شورای اجتماعی محلات همدان سنگ چه کسانی را به سینه خواهد زد؟
سپهرغرب، گروه شهر - عباس سریشی: فلسفه غائی تشکیل شورای اجتماعی محلات همدان ایفای نقش فعال و مؤثر شهروندان در مدیریت محله و شهر است ونه تقسیم محلات بین متنفذین وکدخداها.
و اما به اعتقاد صاحبنظران میزان مشارکت مردم در فعالیتهای داوطلبانه، یکی از نشانههای توسعهیافتگی در نظام اداری و مدیریتی شهرهاست و افزایش این امر، علاوه بر تأثیرگذاری در مدیریت شهری، سبب تقویت حکمروایی شهریِ مورد نظر مدیران شهری میشود؛ یعنی طی فرآیندی بههمپیوسته بین حکومت و اجتماع، شیوۀ سنتی مدیریت شهر، به شیوۀ نوین تبدیل خواهد شد؛ گو اینکه، طبق پژوهشهای انجام گرفته نیز محلهمحوری، باعث کاهش فساد، افزایش مشارکت مردم، ایجاد فرصت برای شهروندان جهت محقق شدن درخواستهایشان و همچنین امنیت، برابری و پایداری میشود.که، تشکیل شوراهای اجتماعی محلهها، میتواند بیشترین سهم را در تحقق این موضوع داشته باشد.
در این خصوص اصل هفتم و یکصدم قانون اساسی، شورای محله را در راستای شورای اسلامی شهر و یکی از ارکان تصمیمگیری اداره شهر و کشور میداند؛ ضمن اینکه در اصل هفتم قانون اساسی ودر جایگاهشناسی شورای محلات صراحتا بیان میشود که شورای محله نیز همچون شورای اسلامی شهر، نقش و جایگاه مهمی در تصمیمگیریها دارد که بدون وجود هر یک، تصمیمگیریِ مدیریت محله و یا شهر، با مشکل مواجه میشود.
البته شوراهای اجتماعی محلات، رسمیترین و بزرگترین و در عین حال غیر دولتیترین، نهاد غیر متمرکز و سیاسی است که به صورت داوطلبانه، مشارکتی و خودگردان در محلات تشکیل و هدف از تشکیل آن نیز شکلگیری روابط اجتماعی، ایجاد اعتماد، ایجاد حس شهروندی و از همه مهمتر بهوجودآوردن سرمایه اجتماعی است در واقع برای تامین نیازهای شهر سالم که همان امنیت جانی و ایمنی محیطی، یادگیری و توانمندشدن در حوزه شهروندی و رفاه و مشارکت فعال راهی نیست جز هویت بخشی به محلات و تشکیل شورای محلات.
البته سالهای متمادی است که در اکثر کشورهای توسعهیافته. طرح شورای محلات به اشکال مختلفی اجرا میشود و شهروندان در این کشورها، در امور محلۀ خود نقشی بزرگتر از یک شهروند مطالبهگر را ایفا میکنند زیرا ایشان معتقدند که وجود شورا از مصادیق بارز دموکراسی است و مشارکت همهجانبۀ شهروندان در توسعه اجتماعی محلهها یک ضرورت غیر قابل انکار است
از منظر این نوع تفکر ساکنان محله میتوانند با عضویت در مجامع داوطلبی شوراها در شورای اجتماعی محله خود انتخاب شوند، زیرا بهترین وضعیت شورا در شناسایی بهتر مشکلات محله، انگیزهی داوطلبانه بودن عضویت در شورا، اعتماد مردم به شهرداری، هویت اجتماعی و احساس تعلق و برنامههای مرتبط با وضعیت محله و بدترین وضعیت شورا نیز ضعف در جلب مشارکت مردمی محله، دسترسی اعضا به مسئولان شهر، انگیزه مالی مشارکت در شورا، اقتدار و قدرت شورا در محله و حمایت مالی از شورای محله است فلذا حضور پر رنگتر مردم محله در شورای محل خود در تحقق این اهداف بسیار موثر خواهد بود.
البته منتخبین این شوراها از مسئولیت سنگینی که در قبال ساکنان محل بر عهده دارند آگاه هستند که از مهمترین وظایف آنان میتوان به انتقادپذیری و توجه به دیدگاهها و نظرات مطرح شده از سوی ساکنان محله، مشارکت دادن ساکنان در نیازسنجی و تصمیمسازی، پایبندی به اطلاعرسانی و پاسخگویی به مردم، پایبندی به پذیرش و استفاده از مشارکت فعال و آگاهانه ساکنان محله، پذیرش نظارت محلی، داشتن ارتباط مستمر و سازنده با مردم، پیگیری منافع عام محله به جای منافع فردی خاص یا گروهی خاص و...اشاره کرد در واقع انتخاب و عضویت در این شوراها نه به عنوان یک غنیمت افزوده و تصاحب میز و صندلی ریاست برای کسب منافع شخصی و حزبی بلکه قبول و ورود به یک حوزه مسئولیتی بسیار خطیر و بزرگ در راستای خدمت به عموم مردم و تحقق مطالبات ایشان تلقی میشود.
زوایای ناپیدای یک انتخاب...
و اما حالا چند روزی است که در چهار محله منتخب، شورای اجتماعی محلات همدان به طور رسمی آغاز به کار کرده و به گفته متولیان امر نه فقط این روند نشانگر حرکت به سمت اقدامهای اصولی و تخصصی در بخشهای ستادی و تشکیلاتی است بلکه امید است که پیگیریهای جدی و اساسی از سوی اعضای این شورا، بتواند در حل مشکلات شهروندان اثرگذار باشد البته آنگونه که از این سخنان بر میآید شناسایی بهتر مسائل محلهای و جلب مشارکت شهروندان از مهمترین آثار تشکیل شورای اجتماعی محله است و این اقدام باعث میشود تا مردم خود را در تصمیمگیریهای امور شهر سهیم بدانند.
اما به رغم این دور نمای به ظاهر خوب و آرمانی که در نظر دارد شهر را با قدمهای به مراتب تندتر از گذشته به سوی گل و بلبل شدن هدایت کند هنوز چند موضوع مربوط به آن در زوایای ناپیدا قرار گرفته که علت و چرایی و یا فلسفه برخی تصمیمات را از تیررس نگاه و نقد دور میدارد و به اعتقاد برخی، از شفافیت و وضوح لازم در خصوص یک انتخابات استاندارد برخوردار نیست.
اینکه بهطور نمونه وقتی صحبت از انتخاب و یا انتخابات بهعنوان نمادی از دمکراسی و مردمسالاری به میان میآید حداقل این انتظار و مطالبه عمومی وجود دارد که خود ساکنین محلات و اصطلاحا هم محلهایها نیز در این روند علاوه بر اطلاع نسبی از چند چون کار و مشارکت واقعی در انتخاب حتیالامکان از اهداف و برنامههای کاندیداهایی که قرار است بنام ایشان انتخاب شوند در قالب گفتگو و سخنرانی اطلاع حاصل نموده و در مقام مقایسه بین چند نفر انتخاب بهتری را در دستور کار قرار دهند.
در عین حال روند انتخاب افراد نیز قطعا مشتمل بر یک ساختار از بایستگیها، تواناییها، شایستگیها علمی و دانشی و یا حرفهای و بخصوص تائید صلاحیت از سوی مراجع مورد اعتبار و اعتماد است که اجازه میدهد یک فرد به عنوان امین و معتمد مردم در این رقابتها شرکت نماید.
البته در کنار این موضوعات بحث مقبولیت و مشهوریت شخص داوطلب هم در بین مردم و از زوایای مختلف دینی، رفتاری،حُسن خُلق و سابقه و یا حُسن همجواری با همسایگان و هممحلیها و یا اصطلاحا دست به خیر بودن در امور عامالمنفعه و یا توانایی انجام امور محوله، درک و تحلیل درست از مشکلات، شناخت کلی ساختار اداری و ارتباطات اداری و.....نیز بسیار با اهمیت فرض بوده و باید مورد توجه قرار گیرد که قطعا در صورت فقدان تمام یا بخشی از این شایستگیها و تواناییها امکان انتخاب ایشان را کمتر میکند.
حالا اما هنوز مُهر و امضا تعیین اعضای برخی شورای محلات همدان خُشک نشده و اصطلاحا روی صندلیهای شان جا نگرفتهاند که به یکباره از هر گوشه وکناری حرف و حدیثهای عجیب و غریبی به گوش میرسد که نه تنها نشان دهنده عدم رعایت و فقدان سادهترین بایستگیهای یک انتخاب منطقی و عُرفی است بلکه مؤید انواعی از انحراف از معیارهای گفته شده در اجرای طرح نیز میباشد. موضوعی که اگرچه در ساختار مدیریتی شهر و استان ما مسبوق به سابقه است اما در این شکل و شیوه در حکم هندوانه نوبرانهای است که هنوز برش نخرده و خیلیها با صراحت و اطمینان خبر از نارس و بیمزگیاش میدهند.
در واقع داستان انتخاب شورایی که دورنمای آن بحث ایجاد بستر مناسب برای جلب مشارکت مردم برای توسعه شهر بود اکنون به مانند همان روایت انتخاب شهروند نمونه بیشتر به یک انتخاب فرمایشی ودر محفل خودمانی مبدل شده که گویا متولیان آن حتی حاضر نشدند به اندازه یک جلسه سخنرانی و یا گفتگوی تبلیغاتی در محلات هم بدان بپردازند و ظاهرا به علت ضیق وقت به نمایندگی تام از مردم با معرفی و نه انتخاب افراد مورد نظر خود که دارای بیشترین انعطاف و حرف شنوی از جریان مدیرتی شهر هستند کار را فیصله داده و در یک بازه زمانی مشخص پرونده آن را بسته و به نتیجه برسانند.
در این بین برخی از منتقدین با اشاره به شیوه انتخاب نفرات و روند برگزاری انتخابات فرمایشی معتقدند که گرچه همگی این افراد هم در قالب دمکراسی و به عنوان همشهری و ساکنان محلات حق کاندیدا شدن برای انتخابات را داشتند و در عین حال همه باید به حُسن نیت ایشان در قبول این مسئولیت احترام بگذاریم اما واقعیت اینجاست که هیچ کدام از این افراد نه تنها عملا از فیلترهای تائید صلاحیت عبور نکردهاند بلکه حتی منتخب واقعی مردم محلات نیز نیستند زیرا بر حسب ظاهر مقدمات انتخاب اولیه ایشان از طریق تعدادی واسطه ( اعم از دوست و آشنا )از سوی متولیان صورت گرفته ودر عین حال رسما نیز هیچ انتخاباتی به صورت عُرفی و مقبول صورت نگرفته که بخواهیم ایشان را منتخب واقعی مردم بدانیم.
در واقع عمده این افراد منتخبین از قبل معرفی شده هستند که صرفا براساس یک سری ارتباطات قبلی و اعلام بیعت با انتخابگران خود در ردههای مدیریتی شهر اکنون به عنوان اعضای شورای اجتماعی محلات معرفی و شناخته میشوند.
از منظر این منتقدین ملاک اصلی انتخاب این افراد نیز نه صرفا توانایی و صلاحیت و یا شایستگی در انجام وظایف تعریف شده در قانون و مبتنی بر سواد و تخصص و تبحر بلکه تقریبا متاثر از حمایت چشم و گوش بسته و حداکثری از عملکرد شورا و شهرداری و کاهش اصطکاک و رفع تنشهای احتمالی در قبال عملکردهای کجدار و مریز مدیریت شهری است ونه الزاما بیان مشکلات واقعی مردم و یا رساندن آن به گوش مسئولان.
گو اینکه بیان برخی صحبتها نیز کاملا مشخص میکند که این شوراها از هم اکنون بهجای در پیش گرفتن سیاست توسعه محلات گرفتار سیاستزدگی در حمایت و یا تکذیب افراد گروهها و نهادها در انتخابات اتی و تشکیل هستههای تبلیغاتی فعال به نفع و یا له ایشان هستند به نوعی که انتظار میرود در انتخابات آتی بهعنوان پایگاههای تبلیغاتی و اطلاعرسانی به نقشآفرینی پرداخته و اصطلاحا منبعد بهعنوان بلندگو سنگ فلان نماینده یا عملکرد را به سینه بزنند و نه سنگ و صدای مردم را به سینه و گوش مسئولان و البته قطعا خود این افراد و همراهانشان از مواهب این همراهی بسیار بهره خواهد برد.
البته در گفتگو با برخی صاحب نظران اینگونه عنوان میشود که در حالیکه نفس اینگونه طرحها برای توسعه مشارکت مردم در ارتقای سطح زندگی ایشان بسیار ضروریست و حتی لازم است تا در کوتاهمدت در کلیه مناطق شهری و صد البته با لحاظ نمودن قوانین و بایستگیهای آن اجرا گردد اما نباید اجازه داد که این روند با انحراف از معیارها و فلسفه ذاتی خود به جای انتخاب معتمدین کارگشا و دلسوز تبدیل به نوعی کدخداسازی و یا کلیددار سازی برای محلات گردد و بهجای شورای مردمدار محلات صنف حاکمان و سلاطین محلات را ایجاد کنیم که به جای رسیدگی به امور از در استیلای قدرت و اداره شخصی آن به واسطه وابستگی به نهادها ومراکز قدرت برآیند.
البته در این بین نیز هستند کسانی که معتقدند نباید با قضاوت عجولانه و یا پیش از موعد موجبات تضعیف و یا تخریب این فرایند را باعث شد و در عین حال این امید نیز وجود دارد که با تلاش این افراد و در سایه توجهات و نظارتهای بالادستی بتوان از هر گونه انحراف و کجروی احتمالی در روند کار جلوگیری کرد اما سوال اینجاست که آیا منطقی است وقتی از هم اکنون شاهد کارگذاری سنگ بنای کج هستیم با تعلل توجیهناپذیر صبر کنیم تا بعدا و درست زمانی که ساختار این رویه به طاق آسمان و دور از دسترس رسید آنگاه با ضرب و زور و بگیر و ببند به دنبال اصلاح و تصحیح اغلاط و انحرافات آن باشیم؟
موضوع اینجاست که سرآخر، سال نکوی شورای اجتماعی محلات ما از هماکنون و با خزان بهار اُمید و آرزوهای آن در حال خودنمایی است و نباید چندان به ثمر و حاصل آن دل خوش کرد زیرا بنیاد آن نه بر مردمسالاری، بلکه بر مردمسواری جلوهگری میکند. اینکه وقتی به نام مردم و برای مردم کسانی بدون احصای نظر ایشان انتخاب میشوند پس لاجرم نمیتوان امید داشت که گرهای هم از کار شان باز شود هیچ بلکه گرهای هم بر کلاف کور حال و روزشان زده میشود.