گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:10220

تعجیل در افتتاح سایت اداری باغ بهشت همدان باری از دوش مردم کم می‌کند

تعجیل در افتتاح سایت اداری باغ بهشت همدان باری از دوش مردم کم می‌کند

سپهرغرب، گروه شهر - عباس سریشی: و اما درنهایت همه انسان‌ها روزی خواهند مُرد و پیکر بی‌جانشان بر اساس آیین و رسوم هر کشور و فرهنگ ممکن است سوزانده، مومیایی و یا به خاک سپرده شود مع‌الوصف گذشته از اشکال مختلف پایان کار کالبد و جسم آدمی اما بدون شک یک نکته مشترک میان تمام این آیین‌ها وجود دارد و آن موضوع، احترامی است که همه جوامع برای درگذشتگان خود قائل هستند.

البته این احترام نیز منبعث از همان فرهنگ‌ها دارای اشکال مختلفی است که آغاز آن با برپایی تشییع‌جنازه‌های باشکوه و نثار تاج گل و صدور اعلامیه بوده و تا برپایی مجالس مخصوص و بعضاً ساخت مقبره و نصب یادمان‌هایی بر مزار ایشان ادامه می‌یابد چه اینکه ما ایرانیان هم بر اساس هر دین و آیین، تکریم گذشتگان خود را لازم می‌دانیم و هرازچندگاه نیز با حضور بر مقابر آنان و نثار شاخه گل و فاتحه‌ای یاد و نامشان را گرامی می‌داریم.

بی‌شک نفس همه این اعمال به‌نوبه خود دارای بار ارزشی و احساسی است (و جدا از برخی تفکرات افراطی و متحجرانه که توجه به اموات و قبور ایشان را ممنوع و حتی شرک قلمداد می‌کنند) اما هیچ‌گاه نمی‌توان بازماندگان را از تکریم قبور و یادگارهای متوفیان منع و یا نکوهش کرد زیرا این قبور و یادمان‌های برجای‌مانده به‌مثابه ماشه‌چکانی است که هرازچندگاه می‌توان به مدد آن کتاب خاطرات و یادنامه افراد را تورقی زده و رشته‌های مودت حسی و فکری زندگان را باریشه‌ها که همان درگذشتگان هستند پیوندی دوباره داد.

درواقع نگاه مردم به آرامستان‌ها و یادمان‌های کشته‌شدگان جنگ‌ها به‌عنوان محل آرامش و سکون ابدی ایشان یادآور خاطرات تلخ و شیرین زندگی با گذشتگان و درسی برای آیندگان است فلذا به اعتقاد بسیاری از جامعه‌شناسان تغییر نگرش به آرامستان‌ها ازجمله ضروریت‌های اجتناب‌ناپذیر جوامع مدنی است؛ که می‌بایست عملاً از سوی ارگان‌های ذی‌ربط من‌جمله در طرح‌های جامع شهری موردتوجه قرار گیرد. گو اینکه در جوامعی مانند کشور ما که ساختار آن بناشده بر ارزش‌های و مفاهیم دینی و مذهبی و اخلاقی است این موضوع از اهمیت بیشتری برخوردار هست.

البته ذکر این نکته نیز ضروری است که تقریباً بسیاری از ما در‌ طی سال‌های گذشته به‌نوعی مشاهدات تلخ و دل‌آشوب‌کننده‌ای از مرگ و تشییع درگذشتگان و وضعیت نابسامان غسالخانه‌ها و گورستان‌ها در ذهن داریم که خوشبختانه امروزه و در طی پیشرفت‌های شگرفی که درزمینه بهبود شرایط این اماکن به وجود آمده دیگر مشاهده و تجربه نمی‌شود بااین‌حال اما هنوز موضوعات دیگری نیز در این زمینه وجود دارد که با توجه به افزایش جمعیت شهرها و کاهش زمین و یا بروز وقایع طبیعی و...باید موردتوجه قرار گیرد

چه اینکه کارشناسان نیز معتقدند که جدا از بحث نگاه دینی به مسئله تدفین و احترام به اموات اما لاجرم ساختار امروزی آرامستان‌ها می‌بایست بر اساس ضوابط محیط‌زیست و معیارهای بهداشت هر منطقه تعریف و درعین‌حال توجه به موضوعاتی مانند خواص هیدرولیکی خاک، تصفیه آب فاضلاب و غسالخانه، زمان تخریب اجساد در بازه زمانی مشخص و سعی در جلوگیری از انتشار آلاینده‌ها در آب‌های زیرزمینی و.... ازجمله مواردی است که می‌بایست در قوانین اجرایی آن‌ها موردتوجه قرار گیرد

فی‌الواقع موضوع بحث توجه و ملحوظ نمودن اصول بهداشت و محیط‌زیست از هنگام مرگ تا دفن اموات با توجه به مبانی شرعی در گورستان‌ها است و صدالبته به‌موازات آن نیز توجه به بازماندگان و نیازهای ایشان که می‌باید در قالب مباحث زیباسازی بصری، ایجاد جذابیت‌های فرهنگی، دینی، تأمین نیازهای زیست و رفاهی و...جلوه‌گر شود.

البته نکته بسیار مهمی که در اینجا ذکر آن ضروری است اشاره به این حدیث از رسول گرامی اسلام‌ صلی‌الله علیه واله است که فرمودند: «القبر روضة من ریاض الجنّة اوْ حفرة من حفر النیران... و اعوذ بک من عذاب القبر. قبر باغی است از باغ‌های بهشت، یا گودالی است از گودال‌های جهنم... و خدایا پناه می‌برم به تو از عذاب قبر.» فلذا توصیه اول ما این است که بیش از اینکه به دنبال قبر و آرامستان خوب برای خود باشیم، توشه‌ای مناسب برای آخرت جمع کنیم که لاجرم آبادانی قبرستان‌ها هیچ‌گاه برابر و هم‌طراز با آبادانی آخرت نیست.

     آرامستان همدان، از دیروز تا امروز...

و اما مرگ حتمی‌ترین اتفاق حیات اجتماعی آدمی است. امری گریزناپذیر که جدا از یک موضوع فردی، باید متولیان شهری در این اتفاق به فکر شهروندان باشند تا چگونه در پایان زندگی انسان‌ها، کار دفن و نگهداری مقبره آن‌ها به‌خوبی انجام شود فلذا طبیعی است که مطالعه فضای آرامستان‌ها از ابعاد اجتماعی، فرهنگی، دینی و دریافت ارزش‌های آن در شهر و شهروندان می‌تواند اهمیت توجه به این فضای شهری در بعد اجتماعی آن و تاثیرش بر تقویت جنبه‌های اجتماعی و فرهنگی شهر در دست یافتن به توسعه پایدار را روشن کند.

گو اینکه از منظر همه ادیان و فرهنگ‌ها نیز اهمیت دادن به فضای آرامستان‌ها را می‌توان به‌نوعی تجلی معمارانه نگرش مردم به پدیده مرگ دانست زیرا برعکس دیگر سازه‌های متغیرالمحتوای شهری، اما عمل تدفین اموات، ساختار گورستان را ناخواسته تبدیل به فضایی دیرپا و ماندگار می‌کند ازاین‌رو این فضا ویژگی‌های نسل گذشته و معاصر را برای آیندگان به نمایش خواهد گذاشت بنابراین دقت و توجه به همه ابعاد یک آرامستان بسیار مهم و ضروری است.

و اما باغ بهشت همدان نیز یکی دیگر از موقوفات شاخص شهر ما است که ظاهراً در سال 1344 توسط خَیّری به نام محسن قراگوزلو وقف‌شده و پس از گذشت قریب به پنج دهه اکنون میزبان ابدی دهها هزار نفر از گذشتگان ماست؛ و اینکه وجود مقبره بیش از ده‌ها نفر از عُلمای بزرگ و اساتید اخلاق، دو هزار شهید گلگون‌کفن و بسیاری دیگر از افراد نیک‌نام و مردم‌دار رنگ و بوی خاصی به آن داده است.

خوشبختانه به دلیل برنامه‌ریزی‌های نسبتاً مناسب اکنون آرامستان شهر همدان به معنای واقعی محل آرامش اموات است و شاهد بروز برخی موضوعات عجیب و قریب مانند نگرانی از تکمیل ظرفیت، معضل فروش میلیونی و میلیاردی قبر و یا آسیب‌های دیگر مانند گور خوابی و موادفروشی و یا دیگر ناهنجاری‌ها نیست و حتی به گفته مسئولان، آرامستان همدان جزء نمونه‌های کشوری در ارائه خدمات شناخته می‌شود

زیرا بر اساس برنامه‌ریزی‌های مُدون نه‌فقط با طراحی، توسعه و خاک‌برداری، تسطیح و آماده‌سازی عرصه، به ظرفیت آن (حتی برای مواقع بحرانی) افزوده‌شده و به‌زودی نیز دو فضا و سایت جدید که دارای همه امکانات موردنیاز مانند نمازخانه و سایت اداری، سالن تطهیر، سردخانه، پزشک و... هست به چرخه کاربری و خدمات‌رسانی آن اضافه خواهد شد بلکه در توسعه فضای کنونی و ساخت آرامستان جدید نیز سعی شده تا تمامی پیوست‌های شهرسازی اعم از اجتماعی، خدماتی، زیست‌محیطی، ترافیکی و سایر عوامل مدنظر قرارگرفته تا کمترین مشکلی را نیز در آینده نداشته باشد ضمن اینکه آرامستان همدان جزء معدود استان‌های کشور درزمینه دارا بودن نرم‌افزار جامع جستجوی اموات است که از قابلیت‌های این طرح می‌توان به ثبت اطلاعات اموات به‌صورت آنلاین اشاره کرد.

این مسئولان با اشاره به اینکه چون مکان آرامستان در فرهنگ و زندگی مردم در شهرهای ایران جایگاه خاصی دارد فلذا تمامی تلاش مجموعه نیز بر ارتقای سطح خدمات کمی و کیفی در ابعاد مختلف خدماتی، فرهنگی، مذهبی و... آن متمرکزشده اعلام داشته‌اند که صدها متر محوطه‌سازی، تقویت شبکه برق آرامستان، راه‌اندازی دوربین‌های مداربسته نظارتی، برگزاری برنامه‌های قرآنی و فرهنگی در حسینیه، یکسان‌سازی قیمت قبور، توشه و تجهیز ناوگان خودرویی (آمبولانس) و...هم من‌جمله اقداماتی است که برای نیل به این اهداف در دستور کار و اجرا قرارگرفته است.

البته نکته برجسته در سخنان این مسئولان اشاره به بحث یکسان‌سازی قیمت قبور و عدم اجازه به بروز دلالی و افزایش این قیمت‌ها به هر بهانه مانند برخی استان‌های کشور است زیرا موقوفه بودن زمین آرامستان موجب شده به‌جز مبالغ مشخص و معینی برای خدمات حمل‌ونقل، تطهیر و دفن رقم دیگری از خانواده عزادار اخذ نمی‌گردد و حتی در این میان تخفیفاتی نیز برای مددجویان کمیته امداد، بهزیستی، جانبازان و والدین شهدا در نظر گرفته می‌شود

به گفته متولیان آرامستان همدان از سال 1379 به بعد و در راستای توجه به استفتاء مقام معظم رهبری پیش‌فروش قبر ممنوع شده است و اگر پیش‌فروشی شده متعلق به زمانی بوده که آرامستان توسط شهرداری اداره می‌شد فلذا اکنون به‌هیچ‌عنوان موضوع افرایش قیمت و یا پیش‌فروش قبر در همدان موضوعیت ندارد.

     دل‌آشوبی‌های یک تشییع...

و اما جدا از این واقعیت که لاجرم هرکدام از ما روزی از این جهان فانی رخت بربسته و ساکن ابدی یکی از این خانه‌های تنگ و تاریک خواهیم شد اما موضوع اینجاست که وقتی در طول هفته، ماه و یا سال برحسب ضرورت به‌عنوان تشیع کننده و یا زیارت اهل قبور سری به این آرامستان می‌زنیم خواهی‌نخواهی کمی هم به وضع و حال آن توجه کرده و احتمالاً نیز برحسب ضرورت و یا نیاز به برخی کمبودها و نواقص احتمالی نیز واقف می‌شویم.

قدر مسلم بیان این موضوع نیز به‌هیچ‌عنوان نافی تلاش مسئولان و متولیان این مکان نیست و برحسب اتفاق نیز مشاهده برخی توسعه‌یافتگی‌های سال‌های اخیر نیز قطعاً مبین این تلاش‌هاست مع‌الوصف گاهی نیز اتفاق می‌افتد که برخی موضوعات به اشکال مختلف باعث بروز دلخوری‌ها و گله‌گزاری‌هایی از سوی مشایعت‌کنندگان و یا خانواده عزادار و حتی دیگر همشهریان می‌شود که اگر مسئولان به این امور نیز توجه بیشتری نمایند قطعاً موجبات رضایت خدا و نیز همشهریان خواهد شد گو اینکه عمیقاً نیز بر این باوریم که تحقق این مطالبات نیز جز با همکاری و مساعدت همه نهادها و دستگاه‌ها امکان‌پذیر نیست.

در این خصوص بسیاری از مشایعت‌کنندگان با اشاره به بُعد مسافت محل تطهیر و نماز با سایت جدید عنوان می‌نمودند که طی این مسافت علاوه بر آنکه برای افراد سالخورده و کودک (به خصوص در شرایط جوی خاص) بسیار سخت است درعین‌حال برای خانواده عزادار نیز به دلایل احساسی و روحی بسیار عذاب‌آورتر می‌شود فلذا با توجه به اینکه امروزه بیشترین تعداد تدفین در سایت جدید انجام می‌شود پس چرا ساختمان اداری و خدماتی آن (موقوفه عروجیان) راه‌اندازی نمی‌شود تا این موضوع حل گردد.

همچنین در سایت جدید فعلاً امکانات بهداشتی و خدماتی (سرویس بهداشتی، آبخوری و...) خاصی هم وجود ندارد که لاجرم افراد مجبور هستند تا با طی یک مسافت زیاد (در شرایط جوی مختلف مانند سرما، گرما باران و یا برف و یا بعضاً خطرات ناشی از تراکم عبور خودروها در روزهای خاص) به این امکانات در آرامستان قدیمی دسترسی پیدا کنند.

(نکته قابل تذکر اینجاست که به گفته مسئولان آرامستان همدان این ساختمان (ساختمان اداری و خدماتی موقوفه عروجیان) از پیشرفت فیزیکی بالای 80 تا 90 درصدی برخوردار بوده بااین‌حال مشخص نیست که پس از گذشت چند سال پس چرا به چرخه کاربری وارد نشده فلذا تأکید بر اتمام و استفاده از این خدمت تقریباً جزء خواسته‌های عمومی و همگانی همشهریان است)

البته از دیگر موضوعات مطرح‌شده نیز می‌توان به بحث ایاب و ذهاب و جانمایی و توسعه ناوگان حمل و نقل عمومی (به خصوص در طی روزهای آخر هفته) فضاسازی بهتر و مفهومی‌تر در سایت جدید، توجه به آسیب‌های ناشی از حضور متکدیان، دست‌فروش‌ها در این مکان، توجه به بحث مبلمان سایت جدید برای رفاه حال مشایعت‌کنندگان، ترمیم و ساماندهی مقابر مربوط به آرامستان قدیمی (قبل از دهه 50-60)، مشکلات ترافیکی ناشی از مسدود بودن برخی خیابان‌های داخلی آرامستان، فقدان گشت‌های انتظامی برای برخورد با متخلفان (معتادان، بدحجابان، موتورسواران و...) توسعه و ایمن‌سازی و فضاسازی ورودی و خروجی‌ها در قالب نصب تابلو و چراغ‌های هشدار و... اشاره نمود که به‌صورت فردی و گروهی از آن‌ها سخن به میان آمد.

     روایت غفلت از فرصت‌ها و بایستگی‌ها...

و اما جدا از آن دست کسانی که بیشتر مباحث خدمات و امکانات را در گفته‌های خود تکرار و لحاظ نمودند ولیکن در دیگر سو نیز کسانی هم بودند که باور داشتند در اینجا (آرامستان) موضوع پتانسیل‌ها، بایستگی و شایستگی و حتی الزامات فرهنگی و ارزشی نیز باید موردتوجه قرار گیرد و نباید صرفاً با دید محدود به آرامستان نگریست.

به اعتقاد این گروه و علیرغم آنکه در دید بسیاری از مردم نفس وجودی آرامستان در حکم نقطه پایان خط زندگی بوده و در آن هیچ روایتی جز غم و اندوه، ضجه، شیون، حسرت و افسوس از دست دادن عزیزان وجود ندارد اما واقع امر اینجاست که در بطن همه این به‌ظاهر سیاهی و تاریکی‌ها نقاط روشنی نیز وجود دارد که اگر بتوان آن‌ها را شناسایی، تقویت و تحکیم بخشید قطعاً روایت آرامستان نه‌فقط دیگر سمفونی سکوت و نیستی را روایت نخواهد کرد بلکه حتی می‌تواند آغازگر یک زندگی جدید و بازنمودن افق وسیع‌تری در مقابل دید بشر باشد.

البته تحقق این موضوع نیازمند درک وسیع و همگانی از این مسئله باشد اینکه در حال حاضر وجود قبور مطهر صدها شهید گلگون‌کفن در جوار عُلمای بزرگ دین و اخلاق و یا هنرمندان قطعاً این فرصت را در اختیار بسیاری از نهادها و ارگان‌ها خواهد گذاشت تا با استفاده از فرصت حضور هزاران نفر از همشهریان در این مکان برنامه‌های فرهنگی، دینی و معنوی بسیار متنوع، تأثیرگذار و پرمحتوایی را متناسب با فضا و محیط در راستای ارتقای دانش و بینش اعتقادی و فرهنگی مردم به اجرا گذارند.

درواقع هرچند به‌ظاهر اوقاف متولی و مجری برنامه‌های داخلی این مکان است اما به همین موازات نیز باید سهم هرکدام از نهادها، سازمان‌ها و ارگان‌ها و حتی افراد حقیقی و حقوقی در خصوص انجام رسالت و وظایف فرهنگی و تبلیغی‌شان نیز در این میان مشخص و تعریف گردد.

البته هرچند هم‌اکنون نیز شاهد اجرای برخی برنامه‌های دوره‌ای از قبیل غبارروبی مزار شهدا، برگزاری یادمان‌ها و مراسم در این محل هستیم که شاید از منظر برخی قابل‌قبول باشد اما نکته اینجاست که هنوز سرمایه‌گذاری‌ها، زیرساخت‌ها و استعدادها و فرصت‌های فراوان‌تری نیز در این محیط وجود دارد که یا شناخته‌نشده و یا اگر هم بدان پی برده‌اند افراد، نهادها و سازمان‌های متولی علاقه چندانی به سرمایه‌گذاری و حضور در آن ندارند که این موضوع نیز شاید متأثر از همان نوع نگاه غلط، محدود و قالبی ما به محیط آرامستان باشد.

در حقیقت تا زمانی که ما نخواهیم نوع نگاه خود را به اماکن و فضاها بر مبنای ظرفیت‌های آن‌ها و نه صرفاً کاربری آن تغییر دهیم نمی‌توان امید چندانی به تحقق این خواسته‌ها و آرمان‌ها داشت.

     خُرده گله‌گذاری‌هایی از جنس هنرمندی...

اگرچه هیچ‌گاه نفس وجود قبر و مکان آن تأثیر چندانی بر تعیین بهشت و دوزخ ما نداشته و این امر در اصل متأثر از نوع عملکرد ما در این دنیاست بااین‌حال اما شاید فقط به‌رسم تکریم و تجلیل از چهرهای سرشناس، ماندگار و یا نکوداشت جایگاه آن‌ها است کسانی که به‌واسطه هنر و تخصص خود سرمنشأ خدماتی برای جامعه و انسانیت بوده‌اند مدتی است که در برخی آرامستان‌ها قسمتی را بنام قطعه هنرمندان تعریف نموده و وجود چنین قطعه‌ای را به‌مثابه گلزار شهدا و یا قطعه عُلما جزء مواریث فرهنگی و ارزشی یک شهر قلمداد می‌کنند.

درواقع این برجسته‌سازی موجباتی را مهیا می‌رسازند تا عموم مردم با حضور در این قطعات ضمن ادای احترام به مقام شامخ ایشان به‌نوعی نیز از در آشنایی و آگاهی به فضایل و ثمرات علمی، دینی، هنری و... ایشان و یا مفاخر یک شهر برآیند بااین‌حال اما در کمال تأسف و در قسمتی که ظاهراً به نام قطعه هنرمندان همدان نام‌گذاری شده و مدت‌هاست که میزبان ابدی تنی چند از اهل هنر و رسانه گردیده اما نه‌فقط هیچ نماد و الگو و نگاره‌ای از هنر و تجلیل در این قطعه دیده نمی‌شود بلکه در یک‌روند ناخوشایند و تاثربرانگیز شاهد نابسامانی و فراموشی آن دقیقاً در نزدیک‌ترین جا به ساختمان اداری و مابین گلزار آباد شهدا و برخی مقابر لوکس خانوادگی هستیم.

مکانی که به‌رغم رسمیت اما در کمال تعجب حتی در حد یک سایت عادی هم ساماندهی نشده و وجود ساختار نامتوازن، ناهماهنگ و رهاشده آن هیچ جاذبه و علاقه‌ای را برای بازدید و حضور مردم حتی در حد نثار یک فاتحه به وجود نمی‌آورد. گو اینکه شاید این نیز از خصلت هنرمندان است که حتی پس از مرگشان نیز خاک و خاکسترنشین دنیای فانی می‌شوند بااین‌حال اما قطعاً این سؤال نیز در اذهان بسیاری از مردم و به خصوص همکاران و نزدیکان این افراد به وجود آمده که پس چه زمان شاهد ساماندهی این قطعه حداقل به‌اندازه سایت‌های معمولی خواهیم بود و اینکه اگر جایگاه واقعی هنرمند در قلب و فکر مردم است پس چرا به‌رسم احترام دنیوی کسی به فکر آبادسازی نسبی قبور فراموش‌شده ایشان نیست؟

     فرشته‌های خفته در آرامستان...

البته در جوار این قطعه نیز مکانی وجود دارد که محل ویژه دفن نوزادان و برخی کودکان خردسال است که متأسفانه آن نیز به هر جهت حالتی نابسامان داشته و به‌مانند بقیه قسمت‌ها چندان جدی گرفته نمی‌شود. در این خصوص مادری با اشاره به اینکه به‌هرحال این افراد نیز به‌رغم سن کم و غیر ممیز بودنشان دارای حق‌وحقوقی شرعی و قانونی هستند به خبرنگار سپهرغرب گفت: این مکان به لحاظ احساسی و عاطفی برای همه مادران فرزند ازدست‌داده مهم است زیرا پاره تن خود را در آغازین روزهای زندگی در آنجا به خاک سپرده‌اند.

این همشهری ادامه داد: شاید به‌جرئت اینجا را بتوان قطعه‌ای از بهشت نامید چراکه تمامی خفتگان آن در کمال بی‌گناهی، پاکی و معصومیت در خاک آرامیده‌اند پس چرا وضعیت آن این‌گونه است من نمی‌دانم؟ به گفته این مادر فرزند ازدست‌داده گاهی همین وضعیت نابسامان به‌مثابه نمک لای زخم مادران و پدران می‌شود که البته باید داغ‌دیده باشید تا بدانید من چه می‌گویم فلذا از مسئولان و متولیان آرامستان خواهش می‌کنم حتی به‌اندازه نصب یک تابلوی کوچک و یا تسطیح و مرتب نمودن زمین این قطعه کمی به فکر آن باشند.

ارسال نظر

سوال: آرامگاه حافظ در این شهر است؟ shiraz

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار