خودنمایی نابهسامانیهای علیآباد در برزخ شهر یا روستا شدن
سپهرغرب، گروه خبر- طاهره ترابی مهوش:
دراین بین شهر همدان از جمله کلان شهرهای کشور است که در سالهای اخیر، از نظر فیزیکی گسترش یافته است.
همانطور که گفته شد با گسترش شتابان و رشد بیرویه شهر در طی چند دهه اخیر، روستاهای مجاور و یا نزدیک آن به تدریج به شهرها ملحق شدند؛ این روستاها که بدون برنامهریزی و خودجوش به محدوده قانونی شهرها محلق شدند، زمینه را برای حضور و گسترش هر چه بیشتر اسکان غیررسمی در حاشیه شهرها فراهم ساختند که در این باب میتوان مناطقی همچون حصار، دیزج، منوچهری و اسلامشهر و خضر را نام بردکه پس ازگذشت سالها از الحاق این روستاها هنوز به نتوانستهاند به لحاظ ساختاری جزئی از شهر شوند و همچنان نواقص شهری در آن بیداد میکند.
طبق قانون، روستاهای حریم شهر، با رسیدن به شرایط الحاق، باید به عنوان منطقه شهری شناخته شوند و تحت مدیریت شهرداریها قرار گیرند، حال آنکه الحاق روستاها به شهر گرچه از سویی، به واسطه دسترسی به امکانات بیشتر و ارزش افزوده اراضی، برای روستانشینان خوشایند است اما در بلندمدت اگر این الحاق بدون مطالعه انجام شود آسیبهای جبرانناپذیری هم به زندگی روستائیان و هم به زندگی شهرنشینان وارد میآورد.
دراین بین طی یک سال گذشته با مطرح شدن بحث الحاق چند روستا به شهر همدان تغییراتی که در پی این فرآیند شکل گرفته در زمینه اجتماعی، اقتصادی و کالبدی تأثیرگذار بوده و به شکل غیر قابل انکاری بر روند موجود در منطقه اثر گذاشته است بر این اساس با توجه به اهمیت موضوع بر آن شدیم تا در بازدید میدانی از روستای علیآباد از نزدیک در جریان تغییرات و پیامدهای ایجاد شده قرار گیریم.
با گذشتن از بلوار استقلال شهرک فرهنگیان تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی از جمله مهمترین پیامدهایی بوده که با ورود به روستای الحاقی قابل مشاهده است زیرا به دلیل متنوع بودن خردهفرهنگها ( بر اثر مهاجرپذیری این قبیل مناطق ) با عقاید و برخوردهای متفاوت در محیط و ناآشنا بودن با شرایط زندگی شهری و عدم احساس تعلق، در روستا جلوه بیشتری پیدا کرده است و تعارضات متفاوتی را به دنبال داشته است.
از دیگر پیامدها تغییر در وضعیت اقتصادی است به این علت که در گذشته اکثر روستاییان کشاورز بودند و به مرور با افزایش مهاجرت، این روستاها تغییر بافت داده ساختار اقتصادی آن نیز به هم ریخت که درباره علیآباد شاهد کاهش میزان اشتغال به کشاورزی و دامداری بودیم و به تصریح برخی از اهالی با تثبیت موضوع الحاق این تغییر ساختار و ازبین رفتن منبع درآمد افرادی که هنوز کشاورزی و یا دامداری میکنند تهدید جدی حیات اقتصادی جمعی از مردم به شمار میرود در واقع با مطرح شدن الحاق، اراضی زراعی زیادی تغییر کاربری داده و بافت اصیل روستا در ورطه نابودی قرار گرفته به طوریکه دیگر خبری از اراضی بکر کشاورزی در روستای علیآباد و حتی خانههای دلنشین روستایی وجود ندارد و اغلب خانهها به ساختمانهای بلند مرتبه تبدیل شدهاند.
پیشتر که میرویم در گفتگو با افراد مطلع عنوان میشود که با مطرح شدن الحاق و تایید این مسئله از سوی وزارت کشور ساخت و ساز در خارج از طرح هادی روستا رونق گرفته بهطوریکه اگر این روال همچنان ادامه پیدا کند از اراضی کشاورزی تنها لکههایی در کنار ساختو سازهای بیقواره باقی خواهد ماند که متاسفانه آنچه در روستا قابل مشاهده بود این نکته را تایید میکرد.
تاسفبارتر اینکه به نظر میرسد این الحاق بدون مطالعه کارشناسی صورتگرفته زیرا این روزها به گفته اهالی یکی از اصلیترین مشکلات که تعارضات بیشماری نیز برای ساکنین و اهالی به بار آورد نبود رویکرد یکسان مدیریتی در نقاط شهری و روستایی است که بر سایر عوامل نیز تاثیرگذار است به طوریکه علیرغم افزایش بهای خدمات به ویژه در اعطای پروانه ساختمانی و نیز انشعابات به بهانه الحاق، هنوز بدیهیترین خدمات همچون سیستم جمعآوری زباله و حمل و نقل عمومی دراین روستا ساختارمند نیست به طوریکه در بازدید از کوچه پس کوچههای روستا سطل زباله به ندرت دیده میشد و حتی ساعت 12 ظهر زباله خانگی از علمک گاز آویزان بود و طی دو ساعت حضور ما در روستا تنها یک اتوبوس آن هم در معبر اصلی نرسیده به بطن روستا خدماترسانی میکرد و تاسف بارتر اینکه خبری از تاکسی هم نبود.
پیشتر که رفتیم در کوچههای جدیدالاحداث نگارستان علاوه بر خاکی بودن کوچهها و خانههای غیرمجازی که یک شبه سر برآوررده بودندو اخیرا ارتفاعشان به چند طبقه رسیده بود عدم وجود شبکه فاضلاب تامل برانگیز بود نکتهای که گویا در سنوات قبل نیز از دید دهیاری دور مانده و یا اینکه توجهی به این مقوله نشده به طوریکه هر کدام از خانهها چاه جذبی را حفر کرده و فاضلاب خاص خانه را در آن تخلیه میکردند و درعین حال آب حاصل از شستشوی حیاط و دیگر مصارف نیز در سطح کوچههای خاکی جریان داشت و چهرهای زشت همراه با بوی تعفن را به نمایش گذاشته به طوریکه تحمل بوی منتشر شده در فضای کوچهها قابلتحمل نبود این درحالی است که نوع ساختمانها و مصالحی که درآن به کار رفته بیانگر هزینه کرد بالا ست و لذا نمیتوان عدم توان مالی را بهانهای برای عدم اجرای شبکه فاضلاب قلمداد کرد.
در دیگر سوی روستا یعنی خیابان خرد که به گفته اهالی مرکز ثقل ساخت و سازهای غیر مجاز در این روستا این خیابان است با ساختمانها بلند مرتبه در جوار اراضی کشاورزی مواجه شدیم که به هیچ وجه به لحاظ زیست محیطی با اراضی کشاورزی همخوانی ندارد و تاسف بار تر اینکه گویی ریختن نخاله ساختمانی در معبر و اراضی کشاورزی و زراعی دراین خیابان به یک عادت بدل شده و اهالی خود را مکلف به هدایت نخاله به خارج از محیط روستا نمیدانند.
جالبتراینکه ساختمانهای ساخته شده همانطور که عنوان شد همگی در چندین طبقه ساخته شدهاند و به نظر میرسد قاعدهای برای آنها در حوزه ساختو ساز تعریف نشده بود البته به گفته اهالی ساکنین این خیابان تا چند سال پیش انشعاب برق و گاز نداشتند و با فشار نمایندگان وقت شهرستان از طریق فشار سیاسی برای جلب آرا در انتخابات برای آنها انشعاب ایجاد شد و امروز این مسئله به نوعی تشویق برای ساخت و ساز دراین خیابان است زیرا به گفته اهالی، در خیابان خرد کسی که در بدو امر اقدام به ساختن منزلی مسکونی میکند امیدوار است که بالاخره مدیران شهرستانی بنا به جلوگیری از تنشهای اجتماعی و درعین حال فشار سیاسی مجبور به اعطای انشعاب به ساخت و سازهای غیر مجاز خواهند شد.
هرچه پیشتر میرویم به عمق فاجعه در صورت عدم مدیریت فضا در شرایط کنونی بیشتر پی میبریم زیرا در گفتگو با اهالی مشخص شد پس از ابلاغ الحاق شهرداری هنوز حریم و یا ضابطهای برای روستا در نظر گرفته نشده و بیشتر ساخت و سازهای غیر مجاز در اراضی کشاورزی صورت میپذیرد زیرا طبق طرح هادی در بطن روستا جایی برای ساختوساز مجدد نیست و جالبتر اینکه طبق بررسیها قیمت زمین و ملک در پی مطرح شدن الحاق چندین برابر شده به طوریکه هر متر مربع آپارتمان دراین روستا در حال حاضر چیزی حدود 6 میلیون تومان خرید و فروش میشود این درحالی است که تا پیش از مطرح شدن بحث الحاق هر متر مربع آپارتمان چیزی بین 800 تا یک میلیون تومان بود.
تاسفبارتر اینکه اهالی معتقدند این روزها نظارتی بر قیمت املاک روستا وجود ندارد و هرکسی به عنوان کارشناس میتواند نظر بدهد. آنها با انتقاد از فرایند الحاق مدعی بودند که اهالی با الحاق روستا بنا به تغییر هویت روستا و مباحث اقتصادی و معیشتی موافق نیستند و درعین حال عنوان میکنند که به فرض پذیرش الحاق علیرغم گذشت یک سال از این امر خدمتی از شهرداری دریافت نمیکنند و تنها پرداخت پول اضافه به آنها تحمیل شده است.
البته به این دوستان نیز این انتقاد وارد است که طی چند دهه گذشته چرا دهیاری روستا در حوزه جمعآوری اصولی زباله، ایجاد شبکه فاضلاب و... به طور جدی ورود نکرده است که اکنون در کل روستا به تعداد معدودی باکس زباله دیده میشود.
مع الوصف باید توجه داشت در الحاق بسیاری از روستاها به شهرها به بافت آنها توجهی نمیشود بافت برخی از روستاها با محیط کشاورزی، هیچ سنخیتی با شهر ندارد و به جهت پیشبینی بروز مشکلاتی از جمله وضع عوارضهای سنگین در بخشهای عمرانی، ساخت و سازها، دریافت خدمات گوناگون از جمله آب، برق،گاز و …..این امر باعث نگرانی مردم روستاها به خصوص کشاورزان و کارگران زحمتکش این روستاها میشود و اینجاست که باید پرسید آیا یک روستایی که از لحاظ درآمدی در وضعیت مطلوبی به سر نمی برد آیا توان پرداخت عوارض سنگین نوسازی، خدمات شهری،آتشنشانی، پسماند و سایر هزینههای خدماتی دریافت کرده و یا نکرده از سوی شهرداریها را دارد و یا صرفاً این اقدام به منظور افزایش درآمد مدیریت شهری و یا مطرح شدن نام افراد به عنوان پیگیریکننده طرح برای استفاده ازاین فرصت برای رزومهسازی و حضور در آوردگاههای سیاسی بدون در نظر گرفتن فشار مضاعف به روستائیان و یا مدیریت شهری و درعین حال ایجاد حاشیه بزرگ بر شهر است.
جالبتر اینکه طبق تبصره3 ماده99 قانون، شهرداریها موظف هستند حداقل 80 درصد هزینه درآمد خود از حریم شهر را صرف عمران و آبادی روستاها و شهرکهای واقع در حریم شهر کنند اما براستی آیا شهرداری میتوانن این قانون را در مناطق الحاقی اجرا و همانگونه که در این تبصره قانونی آمده عدالت را در توزیع خدمات به همه مناطق شهر اعمال دارند.
از طرفی با توجه به ضرورت گسترش شهر در همدان انتظار میرود هرچه سریعتر الحاق و یا عدم الحاق این روستاها به شهر به صورت شفاف تعیین تکلیف شود زیرا این روزها این نا به سامانیها در برزخ شهر شدن و یا روستاماندن در علی آباد خودنمایی میکند.