زیباسازی شهری در نوروز منهای عدالت و خرد جمعی
سپهرغرب، گروه شهر - عباس سریشی: برای زیباسازی شهر باید با توسل به خرد جمعی و تدوین برنامههای هدفمند، طرحهای خلاقانه، زیبا و متناسب با شهر تاریخی همدان ارائه کرد.
طی چند دهه اخیر، گردشگری بهعنوان مهمترین و گستردهترین صنعت خدماتی مورد توجه همگان قرارگرفته و در اکثر استانها به عامل مهمی در رشد اقتصادی، درآمدزایی و اجتماعی تبدیلشده که در همه محیطها و مکانها جریان داشته و حتی میتواند بهمانند بومگردی روستایی و عشایری موجب رشد مناطق کمتر توسعهیافته و بهدوراز مواهب شهری نیز شود.
البته عوامل متعددی در تحول گردشگری شهری نقش دارند که یکی از مهمترین آنها ایجاد جاذبههای بصری در فضاهای عمومی مشتمل بر ساخت و نمایش مبلمان، فضاهای سبز، المانها و سازههای تجسمی زیباست.
در حقیقت منظر شهری بهعنوان یک شاخص و نماد درجه و کیفیت تمدن و روحیات جمعی هر ملت و قومی، حاصل تصمیمات و تصورات مردم آن شهر و عمل ارادی است و نه محصول اتفاقی؛ البته منظر شهری ترکیب نسبتاً جدیدی است که مدیران موفق شهری بر اساس نیاز بدان توجه خاص دارند، زیرا ادراک منظر شهری موجب لذت، نشاط، آزردگی، ترس و سایر واکنشهای حسی آدمی میشود. درواقع آنچه در معرض دید مستمر مردم قرار میگیرد بیش از هر مؤلفه دیگری بر روحیه مردم تأثیر میگذارد.
در این خصوص و از منظر کارشناسان و صاحبنظران، رعایت اصول و ضوابط زیباسازی شهری در همه جنبهها و عرصهها اعم از چیدمان فضاهای شهری، معابر، گذرگاهها، میادین، فضاهای سبز و غیره امری است که از قِبل آن میتوان کیفیت زندگی و حضور شهری را ارتقا بخشید. کما اینکه شهرهایی که از محیط بصری مطلوبی هم برخوردارند قادرند تا با عمق بخشیدن به مسائل زیباشناختی به محیط بصری غنای بیشتری داده و عامل ارتباطدهنده بین انسان و محیط شده و فضای جذابی را برای ساکنان و گردشگران فراهم آورند.
موضوع اینجاست که پیرایش شهر آرامش و زیبایی خاصی را برای شهر و شهروندان به وجود میآورد و این تفکر عمومی را نیز القا میکند که بر این محیط نظارت مداوم وجود داشته و رفتار در آن تابع هنجارها و قواعد مشخصی از تکریم به فرهنگها و سُنن بومی تاریخ مدنی و تمدنی و یا دستاوردهای امروزی است.
رفتار شناسان بر این باورند که احساس آرامش خاطر، نشاط و وجود حس سرزندگی یکی از نیازهای روحی انسان و مهمترین شاخص کیفیت فضای شهری است؛ زیرا امروزه سیما و منظر شهرها تحت تأثیر انواع و اقسام اغتشاشهای بصری، چهرههایی نازیبا و نامطلوب به خود گرفتهاند که در دید رهگذران هیچگونه جذابیتی در آنها وجود ندارد. بنابراین مدیران آیندهنگر و خردگرا باید ایجاد آرامش بصری و نشاط شهروندان را بهعنوان یکی از اهداف مهم در اجرای پروژههای شهری موردتوجه قرار دهند کما اینکه این تصور نیز وجود دارد که اگر توسط مسؤولان به زیباسازی محیطهای شهری توجه ویژه صورت گیرد بسیاری از جنبههایی که در محیط نسبت به بروز رفتارهای نابهنجار در سطح جامعه میانجامد نیز به وقوع نمیپیوندد.
البته نباید فراموش کرد که زیباسازی منظر و گرافیک شهری یک کار تیمی است و باید همه آحاد جامعه (اعم از هنرمندان، مردم و مدیران و کارشناسان) در آن همکاری داشته باشند تا شهر به سلامت بصری برسد. رفتار شناسان خاطرنشان میکنند که بهتر است مسؤولان و مجریان شهری در راستای افزایش کیفی کار، بهجای تصمیمات موضعی، برخورد تکجنبهای با مسائل و رویکردهای مقطعی به سمت تصمیمگیری جمعی، مدیریت جامع و منسجمتر و استفاده از عقل جمعی بروند و با اتخاذ تصمیمات و رویکردهای کارا و تدوین برنامههای کارآمد، تمامی فعالیتها، هزینهها و اقدامات را بر اساس خرد جمعی منتج به هدف و مکانیابی مناسب بهصورت یکپارچه در خدمت رشد شهر و حیات آن قرار دهند.
درواقع موضوع به این دلیل دارای اهمیت است که حقوق شهروندی ابعاد گستردهای دارد و بررسی این مفهوم مستلزم شناخت زوایای مختلف مسائل شهری و انسانی است، پس رویکرد تخصصی در تمام زمینههای قابل بررسی باید مورد تأکید باشد؛ که ناگزیر محدوده دید یا همان جلوه بصری تعریفشده در محیطی عمومی، بهمانند شهر نیز یکی از این حقوق بوده و تناسبات بصری و زیباییشناسی، متن اصلی این موضوع است.
زیباسازی، بایستگیها و شایستگیها
و اما امروزه زمانی که از زیباسازی شهر صحبت میشود درواقع به دو نکته اشارهکردهایم؛ نخست ایجاد زیبایی و سپس حذف و رفع تمام عواملی که موجب بدمنظر شدن و نازیبایی شهر میشود. بسیاری عقیده دارند که مورد دوم مهمتر است زیرا با تحقق آن عامل نخست میتواند کارساز باشد.
بنابراین توجه به مقوله زیباسازی شهری در مفهوم نخست آن (زیباسازی) بهخصوص در ایام گردشگرپذیری ازجمله عوامل مهمی محسوب میشود که در ایجاد هویت، خوانایی، جاذبه سازی و توجه پذیری یک شهر اهمیت فراوان دارد. بیشک ساماندهی و زیباسازی فضاها نهتنها نقش مهمی در جذب گردشگر و ایجاد آرامش در روحیه آنها دارد بلکه موجب تشویق همه مردم بهخصوص ساکنان به حفظ و نگهداری شهر نیز میشود.
رفتارشناسان بر این باورند که ساماندهی و توسعه مناسب فضاهای شهری، زیباسازی فضاهای عمومی شهر، باز زندهسازی فضاهای بهظاهر متروک و مرده به قصد زنده کردن جنبههای کهن، بستر مناسبی را در جهت توسعه گردشگری شهری و متعاقباً ایجاد حس مسؤولیت شناسی و تشویق شهروندان برای استفاده و نگهداری از امکانات ایجادشده در شهر به دنبال دارد.
در این راستا میتوان اقدامات سازمان زیباسازی شهرداری همدان را نیز بهمانند بسیاری از استانهای دیگر در جهت تهیه و نصب المانها و مجسمههای نوروزی برای تعطیلات سال نو در سطح شهر حرکت قابل تأملی جهت زیباسازی شهر و گسترش فرهنگ باستانی نوروز به شمار آورد که مشاهدات میدانی خبرنگار سپهرغرب نیز حکایت از رضایتمندی نسبی شهروندان و میهمانان نوروزی از این عملکرد فرهنگی و هنری دارد.
هرچند نفس این اقدامات (بهخصوص در پی گسترش و تعمیق مقوله گردشگری در شهر همدان طی چند سال گذشته) مطلوب و ارزشمند تلقی میشود، بااینحال این تصور نیز وجود دارد که میتوان با نگاهی جامعتر به مسائل ملی، آیینی و مذهبی و نیز الگو و نگارههای بومی و استانی، شاهد ارتقای سطح کیفی و کمی این فرایندها در زمینه زیباسازی و مبلمان شهری و مناسبتهای مشابه بود، چراکه محصول این فعالیتها خلق آثاری است که در صورت استفاده از تفکر جمعی، ارزشمند و در غیر این صورت، معمولی و در مواردی نیز فاقد ارزشهای زیبایی شناسانه و موجب تنزل فضای شهر خواهد بود.
اینکه هرساله و در ایام نوروز دهها مجسمه و اثر حجمی بهوسیله شهرداریهای نواحی در فضاهای شهری و بهویژه ورودیهای شهر، میدان امام (ره)، آرامگاه بوعلی سینا و باباطاهر و سایر مناطق نصب میشوند نیز قطعاً تابع این امر است، اما این اقدام درصورتیکه بهخوبی هدایت و اجراشده و سرمنشأ در اتاق فکری جمعی داشته باشد، میتواند سهم مهمی را در ارتقای کیفیت فضاهای شهری ایفا کند؛ بهویژه آنکه در سالهای اخیر چنین فعالیتهایی عمومیت بیشتری یافته و اغلب استانها و مناطق گردشگرپذیر نیز در پی آن هستند تا حوزههای کاری خود را مزین به پیکرهایی کنند که موجب ایجاد جلوه و جاذبههای بصری میشود.
از منظر کارشناسان، مجسمهها و المانها میتوانند نقش بسزایی در غنیسازی زندگی شهری از طریق بیان و هنر داشته باشند. این امر بهویژه در میدانها و بلوارها، وردیها و فضاهای دیگر که نقاط عطف و کانون توجه شهروندان هستند از اهمیت بیشتری برخوردارند؛ زیرا عملکرد اصلی این آثار علاوه بر ایجاد حس مکان و هویت تعریفشده، بهنوعی القای روحیات خاص و ارائه داشتهها و مواریث فرهنگی و هنری یک شهر و ساکنان آن است مضاف بر اینکه مهمترین ویژگی این آثار، قدرت انتقال پیامها و الگوهای فکری، فرهنگی، اجتماعی و بومی و سنتی یک منطقه محسوب میشود که حتی میتواند افراد فاقد سواد خواندن و نوشتن، ناآشنا به زبان و گویش و یا ناتوان از قدرت تحلیل و استنتاج هنری، فرهنگی و یا تاریخی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
نکته مهم اینکه ساخت المان و مجسمه (اعم از مناسبتی و یا دائمی) کار مشترک مجسمهسازان، طراحان منظر و مبلمان شهری و صاحبنظران فرهنگی و تاریخی است که با صرف هزینههای نسبتاً زیاد و با حمایت و هدایت مدیران شهری انجام میپذیرد که هر یک از آنها در این فرآیند نقشی را بر عهده دارند.
هرچند ساخت مجسمه بهوسیله هنرمند مجسمهساز انجام میشود اما سایر افراد و متخصصان نیز در انتخاب نمایه و ساختار مقیاس و مکان مناسب نقش دارند و هدف این همکاری آن است که ضمن رعایت ملاحظات عملکردی، بیشترین لذت بصری و انتقال پیام برای ناظر به وجود آید. بااینحال به دلیل عدم توجه به برخی بایستگیها و شایستگیها در بخشهای مرتبط با این حرفه مانند جلوهنمایی و استفاده از مفاهیم، انگارهها، باورها و هنجارها و یا داشتههای فرهنگ بومی و استانی باعث شده، نتوانیم آنگونه که بایدوشاید در این موضوع دستاوردهای چشمگیری را به دست آورده و یا بهرهبرداری مناسبی از این هزینهکردهای نسبتاً زیاد داشته باشیم.
کارشناسان و صاحبنظران، در این خصوص معتقد هستند که تشکیل یک اتاق فکر با حضور صاحبنظران، متخصصان و طراحان بومی و استانی در جهت هدفگذاری و برنامهریزی با دید یکپارچه بر شهر میتواند موجب گرفتن تصمیمات مؤثر و هماهنگ شده و طراحی عناصر و المانهای موردنیاز با رویکردهای عملکردی، زیباشناختی و زیستمحیطی زیر نظر هنرمندان بومی و داخلی باعث حرکت کل شهر بهسوی یک هدف و دکترین مشخص و منسجم شود.
هفتسین ملی در ویترین همدان
امسال نیز اگرچه طراحی، ساخت و چیدمان برخی از مجسمهها و المانهای نوروزی تا حدودی تازگی داشت و بعضاً نیز به دلیل استفاده از دستمایههای فانتزی موجب جذب نگاه همشهریان و گردشگران شد اما این نقد نیز وجود دارد که اگرچه الگوبرداری از دیگر المانها و دستمایهها امری بلااشکال است اما قطعاً تقلید صِرف، اشتباه است و در استفاده از مجسمههاس جدید نیز باید گفت که باوجود هزینهکردهای نسبتاً کلان برای ساخت آنها اما ظاهراً مسؤولان شهری نگاه درستی به موضوع این آثار نداشته و در برخی از موارد این دستساختهها علاوه بر بیهویت بودن تنها تقلیدی صرف از شخصیتهای فانتزی بوند و نه حقیقی و هویتی!
بهعنوان مثال در آرامگاه بوعلی سینا جانمایی و استقرار نمایههای یک سریال طنز نهتنها گویای شخصیت بزرگ علمی و بیان ارزش والای شامخ این حکیم هزارهها نبود بلکه از مقام معنوی و جایگاه برجسته وی نیز در منظر عمومی کاست درحالیکه به گفته منتقدان اجرای یک طرح چه انتزاعی و چه رئال باید با اسم و موضوع محل و منطقه همخوانی و قرابت معنایی داشته باشد.
البته در نقطه مقابل، جای خرسندی است که برخلاف کمتوجهی و یا رنگ و رو رفتگی نسبی برخی المانها، اما نمایهها و مجسمههای نصب شده در آرامگاه باباطاهر به دلیل ارتباط معنایی و مضمون و محتوای ایرانی و ادبیاتی، دارای حُسن بیشتری بود که امید است با توجه متولیان، این امر در سالهای آینده تکمیل و گسترش یابد؛ چراکه با توجه به جایگاه عرفا و نامآوران دیگری همچون عینالقضات همدانی، رضی آرتمیانی و یا دیگر دستمایههای تاریخی و ارزشی مانند تمدن ماد و هگمتانه، قطعاً این توانش وجود دارد که مفاهیم، آثار و یا نمادها و کلیدواژههای این مواریث نیز در ساخت مجسمهها و نمادهای بعدی اقتباس شود.
همچنین به غیر از شخصیتها و افراد شاخص، هنرها و دست سازههای خاص استان نیز باید مورد توجه قرار گیرد و با استفاده از ظرفیت آنها به راهاندازی یک هفتسین ملی در ویترین همدان اقدام کرد.
این یک حقیقت است که باوجود برخورداری از ظرفیتی بهنام پایتخت سفال یا هنرهای مبل و منبت، شیره و مویز و چرم و سراجی در همدان، اما تاکنون نتوانستهایم در این زمینه اقدام به ساخت ویترین فرهنگی خاصی از همدان کنیم، چراکه مجریان و تصمیمگیران یا این موضوع را هنوز جدی تلقی نکرده و توانایی درک محتوای آن را ندارند و یا در اینگونه اقدامات بیشتر به دنبال تکرویهای معمول اداری و صنفی و یا بعضاً استحصال منافع مادی برای خود و سازمان مطبوعهشان هستند و این در حالی است که تشخیص اینکه چه طرحی این مفاهیم را القا میکند باید توسط یک تیم هنری باشد؛ یعنی افرادی نظر دهند که یا هنرمند بوده و با نقادی آثار هنری آشنا هستند و یا افراد صاحبنظری که از موضوعات تاریخی، اجتماعی، علمی و دینی بهرهای دارند و نه صرفاً یک مهندس عمران یا یک معمار در این زمینه بهتنهایی تصمیمگیری و اظهارنظر کنند.
کمرنگی عدالت و اولویت در توزیع و نصب المانها
باوجود اینهمه تلاش و هزینهکرد در زیباسازی شهر، اما نهفقط بر اساس مشاهدات بلکه به گفته بسیاری از همشهریان و گردشگران، امسال با نوعی شیوه توزیع و نصب غیر کارشناسانه و اصولی مواجه بودیم که باعث شد دقیقاً نقاطی که بهعنوان مرکز ثقل و توجه مردم و گردشگران قرار دارند تقریباً خالی از این جلوهسازیهای بصری باشند.
امسال درمجموع فقط در سهنقطه یعنی آرامگاه بوعلی سینا و باباطاهر و مجموعه فرهنگی- هنری عینالقضات شاهد نصب و جانمایی المان بودیم و در بقیه شهر یعنی پیادهراههای بوعلی، اکباتان و میدان امام (ره) و یکی دو بلوار و میدان ورودی (بهجز یکی دو اثر) شاهد زیباسازی خاصی نبودیم، درواقع بیشترین هزینه برای ساخت اثر نصب شده در آرامگاه بوعلی سینا قرار داشت و بقیه شهر صرفاً باکمی تغییر در رنگ و لعاب، میراث همان احجام، مجسمهها و المانهای سال قبل بودند!
البته با کمال تعجب، میدان امام (ره) و پیادهراه اکباتان نیز باوجود تازه تأسیس بودن و منتهی شدن به بزرگترین میدان هگمتانه؛ میراث تاریخی این کشور اما تقریباً بهمانند بیابانی برهوت خالی از المانها و مجسمههای مفهومی مرتبط بود که باعث تعجب همگان شد، گو اینکه در باقی شهر نیز اتفاق خاصی رخ نداده و هر آنچه مشاهده میشد بیشتر روایت جانماییهای تکراری سال گذشته بود تا بهنوعی شهر خالی از عریضه نباشد. همچنین در محلات و شهرکها نیز بهمانند سالهای قبل (بهجز گلکاری معمول و ابتدایی هرسال در بلوارها) خبر خاصی از زیباسازی نبود که بشود بدان دلخوش کرد.
به اعتقاد بسیاری از مردم و گردشگران، این موضوع نهتنها نشانه فقدان مدیریت و عدالت در تخصیص داشتهها برای زیباسازی مناطق مختلف شهر است بلکه بر این نظریه تأکید دارد که هنوز ما در تفریق و اولویتسنجی انتخاب و جانمایی این داشتهها به هدفگذاری و تصمیم جامعی نرسیدهایم و به گفته برخی، تمام شهر را در آرامگاه و مناطق پر برخوردار خلاصه کردهایم چراکه عمده مسؤولان و میهمانان خاص در این منطقه ساکن و میهمان میشوند.
شاید سخن چندان گزافی نباشد اگر بگوییم که امسال شاهد نوعی تلف شدن فرصتها و توانشهای بالقوه در نمایش استان همدان بودیم درحالیکه بیشترین و وسیعترین عرصهها را مانند میدان و دو پیادهراه برای این امر در اختیار داشتیم.
و اما سخن پایانی
ازآنجاییکه زیباسازی و جلوهنمایی شهری، تبلور ادراک و باورهای هر سرزمین است که ریشه در ارزشها، باورها و مواریث هر اقلیم دارد، بنابراین زنده نگهداشتن آن به حفظ آیینها، ارزشها، باورها و اعتقادات کمک شایانی میکند؛ بیشک توجه به اهمیت این موضوع که بهمثابه دیبای هفترنگ توانشها و ظرفیتهای فراوانی را در خود نهفته کرده نیازمند یک بازشناسی و بازتعریف مجدد از فلسفه زیباسازی و شهرآرایی است که در هر پهنه از ایران رنگ و بویی متفاوت از سایر نقاط دارد.
متأسفانه حاکمیت روحیه انحصارطلبانه و تکمحوری برخی افراد در امر تصمیمگیری و اتکا به خرد فردی موجب میشود نهتنها هزینهها بیش از اینکه صرف نیازهای ضروری شود، به تجملگراییهای غیرضروری اختصاص یابد و محدود و محصور در تنگنظری و سلیقههای فردی شود بلکه بدون توجه به شرایط اقلیمی و با الگوبرداری ناشیانه و غیرکاربردی از الگوها و مفاهیم نامتجانس و بیربط بیشتر حاشیهساز باشد تا متن پرور.
شاید وقت آن رسیده تا باوجود همه تلاشها و کوششها، اما سوزنی هرچند کوچک از نقد بر ساختار برخی تصمیمگیریها به متولیان و تصمیمگیران زد چراکه تصمیمگیری برای انجام برخی امور بیشتر از تلاش برای تهیه اعتبارات و بودجه نیازمند ورود در یک فکر جمعی و عقل همگانی است تا بتوانیم در یک مفاهمه عمومی بیشترین و بهترین دستاوردها را از تلاشها تحصیل کنیم.
بیشک برآیند وجود حلقه جمعی تفکر و تصمیمگیری درنتیجه حضور همه هنرمندان، کارشناسان و صاحبنظران باعث اعتلای مفاهیم و پیامهایی خواهد شد که قرار است بینندگان آن، درک درست و خوشایندی را از مدیریت شهری و عملکردهای آن در این خصوص به ذهن و یادگار داشته و درعینحال بهعنوان مُبلغان گردشگری به دیگران منتقل کنند.
گاهی فراموش نکنیم که با تجمیع همه داشتهها و مواریث فرهنگی، تاریخی و هنری در حلقه خرد جمعی میتوان در کوتاهمدت به جایگاه الگوسازی ارزشی برای دیگر رقبا دستیافت و نه تقلید صرف از آنها که فاقد کمترین تناسب موضوعی با ما هستند.