری، بیشک بزرگترین معضل این مسیر عدم توجه به موضوع تعریض آن در چند ده سال گذشته و نیز ساخت مسیرهای کندرو و ساماندهی ورودی آن بوده که باعث شده نهتنها از منظر سیمای شهری، بلکه ازنظر ایمنی و سهولت حرکت در آن و یا ساماندهی مسیرهای ورودی به آن، با ریتم و آهنگ موزون و مطمئنی همراه نباشد.
اکنون نزدیک به چندین دهه است که از آغاز طرح تعریض این مسیر میگذرد و تنها نتیجه این سالها ایجاد حاشیههایی بوده که بهمانند شانهای دندانه شکسته شاهد عقبنشینی و یا باقی ماندن برخی مغازهها، کارگاهها و نیز مزارع کشاورزی در طول آن هستیم که باعث شده تعریض آن بهطور کامل ممکن نشده و گستره مسیر صرفاً به همان چند متر قبلی محدود بماند.
گو اینکه همین تعلل و کندی نیز بهانه بسیار خوبی شده تا در این مدت بسیاری از صاحبان مشاغل و حِرَف با استفاده از فضای موجود نسبت به تجاوز به مسیر و استفاده از آن بهعنوان محیط کارگاهی و انباری برای خود اقدام کرده و بر آشوب بصری محیط بیفزایند.
چه اینکه اگر به این آشفتهبازار دستدست کردن مدیریتی هم روایت جداول پوسیده، بلوار نیمه مخروبه و یا درختان خشکشده را نیز اضافه کرده و کمی نیز به داستان تخلیه نخاله در طول آن دقت کنیم طبعاً متوجه خواهیم شد که این ورودی در عین اهمیت و حساسیت کاربری، اما عملاً سالهاست که به حال خود رهاشده و هیچ متولی و مسؤولی بدان توجه ندارد.
حال اینکه اگر گهگاه نیز شاهد حرکاتی نصفه و نیمه در خصوص لکهگیری آسفالت و حاشیهسازی آن هستیم قطعاً بیشتر از سر ناچاری و توجیه بیتوجهیهاست و نه الزاماً تلاش در جهت ادامه و اجرای این طرح که اگر بهواقع چنین بود باید سالها قبل و به دور هرگونه سیاسیکاری، زدوبند و یا موضعگیریهای منطقهای و فردی، این کار به نتیجه میرسید و پرونده آن برای همیشه بسته میشد اما...
اینکه در گفتوگو با برخی از صاحبنظران شهری همدان و نیز منتقدان، اینگونه عنوان میشود که دستیابی به یک طرح ورودی پایدار، زمانی امکانپذیر است که جوامع محلی، سازمانها و نیز ادارات و نهادهای متولی در یک هماندیشی و همافزایی کاری ضمن قبول تعهدات و وظایف خود، بهصورت حداکثری هم به آنها عمل کنند که البته در خصوص ورودیهای شهر همدان به ویژه جاده کرمانشاه، ازآنجاکه این مسیر بهصورت قطعهای در حیطه مسؤولیت شهرداری همدان، اداره راه شهرسازی شهر همدان، شهر مریانج و بهار و در ادامه اداره کل راه و ترابری قرار گفته؛ بنابراین هیچکدام از نهادهای مسؤول آنگونه که بایدوشاید به مسؤولیت خود عملنکرده و همگی بهنوعی منتظر حرکت دیگری ماندهاند، درنتیجه این شده که پس از سیوچند سال و کلی گزارشها و آمارهای توسعه محور در خصوص ارتقای کمی و کیفی راههای استان، هنوز نتوانستهایم حتی نیم متر هم به عرض این مسیر خاص اضافه کرده و یا حرکت قابلتوجهی را در آن شاهد باشیم.
درواقع عقبافتادگی این طرح بیشتر از آنکه به گفته برخی مسؤولان ناشی از کمبود اعتبار و بودجه باشد متأثر از ناهماهنگی و فرار از کار و یا خالی کردن شانه از زیر باری است که برحسب اتفاق هرروز نیز در حال سنگینتر شدن است، اما کسی حاضر به قبول آن نیست.
ضرب العجلی برای همه
حال اما ورودی شهر همدان از جاده کرمانشاه (با هر اسم و محدوده تحت مسؤولیت ارگانها و سازمانها) با در نظر گرفتن شرایط فعلی خود، گذشته از آنکه دیگر برای شهر و ساکنانش به معضل و مشکلی اساسی بدل شدهاست، بلکه با توجه به افزایش تردد خودروها و عبوری زائران (عتبات و اربعین) این سؤال را در ذهن بسیاری از این مسافران به وجود آورده که پس کی قرار است این مسیر به یک سروسامان اساسی دست یابد؟
درواقع اهمیت این موضوع را باید از این منظر نگریست که این مسیر تنها دیگر متعلق به شهر همدان و مردمان این شهر نیست که مسؤولان هر وقت دلشان خواست و احتمالاً صلاح دیدند برای ساخت و ترمیم آن دستی بالا بزنند، بلکه حقیقت این است که این ورودی اکنون دیگر یک قطعه از بزرگراهی را تشکیل میدهد که قرار است در آینده نقش بسیار مهم و اساسی را در حوزههای اقتصادی و گردشگری کشور ایفا کند که ناگزیر استان ما نیز در این مسیر قرار دارد و عهدهدار ارائه خدمات رفاهی، زیرساختی و خدماتی در آن خواهد بود.
موضوع اینجاست که رسیدگی به حالوروز این مسیر صرفاً با صدور بیانیه مدیران و موجسواری تبلیغاتی برخی نمایندگان مجلس برای جلوهنمایی سیاسی خود و یا درنهایت اجرای برخی اقدامان چسب زخمی امکانپذیر نیست و میطلبد که با یک همت عالی و جمعی برای آن دستی بالا زد تا از رهاورد این حرکت، نهتنها مشکلات مربوط به سیما و منظر شهر مرتفع شود بلکه ساختارهای ایمنی و خدماتی آن نیز با کیفیت بهتری همراه گردد.
از منظر برخی صاحبنظران بازسازی این مسیر بهصورت سرفصلهای مهم، مشتمل بر موارد زیر میشود که باید سازمانها و نهادها برحسب مسؤولیت خود و البته در قالب یک مجموعه کاری منظم و کارآمد نسبت به ساخت، تجهیز و رفع معایب آنها اقدام کنند.
- اقدام فوری و عاجل در خصوص کسب مالکیت و متقاعد کردن آن دسته از کارگاهها و ساختمانهای موجود در مسیر که هنوز اقدام به عقبنشینی نکردهاند (گو اینکه طی سی سال گذشته این موضوع در دستور کار بوده اما تاکنون منتج به برآیند قابل قبولی نبوده و کلیت یک طرح استانی معطل تصمیم چند خردهمالک باقیمانده است).
- اقدام فوری نسبت به ایجاد باند کندرو و ترمیم مسیر تندرو بهمنظور سهولت در حرکت و مکث خودروها، مسافران و دسترسی سریع و راحت به نقاط موردنظر در طول مسیر که موجب کاهش ترافیک و جلوگیری از بروز حوادث میشود.
- اصلاح مسیر و ارتقای سطح وضوح قابل روئیت در مسیر، عدم مسدود کردن و ایجاد مزاحمت بصری توسط جداول، موانع و تابلوهای راهنمایی، تبلیغاتی و درعینحال وضوح و قابلرؤیت شدن خروجیها و تقاطعها بهمنظور کاهش توقف.
- تأمین روشنایی مناسب در طول مسیر جهت استفاده در زمان تاریکی.
- ایجاد کاربریهایی که نیاز مسافران و ساکنان محل را تأمین میکند با لحاظ کردن اصل امنیت.
- بازسازی و ساخت بلوارهای وسط و حاشیه در طول مسیر و نیز بازسازی پوشش گیاهی آنها.
- تعبیه موانع حائل برای جداسازی مسیر از اماکن مسکونی و درعینحال ساخت پلها و روگذرهای مناسب برای تسهیل در تردد امن افراد پیاده.
- توجه به مقوله زیباسازی مسیر و افزایش فضاهای سبز و تفریحی بهمنظور افزایش سرزندگی.
- جلوگیری از تصاحب و تجاوز به مسیر از سوی مالکان اراضی پیرامون راه.
- جلوگیری از حضور و توقف خودروها و فروشندگان سیار و دستفروشان در حاشیه راه به دلیل احتمال ایجاد موقعیتهای خطرساز.