گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:10338
قابل توجه مسئولان و مدیران شهری؛ هرآنچه شرط بلاغ بود بارها گفته شده، حالا زمان ارائه پاسخی صریح و شفاف است

خیابان شهدا ثانیه‌شمار حادثه

خیابان شهدا ثانیه‌شمار حادثه

سپهرغرب، گروه شهر - عباس سریشی: به اعتقاد صاحب‌نظران بافت‌های فرسوده را به تعبیری می‌توان کلکسیونی ذخیره‌شده از سالیان دور دانست که به‌دلیل وجود شرایط شکننده و ناپایدار آن‌ها لازم است با برنامه‌ریزی اصولی و مدیریتی مقتدر در راستای ایجاد تحولات شهرنشینی سالم و مطمئن تغییرشان داد؛ زیرا چنانچه محیط سکونت و اشتغال از قابلیت و استاندارد ساختاری و مؤلفه‌های ضروری برای زندگانی برخوردار نباشد، لاجرم تبعات ناخوشایندی را برای ساکنان و شاغلان در پی خواهد داشت.

زندگی در زیر سقف‌های فرسوده یا هم‌جواری با سازه‌های کم‌دوام همواره با بیم و هراسی دائمی و شبانه‌روزی همراه بوده که به همین خاطر کارشناسان احیا و مرمت و نیز استحکام‌بخشی بافت‌های فرسوده و بناهایی که فاقد زیربناهای مقاوم بوده و از مصالح بدون کیفیت ساخت شده‌اند را یک الزام ایمنی قلمداد می‌کنند، زیرا این سازه‌ها در اثر کهنگی و مرمت و یا نوسازی نادرست به‌مرور ته‌مانده مقاومت خود را از دست داده‌اند و ماهیت و نمای عمومی آن‌ها نیز عمدتاً ترکیبی نیست جزء فرسودگی، فراموشی، تخریب و تهدید!

جدا از بحث ایمنی و سلامت، از منظر فرهنگی و اجتماعی نیز وضعیت بافت‌های فرسوده مجالی برای آسایش، رشد فکر و تکاپو و روان شهروندان نمی‌گذارند و اگر از کوچه‌ها، معابر و یا خیابان‌های بافت‌های قدیمی و چندساله هم گذر کرده و نظری بر آن‌ها داشته باشیم، به‌وضوح می‌بینیم که بافت آن‌ها نه‌تنها کاملاً غیر ایمن و متزلزل شده، بلکه با روند توسعه جدید شهری هم هیچ سنخیت و نظم ساختاری ندارند.

موضوع اینجاست که با وجود تأکید بر ایمن‌سازی و نوسازی شهرها، اما همچنان ترکیب‌بندی نامشخص محله‌ها، تودرتو بودن کوچه‌ها، پیچ‌وخم‌های تمام‌ناشدنی و ساختمان‌های نیمه‌مخروبه و بدنما همچنان درحال دهن‌کجی به ما هستند؛ درحالی ‌که همین موضوعات به‌ظاهر پیش‌پاافتاده لزوم توجه ماهوی و بنیادین ویژه دولت و شهرداری را به نوسازی این بافت‌ها بیشتر می‌کند. تصور بر این است که بنا بر تجربیات سال‌های گذشته با پایان کار هر دولت و یا تغییر مدیریت شهری، درصورت وقوع حادثه‌ای هولناک و جان باختن ده‌ها و شاید صدها نفر در پی آوار شدن این بناهای فرسوده، هیچ‌یک از مسئولان فعلی و پیشین پاسخگو نخواهند بود.

البته برابر قانون دولت متولی احیای بافت فرسوده در کشور است و در همین قانون آمده به‌جزء شهرداری‌ها 30 سازمان دیگر نیز باید به وظایف خود در احیا و نوسازی بافت فرسوده کمک کنند؛ اما متأسفانه یکی از خلأهای نوسازی بافت‌های فرسوده در ادوار گذشته ورود یک‌تنه شهرداری به عرصه نوسازی بود و البته این نیز درحالی است که با وجود اسناد بالادستی و قوانین ظاهراً لازم‌الاجرا طی دو دهه اخیر در وادی نوسازی بافت فرسوده ولیکن نه از متولی احیا خبری هست و نه از آن لشگر پرطمطراقی که قانون به وظایف آن‌ها در حوزه بافت فرسوده اشاره کرده است.

درواقع براساس مدل مدیریتی، موضوع نوسازی در شهر‌های امروزی می‌بایست به‌گونه‌ای تعریف می‌شد که تمامی ذی‌نقشان در نوسازی چه در مجموعه مدیریت شهری و چه در دولت بتوانند در آن به ایفای نقش خود بپردازند؛ ولیکن با گذشت دو دهه تقریباً همه بر این عقیده‌اند که مسیر پیموده‌شده نه اطمینان‌بخش، نه اجرایی و نه دارای ضمانت‌های لازم برای الزام مسئولان وقت است.

مسئله اینجاست که وقوع حوادثی مانند زلزله‌های سال‌های اخیر باید برای همه ما اعم از مسئولین و مردم در خصوص مقاوم‌سازی بناهای جدید و به‌ویژه تمهیدات و برنامه‌ریزی جدی و پایدار برای سامان دادن به مسئله بافت‌های فرسوده به‌مثابه آژیر خطر می‌بود و اینکه اگر تاکنون سنگ، آجر و بتن برای مردم ارزش‌آفرینی می‌کرد، امروزه این ارزش زندگی ایمن است که باید به‌صوررت مفهومی بدان نگاه کرد.

 

      همدان شهری فرسوده و تهدیدزا

طبق بررسی‌های به‌عمل‌آمده دو هزار و 400 هکتار یعنی حدود نیمی از وسعت پنج هزار و 600 هکتاری شهر همدان را بافت‌های فرسوده تشکیل می‌دهد، اما حالا الفبای معماری و ساخت‌وساز هرروز مدرن‌تر از روزهای قبل می‌شود و اینکه دیگر زندگی زیر سقف‌های پوسیده خشت و چوبی، شرط عقل نیست؛ بنابراین وقت آن شده تا دولت و ساکنان اماکن فرسوده و شرکت‌های متخصص و قابل تأیید در کار شهرسازی و طراحی و معماری هم‌زمان دست در دست هم و با عزمی راسخ به فکر احیای بافت‌های فرسوده و پُرخطر باشند.

البته دراین‌بین همدان نیز به‌عنوان یک شهر رو به توسعه از این قاعده مستثنا نبوده و برحسب اتفاق به‌دلیل آنکه نیمی از پنج هزار و 600 هکتار وسعت آن را بافت فرسوده تشکیل می‌دهد، لازم بود تا از مدت‌ها پیش‌ این فرایند نوسازی به‌صورت ویژه در دستور کار قرار می‌گرفت، اما واقع امر اینجاست که با وجود همه این الزامات قانونی، توصیه‌های کارشناسی، هشدارها و گزارش‌های مردمی و رسانه‌ای، ولیکن هنوز گام مؤثری در این خصوص برداشته نشده و درصورت وقوع بحران در برخی از مناطق آن، لاجرم باید بروز آسیب‌های مالی وسیع و تلفات سنگین را برای شهروندان متصور بود.

ماهیت و ساختار زیربنایی و ظاهری بسیاری از بافت‌های فرسوده (به‌خصوص آن‌دسته که در مرکز شهر همدان واقع ‌شده‌اند) به‌قدری متزلزل، ناایمن و ناپایدار است که نه‌فقط زندگی و اشتغال بلکه حتی راه رفتن و عبور از زیر آن‌ها نیز با اگر و اما و شاید و بایدهای فراوانی همراه شده، گو اینکه گاهی عقل سلیم نیز می‌ماند که برخی از این ساختمان‌ها اصلاً تاکنون چطور سر پا مانده‌اند و یا چرا تاکنون کسی به فکر تعیین تکلیف آن‌ها نیفتاده است؟!

هرچند صاحب‌نظران وجود برخی از بافت‌های فرسوده را پتانسیل و فرصتی ارزشمند برای رشد و توسعه بحث گردشگری و فرهنگی شهر قلمداد کرده و حتی به‌عنوان آثار تاریخی آن‌ها را لازم‌الحفظ و احیا می‌دانند، بااین‌حال بررسی و مشاهدات فعلی ما درخصوص ایستایی و ایمنی و یا روند اعمال‌شده درباره تعیین تکلیف و احیا و ایمن‌سازی، این سازه‌های تاریخی را فاقد کارایی و اطمینان می‌داند و این درحالی است که علی‌القاعده و از رهگذر نوسازی سازه‌های فرسوده و احیای آثار تاریخی ابتدا به ساکن باید تکلیف ایمنی و سلامت شهروندان و گردشگران مشخص شود، سپس موضوع توسعه گردشگری، تجارت و یا سکونت.

امروزه یکی از مشکلات جدی شهر همدان وجود حجم عظیمی از بافت‌های فرسوده در متن و حاشیه آن است که هرروز و ساعت و به هر دلیل طبیعی و غیر طبیعی آبستن وقوع رخدادهای ناگوار و دل‌خراش است، گو اینکه در طی سال‌های گذشته نیز متولیان و مسئولان راه‌های متفاوتی برای احیای بافت‌های فرسوده پیشنهاد داده‌اند، اما ظاهراً هنوز اراده قاطعی برای پایان دادن به این بلاتکلیفی مزمن در بین ایشان به‌وجود نیامده و گویا همگی منتظر هستند تا درنهایت و پس از وقوع رخدادی تأمل و تأثربرانگیز به فکر حل مشکل بیفتند؛ یعنی دقیقاً همان زمانی که نه آه‌وافسوس مردم راه به جایی می‌برد و نه جبران غیر ممکن آن از سوی مسئولان.

 

      خیابان شهدا ثانیه‌شمار حادثه

اگرچه بحث نوسازی و تعیین تکلیف بافت‌های فرسوده صرفاً مربوط به منطقه، بخش و محله خاصی نیست و در همه نقاط اعم از پُربرخوردار و کم‌برخوردار باید به‌صورت عادلانه و زودبازده مورد توجه دست‌اندرکاران امر قرار گیرد، اما با توجه به اهمیت و میزان وسعت خسارات جانی و مالی احتمالی شاید این خیابان شهداست که به‌صورت مصداقی حداقل طی چند گزارش مستقل از سوی این روزنامه مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته و مکرر لزوم توجه به وضعیت آن به مسئولان گوشزد شده، بااین‌حال ظاهراً نه‌فقط کسی به این هشدارها توجه نکرده، بلکه عده‌ای نیز براساس منطقی که هنوز درک آن قابل هضم نیست، (به‌نام حفظ مواریث تاریخی و فرهنگی) اصرار عجیب‌وغریبی به نگهداری این سازه‌ها دارند.

البته بیان این موضوع بدان معنا نیست که ما اصرار داریم تا به‌یک‌باره با لودر و بلدوزر و بیل و کلنگ به جان آثار تاریخی افتاده و به‌نام توسعه و مدرنیته و یا حفظ ایمنی مردم داشته‌های تاریخی و مواریث فرهنگی را از صحنه روزگار محو کنیم، بلکه فحوای کلام لزوم تعریف یک شیوه‌نامه و دستورالعمل شفاف برای تمیز دادن اثر تاریخی و فرهنگی از بافت فرسوده ناکارآمد است تا در طی آن ضمن تأکید و توصیه به مرمت و تحکیم مواریث تاریخی، حتی‌الامکان آن‌دسته ساختارهای غیر مفید وتهدیدزای قرارگرفته در مسیر و همسایگی مردم را حذف کرده و به‌جای آن ساختمان‌های مسکونی و تجاری مناسبی را تعریف و اجرا کنیم.

هم‌اکنون خیابان شهدا به‌عنوان یکی از پُرترددترین مسیرهای منتهی به میدان اصلی شهر دارای بیشترین بافت فرسوده و چندطبقه است که عموماً نیز در طی سالیان گذشته نه مورد مرمت واقع شده‌اند و نه دستور کار مشخصی برای تعیین تکلیف آن‌ها تعریف شده؛ ظاهراً نیز تعیین تکلیف نهایی آن در کش‌وقوس سه مدعی یعنی سازمان میراث فرهنگی، شهرداری و مالکان حقیقی قرار داشته و هیچ‌یک حاضر نیستند قدمی را به نفع مصالح عمومی عقب برداشته و آبی را بر آتش بیم و امید و ترس و نگرانی مردم بریزند.

در همین وضعیت نابسامان و بلاتکلیف نیز عده‌ای کماکان بی‌توجه به مخاطرات و تهدیدات واضح و آشکاری که مشاهده می‌کنند، در زیر این سازه‌های خشت‌وگلی فرسوده و تیرهای چوبی موریانه‌زده درحال کسب‌وکار هستند و حاضر نیستند تا حتی برای حفظ جان خودشان هم که شده به‌ جایی دیگر نقل ‌مکان کنند؛ حالا داستان هزاران عابری نیز که در طی روز از جوار و زیر این سازه‌های معلق و زواردررفته عبور و مرور دارند و یا جماعت دست‌فروشی که در کنار آن‌ها بساط پهن می‌کنند که دیگر گفتن ندارد.

البته موضوع فرسودگی و تخریب صرفاً به سازه‌های مجاور این خیابان محدود نیست و در عمده کوچه‌پس‌کوچه‌های قدیمی و خشت‌وگلی این منطقه می‌توان شاهد بسامدهای ناخوشایند فرسودگی بود، بااین‌حال تصور عمق خطرات و صدمات ناشی از وجود سازه‌های قرارگرفته در بَر خیابان شهدا آن‌چنان نگران‌کننده است که اگر قرار باشد صحبتی را در این خصوص آغاز کنیم، قطعاً بهترین نقطه نیز همین‌جا است.

چندسال است که این ابنیه به‌مرور زمان و در پی بارش‌های سنگین، لرزه‌های ریزودرشت، کاهش توان و مقاومت ستون‌های چوبی و دیوارهای خشت و گلی، به زبان بی‌زبانی و البته گاهی با انداختن و فرو غلتاندن تکه آجر و یا سنگی و بعضاً شیشه و تیرهای چوبی، فریاد می‌کنند که وقت آن شده تا کسی تکلیفشان را مشخص کند، زیرا دیگر رسماً نه توان مقاومت دارند و نه یارای پاسخگویی در قبال فاجعه آوار شدن بر سر مردم. گو اینکه به گفته کارشناسان ایمنی هم حجم این آوارها آن‌قدر سنگین و وسیع هست که فقط خدا می‌داند چه بر سر ساکنان یک شهر و اعتبار مدیریت و مسئولان اجرایی آن خواهد آورد.

تنها راهکاری که اخیراً به فکر متولیان خطور کرده، نصب داربست و تور سیمی و یک شعارنوشته ناقابل با عنوان خطر ریزش آوار است، البته بسیار دور از ذهن بوده که این اقدامات تأثیر چندانی بر اصل ماجرا (که همان رفع خطر و تهدید از جان مردم است) داشته باشد.

 

      تکلیف نامشخص ایمنی و سلامت

درحالی ‌که سال‌هاست مردم در بلاتکلیفی وضعیت ایمنی و سلامت خود هر روز و ساعت از زیر و کنار این بافت‌های رو به تخریب عبور و مرور می‌کنند، متولیان و مدیران اجرایی با خیال راحت و بدون دغدغه خاطر درحال پاس‌کاری توپ مسئولیت و وظیفه به زمین همدیگر هستند؛ گویا توصیه‌ها، بخشنامه‌ها و حتی نامه‌های هشدار از سوی نهادهای متولی ایمنی و سلامت نیز جای بهتری از سطل آشغال و یا درون پرونده‌های بایگانی خاک‌گرفته پیدا نمی‌کنند.

به گفته برخی مطلعین درحالی ‌که سازمان میراث فرهنگی تمام تلاش خود را معطوف به حفظ و مرمت این آثار (البته با مشارکت مالی دولت و مالکان) کرده، اما در مقابل مالکان حقیقی و حقوقی نیز بدون توجه به خطرات احتمالی حاضر نیستند تا حداقل و تا زمان انجام مرمت اساسی سر کیسه را شل کرده و کمی به فکر سلامت جان مردم باشند؛ گو اینکه در مقابل نیز همان معدود دلسوزان و دلواپسان این موضوع که مشتمل بر سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی، اورژانس، ستاد حوادث غیر مترقبه و بحران، سازمان نظام مهندسی و غیره می‌شوند هم جزء صدور بیانیه و نامه‌های هشدار درخصوص تبعات این بی‌توجهی کاری از دستشان برنمی‌آید و درنهایت حالا یک شهر مانده و کوهی از بلاتکلیفی و آوار که معلوم نیست کی و کجا قرار است بر سرمان خراب شود.

مصیبتی که نه‌فقط طومار زندگی بسیاری را پاره و سرمایه جماعتی را به فنا خواهد داد، بلکه رسوایی تمام‌عیاری برای مدیریت یکی از شهرهای به‌نام جهان به‌بار می‌آورد که به آشکارترین و شناخته‌شده‌ترین تهدیدات موجود در حوزه کاریشان بی‌توجه بوده‌اند.

رخدادی که قطعاً بارها و بارها از سوی همه اعم از مردم، رسانه‌ها و حتی سازمان‌های متولی بدان اشاره شده و حضرات را از تبعات آن برحذر داشته‌اند، اما متأسفانه در این سال‌ها نه گوش شنوایی پیدا شد و نه چشم بینایی و حالا که هنوز اشک و افسوس و آه و ضجه نصیبمان نشده، تنها عایدی ما می‌شود برکناری و توبیخ کتبی یکی دو مدیر میانی بی‌خبر از عالم و آدم و دیگر هیچ...

واقع امر اینجاست که ظاهراً و با‌ وجود همه هشدارها و تذکرات، عده‌ای فراموش کرده‌اند که یک شهر نظامی است متشکل از عناصر انسانی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و غیره که در برنامه‌ریزی برای توسعه و بهسازی آن مدیران باید قبل از هرگونه فرآیندی ابتدا بحث سلامتی و ایمنی و آرامش روانی ساکنان را در سرلوحه کار قرار دهند و اگر به هر علت به جایگاه این مؤلفه‌ها دقت نشود، لاجرم رشد و توسعه آهنگ نامتوازن، ناسالم و نامطمئنی را می‌نوازند.

در مجموعه همه موضوعات شهری، امروزه بحث بافت‌های فرسوده و ناکارآمد که متأسفانه بخش عمده‌ای از عرصه شهری ما را نیز در بر گرفته از یک‌سو باعث بروز مشکلات کالبدی، عملکردی، ترافیکی و زیست‌محیطی شده و از دیگر سو باعث کاهش سطح اطمینان و آرامش عمومی در مردم؛ بنابراین هرگونه بی‌توجهی به موضوع ناخواسته بافت شهری را مبدل به یک توده میان‌تهی از تهدید و خطر می‌کند و متعاقباً ناهنجاری‌های اجتماعی و کالبدی مضر، ناخوشاند و مخربی را برای شهر به دنبال دارد.

حالا صحبت اینجاست که شهر همدان هم از این قواعد عمومی مستثنا نیست و درون خود بافت‌های فرسوده زیادی دارد که توجه به برنامه‌ریزی برای احیا و مقاوم‌سازی، تعیین تکلیف و یا حتی تخریب و غیره آن‌ها، می‌تواند علاوه بر ایجاد آرامش و اطمینان روانی در عموم شهروندان، متعاقباً بخش زیادی از نیازهای توسعه مدرن شهر را نیز برآورده کرده و همچنین باعث حفظ مواریث فرهنگی و تاریخی برای نسل‌های بعدی شود؛ اگر و فقط اگر مسئولان آن کمی هوشیار بوده و گوش شنوا داشته باشند!

ارسال نظر

سوال: بزرگ‌ترین گربه وحشی؟ Babr

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار