مطلوب نبودن ناوگان حمل و نقل عمومی و اشتباه راهبردی آموزش فرهنگ ترافیکی
سپهرغرب، گروه شهر - طاهره ترابیمهوش: شهر سیستمی است که از مجموعههای متعددی تشکیل شده، اجزا و روابط درونی هریک از زیرسیستمها کارکرد و ارتباطات میان سیستم شهری و نحوه سازمانیابی فضای آن را تعریف میکنند؛ موزونی یا ناموزونی در سازمانیابی فضای شهری میتواند در قالب رفتارهای هنجار یا ناهنجار نمود پیدا کند. بنابراین از دیدگاه سیستمی، رفتار شهری تجلی نحوه سازمانیابی فضای آن است، فضای شهری بهطور اخص مجموعهای کامل بوده که از سه عنصر انسان در شکل اجتماعی و جمعی خود با عنوان جمعیت، محیط طبیعی که دارای سازندهها و عناصر جغرافیایی مختلف و بستر کنش و واکنشها و میدان عمل انسان و فعالیتهای وی و نهایتاً محیط فیزیکی با ساختوسازهای کالبدی و کاربریهای مختلف تشکیل شده است.
الگوی استقرار و شکل رابطه میان این عناصر، چگونگی سازمانیابی فضای شهری آن را تعریف میکند که میتواند تابع یک نظم و تعادل فضایی در شهر باشد؛ آنچه در این میان نقش تعیینکننده دارد، میزان بارگذاری مظروف (جمعیت و فعالیت) در بستر طبیعی شهر (ظرف) است که توسط مدیریت شهری برای ایجاد تعادل و توازن میان ظرف و مظروف کنترل و هدایت فضا میشود.
مسئله کنترل ترافیک فضای شهری، یعنی انسان و انسان، انسان و عناصر طبیعی و انسان و عناصر فضایی (بازتابهای کالبدی) رابطهای مثبت و سازنده و مبتنی بر عقلانیت مجموعه خواهد بود؛ این مناسبات که با عنوان عقلایی کردن رابطه انسان و محیط قابل تعریف است، در قالب واکنشهای رفتاری بهصورت رفتار موزون، عقلایی، سازمانیافته و قانونمند نمایان میشود. هنگامی که رابطه میان انسان و محیط چارچوب و قالبهای عقلایی پیدا کرد، بازتاب رفتاری منبعث از آن خصلت بالندگی به خود میگیرد و بدینترتیب در بلندمدت به یک هویت رفتاری و فرهنگی پایدار تبدیل میشود. در غیر این صورت یعنی در شرایطی که رابطه میان ظرف و مظروف از تعادل و تناسب منطقی خود خارج شود، بارگذاری شدیدی از جمعیت و فعالیت در بستر طبیعی شهر صورت میگیرد. یکی از مشخصههای سازمان فضایی ناموزون شهرهای کشور در حال حاضر، پدیده تراکم است که اثرات انکارناپذیری بر شتابزدگی و اختلال رفتاری برجای میگذارد؛ تراکم نهتنها سرانه برخورداری افراد از مجموعه امکانات و خدمات عمومی را کاهش میدهد و سطح رفاه اجتماعی جامعه را تهدید میکند، بلکه ظرفیت تحملپذیری انسان را بهسرعت اشباع کرده و از این طریق زمینه مناسبی برای بروز رفتار ناهنجار و ارتکاب جرم و تخلف فراهم میآورد.
زمانی که فشارها و تنگناهای زیستی موجود در فضای شهری از این آستانهها عبور کند، انسان بهطور اجتنابناپذیری رفتار و واکنشی از خود بروز میدهد که بسیاری از آنها امروزه ازجمله تخلفات، جرائم و یا ناهنجاریها بهشمار میآیند؛ اگرچه سرعت، شدت و نوع رفتارهای افراد مختلف به این فشارها متناسب با منزلت فرهنگی آنان متفاوت است، ولی اثرگذاری آن در بلندمدت میتواند همه را تحتالشعاع قرار میدهد. نمونه بارز اینگونه رفتارها، تخلف از مقررات راهنمایی و رانندگی یا ناهنجاری رفتار ترافیکی بهویژه در کلانشهرهاست.
رشد تخلفات رانندگی طی دهه اخیر یکی از شاخصهایی بوده که بیانگر ناکامی مدیریت ترافیک در اصلاح و ساماندهی رفتارهای ترافیکی است؛ تبدیل بسیاری از علائم راهنمایی به موانع فیزیکی بازدارنده در سالهای اخیر مانند استفاده از موانع فلزی و بتونی برای تفکیک خطوط ارتباطی درونشهری و جلوگیری از تجاوزات رانندگی و حتی استفاده از میلههای فلزی در سطح معابر پیادهرو برای جلوگیری از تردد موتورسیکلت و اتومبیل، نشان میدهد که در رعایت قوانین راهنمایی و پایبندی به رفتارهای ترافیکی ضابطهمند، الزامات و قیود چندانی وجود ندارد.
سرعت قابل توجه رشد شهرنشینی و درعینحال نرخ بالای مهاجرتهای روستاشهری در دهههای گذشته، البته بیتردید به واقعیتی در جامعه امروز بدل شده است؛ این واقعیت بهوضوح مسائل عدیدهای را موجب شده که از آن جمله میتوان به مشکلات مربوط به رفتوآمد در کلانشهرها اشاره کرد. هرچند مشکل مزبور اغلب در مورد شهری چون تهران محل توجه بوده، اما واقعیت آن است که بسیاری از شهرهای دیگر نیز یا به شکلی حاد گرفتار این معضل شده و یا معضل ترافیک در آنها رفتهرفته به یک مسئله اساسی بدل میشود. در این میان وضعیت شهرهایی که در اوقات خاصی از سال به این معضل به شکلی مضاعف روبرو میشوند نیز قابل توجه است که میتوان به شهرهایی همچون همدان اشاره کرد؛ این شهرها به دلیل سفرهای عمومی در ایام نوروز و تعطیلات تابستان، ترافیکی سنگین دارند.
آمار تصادفات رانندگی درونشهری حکایـت از آن دارد که تصادفات عمدتاً ناشی از عدم رعایت حق تقدم، عدم توجه به جلو، عدم رعایت فاصله طولی و عرضی، تغییر مسیر ناگهانی و عدم توانایی در کنترل وسیله نقلیـه بوده است؛ دراینبین یکی از سیاستهای پیشنهادی برای ساماندهی آن در شهرهای اینچنینی، اجرای طرحهای کنترل ترافیک بوده است، حال آنکه به علت تأثیرات مستقیم و غیر مستقیم ناشی از اجرای محدوده ترافیکی بر چگونگی انجام فعالیتهای اجتماعی مختلف، لزوم انجام مطالعاتی درباره ابعاد اجتماعی اجرای طرحها ضروری است. از همین رو میتوان کلیت رفتارهای ترافیکی در یک جامعه را بهعنوان مؤلفهای از نظام اجتماعی حاکم بر آن جامعه تصور کرد. اجتماعی بودن پدیده ترافیک همچنین میتواند از نقطهنظر توزیع بهکارگیری امکانات حملونقل در میان طبقات و گروههای اجتماعی مختلف مدنظر قرار گیرد که تداعیکننده موضوع حملونقل و عدالت اجتماعی در شهر است.
تلقی ترافیک بهمثابه پدیدهای اجتماعی به ما این امکان را میدهد که نقض هنجارهای ترافیکی پذیرفتهشده به شکلی فراتر از حد معمول را بهعنوان یک مسئله اجتماعی بهحساب آوریم. از همین رو هزینههای تحمیلشده بر افراد در جامعه ما از رهگذر نوع خاص کنشهای ترافیکی رایج در جامعه، میتواند تأییدیه تبدیل شدن ترافیک به یک مسئله باشد، پس با توجه به آنچه گفته شد، بر آن شدیم تا دراینباره با مجید حیدری چروده، پژوهشگر اجتماعی استاد دانشگاه فردوسی مشهد و علی فکری، رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی استان همدان گفتگویی را ترتیب دهیم که در ادامه میخوانید:
رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی استان همدان با بیان اینکه وضعیت ترافیک شهر همدان در حال حاضر مناسب است، گفت: هنوز آماری دقیق از تعداد خودروهای تکسرنشین در شهر همدان نداریم.
علی فکری با بیان اینکه در پی گسترش شهر و تعداد خودروها نیاز است تا در زیرساختهای مرتبط با فضای ترافیک تغییر ایجاد کنیم، عنوان کرد: درواقع این تغییرات باید در راستای برنامهریزی برای آمادهسازی فضای شهری همدان طی 20 سال آتی باشند.
وی ضرورت این امر را ناشی از افزایش روزافزون خودروها دانست و گفت: روزانه بیش از 40 دستگاه خودرو جدید اعم از موتورسیکلت و سواری وارد مدار ترافیکی شهری شده و پلاک میشود، بنابراین وضعیت کنونی معابر پاسخگوی ترافیک شهری طی سالهای آتی نخواهد بود.
فکری با اشاره به ضرورت توجه به مقوله فرهنگ ترافیک شهری، اذعان کرد: باید مردم را مجاب کرد که کمتر از خودروهای شخصی برای عبور و مرور استفاده کنند و درعینحال تعداد وسایط نقلیه عمومی نیز در این فرآیند نیازمند افزایش است.
وی استفاده از تراموای شهری برای همدان در سالهای آتی را یک ضرورت اعلام کرد و افزود: ترویج فرهنگ استفاده از خودرو راهکار دیگری است که میتواند ما را در حوزه مدیریت ترافیک کمک کند.
استاد دانشگاه فردوسی مشهد نیز در ادامه با اشاره به اینکه مقوله مذکور را میتوان با این سؤال بررسی کرد که از یک شهروند خوب در حوزه ترافیک و حملونقل چه انتظاری میرود؟ گفت: بخش اعظمی از ترافیک شهری به مقوله سفرهای درونشهری بازمیگردد؛ بنابراین در این حوزه انتظار میرود ترجیحاً از حملونقل عمومی استفاده شود و درعینحال درصورت استفاده از خودروهای شخصی، حداقل بهصورت تکسرنشین استفاده نشده و به استاندارد بودن خودرو توجه شود.
مجید حیدری چروده با بیان اینکه رعایت قواعد و قوانین راهنمایی و رانندگی نیز یک الزام است که باید توسط شهروند خوب مورد عنایت قرار گیرد، اظهار کرد: از سوی دیگر یک شهروند علاوه بر عامل بودن به قواعد، لازم است دیگران را نیز به رعایت این قوانین ترغیب و تشویق کند.
وی با اشاره به اینکه شهروند وقتی در مقام عابر پیاده نیز در شهر ظاهر میشود باید به قواعد آن احترام بگذارد، تصریح کرد: عبور از پل عابر پیاده و خطکشیها و نیز دعوت به این رویکرد، نمونه بارز رعایت قواعد ترافیکی توسط شهروند پیاده است.
حیدری چروده با بیان اینکه استفاده از حملونقل عمومی و بالأخص بهرهگیری از دوچرخه در فضای ترافیک شهر راهکار دیگری در راستای حفظ تعادل ترافیک شهرها است، خاطرنشان کرد: اولویت پیادهروی بهجای استفاده از خودرو یکی دیگر از رویکردهایی است که شهروند خوب میتواند از این طریق بخش اعظمی از تکالیف خود را در حوزه ترافیک شهر به منصه ظهور برساند.
استاد دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه آموزش فرهنگ ترافیک به کودکان در خانوادهها میتواند در آینده مثمر ثمر واقع شده و بهواقع منجر به تربیت شهروند خوب خواهد شد، اذعان کرد: در حوزه ارائه راهکارهای مدیریت کنترل ترافیک شهری حرف بسیار است.
حیدری چروده افزود: در راستای ارائه راهکار مدیریتی باید گفت که آنچه از یک شهروند انتظار میرود، دارای دو وجه سختافزاری و نرمافزاری است؛ پس وقتی گفته میشود که شهروندان از حملونقل عمومی استفاده کنند، منوط به آن است که وضعیت حملونقل عمومی در شهر از مطلوبیت بالایی برخوردار باشد یعنی تعداد خودروها با توجه به نیاز شهر تقویت و درعینحال خطوط بهصورت شطرنجی به یکدیگر متصل شوند، یعنی شهروند در هر نقطه از شهر بتواند با کمترین تعداد خودرو عمومی به مقصد برسد.
وی خاطرنشان کرد: امنیت و درعینحال داشتن لاین مخصوص در خودروها عمومی نیز شرط بعدی برای ترافیک روان در شهر است، بهگونهای که در کمترین زمان فرد به سلامت بتواند به مقصد دسترسی داشته باشد؛ پس در این حوزه مدیریت شهری متولی ارائه خدمات به نحوه مطلوب است و باید پای کار باشد؛ اما متأسفانه اینگونه نیست، بنابراین نمیتوان انتظار داشت که شهروند بتواند نقش خود را در فضای ترافیکی بهخوبی ایفا کند.
این پژوهشگر اجتماعی با اشاره به دو مقوله آموزش و کنترل در وجه سختافزاری فرهنگ ترافیک، اذعان کرد: متأسفانه در مقوله کنترل که برعهده پلیس راهور است، شاهد وجود نواقص فاحشی هستیم؛ چراکه پلیس باید در مواجه با متخلفین از فضای تنبیهی و ارشادی بهرهمند شود تا از تکرار ناهنجاری جلوگیری کند، اما اینگونه نیست و در حال حاضر پلیس در این مقام ظاهر نمیشود. بهطور مثال وقتی من در حین رانندگی از تلفن همراه استفاده میکنم و درعینحال این اتفاق توسط دوربینهای پلیس راهور رصد شده و ثبت میشود، لازم است در لحظه پیامک تخلف و میزان جریمه را دریافت کنم تا از این طریق متنبه شوم که اینطور نیست؛ اما اگر اینگونه بود، من نوعی مطلب را در منزل عنوان میکنم و درواقع جدی بودن پلیس در مواجهه با اینگونه مسائل بازگو میشود و بنابراین هریک از اعضای خانواده من نیز این فرآیند را در بین گروههای همسان خود عنوان کرده و بهنوعی من و خانوادهام بازویی خواهیم شد برای رساندن پیام و قوانین راهنمایی و رانندگی از سوی پلیس!
حیدری چروده افزود: گرچه در فرض بالا بنده مجازات شدم، اما پیامرسانی من بهنوعی آموزش محسوب میشود.
وی با تأکید بر اینکه در حال حاضر قاعده مذکور توسط پلیس به اجرا درنمیآید و فرد باید از میزان جریمه خود توسط سامانه مربوطه به درخواست خود مطلع شود، اذعان کرد: این حق من متخلف است که در آن واحد از تخلفم مطلع شوم.
این پژوهشگر اجتماعی خاطرنشان کرد: از آنجایی که فرد از رنج استقبال نمیکند، پس میزان استقبال از اطلاع جرائم بسیار اندک است.
وی با بیان اینکه برای مرتفع کردن نقص مذکور یک راهکار ساده وجود دارد، ابراز کرد: تنظیمات پیشفرض پلیس راهور در حال حاضر بر این مبنا استوار است که افراد باید خود اظهار تمایل کنند که از جریمهها مطلع شوند، در حالی که با تغییر این پیشفرض میتوان نقص را مرتفع کرد؛ بهطوریکه میبایست این پیشفرض را معکوس کرده و هرکس تمایلی به اطلاع ندارد، در سامانه این مطلب را قید کند و درواقع بهگونهای باشد که همه افراد همزمان با تخلف از آن اطلاع پیدا کرده و میزان جریمه خاص برای آنها درنظر گرفته شود.
حیدری چروده ادامه داد: با توجه به فضای پیشرفتهای الکترونیکی این امر به سهولت قابل انجام است.
استاد دانشگاه فردوسی با اشاره به اینکه راهکار ساده مذکور بازدارندگی بالایی در پی خواهد داشت، اذعان کرد: هزینه گزافی در حوزه ارائه پیامهای ترافیکی ارائه میشود و درعینحال رئیس پلیس راهور نیز همواره معتقد است که عایدی از جریمهها برایشان متصور نیست! این در حالی است که طبق آمار موجود از سال 90 تا 95 یا 96، شاهد رشد 700 درصدی درآمد دولت از محل جرائم راهنمایی و رانندگی هستیم.
وی ادامه داد: از طرفی بازهم طبق آمار موجود در سال 95، ایران رتبه سوم را در نسبت بزرگی مبلغ جریمه بر درآمد متوسطه سرانه در جهان به خود اختصاص داده است؛ بنابراین طبق افزایش میزان مبلغ جرائم یقیناً در حال حاضر رتبه نخست را در جهان به خود اختصاص دادهایم، پس این سؤال در ذهن شکل میگیرد که چرا به موازات رشد 700 درصدی جریمه، میزان کاهش تلفات جادهای 25 صدم درصد بوده و ناچیز است؟
وی با تأکید بر اینکه آموزش جنبه دیگری از مقوله نرمافزاری است، تصریح کرد: این سؤال مطرح است که آموزش مذکور باید در کجا انجام شود؟ آیا آموزش در بزرگسالی نیز مؤثر واقع میشود؟ یقیناً نه، پس توجه کنیم که آموزش باید از سنین کودکی نهادینه شود، چراکه فرزند من از خودم بهعنوان پدر در حوزه رانندگی آموزش میپذیرد.
وی با بیان اینکه تصور آموزش فرهنگ ترافیکی در حین آموزشهای ارائهشده درخصوص گواهینامه رانندگی خیال واهی است، تصریح کرد: در این آموزشها تنها فن رانندگی آموزش داده میشود و هنجارهای رانندگی (فرهنگ ترافیکی) افراد در همزیستی با یکدیگر شکل میگیرد؛ بهطور مثال فرزندان از پدر و یا مادرشان و یا از راننده تاکسی.
وی درخصوص آموزش بزرگسالان ضمن اشاره به اینکه پیشفرضی که میگوید افراد با گفتن مطلب و تکرار آن در سنین بزرگسالی مباحث رانندگی و تمکین قوانین را یاد میگیرند غلط است، گفت: اینکه تصور کنیم افراد به دلیل بیخبری قوانین را رعایت نمیکنند، غلط است؛ چراکه طبق آمار 90 درصد رانندگان زیر سطح خودآگاه رانندگی میکنند. یعنی فرد در حین رانندگی بهطور ناخودآگاه دقتی درخصوص اینکه پایش روی پدال و یا کلاج است، ندارد؛ چراکه بهمرور این قواعد را بهصورت خودکار انجام میدهد و درواقع تنها زمانی توجهش جلب میشود که یا صدای موتور آنها را آگاه کند و یا اینکه از فضای بیرون دیگری توجه آنها را به تخلفشان جلب کند. فرد با قرار گرفتن در داخل اتومبیل فضای درون خودرو را بهصورت ناخودآگاه شخصی قلمداد کرده و آزادانه با قواعد برخورد میکند.
حیدری چروده خاطرنشان کرد: خانواده و گروههای مرجع در ارائه این فرهنگ نقش مؤثری را ایفا میکنند، خانواده وقتی میتواند خوب آموزش دهد که در مرحله نخست بستر و زیرساختهای لازم در شهر وجود داشته و در مرحله بعدی کنترل اجراشده از سوی پلیس بازدارندگی داشته باشد و درنهایت آموزشوپرورش کودکان را اخلاق مدار تربیت کند.
وی در تشریح تأثیر آموزشوپرورش در اخلاقمدار و قانونمداران کردن کودکان گفت: زمانی این مهم تحقق پیدا میکند که کودکان عاشق معلم و مدرسه بهعنوان الگو باشند، اما متأسفانه اکنون اینگونه نیست و شاهد آن هستیم که آموزشوپرورش مرجعیت خود را از دست داده است.