کوچه جراحها کلاف کور تصمیمگیری
سپهرغرب، گروه شهر - عباس سریشی: تغییر الگوی ساختار مرکز شهر و خیابانهای آن اعم از اصلی و فرعی پس از 86 سال و ایجاد الگویی جدید، قطعاً نیاز به مطالعات عمیق و کارشناسانه دارد!
به اعتقاد کارشناسان و صاحبنظران، طراحی یک شهر فرایندی است که با رویکرد ساختارگرایی به ایجاد اماکن متعدد میپردازد. این طراحی که ساختمانها، فضاها و چشماندازها را در بر میگیرد درنهایت جریانی را به وجود میآورد که به عمران و آبادی شهری کمک میکند، حال اینکه چنین فرایندی از کجا و چگونه آغاز و به کجا ختم میشود پرسشی است که پاسخ آن را باید در ریشهها و اجزای پایهای که یک شهر را تشکیل میدهد، یافت.
و اما درمجموع همه اجزای تشکیلدهنده یک شهر، خیابان (در همه ابعاد خود اعم از تعداد، طراحی، ساخت تجهیز و توسعه و غیره) از جایگاه ویژهای برخوردار است بهنوعی که بهعنوان سادهترین جزء و عنصر فرم شهری نهتنها ساختمانهایی را که در دو سوی آن قرارگرفته را تعریف میکند، بلکه اجتماع نگهدارنده آن را به هم پیوند داده و یکپارچه میکند. درواقع حتی عمدهترین اختلافنظرها در تفکرات طراحی شهری امروزی نیز در حقیقت مربوط به شیوه نگرش به خیابانهاست و نه الزاماً ساختمانها و زیرساختهای شهر.
امروزه درحالیکه خیابانها یکی از مهمترین اجزای پایه در شهرسازی محسوب میشوند اما کمترین و سادهترین نگاهها و توجهها را به خود جلب میکنند؛ برای اثبات این موضوع کافی است که بدانیم به اعتقاد جامعه شناسان زمانی میتوان گفت یک خیابان خوب که سعی میکنیم معنای خیابان و نقش آن در فرایند ارتباطات و تعاملات انسانی، درک ماهیت روابط بین انسان، محیطش و همچنین درک نقش خاص خیابان در این روابط را تفسیر و تبیین کنیم.
درواقع زمانی که شاکله، ساختار و یا جایگاه و نقش یک خیابان را در منظومه یک شهر بفهمیم، قطعاً با آگاهی و منطق مستدلتری دلایل و توجیهات خود را برای اظهارنظر کیفی در مورد خیابانهای خوب یا بد و یا حتی ساخت و حذف آنها تعریف و تبیین خواهیم کرد.
خیابانهای منحصربهفرد در همدان
ازآنجاییکه خیابان بهعنوان یک شریان ارتباطی، اساسترین و زیربناییترین عنصر در ساختار کالبدی هر مجموع شهری است که بر اثر یک نظم قراردادی فضاهای فردی یا جمعی را سازمان میدهد؛ بنابراین نظم همجواری کالبدهای پرجداره و سیمای فضاهای خالی را به وجود میآورد.
درواقع خیابان بهعنوان یکی از اصول کالبدی، سیمای خاصی به شهرها میدهد و مبنایی است برای طراحی شهری و معیاری برای زیبایی آن، گو اینکه عمده صاحبنظران نیز بر این باورند که از دیرباز تاکنون خیابانها محمل و بستری بوده برای بازنمایی و تجلی ارزشهای کالبدی و هنری یک شهر چراکه ساختار خاص شهر همدان نیز بهعنوان یک شهر تاریخی و فرهنگی بیشتر متأثر از نوع طراحی و اصول خیابانکشی و انشعابات آن است که عموماً از میدان مرکزی شهر سرچشمه میگیرد.
بررسیها نشان میدهد که نقشه شهر همدان بیشتر تحت تأثیر میدان مرکزی آن است که حدود یکصد سال قبل (بین سالهای 1309 تا 1312) توسط یک مهندس آلمانی بهنام کارل فریش (بهصورت نقشههای شعاعی بهمانند شهر آمستردام کشور هلند) تهیه و اجرا شدهاست. ساختار این طراحی خاص و منحصربهفرد بهگونهای است که با گذشت نزدیک به یک قرن، اما هنوز این توانش را دارد تا بهواسطه 6 خیابان 30 متری منظم با زاویه 60 درجه موقعیت ارتباطی خود را با گستره شهر بهصورت دایرهوار حفظ کرده و حتی باوجود توسعه ناهمگون شهر طی سالهای متمادی بازهم بهصورت مستقیم و غیر مستقیم شهر را زیر نفوذ خود داشته باشد.
همچنین ساختار این طراحی بهگونهای است که به اذعان بسیاری از معماران شهری و کارشناسان جهانی، در زمان ساخت دارای بیشترین توجه به مؤلفهها و عناصر کالبدی در طراحی یک خیابان خوب بوده؛ چیزهایی مانند توجه به مقوله خط آسمان، جداره (زمینه، ریتم، همردیفی، تداوم، معماری ساختمان، تناسب)، نبش، نشانه، مناظر متوالی، محوطهسازی، عناصر زیستمحیطی، فعالیتهای انسانی، پوشش گیاهی و غیره، مد نظر قرار گرفتهاست.
اگر به عکسهای قدیمی میدان مرکزی همدان نگاهی انداخته شود قطعاً متوجه 6 معبری خواهید شد که در دو طرف آنها درختان کوتاه توت چتری و در باغچههای آن گلهای اطلسی پایهبلند ایرانی کاشته شده بوده، بهنحویکه همدانیهای قدیمی به میدان، گلخانه و به شهر همدان، شهر اطلسیها میگفتند و جالبتر اینکه بهمانند برخی از کشورهای اروپایی، تفرجگاه شهری دوران پهلوی اول تا اواسط پهلوی دوم در همدان همین میدان و خیابانهای زیبای منتهی به آن بودهاست.
اما متأسفانه در پی تحولات شهری و تأکید افراطی بر مدرنیسم، نخستین آسیب به وحدت فرم این مجموعه در اواسط دهه 40 با قطع درختان توت چتری و بر هم زدن فرم معابر 6 گانه وسط میدان صورت گرفت، چنانکه از همان زمان تاکنون دیگر تکلیف رابطه فضای سبز میدان و خیابانهای آن با دیگر عناصر کاربردی این محدوده مشخص نشده و متعاقباً نیز در پی آغاز به پیادهراه کردن این معابر، موجی از مشکلات حاشیهای را نیز به همراه آورد که گرههای فراوانی را بر این کلاف کور اضافه کردهاست.
معادلهای مجهول بهنام خیابان جراحها
در شهر همدان و در تابعی از فرآیند تبدیل 6 خیابان اصلی شهر به پیادهراه، عمده خیابانهای فرعی موجود در این محدوده نیز بهنوعی گرفتار چالشهای عجیبوغریب شدهاند، چراکه اکنون این معابر ناخواسته باید بار سنگینی از تردد، پارک خودرو و انسان را تحمل کرده و بهجای آنها به نقشآفرینی بپردازند؛ البته در همه این خیابانها صرفاً موضوع تردد مطرح نبوده بلکه بعضاً روایت حفظ جایگاه صنفی و تجاری نیز درمیان است زیرا عموماً کسبه و شاغلان آن درصدند تا به هر نحو ممکن و با حفظ تسلط و حاکمیت خود بر این معابر و صدالبته بدون توجه به معیارها و ساختارهای بافت شهری ساختار آنها آنگونه که میخواهند تغییر یا حفظ کنند.
در حال حاضر این موضوع باعث شده تا داستان برخی از این خیابانها و کوچهها بیشتر روایت کلاف کور تصمیمگیریها و تصمیمسازیها، تقابل منافع و حقوق شخصی با عامه باشد چنانکه اکنون وضعیت کوچه جراحها چیزی کم از یک معادله چند مجهولی ندارد و هرکدام از طرف حسابهای آن، سازوکار منفعت خود را کوک میکنند.
موضوع اینجاست درحالیکه بسیاری از کسبه به علت فرسوده بودن مغازه و منازل خود، خواهان صدور مجوز برای بازسازی و نوسازی منازل و مغازهها هستند اما میراث فرهنگی بر اساس نقشه راه خود مبنی بر حفظ بافت تاریخی، مانع از این کار میشود. درعینحال حجم بالای تردد و حملونقل بار به این منطقه نیز باعث شده تا شهرداری نیز به فکر تعریض و اتصال خیابان بیفتد که البته تحقق این امر نیز مستلزم مالکیت برخی ساختمانهای موجود در این مسیر است که در حال حاضر همین موضوع نیز باعث شده تا عدهای ساز عدم تمایل به فروش را به بهانه قیمت پایین کارشناسی مطرح کنند و بر گرههای این کلاف کور بیفزایند.
هر چند برخی دراینبین به دنبال کسب مجوز ساختوسازهای خاص بوده و معتقدند که به حکم مالکیت بر زمین میتوانند هرگونه که میخواهند عمل کنند، اما موضوع این است که این منطقه هم به لحاظ اقتصادی (حضور عمدهفروشان) و هم وجود بافت فرسوده و تاریخی محل تأمل و اعراب دارد و همین موضوع باعث میشود تا نتوان بهصورت همزمان برای آن تصمیم مشخصی را اتخاذ کرد، زیرا از ابتدا تعیین تکلیف آن بهمانند خشت کج اولی بوده که حالا هم انداختن توپ به زمین دیگران اعم از دولتیها و مالکان خصوصی کاری را از پیش نمیبرد.
البته برخی معتقدند ازآنجاکه قرار است تا مدتی دیگر، خیابان باباطاهر نیز به پیادهراه مبدل شود پس وجود خیابان جراحها و توسعه آن نهتنها وضعیت قیمت ملک را در این منطقه به نحو چشمگیری تغییر خواهد داد بلکه باعث میشود که عطش تغییر کاربری، ساختوساز و اصطلاحاً مدرن سازی نیز در این منطقه توسعه یابد.
اما تلاشهای میراث فرهنگی نیز متمرکز بر حفظ این بافت شده و با تمام قوا و به هر شکل سعی میکند تا اصالت آن مورد تعرض، تخریب و تغییر قرار نگیرد و دراینبین حتی برخی مسؤولان تأکیددارند که در اجرای اینگونه طرحها باید ضوابط میراث فرهنگی را مدنظر قرار داد چراکه ضوابط این سازمان بهصورت حاکمیتی است. بااینحال از زمانی که کلنگ توسعه و خیابانکشی توسط شهرداری به این منطقه گیرکرده ناخودآگاه بقیه هم بهنوعی آستین را برای تغییرات بالا زدهاند و حتی شنیدهها حکایت از آن دارد که بعضاً قرارومدارهای خود را نیز با معمار و مهندسها گذاشتهاند و عنقریب نیز به دنبال پیشخرید مصالح، تیرآهن، سیمان و غیره خواهند رفت.
گو اینکه در این خصوص برخی اخبار تأیید نشده حکایت از آن دارد که در پشت پرده و لابهلای این قضیه هم میشود رد پای برخی زد و بندها و اعمالنفوذها را دید که طی آن عدهای از مدتها قبل سعی داشته و دارند تا با دور زدن قانون با برخی متنفذان و رجال سیاسی (البته به نام مردم و حقوق شهروندی اما در اصل به کام خود و تجارتشان) به دنبال حلوفصل موضوع بهصورت ملوکالطوایفی و گرفتن کره و ماهی از آب گلآلود بلاتکلفیها باشند که البته امید است اینگونه نباشد.
این داستان تا کجا پیش میرود؟
درواقع داستان خیابان جراحها در چند سوی نامتجانسی از نگرانی در خصوص بافت خطرساز فرسوده، لزوم حفظ اصالت و بافت تاریخی شهر، حقوق کسب و معاش عدهای از مردم، لزوم توسعه زیرساختهای شهری و عدم قبول مبالغ پیشنهادی برای واگذاری ملک، گرفتار آمده و همین امر موجب شده تا مسؤولان عنوان کنند که فعلاً تا رسیدن به نتیجه قطعی، توافق حقوقی و نیز رعایت الزامات فرهنگی هنوز برای این منطقه تصمیمی گرفته نشده درحالیکه بیشک این حق برخی ساکنان و تجار است که بدانند تکلیفشان با این بافتهای بافت فرسوده چگونه روشنشده و این کاسه چه کنمها چه زمان بر زمین گذاشته خواهد شد؟ گو اینکه اگر حادثهای نیز رخداده و تلفات و خساراتی به بار آید باید بدانند که مقصر کیست و به کدام محکمه عرض حال کنند!
البته نباید از این نکته نیز غافل بود که اصرار به تعیین تکلیف این مسئله (بافت فرسوده) نمیتواند نافی توجه به مقوله بافت تاریخی این منطقه باشد و دست هرکسی را برای اقدام به تعمیر و بازسازی و یا نوسازی بیضابطه باز کند چراکه بر اساس ضوابط، در اینگونه عرصهها ساختوساز مطلقاً ممنوع است و هر اقدامی باید با درخواست مجوز و صدور موافقت و نیز نظارت کارشناسان میراث فرهنگی باشد که البته آنهم فعلاً مقدور نیست.
و اما جدای از مباحث مطرحشده، برخی کارشناسان ترافیک و راهور نیز معتقدند که در پی تبدیل خیابان باباطاهر به پیادهراه، خواهناخواه خیابان جراحها نیز وضعیت دیگری را به خود خواهد گرفت که البته امروزه هم پیشدرآمد نسبتاً کمرنگی از آن را میتوان دید، ایجاد تراکم و تردد خودرو عابران پیاده و نیز مشکلات متأثر از حجم بالای کالا و اصرار به جابجایی آنها توسط کسبه نیز مشکلات خاص خود را دارد که طبیعتاً با اصل خلوت کردن حلقه نخست شهر در تضاد و منافات است که میبایست تصمیمگیران قبل از هر اقدامی به این موضوع نیز توجه خاص داشته باشند.
از منظر کارشناسان، تغییر الگوی ساختار مرکز شهر و خیابانهای آن اعم از اصلی و فرعی پس از 86 سال بهمنظور ایجاد الگویی جدید، قطعاً نیاز به مطالعات عمیق و کاملاً فناورانه یعنی بهمثابه یک شبیهساز سیستماتیک دارد تا حداقل مشکلات اجتماعی و فرهنگی را برای متراکمترین بافت اجتماعی شهر همدان ایجاد کند. موضوعی که امروزه در بسیاری از کشورهای توسعهیافته حتی برای پروژههای بسیار کوچک و کماهمیت نیز از این رویه استفاده میکنند، زیرا مدیران این شهرها بهخوبی میدانند که وجود طیفهای مختلف فرهنگی و اجتماعی بهعنوان مخاطبان اصلی فضای شهری توجه بیشتر به این نکته را ضروری میکند که باید یک مطالعه اجتماعی و فرهنگی قبل و بعد از طراحی و اجرا صورت گیرد تا هم مردم و هم مسؤولان بدانند که هدف نهایی کار چه بوده و اکنون در چه شرایطی است؛ موضوعی که ظاهراً نهفقط در منطقه کوچه جراحها بلکه در هیچکدام از طرحها و پروژههای شهری ما لحاظ نشده و اجرا نمیشود.