نقش پررنگ مدیریت شهری در تقویت احساس امنیت شهروندان
سپهرغرب، گروه شهر - طاهره ترابیمهوش: عراقچیان عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا همدان در تبیین عوامل موثر بر احساس امنیت شهروندان گفت: نقش مدیریت شهری در این مقوله پررنگتر است زیرا زمانی که پروژهای بهعنوان طرح شهری با عناوینی همچون باز زندهسازی در بافتهای قدیمی و یا اجرای طرحی در بافتهای جدید به اجرا درمیآید یکی از مباحثی که باید از سوی مهندسان شهرساز چه در طرحهای جامع و چه در طرحهای تفصیلی و حتی در مقیاس محلات موردتوجه قرار گیرد مسئله امنیت شهری به لحاظ فیزیکی و ذهنی است
بهطور مشخص، امنیت در فضاهای عمومی یک شهر، سرزندگی و پویایی فضا را به دنبال خواهد داشت که نمود آن را میتوان در حضور فعال مردم، خلق فرهنگ تعاون و تعامل، کاهش استرس و نگرانی، حضور گروههای مختلف سنی و جنسی و حیات شبانه مشاهده کردامنیت بهعنوان یکی از مؤلفههای اصلی کیفیتبخشی به فضاهای عمومی از جایگاهی ویژه برخوردار است، چنانکه اگر در فضایی تمامی اصول طراحانه رعایت شده باشد اما به لحاظ امنیت شرایط مناسبی نداشته باشد، نمیتواند موفق عمل کند.
حضور طیف گستردهای از افراد در فضاهای عمومی، توجه به توقعات متنوع آنها را الزامآور میکند، پس در طراحی یک فضای عمومی باید به نحوی عمل کرد که نیازهای حداکثر مخاطبان بیجواب نماند؛ فضاهایی چون بازارها، میدانها، مانَکها، خیابانها و غیره، ازجمله فضاهای عمومی هستند که با طیف وسیعی از مخاطبان روبرو هستند.
در عصر حاضر، محیطهای نامطلوب شهری، مشکلات بسیاری را برای امنیت شهروندان ایجاد کرده و در رشد آسیبهای اجتماعی مؤثر بودهاند، با گسترش این آسیبها، امنیت رنگ میبازد و بر میزان جرم افزوده میشود. مردم در کنشهای اجتماعی محتاطانه عمل میکنند و با هر اتفاقی، ترس و دلهره آنان دوچندان میشود و درنتیجه احساس ناامنی میکنند نکته حائز اهمیت آن است که بسیاری از عوامل مؤثر در امنیت شهری را میتوان منتج از شرایط کالبدی آن دانست بهطوریکه فقدان روشنایی مناسب، آلودگی و اغتشاش بصری، ترافیک و غیره ازجمله عوامل کالبدی هستند که بر امنیت فضا تأثیر میگذارند. با توجه به مطالب مطرحشده بر آن شدیم تا در این خصوص گفتوگویی را با محمدرضا عراقچیان، عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلی سینا بهصورت پرسش و پاسخ داشته باشیم که در ادامه میخوانید:
کالبد و محیط شهری تا چه میزان میتواند در احساس امنیت شهروندان مؤثر واقع شود؟
امنیت، مفهومی دارای دو بعد ذهنی و عینی است که از بعد عینی، امنیت به معنای ایجاد شرایط و موقعیت ایمن برای حفاظت و گسترش ارزشهای اصولی و حیاتی استنباط میشود و از بعد ذهنی، ممکن است هیچ اتفاق خاصی در شهر نیفتاده باشد اما ما در ذهن خود با یک آشوب و نگرانی مواجه باشیم که البته وجود این امنیت نیز ضروری است؛ یعنی ما باید به لحاظ ذهنی آمادگی و امنیت را دارا باشیم حتی اگر در جامعه امنیت فیزیکی وجود نداشته باشد.
آنچه بهعنوان کالبد از آن یاد میشود و نقشی که در ایجاد امنیت ایفا میکند در دو مقوله معنا دارد؛ نخست موضوع فیزیکی آن است چنانکه در شهر، کالبدی با رنگهای روشن، نور فراوان و با ارتفاع اندک و نیز با عرضهای متوسط میتواند احساس امنیت را تقویت کند و در کنار آن خوانایی مسیر و معبر از دیگر مواردی است که این مهم را تقویت میکند بدین معنا که مسیرها و معابر بهصورت مستقیم در شهرها ایجاد شود و ابهام و گنگی برای انتهای آنها نتوان تصور کرد تا به لحاظ جغرافیایی فرد بتواند بهراحتی مسیر خود را پیدا کند.
حالآنکه برای ما انسانها تنها وجود امنیت فیزیکی کافی نیست زیرا ذهن افراد همواره درگیر اتفاقهایی بوده که ممکن است روزی به وقوع بپیوندد که البته احتمال دارد این اتفاقها هیچگاه رخ ندهد. بهعنوان مثال ممکن است فردی در کودکی زیر دالانی در شهر از چیزی ترسیده باشد این فرد در بزرگسالی نیز همواره در مواجهه با اینگونه سازه همواره در ذهن خود احساس ترس را دارد، بنابراین آنچه احساس امنیت روانی را برای ما در بافتهای شهری ایجاد میکند خاطرات خوش است؛ یعنی ما باید در طراحی شهری بهگونهای عمل کنیم که در مباحث مرتبط با امنیت روانی، خاطرات خوش در ذهن شهروندان زنده و پابرجا باشد.
اما در حوزه شهرسازی علاوه بر آنچه پیشتر به آن اشاره کردم عوامل دیگری همچون سابقه جرم و جنایت و نیز محله و محدودههایی که جرمخیزی دارند، میتوانند در احساس امنیت مؤثر واقع شوند. بهعنوان مثال همواره ما از مناطقی که بهعنوان مناطق جرمخیز از آنها یاد میشود واهمه داریم این واهمه و ترس، هم فیزیکی است و هم ذهنی؛ بنابراین بخشی از امنیت به کالبد شهری ربط پیدا نمیکند بلکه به مباحث اجتماعی، اخلاقی و حتی اقتصادی مربوط است.
درواقع اگر شما در یک محدودهای واقع شوید که شنیدههای شما حاکی از جرمخیزی آن منطقه داشته باشد بهطور ناخودآگاه هم به لحاظ احساسی و هم به لحاظ جسمی احساس عدم امنیت میکنید و بالعکس، پس مقوله امنیت در شهرها بسیار پیچیدهای است، حتی میتوان برای این مقوله نوع مذهبی نیز در نظر گرفت مثلاً اگر شما در محدوده خاصی از شهر این اطمینان را داشته باشید که اهالی به لحاظ مذهبی از اعتقاد (ملاک مسلمان و یا غیرمسلمان بودن نیست) بالایی برخوردارند احساس امنیت بیشتری خواهید داشت و یا در مثالی ملموستر تاکنون از خود پرسیدهاید که چرا در ماه مبارک رمضان احساس امنیت بیشتری در ما وجود دارد این احساس نشأت گرفته از همان فضای مذهبی است، چراکه افراد در این ایام از روحیه مذهبی بالاتری برخوردارند و یا اینکه در شبهای احیا ممکن است فرد در ساعت دو و سه بامداد نیز بهتنهایی با آرامش خیال در معابر رفتوآمد کند حالآنکه در مواقع عادی این امکان وجود ندارد و یا اینکه بهتنهایی نمیتوان این موقع شب بیرون بود. پس میتوان گفت که مذهب و اجرای مراسمهای مذهبی نیز در ایجاد احساس امنیت در بافتهای شهری مؤثر است.
البته برای ایجاد امنیت واقعی در شبهنگام وجود نور و نورپردازی و نیز کاهش فضاهای دنج، ایجاد فضاهای خوانا و مثبت در تقویت امنیت مؤثر است.
به نظر شما کدام عامل موجب شده باوجود اینکه همدان جزء شهرهای امن محسوب میشود مردم طبق اسناد و مقالات علمی موجود از احساس امنیت کمتری برخور باشند؟ چه مؤلفههایی را باید مدنظر قرار داد که این احساس امنیت در شهروندان همدانی تقویت شود؟
اگر مسئله امنیت فیزیکی باشد که بنده بهشخصه معتقدم در روز با هیچگونه مشکل امنیتی مواجه نیستیم؛ به تعبیری همه اقشار جامعه بهصورت فعال در ساعات روز در شهر بدون هیچ واهمهای تردد میکنند.
اما اگر منظور ساعات بعد از اذان مغرب باشد این عدم احساس امنیت را میتوان در بافتهای شهری که دارای پیچیدگی معابر، کمبود نور و فضاهای گنگ و مبهم هستند دید، پس باید در اینگونه مناطق سطح روشنایی معابر را بیشتر و با آرایش فضای سبز از ایجاد فضاهای گنگ و دنج جلوگیری کرد، همچنین از نورهای با رنگ روشن در معابر و نیز نماهای ساختمانی استفاده شود چراکه حتی نوع نور نیز میتواند تداعیکننده احساس امنیت و بالعکس باشد؛ چراکه استفاده از رنگهای آبی، بنفش و قرمز در فضای شهری اضطرابزا است پس در فضاهای شهری باید از رنگهای آفتابی و مهتابی استفاده کرد.
البته ذاتاً تاریکی در فضای شهری به دلیل کاهش دید و درنتیجه کاهش خوانایی محیط، عدم امنیت را در ذهن تداعی میکند و حتی این مسئله در دین ما نیز موردتوجه بوده بهطوریکه در احادیث و روایات آمده که در تاریکی به گورستان رفتن مکروه است.
نقش مدیریت شهری و نیروی انتظامی را در ایجاد احساس امنیت چگونه ارزیابی میکنید؟
به نظر بنده نقش مدیریت شهری در این مقوله پررنگتر است زیرا زمانی که پروژهای بهعنوان طرح شهری با عناوینی همچون باز زندهسازی در بافتهای قدیمی و یا اجرای طرحی در بافتهای جدید به اجرا درمیآید یکی از مباحثی که باید از سوی مهندسان شهرساز چه در طرحهای جامع و چه در طرحهای تفصیلی و حتی در مقیاس محلات موردتوجه قرار گیرد مسئله امنیت شهری به لحاظ فیزیکی و ذهنی است.
برای نمونه اگر کوچه، دارای پیچوخم بسیاری باشد این کوچه نهتنها در شب بلکه در روز هم برای افراد کم سن میتواند احساس عدم امنیت را ایجاد کند، بنابراین مدیریت شهری باید در وهله نخست توجه ویژهای به ایجاد امنیت شهری داشته باشد تا در این بستر، نیروی انتظامی بهعنوان سازمانی که درواقع وظیفه ایجاد امنیت را بر عهده دارد بتواند مؤثر واقع شود.
البته در خصوص عملکرد پلیس، دو رویکرد جامعهشناسی مطرح است؛ نخست اینکه آیا حضور بیشتر نیروی انتظامی در معابر شهری نشان از امنیت است یا عدم امنیت؟ بنابراین در پاسخ به این سؤال باید به مباحث اجتماعی پرداخت زیرا بنده بنا به تجربهای که از حضور در کشورهای مختلف دارم به این مسئله پی بردم که لزوم حضور پلیس بیانگر امینت نیست بلکه ممکن است تداعیکننده عدم امنیت در ذهن افراد باشد.
در دنیای امروز شاهد آن هستیم که حضور فیزیکی مأموران روزبهروز در سطح شهرها کمرنگتر و درعینحال از فنّاوریهای نوین همچون دوربینها و نیز تجهیزات کنترل از راه دور استفاده میشود؛ البته هنوز جامعه ما آمادگی حذف صددرصدی حضور فیزیکی نیروی انتظامی را ندارد اما باید بهتدریج مدل حضور مأموران انتظامی را در بافتهای شهری تغییر دهیم.
هرچند باید به این نکته نیز توجه کرد که احساس امنیت در اقشار مختلف بروز و ظهور متفاوتی دارد؛ برای مثال اگر یک خانم بخواهد شبهنگام بهتنهایی در معبری حرکت کند ممکن است از احساس امنیت لازم برخوردار نباشد اما همین خانم اگر همراه محارم خود باشد با آرامش خیال میتواند طی مسیر کند، پس یکی از عواملی که میتواند احساس امنیت را تقویت کند حرکت و تردد بهصورت گروهی است.
از طرفی این یک واقعیت است که ما با هر جنس و سنی در هر زمان نمیتوانیم در هر نقطه از شهر حضور پیداکرده و درعینحال احساس امنیت را طلب کنیم، بهعنوان مثال لزومی ندارد که یک خانم شبهنگام تنها در پارک باشد زیرا حضور وی میتواند خود بهعنوان عامل تحریککننده باشد.
البته این رویکرد مختص ایران نیست بلکه در کشورهای دیگر نیز وضعیت به همین منوال است؛ یعنی در حوزه امنیت شهری، جنس، سن و قشر افراد موردتوجه است و نمیتوان انتظار داشت که برای همه اقشار بدون در نظر گرفتن شاخصهای عنوانشده امکان حضور در نقاط مختلف شهر بهصورت 24 ساعته مهیا باشد چنانکه در برخی از کشورهای اروپایی محلاتی وجود دارد که حتی امکان تردد پیاده افراد حتی بهصورت گروهی شبهنگام امکانپذیر نیست درحالیکه به نظر بنده ایران حتی در شب نیز جزء کشورهای امن دنیا است.
یکی از مباحثی که میتواند در تقویت احساس امنیت مؤثر واقع شود حضور به تعداد و بهموقع حملونقل عمومی بهویژه در شبهنگام است نظر شما دراینباره چیست؟
حملونقل عمومی تابعی از تقاضا است؛ یعنی اگر در محلهای تا ساعت 24 شب تقاضای سفر وجود داشته باشد طبیعتاً مدیریت شهری نیز برای تأمین این نیاز تلاش خواهد کرد اما در محلات مختلف شهر همدان شاهد آن هستیم که بعد از غروب آفتاب، شهر نیز خاموش میشود، پس هزینه اضافی به مدیریت شهری وارد میشود اگر بخواهد حملونقل عمومی را فعال نگه دارد.
البته در کلانشهرها و نیز شهرهای 24 ساعته همچون تهران، حملونقل عمومی و مترو نیز دارای ساعت خاصی است و میتوان از سیستم حملونقل عمومی همچون آژانسها و تاکسیهای اینترنتی برای تردد در شب استفاده کرد.