عبور نخالههای ساختمانی از مرز تهدید
سپهرغرب، گروه شهر - عباس سریشی: امروزه حجم نخالههای ساختمانی و عمرانی به حدی افزایشیافته که دیگر از آن نهفقط بهعنوان یک مشکل اجتماعی و زیستمحیطی، بلکه حتی یک فاجعه و تهدید اساسی باید یادکرد گو اینکه در ظاهر اینگونه پسماندها بیخطر هستند، اما طبیعی است که حجم زیاد آنها در یک منطقه و یا مسیر بیشک باعث بروز مشکلات فراوانی برای جوامع ازلحاظ آلوده سازی آبها و محیطزیست، تخریب مناظر طبیعی، کاهش عرصههای قابلکشت و موارد دیگرخواهد شد که هریک بهنوبه خود محل بحث و بررسی دارد.
البته ترکیب و درصد مواد تشکیلدهنده نخالههای ساختمانی در مناطق مختلف دنیا تابع نوع و نحوه زندگی، نوع صنعت ساختمان و ترکیب و بافت جمعیتی است، بااینحال کلیت این مواد مشتمل بر خاک و مخلوطهای حاصل از خاکبرداری، شیشه، بتن، ملات گچوخاک، کاشی و سرامیک، ملات ماسه سیمان، قیرگونی، سنگ، موزاییک، تیرچه سقفی، چوب و سایر پسماندهای مشابه است که به دلیل ساختار فیزیکی خود به این آسانی و زودی نیز در طبیعت تجزیه نمیشوند.
اگرچه در حال حاضر مواد حاصل از تخریب و ساختوساز ساختمانها بخش بسیار مهمی از کل پسماندهای جامد شهری را تشکیل میدهند و بخش عمدهای از این نخالهها را میتوان جداسازی و بازیافت کرد تا دوباره به چرخه استفاده بازگردند، اما در کشور ما کماکان آسانترین و در عین حال سریعترین شیوه یعنی دفع و دفن آنها در طبیعت و البته به ناشیانهترین شکل، بسیار معمول و مرسوم است که با شدت و گستره بسیار زیادی نیز در اقصا نقاط کشور در حال اجراست؛ البته این در حالی است که در بسیاری از اوقات تخلیه غیرمجاز نخالههای ساختمانی (به دلیل عدم وجود تسهیلات حمل نخاله، بازیابی و بازیافت) در حوالی مناطق مسکونی و جادهها باعث بروز مشکلات مختلفی نیز میشود.
هرچند از منظر برخی صاحبنظران، نخالههای ساختمانی در ظاهر بیخطر به نظر رسیده و هنوز شرایط مدیریت آنها به مرز اورژانسی نرسیده، بااینحال نباید فراموش کرد که مواد تشکیلدهنده هرکدام از این پسماندها بهنوبه خود تهدیدی برای طبیعت است، پس ضرورت دارد تا بدانیم که عرصه دفن متعلق به کجاست؟ عرصه ملی و یا خصوصی است؟ اگر عرصه ملی است منابع طبیعی، آب منطقهای و محیطزیست کجاست؟ و اینکه دستگاههای مختلف باید در این قسمت پاسخگو باشند.
کارشناسان محیطزیست معتقدند که با توجه به اثرات مخرب محیط زیستی، اقتصادی و اکولوژیکی متأثر از دفن پسماندهای ساختمانی، انتخاب محل دفن باید با دقت و طی یک فرایند علمی صورت گیرد. درواقع شما نمیتوانید بدون مطالعه و بهصورت دلخواه هر جا که تمایل داشتید نخالههای ساختمانی را تخلیه کنید زیرا برای مکان دفن مواردی از قبیل ویژگیهای زمین، خاکشناسی، زمینشناسی، سنگبستر، زلزلهخیزی، فاصله با آبهای زیرزمینی و آبهای سطحی، تراکم جمعیتی اطراف، راه دسترسی، شیب، ارتفاع، پوشش گیاهی، فاصله از جاده، فاصله از مناطق مسکونی، فاصله از فرودگاه و مناطق حفاظتشده، مسائل حقوقی زمین و غیره را باید در نظر گرفت.
بااینحال متأسفانه امروزه حجم بسیار بالایی از این پسماندهای ساختمانی را دفن میکنیم و این در حالی است بر اساس تحقیقات صورت گرفته حدود 90 درصد نخالههای ساختمانی قابل بازیافت و استفاده مجدد است! و به همین دلیل امروزه موضوع مدیریت پسماند دارای اهمیت زیادی در صنایع عمرانی بوده بهطوریکه در اجرای تمام پروژههای عمرانی بارز و متوسط، وجود برنامه تیم مدیریت پسماند یک ضرورت است؛ بنابراین قبل از اینکه نخالهها دفن شوند باید جداسازی روی آنها انجام و فرایندی طی شود تا کمترین ماده موجود دفن شود نه اینکه این همه ماده خام ارزشمند را که قابلیت استفاده مجدد دارد، برای همیشه در طبیعت دفن شود.
طغیان پسماندهای ساختمانی در همدان
هرچند به گفته مسؤولان امروزه با افزایش روزافزون جمعیت، شهر همدان نیز بهمانند دیگر شهرهای بزرگ با گسترش ساختوسازهای عمرانی و ساختمانی و نیز تخریب و مرمت بناهای فرسوده روبهرو بوده و متعاقباً از همین رهاورد میزان تولید نخالههای ساختمانی نیز در آن به شکل چشمگیری افزایشیافتهاست، بااینحال شکی نیست که مقابله و مدیریت این موضوع بهمانند دیگر مباحث شهری به یکی از دغدغههای عمده پیش روی برنامهریزان شهری در همدان مبدل شده که برای حل آن نیز از هیچ کوششی فروگذار نمیکنند، اما واقعیت امر اینجاست که مستند به مشاهدات میدانی، روایت حجم بالای تخلیه بیضابطه پسماندهای ساختمانی در گوشهگوشه شهر میرود تا از یک دغدغه به بحران تبدیل شود.
برای ورود به این مقوله، ابتدا لازم است تا بدانیم که بر اساس نتایج به دست آمده از تحقیقات مختلف، در حال حاضر بهطور میانگین عمر مفید ساختمانها در کشورهای جهان چیزی حدود 40 سال برآورد میشود، اما این عدد در ایران حدود 30 سال بوده مضاف بر آنکه 25 درصد از بافت شهرهای ما نیز فرسوده محسوب میشود که با اضافه شدن بلایای طبیعی از قبیل سیل، طوفان و زلزله بر آنها، هرساله حجم بسیار بالایی نخاله ساختمانی و یا آوار در شهرها و آبادیهای کشور تولید میشود که متعاقباً سرمایه مالی و انسانی زیادی را تلف میکند.
گو اینکه دراینبین شهر همدان نیز به دلیل گذر از ساختار سنتی به مدرنیته با حجم بسیار بالایی از ساختوساز (اعم از مسکونی، تجاری و زیرساختهای عمومی) روبهرو بوده و ناگزیر این حجم از ساختوساز تبعات بسیاری را به دنبال دارد که تولید پسماندهای ساختمانی (آنهم در حجم بسیار بالا) ازایندست است.
باوجود آنکه میبایست طی این سالها مدیریت شهر در راستای حل مشکل و برونرفت از معضل مواجهه با چنین حجم عظیمی از تولید پسماندهای ساختمانی با نگاهی معقول و عملگرا موضوع بازیافت حداکثری را در دستور کار قرار میداد و به دنبال توسعه و ساخت سایتهای بازیافت میبود، اما غفلت از آن باعث شده تا موضوع خلاصی از پسماندهای ساختمانی نیز بهمانند دیگر پسماندهای خانگی و صنعتی، سرانجامی جز دفن و دفع در عرصههای طبیعی نداشته باشد که همین موضوع باعث شده امروز با تبعاتی مواجه شویم که نهتنها هیچ توجیهی برای آن وجود ندارد، بلکه این سؤال را هم به ذهن بسیاری متبادر میکند که آیا واقعاً در این شهر کسی نیست که به این موضوع رسیدگی کرده و یا در مقام برخورد با چنین رفتار تخریبگرانهای برآید؟
درواقع امروزه موضوع تخلیه نخالههای ساختمانی در گوشهگوشه شهر و بهخصوص مناطقی که بهنوعی نام عرصههای گردشگری را با خود به یدک میکشند به یکی از معمولترین صحنههایی بدل شده که دیگر توجه کسی را به خود جلب نمیکند، چراکه اگر تا دیروز رانندگان کامیونها سعی میکردند در تاریکی شب و یا در زمانهای خاصی با رعایت احتیاط این کار را انجام دهند، اما سکوت معنادار متولیان به همراه فقدان یک سازوکار مؤثر در برخورد باعث شده تا دیگر این جماعت حتی در روشنایی روز و بدون هیچ ترس و واهمهای خروارها نخاله بدشکل و بدنما را در طول مسیرها، حاشیه راهها و یا حتی زمینهای کشاورزی تخلیه کنند بدون آنکه کوچکترین نگرانی را از تبعات بعدی کار خود داشته باشند.
موضوع اینجاست که تخلیه خاک و نخاله در معابر و گذرگاههای شهری نهتنها باعث به وجود آمدن مناظری زشت و نازیبا در محیط شهری میشود، بهطوریکه چشم هر بینندهای را میآزارد، بلکه ضمن آلودگی محیطزیست، باعث به وجود آمدن خسارات جانبی و مالی فراوانی نیز برای شهروندان و زمینهای قابلکشت میشود.
بسیاری بر این عقیدهاند که نهفقط گستاخی رانندگان کامیونها و مالکان طرحهای ساختمانی در اشاعه این موضوع به بالاترین حد خود رسیدهاست، بلکه متأسفانه همراهی و همنوایی برخی ارگانها و نهادها نیز در شیوع این امر مؤثر واقعشده چنانکه برای مثال وقتی در جاده یکنآباد و یا کرمانشاه، کامیونها اقدام به تخلیه نخاله میکنند نهادها و سازمانهای متولی راهها و عرصههای طبیعی نیز بهجای حضور در منطقه و برخورد با متخلفان، با صاف کردن این نخالهها در دو طرف مسیر به نوعی چراغ سبز ادامه این کار را نیز روشن میکنند درحالیکه در سخنان بسیاری از مدیران و مسؤولان همین ادارات و سازمانها این عمل صراحتاً جرم محسوب شده و میباید با آن مقابله شود اما...
آیا کسی به فکر است؟
و اما این روزها بر اساس برخی آمارهای موجود و نیز مستند به بررسیهای بهعملآمده و با دقت نظر در خصوص وسعت ساختوسازها (اعم از مسکونی، صنعتی و زیرساختی) باید دانست که روزانه مقادیر قابلتوجهی بالغبر دهها تن نخاله ساختمانی در همدان تولید میشود که متعاقباً بر اساس یک شیوه غلط و سنتی بهوسیله کامیونها از محوطه و کارگاههای ساختمانی خارج و برای دفع به عرصههای بیرون از شهر همدان منتقل میشوند.
حال اگر بهعنوان نمونه کسی برحسب اتفاق و البته برای تفریح و تفرج سری به منطقه سد اکباتان و در ادامه آن جاده سرسبز ورکانه و شمسآباد زده باشد بهوضوح نهفقط در یک منطقه، بلکه تقریباً در سرتاسر مسیر میتواند شاهد تپهها و انباشتهایی از نخالههای ساختمانی باشد که در این منطقه تخلیهشدهاند.
بررسیها نشان میدهد عمده رانندگان کامیون بدون توجه به تأثیرات عملکرد خود بر محیط و صرفاً از سر منفعت و فرصتطلبی در کوتاهترین مسیر، اقدام به تخلیه پسماندهای ساختمانی میکنند به این امید که شاید بتوانند در یک روز چند سرویس بیشتر کارکرده و عایدی بیشتری داشته باشند بیتوجه به این موضوع که طبیعت و محیطزیست از این عمل چه عایدش میشود؟
هرچند موضوع تخلیه نخالههای ساختمانی تنها و منحصر به این منطقه نشده و تقریباً در همه گوشه و کنار شهر اعم از حاشیه راههای خارج شهر، زمینهای بایر و لمیزرع گرفته تا اراضی کشاورزی و باغهای میوه قابل مشاهده است، اما آنچه باعث میشود توجه به این منطقه را کمی لازم و ضروریتر کند مقوله توسعه گردشگری و لزوم پاک نگاهداشتن این منطقه بهعنوان یکی از مناطق هدف گردشگری و جذب توریست است.
درواقع درخواست توجه فوری به این موضوع ازآنجهت اهمیت پیدا میکند که این منطقه یکی از زیباترین و درعینحال مهمترین حوزههای آبی و مشجر شهر همدان است که نهتنها موردتوجه ساکنان شهر بوده بلکه بسیاری از گردشگران نیز برای دیدن طبیعت زیبای آن به این منطقه توجه خاص دارند.
درعینحال و ازآنجاکه بر اساس گفته مسؤولان در نظر است تا بزرگترین پارک جنگلی شهر همدان نیز در سالهای آینده در این منطقه احداث شود، پس ضرورت دارد تا بهعنوان نخستین اقدام، زمینهای قابلکشت را از تخریب و مدفون شدن زیر نخالههای ساختمانی نجات دهند و سپس به دنبال ساخت پارک و کاشت درخت باشند.
البته مشکلات این منطقه صرفاً به تخلیه پسماند ساختمانی منحصر نشده و باید به مقوله تخلیه خاک از کف سد اکباتان نیز اشاره کرد که باوجود پیگیریهای روزنامه سپهرغرب و اعلام اداره کل آب منطقهای استان در خصوص برخورد و راهاندازی گشتهای نظارتی برای مقابله با این کار، اما مشاهدات میدانی اخیر کماکان از ادامه این روند بهصورت کاملاً آشکار خبر میدهد که این موضوع نیز بهنوعی مصداق روشنی از فراموشی و بیتوجهی مدیران به این منطقه و بایستگیهای حفظ حریم و سلامت آن است.
وقتی نخاله سازی قانونی میشود
اگرچه عموماً تصور بر این است که نخالههای ساختمانی موجود در این منطقه نتیجه تلاش در جهت خلاصی از پسماندهای ساختمانی شهر همدان است، بااینحال بررسیها نشان میدهد که در طول این مسیر نیز بسیار مشاهده میشود انباشتهایی از نخالههای ساختمانی که نه حاصل کار قانونشکنان، بلکه نتیجه اعمال قانون است.
روایت تخریب سازهها و دیوارهایی که بهصورت غیرقانونی از سوی مالکان در اطراف زمینها و باغها احداث اما سپس با دستور قضایی نسبت به تخریب آنها اقدام شده و پس از تخریب هیچ اقدام مؤثری برای جمعآوری آنها و پاکسازی محیط از سوی مالکان به عمل نیامده ناگزیر باعث ایجاد صحنههایی ناخوشایند و بد نما در گوشهگوشه این مسیر شدهاست.
اگرچه نفس این عمل در راستای جلوگیری و تعرض به عرصههای طبیعی بسیار قابلتقدیر است اما مسئلهای که در این میان باقی میماند و تاکنون نیز برای آن چارهاندیشی مناسبی نشده موضوع تخلیه و پاکسازی آوارها و پسماندهای ساختمانی است که پس از اجرای این احکام در محل باقیمانده و برای مدتهای مدید محیط را به شکلی ناخوشایند بهمثابه صحنه ویرانهای از جنگ و یا منطقه زلزلهزده تغییر حالت میدهد.
موضوع اینجاست که ظاهراً قانون فقط تا مرز تخریب بناها و سازهها پیش میرود و پسازآن دیگر کاری به تأثیرات بعدی باقیماندن آثار تخریبی ندارد ضمن اینکه در سوی دیگر صاحبان و مالکان متخلف و محکوم نیز به دلایل متعدد در پی پاکسازی محیط برنیامده و با باقی گذاشتن این پسماندها بهنوعی اقدام به دهنکجی به قانون و یا برافراشتن علم مظلومنمایی در منظر عموم میکنند.
متأسفانه نمونههای اینگونه صحنهها را میتوان در مسیر جاده سد اکباتان و در ادامه مسیر روستاهای هدف گردشگری دید که اکنون با انباشت و تپهای از آوارهای مشتمل بر آهن، بتن، سنگ و آجر نهتنها دیگر روایتی از حفظ طبیعت و محیطزیست بشمار نمیرود، بلکه خود تبدیل بهنوعی نمایشگاه از بیتوجهی به محیط و منابع طبیعی شدهاند.
بر اساس نظر کارشناسان اگرچه اجرای احکام تخریب میتواند بهعنوان عاملی بازدارنده در جهت جلوگیری از تصرف و تصاحب اراضی و یا ساختوسازهای بدون مجوز نقشآفرینی کند، اما اگر فقط به این موضوع اکتفا کرده و به تبعات و الزامات بعدی این امر از منظر سالمسازی محیط ننگریم، پس نمیتوان اینگونه برداشت کرد که در این راه کاملاً موفق بوده و یا به اهداف از قبل تعریفشده دستیافتهایم.