ورودیهای شهر نمره ضعیف کارنامه مدیریت شهری
سپهرغرب، گروه شهر - عباس سریشی : به اعتقاد صاحبنظران و کارشناسان، شهرها از بدو پیدایش، نظامهایی پیچیده از لایههای گوناگون اجتماعی، اقتصادی فرهنگی دینی و هنری و... بوده که در یکروند سیستمی و با همنشینی با هم حیات یافتهاند گواینکه دراینبین ورودیهای شهر نیز در مقام دریچههایی برای ورود به این لایهها از اهمیت و جایگاه ویژهای برخوردار هستند
البته با گذشت زمان و توسعه شهرها و تغییر بافت و قالب محیطی شهر طبیعتاً ورودیهایی که تا چندی پیش و در قالب دروازهها و سواد شهرها به نقشآفرینی پرداخته و در عرف عمومی بسیار مهم تلقی میشدند در عصر جدید و مدرنیته و در بهترین حالت صرفاً بهعنوان یک اثر تاریخی کاربرد پیدا کردهاند و یا در حالت بدتر در تعارض با هویت اصلی خود دچار گسیختگی عملکرد و معنایی شده و فضای غیرقابل انتظاری را برای تازهواردان و حتی خود ساکنان ایجاد نمودهاند.
توجه به این موضوع از آن حیث قابلتأمل و مداقه است که ورودیها در اصل مسیرهایی هستند که ویژگی و نقاط عطف و نشانههای شهر محسوب میشوند بهعبارتدیگر ورودی مسیری است که میتواند ویژگیهای شاخصی در حوزه شهری داشته و حتی این تَشَخّص میتواند آن را به نقطه عطف شهر مبدل سازد.
همچنین اهل معنا بر این باورند که ایجاد حس حضور در شهر یکی از مهمترین کارکردهای ورودیهاست. بدین شکل که حس حضور در شهر یکروند سلسله مراتبی دارد بدین معنا که تبیین حضور در شهر به مسافر و گردشگر و حتی شهروندان نیازمند ایجاد حس وحدت در سه مرحله حضور بصری روانی و فیزیکی شهر است در واقع ورودیها بهعنوان لبه بیرونی اتصالدهنده متن شهر با جامعهای فراتر و طبیعت نامحدود هستند برایناساس میتوانند تا معرف شخصیت شهر در منظر عموم باشد و در یککلام ورودیهای شهر عاملی هستند برای تقویت هویت مستقل برای منظر شهری.
ولیکن امروزه و بهرغم توسعه فناوری و مباحث عمرانی اما در روالی معکوس نه فقط این نقاط قوت و شاخصهای فرهنگی توسعه و یا حفظ و حمایت نشدهاند بلکه برعکس به دلیل بیتوجهی و غفلت یا تمامی کارکردهای همگن خود را ازدستدادهاند و یا در نهایت با جانمایی کارکردهای غلط و نامأنوس به فضایی با ساختار منفصل و فاقد هویت و مغشوش تبدیل شدهاند.
به بیان سادهتر امروزه مکانی که باید معرف شخصیت و هویت یک شهر و ارزشهای نهفته در آن باشد با آشفتگیهای فضایی و فعالیتی بسیار مواجه بوده و حتی دارای حداقل ویژگیهای فضای شهری مطلوب و هویتمحور هم نیستند .
بسیاری از صاحبنظران حوزه معماری شهری بر این اعتقادند که شاید بزرگترین فاجعه دراینخصوص اینجاست که عمده پروژههای ساماندهی ورودیها نیز که تاکنون به انجام رسیده و یا در حال طراحی و اجراست نیز عموماً بدون چهارچوبی متناسب و ساختاری هماهنگ و بستر موردمطالعه با ارزشها و فرهنگهای بومی شهرها صورتگرفته و مشاوران و پیمانکاران و یا مهندسان با سلایق فردی و با محوریت منفعت اقتصادی بدون لحاظکردن مفاهیم هنری و فرهنگی به تحلیل و تفسیر موضوع پرداختهاند که دلیل آن نیز نبود مفاهمه جمعی و نقشآفرینی خرد جمعی و نیز مبانی نظری مستحکم در اینباره است. موضوعی که باعث شده در بسیاری از موارد طرحهای اجرا شده به دلیل نداشتن رویکردهای چند سونگر یا نیازمند تغییرات اساسی و بازنگریهای مجدد و چندباره است و یا بعضاً بیشتر مشکل و مسئلهساز میگردد تا راهگشا و کاربردی.
ورودیهای نابسامان شهر همدان ...
و اما مبحث ساماندهی و طراحی مسیرهای ورودی به شهرهمان سالهاست که به یکی از معضلات ریشهدار و قابلتوجه و تأمل در فضاسازی جدید آن مبدل شده. دلیل بر اینکه سالهای متمادی است که نخستین تصویری که در اولین نگاه از شهر در ذهن گردشگران و میهمانان و حتی مسافران عبوری نقش میبندد همین وضعیت ناهنجار، زشت و بلاتکلیف آنهاست که ظاهراً هم قرار نیست هیچگاه سروسامان بگیرد.
این یک واقعیت است که این ورودیها محاسن و فرصتهایی میتوانند و میتوانستند باشند برای هویتبخشی به شهر ما بهعنوان پایتخت تاریخ تمدن ایرانزمین در منظر تازهواردان و مشاهدهگران، اما متأسفانه دهها سال است که در جریان غفلت و فراموشی و متعاقباً تحولات و توسعه بیضابطه و سلیقهای و حتی تبعیضگرایانه بیشتر آسیبدیده و آسیبزا شدهاند بهنحویکه از بروز مسائل و مشکلاتی چون شکلگیری ساختوسازهای نامناسب و بیقاعده، شکلگیری و مکانگزینی کاربریهای نامعقول در حاشیه محور ورودی، افزایش تصادفات در مبادی ورودی و خروجی به لحاظ بالا بودن حجم ترافیک و نقص در طراحی محور، فقدان نمایهها و ویترینهای فرهنگی مناسب، وجود برخی عوامل ناهنجار و ضدارزش و قانون در آنها و به نسبت بافت اصلی شهر میتوان به این امر پی برد.
همچنین موضوع دیگری که در خصوص ورودیها باید به آن توجه داشت مبحث، تأثیر ورودی بر تبدیل رفتار شهروندان است که متأسفانه دراینخصوص نیز آنچه امروزه بهعنوان شاکله ورودیهای همدان با آن سروکار داریم بیش از هر چیز شالودهای است از بلاتکلیفی و ناهمگونی و نیز ناهنجاریهای ممتد که این وضعیت نیز طبعاً باعث بههمخوردن نظام رفتاری و بصری تازه واردان و گردشگران و در مجموع همه بینندگان میشود .
البته برای این مسئله میتوان دلایل بسیاری را عنوان کرد اما قدر مسلم برجستهترین دلیل در این میان فقدان یک نگاه مسئولانه و ارزشمحور و نیز عدالت رایانه است که باعث شده تا در تمام سالهایی که از شروع برنامه توسعه شهر و لزوم بهسازی ورودیها و مسیرهای اصلی آن میگذرد هیچگاه و از سوی هیچکس نگاهی جدی به این مسئله انداخته نشود.
نتوانستن، نخواستن، روایت ضعف یا تبعیض
اگرچه سالهاست که مسئولان، مدیران و شهرداران همدان به بهانههای مختلف و با ژستهای فرهنگی در پشت هر تریبون و یا بیانیه و سخنرانی کراراً اعلام میکنند که باتوجهبه لزوم افزایش عملکردها در حوزه گردشگری و توریسم ساماندهی عملکردی ورودی شهر، در ترکیبی درست برای پاسخگویی به نیازهایی است که در آغاز ورود به شهر مطرح میشوند و درعینحال ایجاد محیطی سرزنده و القاکننده هویت و فرهنگ و اقلیم شهر بهعنوان دروازه ورودی به شهر(که شوق ورود مسافر به شهر را برمیانگیزد و او را برای ورود به فضای داخلی شهر هدایت میکند) امری ضروری است و در یک کلام معرفی شهر به تازه واردین از طریق برنامهریزی صحیح فضای ورودی، که ویترین نمایش هویت شهر و ارزشهای نهفته در آن بوده امکانپذیر است.
اما در واقعیت امر ورودیهای شهر همدان در همین سالها مملو از شعار و تبلیغ، نمایش و همایش چیزی نداشته و البته هماکنون هم ندارند جز تبدیلشدن به محل انباشت نخاله، زبالهدان و تبعیدگاه " صنوف مزاحم، راستهبازاری برای سنگقبرفروشها و دلالان احشام و طیور، بازیافتیها و انبوهی از دکههای زشت و مسئلهدار و در بهترین حالت وانتبارهای فروش میوه و کدو ... گواینکه معضل حضور پررنگ ولگردها، معتادان، کارتنخوابها و ... هم بهجای خود محل تأمل دارد.
حالا شاید برخی هم بخواهند با علم کردن بهانه بهسازی بلوار شهید همدانی (بلوار فرودگاه) در مقام تخطئه و تکذیب ابن نوشتار برایند اما سؤال اینجاست که اولاً آیا مگر همدان فقط همین یک ورودی را دارد که البته آن را نیز طی دو سه سال اخیر و صرفاً بهخاطر مصلحت (تردد و حضور چند وزیر و وکیل به دلیل اتصال به فرودگاه) کمی رنگ و لعاب دادهاند؟
در ثانی در همین شاهکار هنری و خلاقانه هم اساساً جز یک مسیر آسفالت پردستانداز و چند درخت هم چیز خاص دیگری وجود ندارد که بخواهیم به آن افتخار کرده و یا تکیه کنیم
حالا اما درست در مقابل این ورودی که احتمالاً بهعنوان سوگلی شهرداری همدان و نظام اجرایی ان اخیراً کمی بزکشده اگر سری به جاده کرمانشاه بلوار ارتش و در ادامه بلوار امام صادق (ع) بزنید و یا چند باری با چشم خریدار بلوار بهشت (ورودی شهر ملایر) را بالا و پایین کنید تازه میفهمید فرق است میان یک ورودی نظرکرده مسئولان و دو ورودی دیگر که بهمانند بچه یتیم سالهای سال است به حال خود رها شدهاند و این یعنی اوج تضاد میان حرف و عمل مسئول و مدیری که داعیه فرهنگ محوری و عدالت در تقسیم بودجه و نگاه عمرانی را به تمام شهر دارد چرا؟ صرفاً به این دلیل که ورودی شهر تهران جای برای قدم رنجه کردن مسئولان و وزیران است و دو ورودی دیگر محل تردد عوام
البته بهموازات و به تاسی از نگاه کارشناسان که صراحتاً عنوان میکنند در این ورودیها اساساً، راهبردهای مناسب رعایت نگردیده عموماً بدون رعایت اصول و ضوابط لازم، بهصورت خودجوش و بیبرنامه شکلگرفته و معضلات آن رسوبی شدهاند حتی ساکنان عامی شهر نیز میرسد که روایت فرسودگی و تخریب و فراموشی و رهاشدگی دو ورودی ملایر و کرمانشاه از حیث بهسازی و توسعه (بهصورت خاص) و هر سه ورودی به لحاظ نمایههای فرهنگی و ویترین شهرشناسی (از منظر عام) تنها یک دلیل بیشتر ندارد و ان وجود مسئولان و مدیران و متولیان ناآگاه، مصلحت محور و منفعتطلب و فاقد نگاه فرهنگی و هنری و حتی دلسوزی است که اساساً به هر دلیل و در طی این چند دهه نخواستند و حتی اکنون هم نمیخواهند به این موضوع ورود کرده و یکبار برای همیشه تکلیف آنها مشخص کنند.
گواینکه در این میان نیز نداشتن بودجه و اعتبارات و یا مشکلات فنی و مهندسی، شرایط نامناسب جوی و همهوهمه نیز مشتی اباطیل و بهانههای بنی اسرائیلی بوده که در طی این مدت ظاهراً مرتفع نشدند اما بهموازات همین بهانهها همین دست حضرات توانستند تا با عقد قراردادهای آنچنانی کلنگ دهها پروژه ریزودرشت دیگر را به زمین زده و به چاه وَیل اتلاف و دورریز هزاران هزار میلیارد بودجه و اعتبارت عمرانی و یا تخریب مجدد و سلیقه پردازی اینوآن بدل کنند.
بیزار و خسته از شعارها و وعدهها ...
حالا اما گذشته از دهها سال چشمانتظاری وعدههای سرخرمن و گوشی خسته از وعده و تبلیغات که گاهی کم از به سخره گرفتن شعور و فهم ساکنان یک شهر ندارد و یا دیدن نمایشهای مضحک بازدید و سر تکان دادنهای تأسفبار فلان شهردار و عضو شهر از وضعیت فلاکتبار ورودیهای شهر اکنون این مسئله اذهان بسیاری را به خود مشغول داشته که آیا اساساً مسئولان مدیران و مجریان شهر همدان درک درست و درمانی از نقش و ارزش و جایگاه ورودیهای شهر دارند یا خیر
موضوع اینجاست که اگر این مدعیان هنر و فرهنگ توسعه و تلاش جهادی به دنبال اعتلای کیفیت عملکردها و ارتقای سطح بروندادهای توسعه هستند پس چرا به شکل واضح و آشکار و یا شفافیت به این امر ورود پیدا نکرده و دلایل اینهمه عقبماندگی و فراموشی اظهار نمیکنند و یا اگر همچنین ادعای ندارند پس چرا دائماً در سخنان خود داد و دم از توسعه و دکترین فرهنگی برای لایهلایههای شهر میزنند
واقع امر اینجاست که شهر همدان در همه زوایا و لایههای خود بیشتر از نیاز به اجرای طرحهای جدید و مرمت و بازسازی و یا تبلیغ و نمایش نیاز وافری به شفافسازی شاکله مدیریت توجیه منطقی عملکردها و تصمیمگیریها و پاسخگویی مدیران به کمیت و کیفت اجراها (البته در تمام سویههای فرهنگی هنری زیرساختی و ...) دارد. مدیرانی که با کمال تأسف گاهی اوقات از سوی خود ما نیز انتخاب شدهاند تا به امورات شهر برسند اما در یکروند معکوس حالا دیگر حتی نیازی به تبیین و تشریح فعالیتها خود در مقابل رأی دهندگان و یا حتی پاسخ به نقدها نمیبینند
محتوای این نوشتار بران است تا به همه و بخصوص دستاندرکاران و تصمیم سازان بگوید که همدان شهری نیست که تنها در سعیدیه، متخصصین و ارم و ... خلاصه شده و حداکثر و بودجه و اعتبارت شهر را فدای ان کرده و 24 ساعت شبانهروز را مشغول رنگ و لعاب دهی در مقابل چشمان جماعت از ما بهتران کنند همدان محلات متعدد حاشیهها و بافتها و مناطق دیگر هم دارد که نیازمند توجه هستند و هم نگاه توسعه محور و مسئولانه
اینکه نمیشود در طی یک مدت کوتاه تمام سنگ فرشهای یک منطقه خاص به جهت خوشایند فلان نماینده و رئیس مدیر دو بار عوض و یا میلیونها میلیون هزینه نورپردازی فانتزی یکی دو خیابان شود اما در سوی دیگر طی سه دهه هیچ فکر اساسی برای ترمیم روشنایی و آبرسانی به درختان و یا حتی بازسازی جداول فرسوده و فروریخته و گاردریلهای ورودیهایی که برحسب اتفاق پرترافیکترین شاهراه ورودی و خروجی و نبض یک شهر هستند نشود.
حالا سؤال اینجاست که پس از گذشت چهار دهه واقعاً سهم ورودیهای شهر همدان از طرح توسعه شهری چقدر بوده و بودجه و اعتبارات مربوط به ان کجاست و یا کجا مصرفشده و این خندق بلای تعمیرات چند دهساله کی و با کدام تدبیر پر خواهد شد؟
چرا تاکنون برای توسعه و بهسازی آنها طی این مدت اقدامی که مشخصاً توجیه اقتصادی و فرهنگی و هنری داشته باشد ارائه نشده است
کدام خرد جمعی و مفاهمه عمومی بر این رویه غلط و پراشتباه و کجروانه حاکم بوده و هماکنون در مبحث گردشگری توریسم و یا نمایههای فرهنگی و تاریخی ان دستانمان به کجا بند است
گواینکه باور کنید بههیچعنوان هم بهانههای نیم بندی از قبیل هزینه کرد برای لکهگیری جاده و رنگآمیزی جداول و یا نصب چند پرچم در ایام خاص و حتی نصب یکی دو پل عابر پیاده هم برای ظاهرسازی به هیچ وجهمنالوجوه مورد قبول هیچ شهروندی نیست چرا که اینهمه نیز اساس جزء شرح وظایف کاری ایشان بوده که حتی دیر و دور هم به دست ما رسیده فلذا از این بابت منتی هم بر خلق خدا وارد نیست
در حقیقت امروز همان روزی است که باید بهعنوان یک مطالبه عمومی و قاطعانه خواستار ادای توضیحی جامع، شفاف و منطقی از همه مسئولان قبلی و فعلی در قبال این فراموشی و غفلت و صدالبته موضوعات پشت پرده و نگویی باشیم که در لایهلایههای متن و حاشیه شهر رقم خورده ولی تا امروز نه فقط کسی به آنها جواب نداده و باعث شده تا این فضاهای مهم شهری در تلاطم بلاتکلیفی و فراموشی سرگردان بمانند بلکه در یکروند پرغلط و پرشتاب بدون دکترین و استراتژی بس توجیه اقتصادی در حال حرکت بهسوی ناکجاآبادی نامشخص و مهگرفته است درحالیکه خواهرخواندههای چندساله همین شهر تقریباً در حال رسیدن به افقهای از قبل مشخص شده خود در مبحث ارتقاء سطح کمی و کیفی زیرساختها، نمایهها و دکترینها و استراتژیها شهرنشینی هستند