گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:3747

پیاده‌راه اکباتان، برزخی با اهداف ناتمام

جای تأسف است که در مرز موفقیت و در حالی که دستانمان پر از فرصت‌ها و قوت‌ها بوده، به یک‌باره همه چیز را رها می‌کنیم
پیاده‌راه اکباتان، برزخی با اهداف ناتمام

سپهرغرب، گروه شهر - عباس سریشی: کم نیستند صاحب‌نظرانی که معتقدند با پیدایش حمل‌ونقل ماشینی بسیاری از فضاهای شهری که محل زندگی اجتماعی بود، به خیابانی برای تردد و توقف خودرو‌ها تبدیل شده‌اند؛ توسعه مذکور به‌تدریج تمام ساختار کالبدی و اجتماعی شهر را زیر نفوذ خود برده و این در حالی است که سازه‌های شهری علاوه بر نقش ارتباطی و دسترسی، مکانی امن و راحت برای تماس اجتماعی، گردش و تماشا، شنیدن اخبار، برگزاری جشن‌ها و آئین‌ها، تفریح و سرگرمی، مذاکره و دادوستد را فراهم می‌آوردند.

موضوع اینجاست که با ظهور فنّاوری و احاطه حداکثری ماشینیسم بر جمیع ابعاد زندگی بشر نه‌فقط روال زندگی شخصی و خانوادگی، بلکه حتی حرکت، نیازها و حقوق طبیعی عابران پیاده نیز به حاشیه رانده شده است و کمتر مورد توجه برنامه‌ریزان و طراحان شهری قرار می‌گیرد؛ بنابراین در کالبد شهرهای امروزی راه‌های پیاده نه به‌عنوان بخش مستقلی از فضای شهری، بلکه به‌عنوان تابعی از حرکت سواره محسوب شده و متأسفانه به اهمیت آن‌ها به‌عنوان زیرساختی جهت ایجاد سرزندگی و پویایی در شهر و مکانی برای گذران اوقات فراغت شهروندان توجه نشده است.

اما امروزه طراحان و شهرسازان با توجه به مشکلات اجتماعی ناشی از گسترش شهرنشینی و کمرنگ شدن حس تعلق خاطر شهروندان نسبت به شهر، با درک تبعات منفی این وابستگی به ماشین و جهت کاهش نقش خودروها در زندگی شهروندان و به عبارت بهتر انسانی کردن هرچه بیشتر شهر، توجه به راهکارهای برون‌رفت از گیرودار چرخ‌دنده‌های نظام ماشینی را به‌عنوان یکی از مطالبات جدی شهر سالم مورد توجه قرار داده‌اند.

البته چرایی این موضوع نیز بدان‌جا برمی‌گردد که حضور بدون واسطه مردم در فضاهای عمومی شهر باعث ایجاد ارتباط آسان با کالبد آن می‌شود؛ یعنی فضاهای بدون خودرو یا اصطلاحاً پیاده‌محور می‌تواند کمک شایانی به انعکاس هویت شهر کرده و موجب ایجاد تحول روحی و اجتماعی شهروندان شود.

ایشان (طراحان و شهرسازان) دریافتند که برای ایجاد رابطه‌ای مفید و نیز تحکیم پیوند بین شهر و شهروندان، لاجرم بایستی اقداماتی اساسی انجام گیرد؛ یکی از این‌ اقدامات مؤثر و بنیادین هم ایجاد معابر و محیط ویژه برای عبورومرورعابرین پیاده در متن و حاشیه شهرهاست که می‌تواند زمینه‌ساز حضور هرچه بیشتر شهروندان در سطح شهر و ایجاد ارتباطی قوی و مستحکم بین آنان و فضاهای شهری شود.

هرچند در ابتدا نیز به‌ظاهر هدف اصلی و تعریف‌شده این طرح (پیاده‌راه‌سازی) جلوگیری از بروز تصادفات و تداخل عبورعابران و کاهش نسبی بار ترافیکی حاکم بر خیابان‌های شهر بود، اما خوشبختانه با افزایش و غلبه نگاه کیفی بر فضاسازی شهری، توجه به مسائل زیست‌محیطی، احترام بیشتر به انسان و نه خودرو، نقش‌های اجتماعی و اقتصادی پیاده‌راه‌سازی مورد توجه قرار گرفته که می‌تواند نویددهنده آینده خوبی در این حوزه باشد.

 قدم‌های اول پیاده‌راه سازی

از بررسی شواهد و قرائن این‌گونه برمی‌آید که کشورهای اروپایی قبل از همه نسبت به مطالعه، بررسی و طراحی پیاده‌راه‌ها اقدام می‌کنند که متعاقباً در این روال به نتایج قابل قبول و مفیدی نیز دست‌یافته‌اند. تأسیس اولین پیاده‌راه‌ها هم به مفهوم امروزی خود به حدود 70 سال قبل بازمی‌گردد که در اروپا و به‌خصوص در دو کشور آلمان و هلند شروع شده است، گو آنکه شهرهای آمریکایی نیز با تأخیری نزدیک به دو دهه به توسعه پیاده‌راه روی آوردند و کشورهای درحال‌توسعه نیز از حدود سه دهه قبل به‌طور جدی این موضوع را مورد توجه قرار داده‌اند.

البته داستان پیاده‌راه‌سازی در ایران با احداث اولین پیاده‌راه (سال‌های 1300 تا 1310) در تبریز و در محله مهاد مهین (میارمیار) و به شکل پیاده‌راه‌های پاریس شروع شد و در ادامه نیز به‌صورت جسته‌وگریخته در دیگر شهرهای کشور ادامه یافته است که از نمونه‌های بارز آن می‌توان در تهران به پیاده‌راه‌سازی خیابان صف (سپه‌سالار)، خیابان مروی، بازار تهران، خیابان جنت و محور قلعه سنگی در بافت مرکزی شهر مشهد اشاره کرد.

حالا اما دو سه سالی است که نام شهر همدان نیز به فهرست شهرهای صاحب نام در عرصه پیاده‌راه‌سازی اضافه شده است؛ طرحی که اگرچه سابقه کاغذی آن به مدت‌ها قبل یعنی سال 1384 (که نقشه مصوب‌شده طرح تفضیلی شهر همدان بود) برمی‌گردد و در عین حال قرار بود تا در سال 87 و بر اساس مصوبه و مطالعات انجام‌شده درخصوص پیاده‌راه‌سازی هر شش خیابان اصلی منتهی به مرکز شهر مشمول این طرح شود، اما به دلیل برخی کش‌وقوس‌ها و ناهماهنگی‌های متأثر از سلایق فردی، اجرای این طرح تا سال 94 مسکوت ماند و امروز نیز تنها دو خیابان بوعلی و اکباتان به انضمام میدان اصلی شهر مشمول اجرای این طرح شده است.

البته عمده صاحب‌نظران بر این عقیده‌اند که چون از آرامگاه بوعلی‌سینا تا تپه هگمتانه می‌توان مسیر تاریخ معماری و شهرسازی همدان را دید، بنابراین این روند در آن‌ها اولویت پیدا کرده است. در عین حال از وقتی پیاده‌راه بوعلی به میدان و متعاقباً پیاده‌راه اکباتان احداث شده، توانسته به‌عنوان یکی از طرح‌های جالب و کم‌نمونه در سطح کشور برای خود اسم‌ورسمی پیدا کند که حضور در آن برای شهروندان و نیز گردشگران دارای جذابیت‌هایی فراوانی است.

نکته برجسته این طرح اینجاست که جدا از محور بوعلی‌سینا، اما میدان امام و محوطه تاریخی هگمتانه جزء معدود آثاری است که در کنار پاسارگاد، شوش و تخته جمشید در سال 1310 به ثبت رسیده و در فهرست آثار ملی قرار گرفته‌اند؛ بنابراین با تأکید بر اهمیت نوع عناصر و پوشش‌های کف‌سازی و جداره‌سازی در این مسیر، باید توجه کنیم که محور گردشگری تجاری (بوعلی تا اکباتان) این توانش و پتانسیل را دارد که با بهره‌گیری از همه ظرفیت‌های موجود در آن‌ها به‌عنوان شاخص هویتی و فرهنگی همدان، فرهنگ گذشته شهر را به نمایش درآورد.

البته نباید فراموش کرد که اصلی‌ترین و در عین حال برجسته‌ترین نکته در پیاده‌راه‌سازی این است که آن‌ها می‌توانند ابعاد مختلف زندگی مردم‌ را دربرگیرند؛ درواقع مهم‌ترین پیامد پیاده‌راه‌سازی اینکه شهر به سمت انسان‌محوری سوق داده می‌شود تا به آرامش نسبی برسد. بنابراین درخصوص شهری مانند همدان که به‌مانند همه شهرهای توریستی از سبقه تاریخی بلندی برخوردار بوده، تنها چاره کار این است که اولویت را به انسان و گردشگری پیاده‌محور بدهیم.

  از اهداف کاغذی تا دستاوردهای واقعی

و اما بر اساس فهرست همدان پنجمین شهر فرهنگی تاریخی کشور است که دو اثر بی‌بدیل آن یعنی آرامگاه بوعلی‌سینا و تپه هگمتانه هریک به‌تنهایی می‌توانند به‌عنوان خواستگاه و شناسنامه آن به جهانیان عرضه شوند؛ بر این اساس و در جهت جذب حداکثری گردشگر و توریست طی چند سال گذشته، دو خیابان اصلی آن به پیاده‌راه تبدیل شده تا این امر هرچه بیشتر محقق شود.

هرچند از همان ابتدا تحقق این ایده بسیار سخت ارزیابی می‌شد و بسیاری معتقد بودند که برای اجرای آن باید پیوست و توجیهات اقتصادی قابل قبولی ارائه شود و نیز تا زمانی که این امر محقق نشود، پروژه‌ها حالت عملی و اجرایی به خود نخواهند گرفت، با این حال اما پس از کش‌وقوس‌های فراوان و صدالبته صرف میلیاردها تومان سرمایه، آنچه امروزه مشاهده می‌شود پیاده‌راهی است طولانی که از آرامگاه بوعلی‌سینا شروع و تا هگمتانه ادامه می‌یابد.

به گفته مسئولان از آنجا که اجرای این طرح به‌مثابه یک جراحی از نوع میکروسکوپی بوده، بنابراین قبلاً طرح مورد نظر توسط کارشناسان و با کمک نرم‌افزارهای مخصوص مدل‌سازی شده و متعاقباً ضمن تمهید مقدمات لازم مطالعات بسیار گسترده‌ای نیز به لحاظ آسیب‌های اجتماعی و ترافیکی روی آن انجام گرفته است و سعی شده تا با احیای آن ذهن مردم و عابرانی که در این منطقه تردد خواهند داشت، آرامش گیرد. ضمن آنکه در سرفصل این طرح نیز شاخصه‌هایی از قبیل ابعاد مناسب، دسترسی همگانی، سطوح کیفیت، فضاهای جذاب، ارتباطات نزدیک، امنیت جانی و علائم اطلاع‌رسانی تعریف شده که می‌بایست همه عملکردها بر این مبانی استوار شود.

درنظر بود تا بر اساس طرح در نوع چیدمان مبلمان، پایه چراغ‌ها و سطل‌های زباله‌ای که در این مسیرها قرار می‌گیرند آن‌قدر از طراحی، مصالح‌ و شیوه ساخت خاص استفاده شده باشد که حتی کپی‌برداری و مدل‌سازی از روی آن برای دیگران امکان‌پذیر نشود و اصطلاحاً خاص شهر همدان باقی بماند؛ مضاف بر آنکه با کمک پیوست‌های فرهنگی مناسب و شایسته‌ای که برای این طرح‌ها از سوی نهادها، سازمان‌ها و مجریان ارائه می‌شده نیز این انتظار می‌رفت که فضای عمومی پیاده‌راه‌ها به سمت آرامش‌دهی شهر و ارتقای سطح فرهنگی سوق داده شود.

هرچند دورنمای کلی این طرح بر اساس موضوعات پیش‌گفته بسیار زیبا، جذاب، مفهومی و منطقی به‌نظر می‌آید، با این حال اما شاید عمده دستاوردهای مشهود و محسوسی که امروزه ما در این محورها شاهد آن هستیم نه‌تنها دارای انطباقی چندان درست با آن اهداف نیست، بلکه حتی به‌صرف هزینه‌کردهای کلان نیز نتوانسته آن‌گونه که بایدوشاید به نتیجه مطلوبی نائل شود.

چه اینکه به اعتقاد بسیاری از منتقدان پیاده‌راه‌سازی صرفاً یک کف‌سازی صرف نبود که با پایان گرفتن پروسه عمرانی آن پرونده طرح نیز به‌کلی بسته و به بایگانی سپرده شود؛ در حال حاضر به‌رغم آنکه هنوز چند صباحی کوتاه از افتتاح پیاده‌راه بوعلی و متعاقباً اکباتان و میدان امام نگذشته، به‌وضوح می‌توان برآیند‌ها و بازخوردهای منفی و متضاد با اهداف آن را که روزبه‌روز نیز در حال افزایش و چهره‌نمایی است، دید که باعث شده دورنمای تحقق چشم‌اندازهای آرمانی این طرح در هاله‌ای از شک، ابهام و اگر و اما قرار گیرد.

موضوعی که شاید هنوز عده‌ای از سر مصلحت و منفعت حاضر به قبول آن نیستند، اما لاجرم کم نیستند گردشگران و رهگذرانی که هرروز و هر ساعت به اشکال گوناگون و البته با شدت و ضعف‌های مختلف شاهد آن‌ها بوده و بعضاً نیز سری از تأسف تکان می‌دهند.

 بودن یا نبودن

حالا این روزها هرچند پیاده‌راه اکباتان هم به‌مانند بوعلی از دست انبوه خودروها خلاص شده و مسیر تردد عابران پیاده در آن فراخ‌تر شده، اما هستند کسانی که معتقدند به‌رغم این تحول ظاهری، اما محتوای کار با قبل تفاوت چندانی نکرده و هنوز بسیاری از مشکلات ریزودرشت دیروز به قوت خود باقی مانده است.

از منظر این منتقدان و ایضاً همشهریان اینجا به‌ظاهر پیاده‌راه شده، اما هنوز سرتاسر مسیر جولانگاه تک‌تازی موتورسوارانی است که قرار بود ورود آن‌ها به این محوطه‌ها ممنوع شود؛ گو اینکه اگر از وضعیت تردد خودروها نیز نگوییم بهتر است، زیرا ساعتی نیست که در این پیاده‌روها و به‌خصوص محور اکباتان شاهد حضور دائمی انواع و اقسام وانت‌بار و سواری شخصی و دولتی نباشیم که با هر بهانه (اعم از انجام مأموریت و حمل‌ونقل بار و یا...) در آن حضور پیدا کرده و به گاز دادن در بین مردم مشغول‌اند.

حال اگر به این آشفته‌بازار روایت اتوبوس‌های مختص به برنامه گردشگری را هم اضافه کنیم که با آن وزن سنگین خود روی این کف‌سازی‌های حرف‌وحدیث‌دار حضور پیدا می‌کنند که دیگر هیچ...

به اعتقاد بسیاری اکباتان پیاده‌راه شد به امید آنکه آرامش بیابد، اما افسوس که بازهم مثل قبل و از همان بدو ورود می‌توان برآیند‌های ناخوشایند متأثر از حضور ده‌ها دست‌فروش بی‌نظم را دید که ظاهراً قرار بود آن‌ها نیز متحدالشکل و منظم به اسم فروش صنایع‌دستی سروسامان یابند؛ اما حالا و به‌موازات قشری از آدم‌های ناهنجار و معلوم‌الحال از صبح تا آخر شب بازهم مشغول بساط‌گری برای فروش انگشتر و چاقو و پنجه بکس هستند و البته اخیراً هم که هوا به سردی رفته، با روشن کردن آتش درون پیت حلبی و کنار سکو‌های گرانیتی برای خودشان منبع گرما می‌سازند و اساساً گند می‌زنند به همان سنگ‌فرش گران‌قیمت کف پیاده‌رو که با یک دنیا آمال و آرزوهای فرهنگی از محل مالیات من و شما توسط مجریان طرح در آنجا نصب شده است.

حالا مدت‌هاست که کار کف‌سازی پیاده‌راه تمام شده و روبان افتتاح آن را نیز قیچی کرده‌اند، اما نه از طراحی مبلمان و پایه چراغ‌های خاص در آن خبری هست و نه سطل‌های زباله‌ آن‌چنانی؛ گو اینکه کل داستان نماسازی این محور هم ختم شد به همان چند کار محدود ورودی از سمت میدان وگرنه در انتهای پیاده‌راه اکباتان داستان همان داستان خرابی و فرسودگی و ساختمان‌های نیمه‌مخروبه و ایضاً رونق اعتیاد و مواد فروشی قبلی بوده که به لطف عدم سرکشی مسئولان هم اتفاقاً این روزها رونق خوبی پیدا کرده است.

حالا اما معتادان و خرده‌فروش‌هایی که دیروز کل خیابان را پیاده طی می‌کردند، امروز با همان اتوبوس تفقدشده از سوی شهرداری برای گردشگری دیگر حتی زحمت پیاده‌روی را هم به خود نداده و مجانی و راحت جابه‌جا می‌شوند تا در نئشگی‌هایشان به ریش عالم و آدم بخندد و خاطره‌ای سیاه شوند از شهر ما در مقابل چشم گردشگران داخلی و توریست‌های خارجی!

اینجا پیاده‌راه شد اما بیشتر شبیه ویترین و پیش‌خوان مفت و مجانی است برای فروشندگان فرش و موکت، لوازم خانگی، ابزار یراق و دوچرخه که تا وسط راه را پر می‌کنند از وسایل و کالاهای خود و صدالبته دعا به جان مسئولان که ناخواسته محوطه را مهیا کرده‌اند برای توسعه کار ایشان، چه اینکه قبلاً هم همین‌گونه بود؛ منتها الآن دیگر خیالشان بابت گِل و شر خیابان هم راحت شده و تا هرجا که بخواهند را تصاحب می‌کنند بدون آنکه نگران مجازات سد معبر باشند.

و اما انتهای پیاده‌راه و درست نزدیک به محوطه هگمتانه که قرار بود به‌عنوان دروازه تمدنی یک کشور و نه‌تنها استان ما کلی حرف‌وحدیث از جنس ِالمان، تابلو، فضاسازی تاریخی، نورپردازی و... را در مطمع نظر عابران و گردشگران داشته باشد که دیگر کلاً چیز دیگری از آب درآمده...

یعنی درست مکانی که باید جهانی بیننده نماد‌های یک تمدن چندهزارساله باشند، تبدیل شده است به یک محوطه سوت‌وکور و برهوتی سرد و تاریک و خاموش که دورتادور آن هم پرشده از معدودی حلبی‌ساز و آهن‌قراضه فروش و البته مغازه‌های مخروبه و زواردررفته و یا ساختمان‌های متروکه‌ای که نه نشانی از تاریخ دارند و نه نمادی از فرهنگ!

گو اینکه جمعه‌ها هم پر می‌شود از بساط‌گران خنزرپنزری که برای چندهزار تومان ناقابل، تمامیت آبرو، شأن، منزلت و فرهنگ یک شهر را در مقابل چشم هرچه توریست و گردشگر است به آب می‌دهند و شاید دیگر لازم نباشد برویم سراغ کوچه‌پس‌کوچه‌های خرابه و چرک‌وچیلی انتهای پیاده‌راه اکباتان که امروزه معبر و مأمن مرغ فروش‌ها و برخی افراد معتاد و بی‌خانمان شده که با آن ژنده‌پوشی‌های معروف خود دیگر برای یک شهر و ساکنان آن نه آبرو گذاشته‌اند و نه اعتبار؛ و ده‌ها مورد ازاین‌دست ناهنجاری‌های ریزودرشت...

 تازه‌ساز بی‌رنگ و لعاب

به اعتقاد بسیاری بروز این موضوعات شاید چندان دور از انتظار هم نبوده، بنابراین نمی‌توان گله‌گذاری چندانی از مجریان کرد؛ چراکه علی‌القاعده اکباتان مثل بوعلی نبود که به‌واسطه رونق لوکس‌فروشی‌ها، حضور جامعه پزشکی و یا وجود چندین باب پاساژ آن‌چنانی بتواند حرفی برای گفتن و یا کارکرد توجیهی در حوزه اقتصادی داشته باشد.

زیرا کاربری اینجا منحصر می‌شود به همان چند ده مغازه‌های لباس‌فروش ابتدای مسیر و معدودی خشکباری‌های میانه راه، وگرنه در انتهای آن که دیگر کاروکاسبی رسماً تعطیل است و کسی هم به آنجا نمی‌رود و خلاصه نتیجه کار تقریباً همان شده که منتقدان درخصوص فقدان توجیه اقتصادی آن مطرح می‌کردند.

شاید بروز همین دست رکودهای اقتصادی به همراه عدم تحقق اهداف و تصورات فرهنگی پیش تعریف‌شده این طرح بود که باعث شد مجریان کار پس از گذشت مدت‌ها از اتمام کار کف‌سازی، دیگر علاقه چندانی به تکمیل نهایی پروژه بر اساس آنچه در نقشه تعریف ‌شده، نداشته باشند که روایت آن را می‌توان در نیمکت‌های بدون تخته، چراغ‌های بدون لامپ، سطل آشغال‌های نصفه‌ونیمه و یا عدم ترمیم برخی تخریب‌ها دید.

گو اینکه رویکرد نظارت و رسیدگی به این پیاده‌راه نیز درخصوص وضعیت نظافت و رفع معایب و یا نقایص ساخت‌وساز هم اصلاً به پای بوعلی نمی‌رسد و همین فراموشی‌های تعمدی است که باعث شده این محور تاریخی فرهنگی هنوز راه نیفتاده هرروز بیشتر و بیشتر در قهقرای بی‌توجهی و فراموشی همگانی فرو رود.

حالا پیاده‌راهی که روزی ساخت آن آرزوی مشترک شهرداری و میراث فرهنگی و خیلی از مدیران شهری بود، ساخته شده اما متأسفانه در آن نه گرمای گردشگری حس می‌شود و نه رونق تاریخ‌نمایی و نه حتی شورونشاط حاصل از تردد عابران و بدتر اینکه مشخص هم نیست که عیب کار کجاست و احتمالاً در کجای معادله مسیر را اشتباه رفته‌ایم؛ حالا مقصر کیست، خدا عالم است. شاید مقصر کسبه و مغازه‌دارانی هستند که هیچ‌گاه توجیه نشدند شرایط روز این مسیر تغییر کرده و یا مدیرانی که با دید محدود خود فقط تا کف کار را دیدند و نه سقف آن را و شاید هم عابرانی که جذابیتی برای حضور در آن نمی‌بینند و هنوز باور ندارند که اینجا مانند پیاده‌راه بوعلی شده است.

خلاصه اینکه گاهی فکر می‌کنیم اگر قرار نبود همه و حتی بخشی از آن لیست بلندبالای وعده‌ووعیدها محقق شود و اینجا به‌مانند بقیه شهر کمی سروسامان بگیرد، پس چرا این‌همه هزینه را بر پشت شهر تحمل کردیم و یا طرحی را که به گفته فرماندار وقت می‌توانست موجب شکوفایی شهر شود، نشکفته پژمرده می‌بینیم؟

جای تأسف است که در همه جای دنیا از این‌گونه طرح‌ها به‌عنوان راهکاری برای تکامل مفهومی و محتوایی شهر استفاده می‌شود، اما ما درست در مرز موفقیت و دقیقاً زمانی که دستانمان پر است از فرصت‌ها و قوت‌ها، به‌یک‌باره همه‌چیز را رها می‌کنیم و اصطلاحاً بی‌خیال همه‌چیز می‌شویم.

بی‌خیال همه آمال و آرزوها که تا یک‌قدمی آن رفته‌ایم؛ اما هیچ همتی برای برداشتن قدم آخرین نداریم. قدمی که الزاماً هم چندان بلند یا پرهزینه نیست و فقط کمی همت می‌خواهد و اراده برای اتمام کار...

ارسال نظر

سوال: Tehran پایتخت ایران؟

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار