پیادهراه اکباتان، بیرونقتر از همیشه
سپهرغرب، گروه شهر - عباس سریشی: کارشناسان معتقدند که مدیران و مجریان در راستای توسعه اقتصادی، مسکونی، ترافیکی و..شهرها در سالهای اخیر دست به اقدامات متنوع و متعددی در قالب پروژههای شهری زدهاند که لاجرم چهره و مناظر جدیدی را برای شهر ایجاد کرده. درعینحال آسیبشناسیهای انجامگرفته نیز موئید این امر است که ویژگیهای مثبت و منفی بسیاری در این پروژهها وجود دارد که میتوان آنها را در چهار موضوع اصلی یعنی تعریف پروژه، برنامهریزی و طراحی،اجرا و ارزیابی و بازنگری بهنقد و بررسی پرداخت.
دراینبین عدم توجه به اولویتها و ضرورتهای پیشبینیشده در طرحهای بالادست و نیز برنامهمحور نبودن روند تعریف پروژه از آسیبهای برجسته موجود در این طرحها محسوب میشوند.
ایشان همچنین بر این عقیدهاند که در برنامهریزی و طراحی پروژهها، آسیبهایی در روند انتخاب مشاوران برنامهریزی و طراحی و نیز نظارت بر عملکرد آنها وجود دارد که شاید تا امروز کمتر به آنها توجه شده بهعلاوه فقدان و یا عدم استحکام پیوستهای مختلف اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی نیز در این میان موضوعی است که همیشه در حالت غفلت و بیتوجهی قرار داشته و البته در امتداد این پروسه ضعف مشارکت مردمی در فرآیند تهیه و تصویب برنامهها قرار دارد که جزء نقاط ضعف عمده پروژههای شهری در کشور و بهصورت اخص استان ما محسوب میشود.
البته در بخش اجرا هم عدم تبیین نظام تحققپذیری و شفافیت پروژهها محل تحلیل و نقد دارد و اینکه در مرحله بازنگری و ارزیابی نیز عدم وجود شاخصهای ارزیابی و یا فقدان سازمان ناظر بر این بازنگری هم از دیگر مسائلی هستند که باعث میگردد نقاط قوت و ضعف این پروژهها مشخص نشود که بیشک توجه و اهتمام به نقد و تحلیل ساختاری این موضوعات میتواند به راهکارهایی عملی و واقعی برای ارتقای کیفی پروژهها در همه عرصهها کمک کند.
به اعتقاد صاحبنظران توجه به این چهار گام در اجرای پروژههای شهری زمانی ضرورت پیدا میکند که باور کنیم مدیریت شهری، صرفاً مدیریت طراحی و ساخت یک یا چند پروژه نیست و شهر را نمیتوان صرفاً به مجموعهای از سازههای زیرساختی و یا مسکونی و تجاری بیروح و بتنی منحصر و محدود دانست زیرا آنچه شخصیت و هویت شهر را شکل میدهد ( بافت) اجتماعی، زیستمحیطی، اقتصادی، فرهنگی و کالبدی آن است که بدان مفهوم و زندگی میبخشد.
این سخن بدان معناست که بیتوجهی و یا فقدان مطالعات و ارزیابیهای اجتماعی و فرهنگی طرحها و پروژههای شهری با توجه به نوع ارزشها و هنجارهای اجتماعی در میان گویشها، اقوام، اقلیتهای مذهبی و ترکیبهای جمعیتی متنوع در یک استان و یا شهر لاجرم، موجب بروز تغییرات نامطلوبی در بسیاری از وجوه هویتی آن میشود. فلذا ازاینروست که ارزیابی تأثیرات اجتماعی و فرهنگی حفظ و عدم آسیبرسانی به تنوع فرهنگی جوامع در اینگونه فرایندها باید بسیار موردتوجه قرار گیرد.
گو اینکه غفلت و یا کمتوجهی به همین اصول است که باعث شده خواسته و ناخواسته و یا حتی دانسته بسیاری از پروژههای شهری در همدان با آسیبها و زاویهسازیهایی متضاد و متفاوت با متن و بافت فرهنگی و اجتماعی اصیل آن مواجه و دستبهگریبان گردد.
*یکدست با انگشتهای متفاوت...
و اما هرچند طرح پیادهراهسازی 6 خیابان اصلی منتهی به میدان مرکزی شهر همدان با نوعی الگوگیری از دیگر شهرها موضوعی بود که در سال 1383( زمان بازنگری طرح تفصیلی شهر همدان )مصوب و اجرای آنهم از سال 1385 و بر اساس مصوبه شورای عالی شهرسازی و معماری موردتوجه جدی قرار گرفت ولیکن تحقق عملی آن به دلیل فقدان بررسیها و تحلیلهای کارشناسانه در ابعاد مختلف تا همین چند سال قبل همچنان معلق مانده بود
معالوصف پس از کشوقوسهای فراوان درنهایت و در دوره چهارم شورای شهر اجرای این پروژه عظیم و نسبتاً پرهزینه از خیابان بوعلی کلید خورد و در ادامه خیابان اکباتان و سپس میدان مرکزی شهر را نیز در برگرفت. البته در طرح تفصیلی شهر نه فقط این دو مسیر بلکه تمام خیابانهای منتهی از رینگ اول بهصورت پیادهراه دیدهشده فلذا دیرزمانی نخواهد پایید که شاهد انجام عملیاتهای عمرانی و ساختوساز گسترده در همه این مسیرها باشیم.
البته آنگونه که از سوی مسئولان و مجریان( اعم از پیشینینان و حاضران ) عنوان گردیده هدف از اجرای این طرح تحقق موضوعاتی از قبیل بازگرداندن هویت تاریخی میدان مرکزی و 6 خیابان اصلی شهر، احیاء بافتهای فرسوده و ناکارآمد، تمرکززدایی از هسته مرکزی شهر، بازیابی هویت و حفظ بافتهای تاریخی، تسهیل و افزایش ضریب ایمنی تردد افراد پیاده در این معابر، رونق اقتصادی، ارتقاء کیفیت زیستمحیطی شهر، ایجاد نشاط و سرزندگی در شهر، افزایش تعاملات اجتماعی و گردشگر پذیری، انتقال وسایل حملونقل عمومی به پارکسوارها و نظمبخشی به شهر و پس گرفتن معابر از خودروها و.... است که سعی شده در این فرایند عظیم و با استفاده ازنظرات کارشناسان و خرد جمعی همه ابعاد و سویههای مرتبط به آن اعم از مباحث فرهنگی، تاریخی، اقتصادی اجتماعی و... هم مدنظر قرار گیرد.
هرچند دور نمای کلی این طرح و نیز هدفگذاریهای آن بسیار زیبا، آرمانی و جامعنگرانه بوده و این انتظار هم میرود که درنهایت ساختار و جلوه زیباتر و مقبولتری ازآنچه هست به چهره کهن شهر همدان بدهد معالوصف از این واقعیت نیز نباید غافل بود که بهرغم پیشرفتهای چنددرصدی صورت گرفته در حوزه ساختوساز اما نهتنها هنوز شاهد عینیت یافتن تمام و یا بخشی از دستاوردهای تعریفشده در حوزههای اجتماعی، هنری، اقتصادی و... در آن نیستیم بلکه گاهی اوقات حتی شاهد پس رفت و کمرنگ شدن جایگاه برخی از این موضوعات و مباحث هم در مسیر توسعه بودهایم که از هماکنون نگرانی و دغدغههای فراوانی را برای شهروندان به وجود آورده است.
در این خصوص صاحبنظران معتقدند که هرچند بهصورت معمول و درروند طرحها و پروژههای شهری، فرصتها و موانعی در مجموعه اعتقادات، ارزشها، هنجارها و رفتار افراد تحت نفوذ اقدام مداخلهای (پروژهها)، شکل میگیرد که هم میتواند موجب افزایش بهرهوری گردد و هم بهعنوان مانعی در برابر اجرای فعالیتها باشد، بااینحال بسیار ضروری است تا همه افراد اعم از مدیران و یا شهروندان نسبت به تغییرات اجتماعی ناشی از تأثیرات برنامهها و اقدامات مداخلهای آگاهی داشته و برای بهبود بهرهوری از پروژه در فرایند تصمیمگیری و اجرای برنامهها مشارکت فعالانه داشته باشند. موضوعی که مصداق عینی بیتوجهی به آنها را میتوان در برخی پروژههای شهری (بهصورت اخص طرح پیادهراهسازی )دیده و حس کرد.
البته اینکه در جریان مدیریت شهری و به فراخور تغییر کاربریهای فضایی ممکن است تغییرات اجتماعی و یا استحالههایی نیز رخ دهد امر چندان عجیبی نیست کما اینکه در همان بدو طرح پیادهراهسازی خیابان بوعلی نیز بسیاری از مردم و حتی مغازهداران از اجرای طرح و برخی تبعات آن نگران بودند که البته بعدها نیز این موضوع تا حدودی رفع شد چراکه نوع فرهنگ حاکم بر پیادهراه بوعلی و ساختار اقتصادی و اقبال عمومی مردم به حضور در آن با بقیه خیابانها فرق داشت.
بااینحال اما متأسفانه در خصوص پیادهراه اکباتان این موضوع در یک چرخش 180درجهای حالتی دیگر به خود گرفته و نهفقط در بحث فرهنگی و اجتماعی بلکه در موضوع اقتصادی و درآمدزایی نیز در مسیری کاملاً متفاوت با پیادهراه بوعلی قرار گرفت و این بدان معناست که نه باید و نه میتوان برای این طرح که در دو مسیر مجزا اجراشده یک نسخه مشترک نوشت. البته این امر در خصوص دیگر خیابانها نیز صدق میکند بهرغم یکپارچه بودن فضای اجرایی این پروژه اما لاجرم برحسب نوع ساختار اقتصادی، فرهنگی، تاریخی و درمجموع بافت اجتماعی حاکم بر هرکدام از مسیرها لاجرم باید نگاهی منتزعانه داشته و برای هرکدام، یک سناریوی کاملاً جداگانه و متفاوت نوشت.
*دستاورد پیادهراه اکباتان چه بود؟
واما برخلاف پیادهراه بوعلی که هرروز شلوغ و شلوغتر میشود اما پیادهراه اکباتان بهرغم هزینهکردی نسبتاً زیاد و مشابهسازی حداکثری با بوعلی اما گویا چندان مورد اقبال عمومی قرار نگرفته و همچنان خلوت مانده بدین معنا که نهفقط کمتر کسی حاضر به سرمایهگذاری اقتصادی در آن شد بلکه حتی رهگذران هممیل و رغبت چندانی به حضور در آن ندارند
البته این موضوع قبلاً توسط برخی از مدیران پیشبینی و حتی عنوان نیز شده بود که ممکن است در اجرای این طرح و متعاقباً ساماندهی شاغلان آنکه عموماً نیز دستفروشان خیابانی هستند با فشارها و مشکلاتی مواجه شویم اما درنهایت با درایت و تجربه این طرح با موفقیت اجرا و باعث رونق این مسیر خواهد شد اما...!
حالا اما مدتهاست که اکباتان نیز پیادهراه شده اما بندرت میتوان حضور چشمگیر مردم را در آن (و بهمثابه مسیر مقابلش یعنی بوعلی )دید. اینکه اینجا نه شور و نشاط تجارت و بده بستان رواج دارد و نه بهانهای برای حضور مردم چراکه بهرغم تغییرات ظاهری اما بافت اجتماعی آن تقریباً با همان حالت، شکل و شمایل قدیمی خود که مشتمل بر جولان دستفروشان و مالخرها و یا برخی مشاغل نهچندان پرمشتری است باقیمانده.
واقع امر ایناست که حتی نوع ساختوساز و اصطلاحاً کفسازی و مبلمان آن نیز حرف خاصی برای گفتن ندارد گو اینکه اگر به انتهای بنبستی آن نیز نزدیک شوید جز معدودی مغازه و ساختمان مخروبه و فضای خاکستری دلگیر چیز دیگری هم برای دیدن وجود ندارد که بخواهیم به آن دلخوش باشیم و البته این نیز در حالی است که بزرگترین سرمایه و پتانسیل جذب گردشگری شهر همدان یعنی مسجد جامع و بازارها سنتی، کاروانسراها و سراها و یا مجموعه وزین و تاریخی هگمتانه نیز در همین مسیر قرارگرفته است.
فضای فرسوده و کمتحرک، فقدان جاذبههای بصری، حاکمیت نوعی فرهنگ روستایی و صدالبته رواج مشاغل پیشپاافتاده بهموازات ادامه ناهنجاریهای قدیمی آن مثل مواد فروشی و مالخری و یا حضور چهرههای معنادار و قانونگریز و... تمام داشتههای یک پیادهراه پرهزینه است که روی دست شهر مانده است.
موضوع اینجاست که ما ظاهر اکباتان را تغییر دادیم اما هرگز نتوانستیم و شاید هم نخواستیم که ماهیت و ساختار فرهنگی حاکم بر آن را نیز تغییر دهیم حالا اینجاست که وقتی میگوییم فقدان مطالعات و ارزیابیهای اجتماعی و فرهنگی طرحها و پروژههای شهری با توجه به نوع ارزشها و هنجارهای اجتماعی در میان گویشها، اقوام، اقلیتهای مذهبی و ترکیبهای جمعیتی متنوع در مناطق، موجب بروز تغییرات نامطلوبی در بسیاری از مناطق میشود یعنی چه بدین معنا که عدم توجه به اهمیت و ارزش پیوست فرهنگی و اجتماعی همزمان با اجرای طرحها بهویژه در مناطق شهری، چگونه میتواند به چالشهای جدی در فراروی جوامع و بهویژه در مسیر طرحهای دنباله دارد تبدیل شود.
حقیقتی که امروز بهوضوح هرچه تمام در بحث پیادهراه اکباتان در حال مشاهده آن هستیم و بیم آنهم میرود تا در پی تبدیل دیگر خیابانهای باقیمانده به پیادهراه نیز لاجرم در اشکال مختلف و صدالبته با شدت و ضعفهای دیگر رخ نماید.
*متولیان فرهنگی و اجتماعی ورود کنند
کارشناسان معتقدند که برای روزآمدسازی و رفع نواقص یک برنامه شهری، ارزیابی و بازنگری مستمر یک ضرورت اجتنابناپذیر بوده و برنامهریزان و طراحان هر برنامه توسعه شهری در راستای تحقق آن باید در کنار سند برنامه، دو سند نظام تحققپذیری و شاخصهای ارزیابی و بازنگری را نیز در بحث فرهنگی و اجتماعی تدوین کنند.
چه آنکه جای خالی این شاخصها در برنامهها و پروژههای توسعه شهری همدان نیز موجب شده تا امکان سنجش میزان توفیق و یا عدم توفیق این برنامهها وجود نداشته و مبحث بازنگری در برنامه را نیز با محدودیتهای جدی مواجه نماید.
درواقع نظارت و بازنگری یک برنامه، علاوه بر شاخصهای نظارتی، نیازمند نهادی نظارتی است که با برخورداری از ظرفیتهای تخصصی و کارشناسی بتواند با استقلال از بحث ساختوساز و اصطلاحاً سختافزاری فرایند تحقق برنامههای نرمافزاری را هم در همه ابعاد پایش و در صورت ضرورت پیشنهادهایی برای روزآمدسازی آنها ارائه کند.
از منظر این صاحبنظران ضرورت پیوست اجتماعی-فرهنگی پروژهها ناشی از رویکردی است که درک عمیق مسائل اجتماعی و فرهنگی را راهکار موفقیت پروژهها میداند. بااینحال، پیوست اجتماعی-فرهنگی تا مرحله تحقق راه دشواری را در پیش دارد و انجام این پروژهها عمدتاً نیازمند مجموعه تخصصهای علوم اجتماعی است، درحالیکه درصد زیادی از شرکتهای مهندسی مشاور در گروه خود فاقد مشاوران متخصص در حوزه علوم اجتماعی هستند و یا حتی اصولاً به لزوم بررسی عمیق ابعاد اجتماعی و فرهنگی پروژهها اعتقادی ندارند.
درعینحال حتی نهادها و سازمانهای متولی و مسئول در این حوزهها نیز( به بهانههای مختلف) با نوعی بیمیلی و کمرغبتی در این موضوعات ورود کرده و یا حتی اگر هم کاری میکنند عموماً رنگ و بوی نسیهکاری دارد تا یک حرکت مسئولانه و ارزشمحور، موضوعی که مصداق عینی آن را میتوان در رهاشدگی پیادهراه اکباتان پس از اتمام بحث ساخت ساز در آن دید.
درواقع اینیک حقیقت غیرقابلانکار است که نهفقط در موضوع پیادهراه اکباتان بلکه در خصوص بوعلی و میدان نیز هیچگاه شاهد حضور و حرکت محسوس و مشخصی در باب توسعه و پایش و یا نهادینهسازی موضوعات اجتماعی و فرهنگی از سوی متولیان فرهنگی نبودیم و همه داشتههای این طرح فقط در قالب سنگ، سیمان و بتن خلاصهشده و دیگر هیچ. پس با این وصف نباید انتظار داشت که عایدی ما از هزینهکردهای کلان در این مسیر چیزی بیشتر ازآنچه میبینیم باشد.