میدان بار همدان و گره کور تصمیمگیری مدیریت شهری
سپهرغرب، گروه شهر - عباس سریشی: شکی نیست که امروزه میادین میوه و ترهبار، نقش و رویکرد بسیار مهم و انکارناپذیری را در تأمین و تنظیم بازار محصولات کشاورزی شهرها و کشورها بر عهده داشته و دارند و در واقع این میادین نقشی دوگانه ایفا میکنند بدین معنا که ازیکطرف نقش حمایتی خود را بهعنوان بازاری برای فروش و تأمین محصولات کشاورزی نسبت به مصرفکننده و تولیدکنندگان دارند و از طرف دیگر سبب به تعادل رسیدن قیمتها و عرضه محصولات باقیمتهای مناسب برای آحاد جامعه میشوند.
بااینحال اما همانگونه که در اکثر موضوعات مربوط به جوامع شهری شاهد آن هستیم عملکرد این بازارچهها نیز آنچنانکه در فلسفه وجودی آنها تعریف و پیشبینی میشد راضیکننده نبوده و این مراکز نیز خواسته و ناخواسته با حاشیهها، مسائل و معضلات بسیاری مواجه هستند.
گو اینکه امروزه نیز بر اساس تحقیقات و بررسیهای جامع میادین رسماً به اثبات رسیده که نهتنها عمده عملکرد بازارچههای میوه و ترهبار تاکنون به اهداف موردنظر خود یعنی دسترسی آسان، سلامت بیشتر، مشتریمداری، کیفیت و قیمت بهتر، عرضه مناسب و...دست نیافتهاند بلکه همچنان در حال کشوقوس با معضلات پیچیده، نهفته و پایدار باقیمانده در بطن و منتشرشده به پیرامون خود قرار دارند.
نبود پارکینگ اختصاصی و عمومی و متعاقب آن مشکلات ترافیکی و حملونقل، فقدان بهداشت عمومی و آب شرب، نبود ورودی و خروجی خوانا و مناسب، نداشتن سرویسهای بهداشتی، وجود و انباشت دائمی پسماندها و دورریزهای فاسدشدنی، ضعیف بودن تجهیزات تأسیساتی از قبیل فاضلاب، برق، گاز، آتشنشانی، عدم وجود انبارهای مناسب، حضور و پرسه دائمی افراد معتاد بیکار و مسئلهدار در آنها و...شاید تنها بخش کوچکی از این مشکلات است.
گو اینکه همه صاحبنظران، مسئولان و مدیران نیز بر این نکته تأکید و اذعان دارند که به دلیل اهمیت و نقش میادین میوه و ترهبار فضا و چهره آنها باید بهگونهای باشد که شهروندان چه به لحاظ همجواری و چه در مدتزمانی که برای خرید در محوطه آنها حضور دارند حس خوبی داشته و اینگونه نباشد که با دیدن چهره نازیبای این اماکن از خرید منصرف شوند. بااینحال واقع امر اینجاست که بهرغم این توصیهها و سفارشها اما نهفقط هنوز تا رسیدن به آن نقطه مطلوب راه بسیاری باقیمانده بلکه تقریباً اکثر افراد جامعه بهطور مستقیم یا غیرمستقیم با مشکلات متأثر از این کمتوجهی و نارساییها درگیرند.
نکته حائز اهمیت در خصوص این میادین سهم بسیار زیاد آنها در موضوع تغذیه و سلامتی جامعه است. قدر مسلم وجود ارتباط مستقیم این موضوع با دو مقوله تغذیه و سلامت مردم این توانش را داشته و دارد که در صورت کاهش کمیت و کیفیت در تأمین نیازهای غذایی و یا بروز هرگونه مبحث زیستمحیطی و یا مخل سلامتی نهفقط مبحث تندرستی بلکه ادامه حیات یک شهر را نیز با مخاطره و حتی فاجعه روبهرو کند.
ازاینروست که کارشناسان سلامتی و تغذیه معتقدند که با توجه به شرایطی که امروز بر عمده میدانهای میوه و ترهبار، گوشت و مرغ شهرهای ما حاکم است جدا از بحث جانمایی و یا خروج از بطن شهر برای ساماندهی به وضعیت آنها باید در مرحله نخست تکلیف بهداشت محیطی، پسماند و زبالههای تولیدی این مراکز و درنهایت ساختار انسانی حاکم بر آنها تعیین تکلیف و مشخص شود. گو اینکه هرروز غفلت و یا تأخیر در رسیدگی به این موضوعات نیز میتواند تا شهر و شهروندان را به مرز خطر و ناایمنی نزدیک و نزدیکتر کند.
روایت یک وعده سر خرمن...
حالا اما قریب به نیمقرن از عمر میدان میوه و ترهبار همدان میگذرد مکانی که تا همین چند سال قبل در حاشیه شهر و دور از دسترس مردم بود حالا اما دیگر با توسعه ساختوسازها و تبدیل مزارع و باغات به آپارتمان و کوچه و خیابان نهفقط به حاشیه شهر که به دیواربهدیوار خانههای مردم رسیده و عنقریب است که تا چند صباح دیگر مجاوران این مکان بهجای خرید از سر گذر و سبزهمیدان و یا حتی مغازههای دور و اطراف زنبیل به دست برای خرید مایحتاج روزانه خود مستقیماً به میدان مراجعه کرده و رفع نیاز کنند.
هرچند در نفس ضرورت وجود میادین میوه و ترهبار برای شهرها حرفی نیست و حتی فرایند جاری و ساری در آن موجب ادامه زندگی در شهرها میشود اما لاجرم نباید از این واقعیت نیز غافل بود که به دلیل فرایند خاص اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی حاکم بر این مراکز وجود آنها در بطن شهر و یا حتی نزدیکی آن همیشه با حاشیههای پررنگتر از متنی همراه بوده که چندان خوشایند و دلچسب مردم نیست.
درواقع جدا از بحث فعالیت 24 ساعته این اماکن که با تردد دائمی انواع و اقسام خودروهای سبک و سنگین و نیز تخلیه و بارگیری انواع و اقسام محصولات کشاورزی همراه بوده و باعث میگردد تا کمترین میزان آرامش محیطی بر پیرامون آن حاکم شود اما در کنار آن نیز نباید از موضوع بسامدهای زیستمحیطی و فرهنگی متأثر از وجود حجم بالایی از محصولات فسادپذیر، پسماندهای حجمی و تبعات ناشی از عملکردهای انسانی شایع در آن غافل بود که هرکدام بهنوبه خود نهفقط قابلتأمل بلکه تذکر و برخورد نیز هست.
شاید چیزی شبیه به آنچه چندین دهه است بر فضای کاری میدانبار همدان حاکم بوده و صدالبته نیز با نزدیکتر شدن منازل مسکونی مردم به آن لاجرم از حساسیت، شدت و نگرانیهای بیشتری نیز برخوردار میشود روایت ناخوشایندی که نهفقط صرفاً بر اساس مشاهدات میدانی خبرنگاران بلکه گزارشهای واصله از برخی همشهریان در خصوص تبعات حاصله از این امر باعث شد تا یکبار دیگر این رسانه بهعنوان تریبونآزاد مردم دستبهکار شده و شرحی دیگر بر بسامدها و ناهنجاریهای متأثر از یک تأخیر و بیتوجهی چندین ساله را برای اطلاع و هشدار به مسئولان و مدیران شهری بر صفحه روزنامه رقم بزند...
البته طرح و بیان مشکلات میدان بار همدان موضوع تازهای نیست و تقریباً همه اصحاب جراید و رسانههای محلی و حتی سراسری بهاندازه توان خود بدان پرداختهاند منتهی نکته قابلتأمل همان داستان کمتوجهی متولیان و مجریان امر است.
چه اینکه مدعای این امر را نیز میتوان در بحث وعدههای چندساله ایشان در خصوص ساخت میدانباری جدید کاملاً اثبات کرد که بهرغم همه نشستهای خبری تبلیغاتی در خصوص طراحی و اتمام آن در کوتاه زمان اما باوجود گذشت ماهها از آغاز کار اما تا امروز نتیجه حاصله تناسبی با برنامهریزیهای قبلی و اعلامشده ندارد و حتی به اعتراف خودشان متأسفانه روند اجرای پروژه رضایتبخش نیست و از نظر فیزیکی هم پیشرفت مطلوبی نداشته و تنها عایدی مردم از این رهآورد ادامه معضلات و مشاهده انداختن توپ تقصیر به زمین دیگری از سوی شورای شهر، نمایندگان مجلس، شهرداری، استانداری وسرمایهگذار است.
درواقع پیامهای تلگرافی مسئولان نیز در این سالها در قبال برگزاری جلسات هماهنگی بین سرپرست سازمان مشاغل شهری و فرآوردههای کشاورزی همدان با شرکتهای سرمایهگذاری و مشاور طرح، فازبندی آن و یا اجرای چنددرصدی، تلاش در راستای نصب انشعابات و یا جذب سرمایه و... هم بهمثابه حنایی شده که دیگر چندان رنگ ندارد و نمیتوان به وعده سرخرمن آن دلخوش بود حتی اگر به گفته مسئولان بهرهبرداری از این پروژه استان همدان را صاحب بزرگترین و جامعترین میدان میوه و ترهبار غرب کشور کند،
شهری آرمانی که ظاهراً مشتمل بر 83 غرفه خردهفروشی در 8 تیپ، 175 غرفه عمدهفروشی در 4 تیپ، 3 کارخانه صنایع تبدیلی در 3 تیپ، 3 سردخانه در 3 تیپ، فضاهای اداری، پمپبنزین، ایستگاه آتشنشانی و انتظامی، کارواش، تعمیرگاه، بانک، قهوهخانه، سرویسهای بهداشتی، غذاخوری، درمانگاه، مهمانسرا، نمازخانه، فضای سبز و محلهای انبار خواهد بود و قرار است وقتیکه نیها گُل دادند به یک مشکل چند دهساله و مزمن خاتمه دهد.
وقتی داد مردم رسماً درآمده...
اما در این میان جمعی از ساکنین منطقه نظام (خیابانهای نظام) ضمن گفتگو با خبرنگار سپهرغرب عنوان داشتند که مدتهاست دیگر این منطقه ساختار مسکونی به خود گرفته و مردم با هزار امید و آرزو و صدالبته سرمایهگذاریهای زیاد دستبهکار شده و برای خود خانه و آپارتمان ساختهاند
گو اینکه در ابتدای کار (قبل از شروع به ساخت و یا خرید) به مسئله وجود میدان بار و تبعات وجود آن در کنار منازل مسکونی اشاره و اعتراض داشتهاند منتها در همان زمان هم به ایشان گفتهشده که قرار است بر اساس نقشه جدید شهر و نیز تأکیدات شهرداری و شورا؛ نمایندگان مجلس و حتی مسئولین استانی میدانبار بهزودی زود از اینجا منتقل شود و اصطلاحاً جای نگرانی از این بابت وجود ندارد ولی حالا مدتها از این حرف میگذرد و خانههای آنها ساخته و حتی عموماً نیز در آن سکنی گزیدهاند اما میدان بار در همان مکان جا خوش کرده و متأسفانه هرروز و هر ساعت نیز سرریز مشکلات خود را به انحای گوناگون بهسوی این خانوادهها حواله میکند.
یکی از ساکنان با اشاره به گزارشی که چند وقت قبل از سوی جمعی از اهل محل تهیه و به شهرداری ارسالشده عنوان کرد: مراتب تردد و پارک خودروهای سنگین و نیمهسنگین بهصورت شبانهروزی به انضمام انباشت پسماندهای فسادپذیر و یا تردد دائمی افرادمسئلهدار را به عرض مسئولان رساندیم اما هیچ نتیجه خاصی حاصل نشد الا اینکه آمدند یک خاکریز اینجا زدند که مثلاً جواب ما را بدهند.
همشهری دیگر نیز با اشاره به مسئله پسماندهای حجمی بسیار فراوان و تبعات زیستمحیطی آن، عنوان کرد: هرازچندگاهی شاهد آتشزدن کاه و کلشهای فراوان از سوی کامیونداران، معتادان و افراد کارتنخواب نیز در این منطقه هستیم که موجب اذیت و آزار ساکنین و نیز ایجاد خطر برای پمپگاز مجاور این منطقه میشود. درواقع اینجا بهنوعی تبدیل به یک محل تخلیه پسماند شده که هر رانندهای اجازه دارد که تهماندههای بار خود که عموماً فاسد شده را در اینجا تخلیه کند. گو اینکه خود بنگاهداران هم گاهی اوقات اقدام به این کار میکنند.
خانمی هم در ادامه سخنان همسایگان خودگفت: منزل بنده در نزدیکترین جا به میدان بار است یعنی 50 متری آن خدا میداند شبهایی که به هر علت همسرم در خانه نیست من و بچهها خواب نداریم چراکه دائماً اینجا محل تردد و تجمع و استعمال مواد مخدر برای معتادان، کارتنخوابها و افراد مسئلهدار. اینجا دائماً خبرهایی از دستبرد به منازل مردم و یا خانههای در حال ساخت میشنویم که قطعاً کار همین افراد است حالا بوی تعفن پسماند و وجود سگهای ولگرد در زمستان و... هم بهجای خود.
بانوی دیگری نیز ادامه داد: تقریباً اکثر خانوادهها سعی میکنند در ابتدای صبح و به خصوص زمستانها خودشان بچههای کوچک را ببرند مهد و کودکستان و یا مدرسه چون بهسلامت و ایمنی محیط اطمینان چندانی ندارند متأسفانه به خاطر شرایط ناهنجار محیط نیز اکثر خانمها و بچهها باید دائماً در خانه محبوس بمانند. البته ما تقاضای ساخت پارک، نانوایی و مغازه در اینجا نداریم اینها پیشکش منتهی فکری به حال این افراد و محیط ناامن آن بکنند.
وی در ادامه افزود: حتیالامکان این انتظار هست که پلیس اینجا را بیشتر مورد بازدیدهای کنترلی و نظارتی قرار دهد به خصوص شبها که تا صبح پر میشود از زن و مردهای آواره و معتاد و بیخانمان که معلوم نیست در گوشه و کنار تاریک این محوطه چه غلطی میکنند و پرسه میزنند.
یکی از همشهریان مُسن همدانی ضمن اعتراض شدیداللحن به همه متولیان امر بیان کرد: برای ساخت خانه در این منطقه میلیاردها تومان از مردم مالیات گرفتهشده و بعدازاین هم گرفته خواهد شد حداقل چند میلیون از آن را خرج دیوارکشی در پیرامون این محیط کنند تا حداقل زن و بچه مردم از دست معتاد، دزد و کارتنخواب در امان باشند
وی در ادامه خاطرنشان کرد: حداقل بیایند یک سرویس عمومی داخل میدانبار بسازنند که بعضی نیایند رو به روی منازل ما قضای حاجت کنند. حداقل اینجا چند تا روشنایی بگذارند که شبها آدم جرئت کند بیرون بیاید. ما گناه نکردیم که اینجا خانه ساخته و یا خریدهایم مقصر و گناهکار واقعی آنهایی هستند که قول دادند این میدانبار را جابجا کنند اما رفتند و پشت سرشان را هم نگاه نکردند... و حالا ما ماندهایم هزار افسوس از سرمایهگذاری غلط و اینکه چه زمان قرار است این معضل حل شود فقط خدا میداند بس...!
آیا گوش شنوایی هست؟
حال اینکه میدان بار جدید چه زمان ساخته و به بهرهبرداری میرسد و یا چه چیز باعث شده تا این بهاصطلاح طرح برجسته منطقهای نیز بهمانند دیگر پروژهها وارد یک پروسه خاکخوری و رکود چندساله شود نیز بهجای خود اما سؤال اینجاست که آیا وقت آن نرسیده که مسئولان، متولیان و مجریان مدیریت شهری با نگاهی واقعبینانه و منطقی ضمن رصد و بررسی مشکلات این منطقه حتیالامکان به برخی اقدامات اورژانسی دست بزنند و پاسخگوی مطالبات بهحق مردمی باشند؟
آیا شده که از پشت میز مدیریت شهری قدم رنجه فرموده و با حضور بیواسطه و تشریفاتی و بهدور از هرگونه هیاهوی تبلیغاتی در این منطقه و همانند آن حضور یافته از نزدیک شاهد مشکلاتی باشند که در اصل متأثر و ماحصل بیتوجهی، کمکاری، غفلت و... خود آنهاست و نه کس دیگر.
قدر مسلم ساخت میدانبار و تخلیه زباله و جمعآوری اراذل اوباش و معتادان متجاهر و یا نصب روشنایی و حصار کشی مناطق تهدید و خطر...کار مردم نیست که بخواهند با حواله دادن آن به خود مردم از زیر بار آن شانه خالی کرده و یا اقدام به فرافکنی کنند.
سؤال اینجاست که گناه مردمی که بر اساس طرح و نقشه شهری در اینجا زمینی خریده و خانهای ساختهاند و مالیات برای ارائه خدمات شهری میپردازند چیست که از هماکنون و تا زمانی نامشخص باید متحمل تبعات یک برنامهریزی غلط اداری شهر باشند؟
باید پرسید که آیا واقعاً در بین مسئولان و مدیران شهری ما گوش شنوا و چشم بینایی هست که بیننده و شنوای این دست معضلات حاصل از مدیریت غلط شهری باشد؟ که اگر نیست بدا به حال مردم و اگر هست وامصیبتا به حال ایشان چون این موضوع نشانگان واضحی است از بیتفاوتی و بیمیلی و صدالبته دهنکجی و ریشخند مردم در قبال عدم انجام وظایف و مسئولیتهای محوله.
درواقع وقتی اتمام و به نتیجهرسانی طرحی چنین بزرگ و کلان در سطح استانی و منطقهای اینگونه معطل و بلاتکلیف تصمیمگیری حضرات مانده پس چه انتظاری هست که به خُرده مشکلات و معضلات ریزودرشت ساکنان پیرامون آن توجه کنند؟ البته شاید هم منتظرند که بر اساس برخی سوابق و تجربیات قبلی حتماً اتفاق ناگوار و دلخراشی متأثر از وجود اینگونه معضلات روی دهد تا فکری برای این معضل واقعی کنند.

