بدهی سنگین شهر ومدیریت شهری به معلولان
فضاهای شهری کاربران متفاوتی را در خود جای میدهند که علیالقاعده هر کدام از ایشان نیز به مقتضای جنسیت، سن، توان و خصوصیات فیزیکی و روحی با یکدیگر متفاوت بوده و خدمات خاص خود را میطلبند. بنابراین ایجاد بسترهای فضایی کالبدی مناسب جهت استفاده همه اقشار جامعه از خدمات و امکانات عمومی بهمنظور تحرک و جابهجایی بهتر و دسترسی آسانتر در سطح شهر، برای تسریع در رشد و توسعه جوامع، امری ضروری و اجتناب ناپذیراست.
به اعتقاد بسیاری از کارشناسان پدیده معلولیت هم بیش از آنکه تنها به فرد معلول مربوط باشد، امری است اجتماعی که طبعا جامعه نقش بسزایی در شرایط زندگی افراد معلول و برخورداری آنها از حقوق برابر با سایر افراد ایفا میکند. زیرا این افراد نیز خواهی نخواهی بخشی از اعضای اجتماع بوده و واجد حق دسترسی و استفاده از امکانات و خدمات عمومی هستند؛ اما وجود برخی موانع بهخصوص در نحوه طراحی، معماری و شهرسازی فضاهای شهری، بهویژه معابر عمومی، پارکها و فضاهای سبز و یا ادرات و ساختماهای دولتی را فاقد شرایط لازم برای دسترسی و برآورده ساختن نیازهای ایشان کرده است.
و البته این همه نیز در حالی است که فضاهای شهری به عنوان مکانهایی که حضور و تعامل اعضای یک جامعه را میسر میسازند، در برقراری ارتباط معلولان با سایر افراد نیز از اهمیت بسیار ویژهای برخودار بوده و از منظر بسیاری از متخصصان علوم رفتاری وجود بسترهای مناسب برای حضور معلولان در فضاهای شهری، موجب مشارکت و فعالیت بیشتر ایشان در عرصههای کنشگری و ایفای نقشهای اجتماعی، اقتصادی،سیاسی،هنری و... میشود.
بررسیها نشان داده در بسیاری از شهرهای جهان و به ویژه کشور ما ناتوانان جسمی- حرکتی از همان بدو خروج از منزل با مشکلات و موانع متعددی روبرو بوده و از فعالیت، کار، زندگی و استراحت متناسب با نیازهای خود( حتی داشتن حقوق مساوی با سایر شهروندان ) بیبهرهاند در حالیکه در شهر دوستدار معلول، همه شهروندان (اعم از مردم عادی یا معلولان با هر عمق و وسعت نقص ) هردو به یک اندازه از حقوق شهروندی برخوردار هستند واساسا شهر با این افراد غریبه نیست و استانداردهای طراحی و مناسبسازی، در آنها تا حد امکان رعایت میشود.
این بدان معناست که در این شهرها، بناها و خدمات شهری با توجه به وضع معلولان طراحیشده و مدیریت شهری تلاش دارد تا به شکل کامل و جامعی براساس نیازهای ایشان شهر را طراحی و اجرا کند که تا جای ممکن پاسخگوی مطالبات و نیازهای این قشر خاص از جامعه باشد در واقع تفکر حاکم بر اینگونه شهرها در خصوص معلولان قبول این واقعیت است که محدودیت به معنای محرومیت نیست و این شهرهایی که نمیتوانند خدمات مناسب به این دست از شهروندان خود ارائه دهند معلول واقعی هستند و نه اشخاصی که محدودیت جسمی دارند.
ایشان براین باورند که.نبود امکانات و بستر مناسب در شهرها برای حضور افراد معلول در فضاهای شهری مشکل ایجاد نموده و این امر متعاقبا باعث کمرنگ شدن حضور آنها در فضاهای عمومی و بیتوجهی جامعه به نیازهای معلولان، طرد و محرومیت اجتماعی و در نهایت باعث حاشیهنشینی اجتماعی آنان میشود بنابراین مناسبسازی فضاهای شهری برای معلولان (بهعنوان یک عضو حقیقی در منظومه شهری با رعایت تمامی وجوه انسانی و حقوق اجتماعی )صرفا یک مشت شعارهای خوش آب و رنگ تبلیغاتی و نمایشی ویژه جلسات سخنرانی،گرامیداشت روز معلول و همایشهای مربوط به ایشان نیست بلکه یک ضرورت اجرایی به معنای واقعی برای فضای شهرهاست.
معلولین در لابه لای غربت شهر...
واما سالهاست که از طرح توسعه همدان میگذرد و این شهر نیز به مانند بسیاری دیگر از مجموعههای انسانی قرن بیستم در حال گذر از ساختار سنتی و ورود به یک ساختار مدرن است که احداث بزرگراهها، پلهای هوایی، پیادهراه، تعریض معابر و ساخت مراکز تجاری بزرگ و چندین طبقه و.....شاید تنها مصادیق کوچکی از این استحاله عظیم محسوب میشود.
البته هرچند برنامهریزان و مدیران شهری در تدوین تمامی وجوه و قواعد این توسعه برابری فرصتها و امکان دسترسی عادلانه همه شهروندان به امکانات و زیرساختها را به عنوان یک حق مدنی در نظر گرفته و بدان تاکید داشتهاند اما با این حال و با وجود گذشت تقریبا چهار دهه از این جنبش پر طمطراق و پر هیاهو، هیچگونه تاثیری از این بایدها و شایستگیها در روند توسعه شهر ما دیده نشده و کماکان طراحیها بر اساس همان ابعاد حداقلی اولیه استوار است. که نه فقط برای افراد با صندلی چرخدار و یا با انواع مختلف معلولیت بلکه بعضا حتی برای افراد عادی نیز مناسب نبوده و عموما با مشکلات بسیار زیادی نیز همراه مواجه هستند.
در واقع هدف از این نوشتار آن است که با مروری هر چند سرانگشتی بر نتایج به دست آمده از کارهای صورت گرفته در مورد معلولان، وضعیت این افراد در فضاهای شهری همدان به شما نشان دهد که ماسوای همه شعارها و تبلیغات صورت گرفته و یا حتی ادعاهای مسئولان در خصوص تلاش در جهت رسیدن به استانداردهای شهر دوستدار معلول اما در عمل و واقعیت چند درصد این وعدهها به معنای واقعی محقق شده و در عین حال معلولان در کجای این منظومه شهری پر تصمیمگیر و تصمیمساز جای گرفتهاند.
البته نتایج این بررسی حکایت از آن دارد که در وضعیت عادی نیز فضاهای شهری همدان برای حضور و فعالیت معلولان نه فقط مساعد و مطلوب نیست و این افراد چه از لحاظ بافت فیزیکی شهرها و چه از لحاظ تعامل با سایر افراد جامعه، برای مشارکت وفعالیت خود در سطح شهر با موانع و مشکلاتی مواجه هستند بلکه با توجه به برخی عملکردهای سلیقهای و بهدور از منطق و استدلال در اتمام پروژهها و بیتوجهی به وجود و نیازهای اقشار معلول در جامعه نیز گاهی سنگهای بزرگ و چالههای عمیقی را نیز در سر راه ایشان انداخته و ایجاد شده است که شاید در وهله نخست باور کردنی نباشد اما....!!!
از منظر منتقدان این بدان معناست که سیاستگذاری شهری ما در حوزه مربوط به افراد دارای معلولیت نه فقط با خلاءهای بسیار جدی، اساسی و فراوان مواجه است. بلکه به دلیل فقدان آگاهی کافی و بعضاً بیمسئولیتی میتوانند به شیوههای گوناگون موانعی را در مسیر زندگی شهروندان دارای معلولیت ایجاد نمایند. که ماحصل این بیتوجهی را میتوان در خانه نشینی طولانی مدت معلولان و درنهایت جدایی دائمی آنان از بدنه فعال جامعه مشاهده کرد.
البته و طبق معمول شاید کسانی باشند که با ادعای عملکرد مثبت و قابل قبول از در تکذیب، تخریب و حتی موضعگیری در قبال این نوشتار برآمده و آنرا متهم به سیاهنمای شرایط و تضیع تلاش متولیان کنند که در اینگونه موارد [البته ضمن تجلیل از عملکرد مسئولانه و متعهدانه برخی مدیران و مجریان دلسوز ] اما با طرح چند سوال ساده میتوان از زبان خود ایشان به این واقعیات پی برد گو اینکه انتظاری هم نیست که بتوان مسئول، مدیر و رئیسی را که سالهاست خود را در قبال وظایف و مسئولیتهای تعریف شده در قبال معلولان به خوابزده بیدار کرد
آنچه شهر برای معلولان ندارد...
حالا نه فقط به صرف گزارشات و اخبار واصله از خود مردم و معلولان و یا بررسیهای میدانی کارشناسان و محققان بلکه با سخنان خود برنامهریزان و مجریان شهری نیز به وضوح هر چه تمام میتوان به این نتیجه اظهر من الشمس رسید که در حال حاضر و به رغم سالها تلاش و میلیاردها هزینه برای انجام انواع و اقسام پروژههای عمرانی در سطح معابر و خیابانها اما کماکان بسیاری از این فضاهای شهری به دلیل وجود موانع متعدد از قبیل چالهها، ناهمواریها، داربستها، و....یا در عمل برای بسیاری افراد دارای معلولیت غیرقابلاستفادهاند و یا در بهترین حالت تردد ایشان را با وسایل و ابزار کمکی مانند ویلچر، راک عصا و... با مشقت و صرف زمان بیشتری همراه نمودهاند
البته این معضل در کنار معضلات دیگر همچون عبور از خیابان و عدم توجه به مناسبسازی آنها، مشکل دسترسی را برای معلولان دو چندان کرده دلیل اینکه وضعیت عمده خیابانهای شهر همدان نیز عموما به گونهای است که عبور از آنها بدون راهنمایی و مساعدت دیگران میسر نیست که البته این موضوع در فصول بارندگی و برفی نیز از شدت بیشتری برخودار میشود.
همچنین در مقوله دیگر و با وجود نصب تعداد زیادی پل عابر پیاده و بالابر اما به هر شکل ( بهخصوص خرابی و خاموشی دائمی بالابرها )استفاده از آنها برای تمامی افراد دارای معلولیت امکانپذیر نیست. گو آنکه فقدان پل مناسب برای عبور از روی جویها، تصاحب محل پارک معلولان توسط مردم، عدم بهسازی سکوهای ایستگاه اتوبوس برای سوار شدن معلولان و.... هم به نوبه خود محل توجه دارد.
موضوع قابل تامل اینجاست که به رغم توصیههای اداری و دستورالعملهای معماری که بر تسهیل تردد معلولان دلالت میکند اما در بحث ساختمانهای اداری و دولتی نیز کماکان این نواقص به اشکال و شدتهای مختلف وجود داشته بدتر اینکه حتی راهکار مناسبی نیز برای آنها تعریف و اجرا نمیشود و افراد معلول صرفا به سبب فقدان امکانات مورد نیاز و یا مناسبسازی فضاهای شهری برای دسترسیها قادر به حضور در شهر و یا مراجعه به ادارات و نهادهای مورد نیاز خود نیستند.
حالا در این بین وضعیت اماکن تفریحی شهر همچون پارکها، سینماها، موزهها، کافیشاپها و رستورانها و یا سرویسهای بهداشتی مخصوص این قشر هم به جای خود که قطعا وجود همین به ظاهر چند قلم نقایص و کمبودها و غفلتهای به ظاهر پیشپا افتاده است که باعث شده که نه فقط خود این افراد بلکه خانوادهها و دوستان ایشان نیز عموما از لذت استفاده از اماکن تفریحی چشمپوشی کنند. فلذا سخنی به گزافه نیست اگر گفته شود در عمده مراحل مختلف سیاستگذاری شهری، معلولان و نیازهای ویژه آنها برای بهرهگیری آسان و امن از فضاها و معابر شهری عملا یا نادیده گرفته شده و یا درحاشیه دور تر از متن قرار دارد.
حالا چه بپذیریم و چه نه اما این یک واقعیت غیر قابلانکار است که شهر همدان شهر معلولمحور نیست، دلیل، آنکه نه فقط در طراحی سنتی آن، بلکه در فضاسازیهای مدرن سالیان اخیر نیز بهجز برخی اقدامات کمرنگ و تاثیر و یا عموما نمایشی، عملا نیازهای ویژه افراد دارای معلولیت نادیده گرفته شده و همن امر سببشده تا این گروه عملاً یا از صحنه فعالیتها و کنشهای شهری حذفشده و یا در بهترین حالت فقط بتوانند آنهم بهصورت محدود و صد البته با اتکا به دیگران، به انجام امور روزمره خود در شهر مبادرت ورزند.
حالا بماند که در صورت حضور در فضاهای مختلف شهر و تلاش در جهت تامین نیازها و یا انجام کنشهای اجتماعی نیزگاهی باید هزینهها و خطرات مالی و در پارهای موارد جانی متعددی را نیز پذیرا باشند. این در حالی است که یکی از بدیهیترین حقوق هر شهروند (چه عادی و چه معلول )امکان و حق استفاده ایمن و آسان از فضاهای شهری است که مدیریت شهری میبایست به آن توجه خاص داشته و مقدماتی را فراهم کند تا همه گروهها بتوانند از فضاهای شهری و امکانات موجود به صورت عادلانه بهرهبرداری و استفاده کنند.
البته پیشتر و در نوشتارهای قبلی نیز متذکر شدهایم که معلولان ( با هر درجه و شدت از معلولیت) دارای حقوق برابر و مساوی با دیگر شهروندان هستند و براساس قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، به عنوان مهمترین سند حمایتی از این افراد سیاستگذاران و مدیران شهری موظف هستند تا تمامی تلاش و مساعی خود را د راستای برابرسازی فرصتها، ایجاد زیرساختها، رفع موانع و....را در خصوص مطالبات این طیف در دستور کار قرار دهند.
از منظر برخی منتقدان برای اجرای هر قانونی میبایست الزامات اجرایی آن نیز در نظر گرفته شود که متاسفانه قانون جامع حمایت از معلولان( در همه جهات و شئون )نیز مشمول چنین قاعدهای شده و حمایت اعتبار لازم برای اجرایی شدن بند بند قوانین آن اختصاص نیافته و همین، عدم توجه به اجرای کامل این قانون است که موجبات گلایهمندی شدید معلولان را از عملکرد مدیران شهری فراهم آورده است.
روایت معلولیت در حدیث دیگران...
و اما بطور معمول وقتی صحبت از مشکلات، مطالبات و حقوق معلولان به میان میآید همه نگاهها بهسوی این قشر متمرکز میشود که البته هر چند پُر بیراه هم نیست اما در این نوشتار و صد البته در قالب یک حرکت جدید ما از مردم عادی خواستیم که در خصوص این موضوع اظهار نظر کنند.
در واقع و در تهیه این نوشتار قریب به پنجاه نفر از همشهریان همدانی اعم از خانم و آقا بدون سوگیری و حب و بغض و یا حتی از سر دلسوزی وترحم به این قشر... صرفا براساس مشاهدات و تجربیات خود وضعیت شهر را در خصوص میزان و کیفیت و کمیت، دسترسی و استفاده معلولان (اعم از ناتوان حرکتی، نابینا،ناشنوا و...) به امکانات و فضاها و در قالب نزدیکترین پاسخ به چند پرسش ساده مورد تحلیل و تجزیه قرار دادند.
تا شاید همه ما (اعم از مسئولان، مدیران، اصحاب رسانه و حتی مردم عادی) بدانیم که اولا چقدر در عملی نمودن وعدها موفق بودهایم و در ثانی چقدر به دنبال تحقق خواستهها و مرتفع کردن نیازهای این قشر در سطح شهر هستیم حالا در این مقال و مثل همیشه قضاوت و نتیجهگیری نهایی هم با شماست...
در این مجموعه گفتوگوها صد درصد پاسخدهندگان عنوان کردند که نه خود و نه هیچ کدام از وابستگان نسبی و سببی و یا دوستان و آشنایان ایشان دارای معلویت (در هر وجه و کیفیت ) نیستند اما...
-تقریبا همه مصاحبهشوندگان معتقدند که معلولان (با هر شرایط ) دارای حقوق انسانی-اجتماعی مساوی با مردم عادی هستند.
-قریب به 90درصد پرسششوندگان با قاطعیت اعلام داشتند که بسیاری از معابر و خیابانهای شهری وضعیت مناسب و معقولی برای تردد معلولان ندارد.
-در عین حال در بیشتر معابر پارکها و اماکن عمومی هیچگونه امکانات زیرساختی از جمله صندلی و محل استقرار مناسب و خاص معلولان تعریف و تعبیه نشده است.
-قریب به 85 درصد پاسخدهندگان با قطعیت اعلام نمودند که به دلیل مشکلات زیرساختی و فرهنگی اکثر قریب به اتفاق معلولان (بهخصوص حرکتی ) امکان استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی را ندارند.
-قریب به 85 درصد پرسششوندگان تصریح نمودند که به رغم نیاز اما در سیستم ناوگان عمومی هیچ مکان و یا امتیاز و وسایل کمکی مناسبی برای معلولان وجود ندارد.
-از منظر 70درصد پرسششوندگان بسیاری از بالابرهای پلهای هوایی مخصوص معلولان عملا خراب بوده و فاقد کاربری است که همین موضوع باعث مشکلاتی برای تردد ایشان در سطح شهر شده است.
-از منظر 70درصد پاسخدهندگان در بسیاری از ادارات سازمانها و ارگانهای دولتی و یا ساختمانهای مسکونی و تجاری هنوز امکانات ویژه معلولان تعریفنشده و یا اگر وجود دارد نیز بهصورت 100درصد عملیاتی نیست. (بهخصوص وجود باجههای مخصوص خدمت )
-از منظر همین گروه معلولان مونث دارای بیشترین مشکلات در خصوص تردد و حضور در اجتماع و فضاهای شهری هستند.
-قریب به 68 درصد پاسخدهندگان معتقدند به رغم دارا بودن تواناییهای بسیار اما در مقوله فرصتهای شغلی اساسا معلولان نادیده گرفته میشوند.
-از منظر 67 درصد همشهریان همدانی دولت باید در خصوص اختصاص کمکهای مادی، یارانه و وامهای بلاعوض به قشر معلول و خانوادههای ایشان تلاش مضاعف و بیشتری را بهخرج دهد.
-به اعتقاد 65 درصد افراد مصاحبهشونده معلولان دارای پتانسلهای بسیار بالایی در زمینه علمی، تحقیقاتی، آموزشی و... هستند اما به دلیل نوع فرهنگ حاکم بر جامعه فرصت تبلور ونمایش آن را نمییابند.
-از منظر همین گروه هنور در حوزه فرهنگسازی در خصوص نگاه به معلول، جامعه ما نیازمند بازآموزی و تصحیح افکار است.
-از دید 50درصد این همشهریان در عمده طرحهای اجرا شده در سطح شهر اساسا نگاهی به وضعیت معلولان نشده و یا بسیار ناچیز است. در عین حال و از دیدگاه همین قشر شواهد موجود مبین این است که ارگانها و نهادهای متولی مدیریت و توسعه شهر به معنای واقعی هیچگاه نظرات و انتقادات معلولان را احصا، پردازش و تامین نکردهاند.
-قریب به 48 درصد پرسششوندگان معتقدند که نگاه به معلولان در جامعه ما بیشتر مناسبتی و ترحمانگیز و حتی تبلیغاتی است.
همین گروه معتقدند که اساسا هیچکدام از تصمیمسازان و مسئولان درک مشخص محسوس و نزدیک به واقعیتی از زندگی و خواستهها و مشکلات معلولان ندارند.
از دیدگاه 35 درصد پرسششوندگان تاکنون هیچگاه از سوی مدیریت شهر، مسئولان ذیربط و یا نهادهای متولی اقدام موثر و کارآمد و واقعیای درخصوص کیفیت و کمیتسنجی از اقدامات انجام شده درخصوص نیازهای معلولان صورت نگرفته است.
-از دید همین گروه بیشترین راهکارها و حل مشکلات معلولان برعهده خانوادههای ایشان است و امید چندانی به کمکهای حمایتی دولتی نیست.
-از دید 24درصد مصاحبهشوندگان هزینه نگهداری درمان و خرید ملزومات مورد نیاز معلولان بسیار بالاست و بنابراین باید حمایتهای دولتی و خصوصی در این بخش بیشتر شود.