بافت فرسوده در دو سویه بیم و امید
سپهرغرب، گروه شهر - عباس سریشی: هرچند عمده کارشناسان و صاحبنظران بر این عقیدهاند که در حال حاضر اکثر شهرهای کشور ما با معضلی به نام فرسودگی بافت روبرو هستند؛ بااینحال نباید فراموش کرد که این موضوع صرفاً مختص به ایران نیست و چرخه تغییرات کالبدی، اجتماعی و زیستمحیطی شهرها باعث شده تا این پدیده به معضلی فراگیر و مخاطرهآمیز برای تمام شهرهای جهان تبدیل شود.
البته وقتی صحبت از مخاطره به میان میآید منظور صرفاً آسیبهای اجتماعی و بروز ناهنجاریها رفتاری نیست بلکه مراد این است که در این بافتها کلیت کیفیت کالبدی و کار کردی زندگی یا کاهشیافته و یا بعضاً مختل شده است و درعینحال این بافتها به دلیل داشتن مشکلات متعدد اقتصادی، اجتماعی، کالبدی، عملکردی، ترافیکی و زیستمحیطی برای کل گستره شهر نیز یک تهدید جدی به شمار میآیند.
همچنین مهمترین ویژگی و در اصل وجه تمایز این بافتها نیز با دیگر قسمتهای یک شهر در نبود امکان نوسازی خود به خودی به دلیل فقر ساکنین و همچنین نبود انگیزه برای سرمایهگذاران به دلیل عدم تضمین برگشت سرمایه است که باعث میشود کمتر کسی به سرمایهگذاری و یا حضور در آن روی خوشنشان دهد.
و اما از دیگر نکات حائز اهمیت در این بافتها موضوع کم برخورداری و متعاقباً محدودیت دسترسی به خدمات شهری است درحالیکه نسبت به سایر قسمتهای شهر جمعیت بیشتری در آن زندگی میکنند که دسترسی آسان، ارزان و قابلقبول به خدمات بهداشتی، درمانی و خدمات آموزشی برای آنها امکانپذیر نیست. در حقیقت دسترسی ساکنان این مناطق به خدمات شهری یا بهشدت با محدودیت مواجه بوده و یا بعضاً حتی ناممکن است.
حالا اما بافتهای فرسوده دیگر به یک معضل ریشهدار و مزمن برای مدیریت شهرها در کشور ما مبدل شده که طی سالهای اخیر بارها و بارها طرحهایی برای نوسازی و رفع معضلات آنها توسط مدیران شهری ارائه و حتی برای مالکان این بافتها نیز بستههای تشویقی تعریفشده، اما به دلیل نبود هماهنگی و تعامل میان شهرداری و دولت هر بار مالکان عطای نوسازی را به لقای آن بخشیده و ترجیح دادهاند در همان خانه قدیمی زندگی کنند. و همین امر باعث شده برخی منتقدان شفاف و بیتعارف اعلام کنند که بهرغم اطلاع از تبعات بعدی اما در این حوزه هنوز عقبماندگی زیادی داریم که روزبهروز نیز بر نگرانیها و دغدغههای آن افزوده میشود.
واقع امر اینجاست که مسئله ( رسیدگی، ترمیم و بازسازی بافتهای فرسوده) سالها است که در سایه غفلت و بیتوجه از سوی دولت و مدیریت شهری و حتی مردم قرار داشته درحالیکه هریک نیز دیگری را مسئول نوسازی معرفی میکنند و نتیجه این میشود که امروزه شرایط برنامهریزی برای احیای 140 هزار هکتار بافت فرسوده در کل کشور که معادل دو برابر مساحت شهر تهران است با مصائب جدی مواجه شده و مهمترین برنامه دولت با عنوان بازآفرینی شهری "امید" برای اجرا، چالشهای بزرگی را فرآروی خود میبیند.
البته دراینبین بخش خصوصی هم به دلیل عدم توجیه سرمایهگذاری، هنوز رغبت چندانی برای ورود به این موضوع نشان نداده و مضاف بر آن بانکها نیز همکاری لازم را انجام نمیدهند. زیرا دستورالعملهایی که باسیاستهای کلی نظام بانکی و چشماندازهای حاکمیت در نوسازی بافت فرسوده تناقض داشته لاجرم باعث بروز روندهای طولانی و بعضاً کند اداری بهخصوص در سطح شعب میشود.
کارشناسان بر این باورند که امروزه فرسودگی و تبعات ناشی از بیتوجهی به آن به یکی از مهمترین مسائل مربوط به فضاهای شهری مبدل شده که باعث بیسازمانی، عدم تعادل و تناسب و بیقوارگی آن میشود. فرآیندی که طی آن کالبد و فعالیت و درمجموع فضای شهری را در کوتاهمدت دچار نوعی دگرگونی، بیسازمانی و افول حیات شهری میکند و حالا قرار است تا ما این بافتها را که عموماً مملو از مشکلات فراوان اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، بهداشتی و... هستند، ساماندهی کنیم. البته ساماندهی ظاهراً سالها است که قانون شده و حتی در برخی جاها نیز کلید خورده اما روندش آنگونه که انتظار میرود جلو نرفته چرا؟ چون بخش عمده این موضوع به باورهایی بازمیگردد که به هر علت هنوز برای بسیاری اعم از مسئولان یا مردم پذیرفتنی و یا دستیافتنی نمینماید.
وضعیت بافت فرسوده در ایران.....
و اما بر اساس اخبار و اطلاعات موجود تقریباً 18 درصد مساحت عرصههای شهری در کشور ما را بافتهای فرسوده تشکیل میدهند که شامل 56 هزار هکتار بافت ناکارآمد شهری، 25هزار هکتار بافت تاریخی و 48 هزار هکتار سکونتگاه غیررسمی بوده و برحسب اتفاق جمعیتی بالغبر 19 میلیون نفر یعنی 30درصد از کل جمعیت کشور را نیز در خود جایدادهاند.
صاحبنظران معتقدند که ماسوای آن بخش از شهر که جزء بافت مرکزی و یا تاریخی محسوب میشود اما گسترش فضایی بیرویه و بدون برنامه شهرهای بزرگ و متوسط کشور در چند دهه گذشته، باعث شکلگیری بافتهای جدید به نام حاشیهنشینی در مجاورت شهرها و متعاقباً حضور جمع کثیری از مردم طبقه متوسط و ضعیف در آنها گردیده که درنتیجه این امر بهتدریج کارکرد و حیات اجتماعی- اقتصادی شهر دستخوش تغییر منفی و متعاقباً موجب حرکت به سمت رکود و فرسودگی شده است.
گو اینکه با درک مشکل و تبعات آن و نیز برحسب قانون نوسازی این بافتها در دستور کار وزارت مسکن و شهرسازی و شهرداریها قرار گرفت اما تجربیات دو دهه اخیر در این زمینه که عموماً نیز بر یکی دو بلوک خاص و یا محور شهری متمرکز بوده نشان میدهد که این ساختار هنوز به راهکار جدی و تجربهشدهای برای تحققپذیر کردن اهداف این امر دست نیافته و این در حالی است که با توجه به پهنه وسیع و بسیار زیاد اینگونه بافتها و نیز تبعات متصوره در خصوص ناپایداری آنها در قبال بروز هرگونه رخداد غیرمترقبه لازم است تا در اسرع وقت نسبت به اتخاذ راهکارهای کوتاهمدت و زودبازده برای برونرفت از این تنگنا اقدام کرد.
البته دراینبین استان همدان نیز از این قاعده مستثنا نبوده و به دلیل وجود خصیصههای چون قدمت تاریخی و مهاجرپذیری دارای گستره وسیعی از بافتهای فرسوده در متن و حاشیه شهرهای خود است که بر اساس آخرین آمارهای ارائهشده در مبحث بازآفرینی هماکنون مساحتی بالغبر 2هزار و 400 هکتار را شامل میشود که در قالب محلات، کویها و شهرکها و سکونتگاههای غیررسمی جمعیتی بیش از دویست هزار نفر را در خود جایدادهاند.
به اذعان کارشناسان وسعت کلی بافتهای فرسوده در شهر همدان درصد بالایی از شهر را شامل میشود. که به تصور برخی این رقم نشانگر وخامت وضعیت موجود است و با توجه به نبود برنامههای توسعه و نوسازی مدون و بنیادین، شهر را در حال حاضر دچار فرسودگی در عرصه کالبدی و عملکردی نموده گو اینکه ادامه این روند نیز در آینده نهچندان دور لاجرم شهر را متحمل هزینههای بسیار سنگین و معضلات و مشکلات عمیقتری نیز خواهد نمود فلذا لزوم توجه و اقدام سریع در خصوص ساماندهی و تعیین تکلیف بافتهای فرسوده شهر همدان امری بسیار ضروری و غیرقابلاغماض است.
البته نباید فراموش کرد که طرح بازآفرینی شهری و بازسازی بافتهای ناکارآمد دارای سویههای متعددی است که تنها یک بعد آن مربوط به نوسازی و بهسازی مسکن میشود گو اینکه اصلیترین و مهمترین موضوع در این روند نیز بحث، جریان و شبکهسازی برای مشارکت خود مردم و مالکین بافتهای فرسوده برای مشارکت و همکاری در بهسازی و نوسازی این بافتها است و لاجرم تا مشارکت مردمی رخ ندهد طرح بازآفرینی شهری نیز آنگونه که انتظار میرود موفق و محقق نخواهد شد.
واقع امر اینجاست تا زمانیکه ساکنان نیز بهصورت خودجوش و البته با توانمندسازی از طریق ارائه تسهیلات دولتی و آگاهیبخشی به آنها حمایت نشوند، مداخله در این نوع بافتها مؤثر نخواهد بود درعینحال باید با توجه به طبقهبندیهای علمی، زمانبندی و اجرای طرحهای فوری و ضربتی، بافتهای فرسوده که احتمال مخاطرات در آنها بیشتر هستند، در اولویت قرار گیرند.
ساختار بافتهای فرسوده همدان.....
اگرچه بر اساس تعریف بافت قدیم آن بخش از شهر را شامل میشود که عمدتاً از ساختاری نامنظم برخوردار بوده و دسترسیهای موجود در آنها عموماً پیاده است و درعینحال قبل از1300 شکلگرفته و امروزه به دلیل فرسودگی کالبدی و فقدان استانداردهای ایمنی، استحکام و خدمات و زیرساختهای شهری علیرغم برخورداری از ارزشهای هویتی از منزلت مکانی و سکونتی پایین برخوردارند.
بااینحال بسیاری از سکونتگاههای غیررسمی و اصطلاحاً حاشیهنشین نیز بهرغم عمر چند دهساله خود ولیکن به دلیل شرایط ناپایدار، جزء بافتهای فرسوده محسوب شده، که لاجرم نیازمند توجه خاص و ویژه در مبحث مدیریت شهر میباشند زیرا بر اساس اظهارنظر کارشناسان و صاحبنظران بررسی وضعیت این بافتها( اعم از قدیمی و حاشیهنشین )بهوضوح نشاندهنده شاخصهای نگرانکنندهای مانند
استفاده از مصالح غیراستاندارد و کمدوام
پایین بودن سطح رعایت اصول و ضوابط فنی و مهندسی در ساختوساز
باریک بودن عرض معابر و شبکههای دسترسی در بافتهای فرسوده و ایجاد مسئله در امر امداد و نجات
عدم وجود تأسیسات پایه شهری ازجمله شبکههای اطفای حریق وامداد و نجات
فقدان و نقص در تأسیسات زیربنایی و پایه
فشردگی بافت و کوچک بودن مساحت پلاکها
بالابودن تراکم شهری و ساختمانی در یک محدوده کوچک
استقرار عمده افراد با درامد پایین و یا ناهنجار و در محدوده این بافتها
و کمبود سرمایهگذاریهای زیرساختی و تمایل به انجام آن در محدوده این بافتهاست که همین مشخصهها باعث میگردد تا میزان مقاومت و تابآوری آنها در قبال بروز هرگونه رخداد و یا حادثه غیرمترقبه به پایینترین سطح کاهشیافته و درعینحال در مواقع بروز بحران نیز روند کمکرسانی و مبحث امداد و نجات را با کندی و مشکلات فراوانی همراه سازد. موضوعی که شاید برآیندهایی هرچند کوچک از تبعات خود را در پی لرزشهای سال گذشته و سیلاب امسال در قالب ریزش خانهها و دیوارها به ما نشان داد.
در این خصوص صاحبنظران بر این عقیدهاند که مراحل شناخت و بررسی میزان آسیبپذیری بافتهای فرسوده شهری باید بر اساس مؤلفههایی چون ارزیابی و ترسیم نقشه مخاطرات،شناسایی اجزای در معرض خطر،تعیین اثرات احتمالی خطر،تعیین تواناییهای مطلوب درزمینه پاسخ به بحران و تعیین اولویتهای برنامه کاهش خطر تعریف گردد که با این توصیف کلان از چارچوبهای حاکم بر مدیریت بحران و مفاهیم بافتهای فرسوده شهری متأسفانه باید اعتراف کرد که به دلیل فقدان یک نگاه جامع، مؤثر و کاربردی در حال حاضر بسیاری از مناطق بافت قدیمی و حاشیهای همدان در زمره نقاط خطرناک و در معرض تهدید قرار دارند که تاکنون نیز برنامهریزی دقیق و حسابشده و یا سناریوی جامع و مشخصی را برای نحوه و کیفیت تأمین ایمنی و نیز روند امدادرسانی و نجات برحسب جمعیت و گستره محیط حادثهدیده تعریف و یا پیشبینینشده است.
و البته فرقی هم نمیکند این مبحث پیرامون بافت مرکزی شهر، جولان، کلپا و اکباتان باشد یا حاشیهنشینهای پرجمعیتی مانند ولیعصر، خضر، اسلامشهر و... زیرا هرکدام از بافتهای فرسوده شهری همدان بهواسطه شرایط ویژه و خاص خود دارای آسیبپذیریهای بسیار متنوع و بالایی هستند که پتانسیل و ارزیابی خطر حاکم در این بافتها نشاندهنده ضرورت توجه و اهتمام به آنها است.
پیشگیری مقدم بر درمان...
اگرچه در قوانین و مقررات بالادستی کشور و باهدف استفاده از تمامی پتانسیلهای موجود برای مقابله با حوادث احتمالی و پیشاندیشی برنامهها و اقدامات لازم در این زمینه به موضوع مدیریت بحران در بافتهای فرسوده توجه جدی شده که احصاء آنها ترسیمکننده چشمانداز و نگاه استراتژیک به این موضوع در بافتهای فرسوده شهری است، بااینحال شکی نیست که به دلیل شرایط ناپایدار احتمال بروز خسارات جانی و مالی در این بافتها و به نسبت دیگر نقاط شهر در پی بروز هرگونه حادثه غیرمترقبه بهمراتب بالاتر خواهد بود که لاجرم کارایی و پویایی سیستم مدیریت بحران و ارائه خدمات ایمنی وامداد به شهروندان ساکن در این بافتها نیز شرایط خاصی را طلب مینماید.
کارشناسان بر این عقیدهاند که جدا از بحث پیشگیری و اقدام در خصوص ایمنسازیهای بنیادین و پیشدرآمدی اما بهطور خاص و در برنامهریزی و تعریف استراتژی کلان برای مدیریت بحران در بافتهای فرسوده شهری باید به دو موضوع مدیریت بحران یعنی سازماندهی (در جهت، برنامهریزی، استفاده بهینه از منابع، مهارتهای تخصصی کسب آمادگی) و همچنین اجزاء سیستم مدیریت بحران شامل (آمادگی، پیشگیری، کاهش اثرات و بازتوانی بازسازی) توجه شود که کاربست این دو بهصورت همزمان میتواند مبنای تعریف راهکارهای میانمدت درزمینه مدیریت بحران در بافتهای فرسوده باشد.
البته شکی نیست که حصول این خواسته نیز زمانی محقق خواهد شد که بهدوراز هرگونه گرفتار آمدن در نظام بوروکراتیک اداری و حرکات نمایشی غیرکاربردی از هماکنون و به معنای واقعی به دنبال ایجاد بستر و فرصتی برای به فعلیت رساند آنها باشیم که در زمان حادثه حقیقی سازمانها و نهادها متولی بتوانند تا در بالاترین سطح هماهنگی با یکدیگر و کمترین مشکل و اصطکاک به یاری و نجات وامداد حادثه دیدگان بشتابند.
بیشک هدف از این موضوع ارائه یک دستور کار مشخص و طرح کلی از نیازهای عمده و اساسی در راستای مقابله با بحران هست که سیستم مدیریت بحران باید خود را به آنها تجهیز نماید تا بتوان سامانهای کارآمد برای مقابله با حوادث احتمالی در بافتهای فرسوده و نا مقاوم شهری ایجاد نماید.
درعینحال نباید از این حقیقت نیز غافل بود که اولین قدم برای کاهش هزینهها و خسارات احتمالی توجه حداکثری به بحث پیشگیری در قالب جلوگیری از گسترش و یا ادامه روند استفاده از بافتهای فرسوده و مشکلدار و تأکید بر مقاوم و اصولی سازی بناهاست که نیل به این مقصود نیز مستلزم فراهم نمودن ابزارهای حقوقی مناسب (اصلاح و تکمیل قوانین و مقررات) برای مداخله در بافت فرسوده فرهنگسازی و آگاهیبخشی به مردم در برابر مخاطرات موجود در بافتهای فرسوده از طریق تعریف مفاهیم ایمنسازی، تعادل بخشی، حیاتبخشی، ظرفیتسازی جذب، تأمین و ارائه تسهیلات دولتی و اعتبارات مالی خصوصی برای کمک به ساکنان در بهسازی، بازسازی و نوسازی بافتهای فرسوده توزیع ارزشافزوده و همچنین ایجاد شرایط پایدار اقتصادی در نوسازی و بهسازیهای بافتهای فرسوده برای ساکنان جلوگیری از غیبت شهروندان در طول مداخله در بافتهای فرسوده با ایجاد احساس تعلق و خاطره در شهروندان پاسخگو بودن به شهروندان و ساکنان در فرآیند تهیه تا اجرای طرحهای مربوط به بافتهای فرسوده است.