شناسه خبر:55204
1401/2/21 09:50:27

سپهرغرب، گروه اندیشه - حامد محمدی متین: درشماره‌های گذشته عرض شد خداوند شیطان را با ویژگی‌­های کنونی نیافریده بلکه این خودِ اوست که چنین سرنوشت شومی را انتخاب کرده است. سؤالی که در آنجا مطرح شد این بود که چرا شیطان چنین سرنوشتی یعنی «مسؤولیت گمراهی بندگان خدا» را انتخاب کرده است؟

پاسخ اجمالی این است که تنها ابلیس نیست که شیطان شد، بلکه بسیاری از انسان‌­ها هستند که به ­اصطلاح شیطان را هم درس می‌­دهند و حتی برخی از رژیم­‌ها همانند رژیم آمریکا شیطان بزرگ هستند. حال باید ببینیم ریشه گمراهی شیاطین «دریک ­جمله» چه بود؟

  گرایش‌­های درونی تعیین­‌کننده نوع رفتار

موجودات مختاری همانند انسان و جن تازمانی که به امری میل و گرایش نداشته باشند دست به انجام آن‌کار نمی­‌زنند؛ یعنی ابتدا به امری که برایشان لذت­بخش است تمایل پیدا می­‌کنند و روحشان نسبت به آن شوق پیدا می­‌کند؛ سپس شوق حاصل­‌شده آن­‌ها را به انجام آن عمل وامی‌­دارد؛ برای مثال، نقاشی را تصور کنید که به تصویرگری طبیعت بسیار علاقمند است. وی روزی برای گردش از شهر بیرون رفته وارد منطقه‌­ای می­‌شود که منظره بسیار چشم­‌نوازی دارد. چشمه‌‌ه­ای زیبا که از دل کوه بیرون‌زده و در اطرافش سبزه‌­زارهایی ایجاد شده است؛ درختانی که باد شاخ و برگ آن‌ها ­را به حرکت درمی­‌آورد و پروانه­‌ها در اطراف آن پرواز می‌­کنند و گاه پرندگانی بر روی شاخه­‌های درختان می‌‌نشینند و با نغمه­‌هایشان فضای موجود را رؤیایی می­‌سازند. طبیعی است چنین فردی با دیدن چنین منظره­‌ای، میلی در درونش به جوشش درمی­‌آید که براساس آن تصمیم می­‌گیرد آن منظره را نقاشی کند. اگر چنین میلی در او ایجاد نمی­‌شد هرگز دست به چنین کاری نمی‌­زد. ممکن است به­‌تصویرکشیدن منظره ماه‌­ها به­‌طول انجامد و زحمت و هزینه زیادی هم دربرداشته باشد اما میل و گرایش و علاقه او را به این امر وامی‌­دارد. عکس قضیه نیز صادق است. بسیاری از رفتارهای انسان­‌ها ناشی از حس انتقام­‌جویی، کینه، و سایر گرایش­‌های منفی است. گاه فردی سخنی برسر زبان می‌­آورد که صرفاً انسان دیگری را رنجیده‌خاطر سازد یا وی را تحقیر کند. مقصود این است که رفتارهای موجود مختار از حبّ و بغض­‌های وی نشأت می­‌گیرد و انفسان یا هر موجود مختار دیگری برای اصلاح رفتار خویش می­‌بایست در گرایش‌­های خویش تجدیدنظر کند. امکان ندارد موجودی که به امر پستی تمایل درونی دارد در همان زمینه بدون آن­‌که تمایل خود را به­‌تدریج اصلاح کند و به‌­سمت خیر جهت­‌دهی کند، رفتار معقول و خداپسندانه‌­ای از خود بروز دهد؛ برای نمونه، فرد متکبری که تمایل به تحقیر انسان­‌ها دارد تا زمانی­که خوی تکبّر را از خود نراند نمی‌تواند متواضعانه رفتار کند؛ یا فردی که از صفت درونی حسد رنج می­‌برد تا زمانی که ریشه این صفت ناپسند را در وجود خود نخشکاند بروز رفتارهای ناشی از حسادت درونی قطعی است.

خوشبختانه، تغییر خُلق­‌وخوها و تمایلات درونی در اختیار انسان است؛ حتی باتوجه ‌به تحقیقات روانشناسان، می­‌توان روحیات و صفات موروثی را نیز تغییر دارد؛ یعنی شدت و ضعف یا استمرار و عدم استمرار خصلت­‌هایی که انسان به‌واسطه وراثت از والدین دریافت کرده است در اختیار خود اوست؛ لذا کسی نمی­‌تواند چنین بهانه­‌هایی را دستاویز قرار دهد که من ذاتاً خسیس، تندخو یا حسود هستم و اینگونه بارآمده­‌ام. هرکسی می‌­تواند بلکه موظف است امیال درونی خود را تحت کنترل درآورده، مدیریت و اصلاح کند.

  عدم کنترل گرایش­‌های دورنی، بُن­‌مایه خباثت شیطان

ازدیدگاه امیرالمؤمنین علی (ع) علت آنکه شیطان به این عاقبت شوم مبتلا شد همین بود. وی نسبت به نژاد خویش تعصب به­ خرج داد و به توانایی­‌های انسان حسادت ورزید و کینه­ او را در دل گرفت: «فَعَدُوُّ اللهِ إمامُ المُتَعَصِّبِینَ، و سَلَفُ المُستَکبِرین» پس شیطان دشمن خدا و پیشوای متعصب­‌ها و سرسلسله متکبّران است (نهج‌­البلاغه، خطبه 192). وی باآن­که هزاران سال عبادت کرده بود از گرایش‌­های منفی­ خویش غفلت ورزید؛ لذا پس از آن­‌همه ترقی در مدارج بندگی، بالاخره روزی آن گرایش­‌ها کار خود را کردند و او را به مقابله با خداوند واداشتند به‌­گونه­‌ای که به خداوند گفت: من تنها بر تو سجده می­‌کنم نه برهیچکس دیگری. خداوند هم به او فرمود: «من دوست دارم آن‌طور که مایل هستم عبادت شوم»؛ یعنی سجده بر انسان سجده بر من است؛ وقتی خداوند دستور به سجده بر چیزی دهد، آنگاه سجده بر آن موجود مصداق اطاعت از خداست؛ از همین­‌رو، امام خمینی (ره) فرمودند: اطاعت امر ولی فقیه که نائب برحق حضرت ولی عصر (عج) است، اطاعت رسول خدا و اطاعت رسول خدا اطاعت خداست.

  ریسمان پاره­‌شده شیخ انصاری (ره)

شیخ انصاری نابغه سده گذشته، کسی که به­‌فرموده مرحوم علامه مصباح یزدی (ره) کتاب «مکاسب» ایشان مایه افتخار و مباهات شیعیان است روزی که همسرشان وضع حمل داشتند احتیاج به قدری روغن حیوانی پیدا می­‌کنند تا از ضعف همسرش قدری کاسته شود. این امر در میان سایر مردم نیز متداول است. ایشان که مرجع تقلید بودند و همه وجوهات را در اختیار داشتند خود کمترین استفاده را می‌­کردند. در آن زمان نیز پولی برای خرید روغن حیوانی در اختیار نداشتند؛ لذا تصمیم می­‌گیرند به‌­اندازه خرید روغن حیوانی که درحقیقت تهیه آن واجب بوده از وجوهات بر­دارند اما در نهایت پشیمان شده و قید خرید روغن حیوانی را می­‌زنند و منصرف می­‌شوند (لازم به ذکر است که چنین امری به‌­لحاظ فقهی جایز بوده و ایشان ازباب احتیاط آن مبلغ را بازمی­‌گردانند) فردای آن­ روز طلبه‌­ای به ایشان عرض می­‌کند من دیشب شیطان را در خواب دیدم که ریسمان‌های متعددی در دست داشت که برخی از آن­‌ها نازک و برخی دیگر ضخیم بودند. ضخیم­ترین ریسمانی هم که در دست داشت پاره­‌شده بود. آن شخص عرض می­‌کند من از شیطان پرسیدم: قضیه این ریسمان­‌ها چیست؟ شیطان در جواب می‌­گوید: این­ها ریسمان‌هایی است که من می‌­بافم و آن­‌ها را همانند زنجیهایی به گردن مؤمنین می­‌اندازم تا افسارشان را در دست گیرم. آن شخص از علت تفاوت ضخامت ریسمان­‌ها می‌­پرسد و شیطان پاسخ می­‌دهد: ضخامت یا عدم ضخامت ریسمان­‌ها به قوت و ضعف ایمان افراد بستگی دارد. آن شخص می­‌پرسد جریان ضخیم‌­ترین ریسمان چیست؟ شیطان با حسرت در پاسخ می­‌گوید: این ریسمانی است که سال­هاست برای شیخ انصاری بافته­‌ام. دیروز وقتی تصمیم گرفت از سهم امام زمان (عج) بردارد موفق شدم آن را به گردنش بیندازم اما متأسفانه نظرش عوض شد و ریسمان را پاره کرد و همه زحماتم را بر باد داد. آن شخص عرض می­‌کند: ریسمان من کجاست؟ شیطان در پاسخ می­گوید: تو از دوستان ما هستی و نیازی به ریسمان نداری. هرگاه اشاره کنیم به­‌سوی ما می­‌آیی؛ این یعنی برخی از انسان­‌ها افسار زندگی­شان را به دست شیطان سپرده‌­اند و کاملاً تابع خواست او هستند درحالی­که سبب گمراهی شیطان نیز همین امر بود: «ترجیح خواست خود بر خواست خداوند».

شناسه خبر 55204