گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:2989

زیبایی‌شناسی شهری از منظر شهروند

زیبایی‌شناسی شهری از منظر شهروند

سپهرغرب، گروه شهر: حقوق شهروندی ابعاد گسترده‌ای دارد که بررسی این مفهوم مستلزم شناخت زوایای مختلف مسائل شهری و انسان بوده، لذا رویکردی تخصصی در تمام زمینه‌های قابل بررسی مورد تأکید است. محدوده دید یا همان جلوه بصری تعریف‌شده در محیط عمومی، خصوصاً یک مجموعه اجتماعی به‌عنوان شهر، زاییده یکی از این حقوق بوده که تناسبات بصری و زیبایی‌شناسی، متن اصلی این موضوع است. حق زیبا دیدن، تناسبات فرم، فضا و مبلمان و موارد متعددی از این قبیل، رعایت قوانین خاص معماری و شهرسازی را شامل می‌شود.

وقتی صحبت از زیباسازی شهر می‌کنیم، درواقع به دو نکته اشاره کرده‌ایم: یکی ایجاد زیبایی و دیگری حذف و رفع تمام عواملی که موجب بدمنظر شدن و نازیبایی شهر می‌شود؛ بسیاری عقیده دارند که مورد دوم مهم‌تر است، زیرا با تحقق آن عامل اول می‌تواند کارساز باشد. این نیاز به زیبایی جزء ناشناخته‌ترین نیازها است؛ مازلو معتقد بود که این نیاز در بعضی افراد وجود دارد، این‌گونه افراد با دیدن زشتی (به طریقی خاص) بیمار می‌شوند و با قرار گرفتن در محیطی زیبا، بهبود می‌یابند. این حالت تقریباً به‌طور عام در کودکان سالم دیده می‌شود.

 

      ابعاد زیبایی

در تعریف نیاز به زیبایی‌ سه موضوع ارزش، لذت و تعجب حائز اهمیت است:

1- ارزش: هر زیبایی دارای ارزش است و می‌بایست توجه داشت که مقصود از ارزش، ارزش مبادله‌ای آن نبوده، زیرا قسمتی از زیبایی‌های طبیعت قابل نقل‌وانتقال و تملک کردن نیست.

2- لذت: هر نمودی که توقعات ما را برآورده کند، زیبا می‌دانیم و هرچه زیباست، لذت‌بخش است؛ ولی این بدان معنا نیست که هر احساس لذتی معلول درک و دریافت زیبایی بوده، حتی گاهی ما از یک منظره نازیبا که رابطه خاصی با درون ما دارد، لذت می‌بریم. مانند منظره ساختمانی مخروبه که خاطرات شیرینی از کودکی خود را در آن به یاد می‌آوریم.

3- تعجب: در مورد آخر یعنی تعجب و شگفتی باید ابتدا تعجب را تعریف کرد و آن عبارت است از توقف ذهن آدمی در برابر موضوع یا رویدادی که بیرون از دایره قوانین و اصول شناخته‌شده و معمول است. در برابر زیبایی‌ها نوعی از تعجب و شگفتی به وجود می‌آید؛ چه زیبایی‌های طبیعی و چه زیبایی‌های هنری، برای به‌وجود آمدن تعجب، زیبایی باید در حدی باشد که مافوق نمودهای معمول زیبا جلوه کند. اگر زیبایی در حد معمول باشد، اگرچه کم‌وبیش موجب لذت می‌شود، ولی ذهن آن را در گروه شایسته‌ای معمولی تلقی کرده و موجب تعجب و شگفتی نمی‌شود.

نکته دیگری که باید در مبحث زیبایی‌شناسی مورد توجه قرار گیرد، تنوع‌طلبی است. انسان به دلیل داشتن مغز و روان، از یکنواختی محیط احساس رکود و افسردگی می‌کند؛ اگرچه محیط او زیباترین منظره یا آثار هنری باشد. چنانکه نگهبانان آثار هنری که مأموریت نگهداری دائمی از آن‌ها را دارند، از تماشای همیشگی آثار هنری لذت نمی‌برند. جای تردید نیست که هر انسانی و هر قوم و ملتی از انسان‌ها با نظر به چگونگی تفسیر و توجیهی که درباره حیات خود دارند و با نظر به فرهنگی که در آن زندگی می‌کنند، حقایقی را به‌عنوان آرمان‌ها و ایده‌های اعلا برای خود پذیرفته‌اند. این آرمان‌ها و ایده‌ها اگر از سنخ معقول (انتزاعی) مانند عدالت و آزادی و نظم و صدق و عدالت و اخلاق و فداکاری و سایر تجلیات تکاملی روح بوده باشند، تحقق و انطباق آن‌ها در زندگی عینی انسان‌ها، زیبایی عقلانی نامیده می‌شوند و اگر از سنخ ترکیبات و کیفیات محسوس باشند، زیبایی حسی نامیده می‌شوند.

 

      زیبایی شهر و مفهوم مکان و خاطره

باید توجه داشت که بین کلمات «فضا» و «مکان»، از دیدگاه معماری و شهرسازی تفاوت ویژه‌ای وجود دارد. مکان برخلاف فضا ناشی از تجربه و تأثیری زودگذر نیست؛ بلکه با مؤلفه زمانی یعنی خاطرات دیروز، شرایط امروز و توقعات از آینده خود بروز می‌کند. خانه تنها پناه‌دهنده روزها و شب‌های حاضر ما نیست؛ در حفاظ آن صندوقچه گذشته خود را نیز از خلال خاطراتمان بارها باز و بسته می‌کنیم و می‌توان گفت «انسان با خاطرات زنده است». فرد هرچند در اکنون زندگی کرده و به چالشی با مسائل روز مشغول است، ولی دارای گذشته و خاطراتی بوده که با تمام تلخی و شیرینی‌هایش، آن‌ها را به یدک می‌کشد. او از گذشته پند گرفته و در زندگی کنونی و برپایی آینده خود از آن بهره می‌گیرد، خواه این خاطرات فردی باشد، خواه خاطرات جمعی که آن را تاریخ و سنت می‌نامیم. سنت تأثیراتی از گذشته است که در زندگی جمعی امروزی جاری بوده؛ به همین خاطر سنت، محافظت از خاکستری نیست که به جای مانده، بلکه پاسداری از شعله‌هایی است که به زندگی امروز گرما می‌بخشد. به همین خاطر منظور از انطباق با سنت، تقلید و ساخت زیرخاکی و آثار باستانی یا قدیمی نیست؛ منظور اصلی توجه به ریشه‌هایی است که هویت امروزی ما را ساخته‌اند. انکار خاطرات فردی و جمعی، مقاومت در مقابل فرم‌های آشنا و نمادین به بهانه ضرورت روزآمدی و پیشرفت، نشان داده است که نه‌فقط از مقبولیت بنا کاسته شده، بلکه اغراق در آن به واکنش‌های منفی نیز منجر شده است.

  عوامل تأثیرگذار بر زیبایی شهر

به دنبال مسائل مطرح‌شده در زمینه شهر زیبا و زیبایی شهر و همچنین اهمیت شهروندان و تعریف این زیبایی از دید آن‌ها، می‌توان به مسائل زیر درخصوص ایجاد و شکل‌گیری یک شهر زیبا که از مهم‌ترین عوامل آن می‌تواند شکل‌گیری خاطره باشد، اشاره کرد:

1- فرم شهر یا محیط: انسان همواره در ارتباط با محیط اطراف خود است؛ انسان در برخورد با محیط شهری با انبوهی از اطلاعات در زمینه‌های مختلف روبه‌رو بوده و می‌تواند اطلاعات را برداشت، اندازه‌گیری، توضیح و شمارش کند. این اطلاعات معرف مشخصات واقعی شهر و واقعیت‌های موجود در محیط است. فضای شهری به‌مثابه حوزه رویدادهایی بوده که حاوی اطلاعات مختلف و این اطلاعات مربوط به واقعیت‌های موجود در محیط است. تمامی این اطلاعات درمجموع به فرم شهر معروف‌اند؛ منظور از فرم شهر در اینجا «کلیه عناصر محیطی است که انسان به‌طور بالقوه می‌تواند در ارتباط با آن قرار بگیرد»، بنابراین کلیه اطلاعات واقعی در محیط شهر، «فرم شهر» نامیده می‌شود. عناصر تشکیل‌دهنده فرم شهر می‌تواند مادی یا غیر مادی باشند، به همین خاطر کلیه جنبه‌های عملکردی، اقتصادی، اجتماعی، ارتباطی و کالبدی یک محیط یا شهر را شامل می‌شود.

2- منظر شهری: از یک منظر خوب وقتی باخبر می‌شویم که آن را مشاهده کنیم. ما طبیعت، کوه‌ها، زمین‌های پست و بلند، جنگل‌ها، بدنه‌های سبز، فضاهای انسانی و... را می‌ستاییم؛ گرچه منظر شهری هیچ‌وقت کامل نبوده و نخواهد بود، ولی کنار هم گذاری اجزای سازنده آن مانند ساختمان‌ها، خیابان‌ها و فضاهایی که در فرم و شکل فضایی آن مؤثر هستند، به‌مثابه جمله‌ای است که دارای ساختار علمی بوده و معنی کامل وقتی از آن استنتاج می‌شود که قواعد و ارتباط لازم بین کلمات مراعات شده باشد.

جدایی این اجزاء از یکدیگر بدون معنی و مفهوم بوده و مانند تابلوهایی است که در یک نمایشگاه به‌صورت مجزا به نمایش گذارده شده باشند، به عبارت دیگر درنظر مردمی که در آن به زندگی و کار مشغول هستند، محیط شهر فضایی است فاقد سرزندگی، تحرک و جنب‌وجوش که لازمه یک منظر خوب شهری بوده، به‌طورکلی می‌توان گفت که عوامل تشکیل‌دهنده منظر شهری عبارت‌اند از: الف) جداره‌ها: جداره‌های ساختمان‌ها که درواقع جداره‌های فضاهای باز شهری را نیز تشکیل می‌دهند، مهم‌ترین عنصر معماری در تأمین کالبدی فضاها به‌شمار می‌روند. از این رو هرچه کاراکتر (شخصیت) آن‌ها قوی‌تر، فضای مورد نظر نیز به همان نسبت ماهیت قابل لمس‌تری خواهد داشت.

ب) کف: کف عنصر مهمی است که با ابعاد متفاوت و در تناسبات تقابلی با جداره‌ها، ماهیت اصلی فضای کلاسیک را تشکیل می‌دهد و می‌توان گفت که کف‌سازی نقش قابل توجهی در طراحی و ساماندهی فضای شهری برعهده دارد؛ تنها با اعمال کیفیاتی در کف‌سازی و بدون ایجاد تغییرات قابل توجه محیطی، میزان زیادی می‌توان به افزایش مطلوبیت‌های فضایی کمک کرد. بسیاری از فضاهای نامطلوب فعلی در شهر از طریق کف‌سازی به فضاهای شایان و قابل توجهی تبدیل‌ می‌شوند و غالباً این روش به‌عنوان سهل‌الوصول‌ترین و ارزان‌ترین شیوه در ساماندهی فضایی به‌کار می‌رود.

3- مبلمان شهری: مبلمان شهری به‌صورت متحرک یا ثابت امکان کار بیشتری جهت استقرار در نقاط مختلفی از فضا داشته و از این حیث می‌شود آن‌ها را جدا از کارکردشان به‌عنوان عناصر طراحی هم قلمداد کرد. مبلمان‌ شهری به لحاظ فرم، شکل، جنس، رنگ، اندازه و ابعاد و کیفیت‌های کارکردی در تلقی کلی از فضا و نحوه استفاده از آن، تأثیرگذارند. مبلمان‌ از طریق ترکیب خاص با سایر موارد مذکور در کلیت فضایی، اساسی‌ترین وجه آن است.

4- فضای شهری: شهر مجموعه‌ای فرهنگی-کالبدی بوده که بر اساس نیازها، فعالیت‌ها و رفتار ساکنین آن شکل گرفته است. انسان‌ها بسته به نیازهای فردی یا گروهی خود فعالیت کرده و الگوهای رفتاری خاص خود را عرضه می‌کنند؛ فضاها شامل طیف گسترده‌ای از انواع فضای عمومی تا خصوصی هستند، به عبارت دیگر هر فعالیت و رفتار، حریم و قلمرو خاص خود را داراست و متقابلاً هر فضا نیز دارای حریم و حرمت خاص است. فضاهای شهری بخشی از فضای باز و عمومی شهرها هستند که به‌نوعی تبلور ماهیت زندگی جمعی هستند؛ یعنی جایی که شهروندان در آن حضور دارند. فضای شهری به‌عنوان صحنه‌ای که داستان زندگی جمعی در آن گشوده می‌شود، فضایی است که به همه مردم اجازه می‌دهد به آن دسترسی داشته باشند و در آن فعالیت کنند. در این فضا فرصت آن وجود دارد که برخی مرزهای اجتماعی شکسته شوند و برخوردهای از پیش تدوین نیافته به وقوع پیوندد و افراد در یک محیط اجتماعی جدید با هم اختلاط یابند، این فضا می‌بایستی توسط یک نهاد عمومی اداره شود؛ بنابراین شرط اساسی برای اینکه یک فضای عمومی فضای شهری تلقی شود، این است که در آن تقابل و تعامل اجتماعی صورت گیرد. فضاهای شهری شامل: ورودی شهرها، ورودی محله‌ها، گره‌ها (میدان‌های شهری، میدان‌های محلی)، مسیرها، خیابان‌های شهری، بلوارها و پیاده‌راه‌ها، پیاده‌رو‌ها و لبه‌های آب می‌شود، خصوصیاتی که این فضاها می‌توانند داشته باشند باعث زیبایی دوچندان شهر و فضای شهری می‌شود.

  خصوصیات مکان‌های زیبای شهری

به‌طور خلاصه می‌توان گفت برخی خصوصیات مکان‌های زیبا و مطلوب شهر از منظر شهروندان عبارت‌اند از: ایمنی، سرزندگی، انعطاف‌پذیری، خاطره‌انگیزی، خودمانی بودن فضا، خوانایی و... که در اینجا به اختصار به بررسی بعضی از آن‌ها می‌پردازیم.

1- ایمنی: از آنجایی که اساساً در خیابان‌های شهری حضور سواره و پیاده را توأمان داریم و هردو مجاز به حرکت در مسیرهای خود به‌صورت دائم هستند، ایمنی پیاده و سواره بسیار مهم می‌شود؛ به‌خصوص که پیاده‌ها در خیابان شهری حرکت عرضی پیوسته و متعددی دارند. سرعت مجاز درنظر گرفته‌شده برای سواره‌ها در خیابان شهری به علت عبور عرضی از خیابان، 30 کیلومتر در ساعت است. طیف شهروندان حاضر در خیابان شهری از گستردگی بالایی برخوردار بوده و به‌تبع آن دامنه رفتاری بسیار متنوع و بزرگی را در برمی‌گیرد. تمهیدات کالبدی خیابان شهری بایستی به‌گونه‌ای باشد که علاوه بر پذیرش این دامنه وسیع رفتارها، ایمنی افراد حاضر را نیز تضمین کند. درنهایت زمانی که شهروندان در مسیرها هم از لحاظ حضور سواره و هم عوامل متعددی که در ایمنی شهر تأثیر بسزایی دارند در امان باشند، احساس آرامشی به آن‌ها دست می‌دهد که خود این آرامش می‌تواند تأثیر بسزایی در زیبا احساس کردن (مطلوبیت) شهر باشد.

2- سرزندگی: حضور قوی و مداوم افراد از گروه‌های مختلف موجب سرزندگی فضا می‌شود. تنوع افراد، رفتارها، کاربری‌ها و فعالیت‌ها می‌تواند از مهم‌ترین عوامل تقویت سرزندگی باشد؛ بسیاری از فضاهای شهری مذکور در بخش پیشین، فضاهایی هستند که در مقیاس شهری عمل می‌کنند و شادابی را در تمام شهر به جریان می‌اندازد. طبیعی است که اکثر شهروندان توقع سرزندگی را از چنین فضایی داشته باشند.

3- خودمانی بودن فضا: وقتی فضایی خودمانی است، فرد احساس می‌کند که مقهور آن نیست و می‌تواند در تغییر و ساماندهی آن نقش داشته باشد و به عبارتی در آن دخل و تصرف کند. درصورت نیاز به مبلمان آن را تغییر دهد و یا متناسب با کارکردی که در شرایط خاص از آن انتظار دارد، فضا را آرایش کند و حتی برای انجام مراسم خاص که میان تمام ساکنین یک محله مشترک است، تجهیز کند. برای مثال در اعیاد آن را چراغانی کند و یا در فصول مناسب، مراسم عزاداری مذهبی در آن برگزار کند. این تجهیز فضا می‌تواند بسیار محدودتر و موقتی‌تر هم باشد. برای مثال فرد می‌تواند برای مدت کوتاهی از خانه‌اش صندلی‌ بیاورد و در کنار ورودی واحدش مستقر کند و دقایقی را در کنار همسایگانش بگذراند. همین امکان تغییر و تجهیز موقت و آسان احساس خودمانی بودن را در فضا تقویت می‌کند.

عدم سلطه فضا بر انسان منوط به مقیاس (اندازه) آن نیز هست. فضایی که مقیاس انسانی دارد، خود را بر شهروند تحمیل نمی‌کند، البته مقیاس انسانی خود کمیتی مطلق نیست و در فضاهای مختلف متفاوت جلوه می‌کند.

4- خوانایی: خوانایی به‌طور ساده و خلاصه یعنی اینکه شهر به‌گونه‌ای باشد که برای همه شهروندان قابل فهم و درک باشد؛ یعنی اینکه افراد در شهر احساس سرگشتگی نکنند و نسبت به تمام نقاط شهر محل زندگی خود آگاهی کامل داشته باشند (البته با توجه به تصویر ذهنی قوی‌ که شهر به آن‌ها می‌دهد)، قبل از قرن بیستم شهرها از بعد خوانایی خیلی خوب کار می‌کردند. مکان‌هایی که مهم به نظر می‌رسیدند واقعاً مهم بودند و مکان‌هایی که جنبه همگانی داشتند، به‌راحتی قابل تشخیص هویت بودند. این مطلب هم درباره فضاهای همگانی و بیرونی و هم درباره ساختمان‌ها به‌طور عام صادق بود؛ معمولاً بزرگ‌ترین فضاهای عمومی با مهم‌ترین تسهیلات یا خدمات عمومی ارتباط و پیوند داشتند. معمولاً ساختمان‌هایی که به دلیل اهمیت بیشتر از سایر ساختمان‌ها متمایز می‌شدند، واجد بالاترین ارتباط و پیوند با کارکردهای همگانی بودند. شهر مدرن فقط از این جنبه که «ساختمان‌ها نمی‌توانند دروغ بگویند» خوانایی دارد؛ در این شهرها عمدتاً به‌خاطر نوعی افراط در عملکردگرایی و همچنین به علت سرعت شکل‌گیری، این خوانایی تا حدی ضعیف شده است که می‌توان در این شهر‌ها نیز از طرق تقویت گره‌های فعالیتی شاخص شهری و همچنین هویت‌بخشی به محلات و ناحیه‌ها، خوانایی را تقویت کرد و تصویر قوی‌تری در ذهن شهروندان شکل داد.

   نتیجه‌گیری

با توجه به آنچه در این مقاله ارائه شد، می‌توان نتیجه گرفت که زیبایی شهر یا به عبارت بهتر ایجاد احساس زیبایی شهر در ذهن شهروند، بیشتر منوط به نوع ارتباط و آگاهی شهروند از فضای شهری است و از طریق این پیوند با فضای شهری، فرد به‌تدریج به ایجاد خاطرات فردی یا جمعی در فضاهای شهر می‌پردازد و فضا را مطلوب می‌انگارد؛ زمانی که این احساس تعلق به فضا شکل می‌گیرد، فضای شهری به‌نوعی زیبایی ذاتی می‌رسد. از طرفی در بُعد کالبدی، زیبایی فضاهای شهر به نوع تعریف کالبدی آن (و به‌خصوص جداره‌ها و کف) بستگی تام دارد که در متن بدان اشاره شد و در مقالات بعدی به‌طور مفصل مورد کنکاش قرار خواهد گرفت.

محمد یوسفی- کارشناس ارشد طراحی شهری

ارسال نظر

سوال: پایتخت اسپانیا؟ Madrid

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار