روایتی از روز بازارهای هفتگی تا آشفتهبازار مدیریتی
سپهرغرب، گروه شهر - عباس سریشی: روز بازارها هم فرصت هستند و هم تهدید و این موضوع قطعاً به نوع نظارت و مدیریت آنها توسط مسؤولان و متولیان بستگی دارد.
ازآنجاکه به دلیل وضعیت اقتصادی و شیوع معضل بیکاری، برخی از شهروندان به شغل دستفروشی روی آوردهاند بنابراین برپایی روز بازارها بهصورت مستقیم منجر به اشتغالزایی و تأمین معیشت شهروندانی میشود که از این راه امرارمعاش میکنند، گو اینکه این امر نیز بهصورت غیرمستقیم و تا حدود زیادی منجر به کاهش برخی دیگر از معضلات اجتماعی در جامعه نیز خواهد شد.

همچنین به اعتقاد بسیاری، وجود روز بازارها منجر به ایجاد نشاط و شادابی برای شهروندان، خانوادهها و نیز ایجاد جاذبه تفریحی و گردشگری میشود که همین امر بهنوبه خود هم موجب رونق اقتصادی شهر و هم محملی برای تأمین مستقیم و بدون واسطه نیازهای شهروندان است. درواقع شهرها با نقش و وظیفهای که دارند، نمیتوانند دور از فعالیتهای تجاری و بازرگانی قرار گیرند؛ که در این میان بازارچههای محلی و بازارهای روز نمونه بارزی از این فعالیتهای تجاری محسوب میشوند که از زمانهای گذشته تاکنون باعث تمرکز بخشیدن به فعالیتهای تجاری و خدماتی بودهاند.
فرصت و امکانی که باعث سهولت دسترسی مصرفکنندگان و صرفهجویی در وقت آنها میشود و وجود تنوع و کثرت در محصولات نیز خود یکی دیگر از محاسن این بازارهاست. مکانی که بهقولمعروف از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در آن یافت میشود و باعث میشود تا بسیاری از شهروندان در کوتاهترین زمان و صدالبته نزدیکترین مکان به محل سکونت مایحتاج خود را تأمین کنند.
بسیاری از کارشناسان اجتماعی بر این باورند که با توجه به مفاهیم و مبانی مطرحشده در خصوص فضاهای شهری بهعنوان عرصههایی برای حضور مردم و تعاملات اجتماعی، اینگونه بازارها را میتوان بهعنوان یک رویداد برجسته و مهم اجتماعی- اقتصادی محسوب کرد که به دلیل برگزاری منظم میتواند علاوه بر محلی برای تأمین نیازهای شهروندان بهعنوان یک جاذبه اجتماعی نیز مطرح شود، مکانی که شاهد حضور مردم و متعاقباً وقوع انواع و اقسام برخوردهای مثبت و منفی اجتماعی، فرصتها، تهدیدها و غیره است.
درواقع بازارهای هفتگی نقش مهمی در فرهنگسازی، ارتقا و توسعه روابط اجتماعی، جذب گردشگر و غیره دارند که این نقشها نیز عموماً بهواسطه ویژگیهایی چون حضور در بازار، تنوع اجناس، جذابیتهای بصری، عرضه محصولات محلی، شیوه خریدوفروش، آدابورسوم محلی، سرگرمی و تفریح و دیدن فرهنگ عمومی است.
با همه این اوصاف، باوجود این ظرفیتها و فرصتها و نیز نکات مثبت نهفته در بطن این بازارهای دورهای و محلی، اما متأسفانه این رخدادها نیز گاهی با حاشیههای ناخوشایند و نازیبا همراه بوده و هستند که ناگزیر نمیتوان از کنار آنها نیز بهسادگی گذشت. موضوع این است که فقدان یک نظارت جامع و مؤثر بر زوایا و ابعاد مختلف و همچنین روالهای جاری بر این رخدادهای هفتگی باعث بروز تأثیرات منفی میشود که میطلبد متولیان و مجریان برگزاری این مجامع اقتصادی و اجتماعی برای حفظ شاکله مثبت و مفید آن ضمن ورود همهجانبه و تأثیرگذار، شرایط توسعه و سالمسازی فعالیت آنها و متعاقباً آرامش روانی و جسمی شهروندان را فراهم کنند.
آشفتهبازارهای هفتگی...
تقریباً مشابه با همه شهرها سالهاست که در همدان نیز روز بازارها برای خود در چرخه اقتصادی و فرهنگی شهر جایی بازکرده و بهتناسب و تناوب، هرروز هفته را در یک محله به خود اختصاص میدهند؛ یک روز شهرک مدنی، روز بعد کوی خضر، فرهنگیان و دیگر مناطق. کاروبار این جماعت چنان سکه شده که حتی روزهای جمعه هم برای خود داستانی دارند شلوغ که میشود روایت آن را در کوی خاتم (همان ششصد دستگاه قدیم) از همان اوایل صبح تا عصر مشاهده کرد.
بسیاری معتقدند که وجود روز بازارها علاوه بر آنکه بهنوعی کمکحال مباحث اشتغال و اقتصادی شهرهاست بهنوعی کمکحال آن دست افرادی است که به هر علت نمیتوانند و یا حتی نمیخواهند برای خریدهای هفتگی خود مسیر خانه تا بازار را طی کرده و یا به قولی بارکشی کنند، پس چهبهتر که بازار بیاید خدمت آنها تا با خیالی راحت همراه با همسایه و احتمالاً همسر راهی آن شده و ضمن گَپ و گُفتی دوستانه و خریدی گردشگونه، مایحتاج خود را نیز تهیه کنند.
برخی بررسیها و تحقیقات نشان داده که احیا و ساماندهی روز بازارها (مکانیابی هوشمندانه و نیازمحور) نهفقط باعث ترغیب و تشویق شهروندان برای حضور در محلات خود خواهد شد بلکه به نوع مؤثری باعث افزایش تعاملات و صمیمت بین ساکنان و شهروندان بهعنوان یک مؤلفه معنایی در خصوص هویتبخشی به محلهها و سنتها نیز خواهد شد.
البته جدا از موضوع فرهنگی، برخلاف برخی تصورات و یا حتی شنیدهها، در این روز بازارها نباید دنبال ارزانی و اصطلاحاً شکست قیمتها بود چراکه برحسب تجربه و نیز بررسی و مقایسههای میدانی، قیمتها نهتنها تفاوت چندانی با بازارهای اصلی (سر گذر، سبزهمیدان و غیره) ندارند بلکه گاهی بهای برخی اقلام نیز کمی گرانتر است که گویا این موضوع نیز متأثر از قیمتگذاری کل بازار است. پس توصیه ما به شهروندان این است که در هنگام رفتن به این بازارچههای محلی، موضوع ارزانی، حراج و شکست قیمتها را کلاً منتفی، نشنیده و ندیده بگیرند و اصطلاحاً دلخوش به این حرفها نباشند و فقط به این راضی باشند که درنهایت این پول کرایه ماشین یا آژانس است که برایشان پسانداز میشود.
گو اینکه در کنار همه محاسن در این روز بازارها نیز بیشک مشکلات و نقطهضعفهای وجود دارد که نباید از آنها غافل بود؛ موضوعاتی که گاهی باعث میشود ساکنان محل از برپایی آن دل خوشی نداشته و حتی به دلیل مزاحمتها و تبعات بعدی حضور اینهمه جمعیت و فروشنده، به آن اعتراض هم داشته باشند. درواقع این رویداد تجاری، فرهنگی و اجتماعی بهمانند سکهای است که دو رو دارد که قطعاً یک روی آن خوب و آنسوی دیگرش هم بد است و قطعاً به همان میزان که باید به محاسن آن توجه کرد نباید از تبعات و بسامدهای منفی آن نیز غافل شد.
ترافیک، ازدحام و بینظمی...
شاید بهجرأت بتوان مهمترین موضوع منفی و صدالبته طبیعی این روز بازارها را وجود ترافیک، ازدحام جمعیت و سد معبر دانست که البته فرقی هم نمیکند یکشنبهبازار شهرک مدنی باشد یا پنجشنبهبازار فرهنگیان و یا حتی جمعهبازار کوی خاتم، چراکه با درخشش نخستین اشعههای خورشید، خیل فروشندگان و بساطگستران با انواع و اقسام وسایل نقلیه موتوری و گاریهای دستی برای تصاحب جای بهتر به این مناطق هجوم آورده و تقریباً در اندک زمانی تمامی مسیر را به سیطره خود درمیآورند و بهیکباره خیابان خالی دیروز میشود یک راستهبازار عریض و طویل از سایهبان، چادر و غیره و صدالبته انواع و اقسام محصولات و اجناس فروشی، از پرده و پارچه البسه گرفته تا ترهبار، میوه، حبوبات، ظروف آشپزخانه و حتی چرخوفلک برای سوار کردن بچهها.
متأسفانه فقدان یک سازوکار و برنامه مشخص در خصوص نوع جانمایی این غرفهها باعث شده تا در یک رقابت نسبتاً تنگاتنگ تقریباً هر فروشنده سعی کند تا جای ممکن ضمن تصاحب فضا اجناس بیشتری را در معرض دید مردم قرار دهد (البته بماند که عدهای از فروشندگان نیز در قالب یک نوع هم صنفگرایی برای یکدیگر جا نگهداشته و اصطلاحاً هوای هم را دارند) بااینحال شرایط کلی حاکم بر این بازارها تلاش حداکثری در جهت تصاحب جای بهتر و بیشتر بدون توجه به حجم تردد مردم و یا بعضاً خودروهای عبوری است.
حتی در اغلب مواقع این فروشندگان با پارک خودروهای خود در اطراف بساط و یا درنهایت کوچههای اطراف بهصورت گستردهای بر این ملغمه آشفته دامن میزنند که البته آن نیز همیشه جای بحث و اعتراض را برای ساکنان محل باقی میگذارد.
حالا با نزدیک شدن به اواسط روز و اوج گرفتن حضور مردم در این معابر و خیابانها بهیکباره شاهد عبور و حرکت لحظهبهلحظه خودروهای گذری، موتورسیکلتها، اتوبوسهای شرکت واحد و غیره نیز هستیم که قطعاً میتوانید تصور کنید نتیجه چنین ترددی در کنار پارکهای دوبله و غیرمنطقی برخی خودروها و یا توقف و تردد بینظم عابران پیاده که البته هرکدام نیز زنبیل و سبد چرخدار و یا کودکی را در دست دارند چه خواهد بود.
بررسیها نشان داده که فقدان یک برنامه مدون و سازوکار انتظامی و ترافیکی مؤثر و برنامهریزیشده در طول این سالها برای رخدادهای پرحجمی که عموماً نیز زمان و مکان برگزاری آنها کاملاً مشخص و معین است باعث شده تا همیشه و در همه حال این اماکن آبستن وقوع حوادث و رخدادهای ناخوشایندی باشند که بیتردید با کمی دوراندیشی میتوان از بروز آنها جلوگیری کرد، اما ظاهراً مسؤولان چنان غرق در موضوعات دیگر شهری هستند که دیگر مجالی برای فکر کردن به این ملغمههای آشفته خودرو و انسان پیدا نمیکنند.
گو اینکه باوجود برخی اراضی و عرصههای مناسب، شهرداری نیز بهعنوان متولی ظاهراً علاقه چندانی به تغییر و تعریف مکانی بهتر و مناسبتر برای بساطگستران ندارد و کماکان با علاقه وافر به گزیده شدن تکراری و چندباره از سوراخ بیتدبیری، فقط و فقط صرفاً به گرفتن اجارهبهای خیابان مشغول است و نه ساماندهی این بازار روزها برای نظمبخشی به وضعیت شهر.
قدر مسلم از چنین نظام بیقاعده و مدیرت ضعیفی نیز نمیتوان انتظار بیشتری جز سد معبر، برخورد و تنش و یا حتی نزاع و درگیری داشت، موضوعاتی که تقریباً بهصورت هفتگی میشود مصادیقی از آن را بهصورت ریزودرشت و یا کمرنگ و پررنگ میان مشتری و فروشنده، ساکنان محله و بساطگستران و خودروهای عبوری و عابران در جریان برپایی این هفتهبازارها دید درحالیکه نه چشمی برای دیدن و نه گوشی برای شنیدن این مشکلات وجود ندارد، هرچند این موضوع درد دل بسیاری از ساکنان محلاتی است که در آنها روز بازار تشکیلشده و بسیاری از همشهریان خواهان انعکاس و متعاقباً رسیدگی به این نابسامانی هستند.
وفور تخلفات بهداشتی و تغذیهای
البته جدا از مقوله ترافیک و شلوغی حاصل از فقدان نظارتهای ترافیکی و انتظامی، اما یکی دیگر از موضوعات بسیار حساس و صدالبته تأملبرانگیز مشهود در عمده این روز بازارها داستان فروش انواع و اقسام محصولات بهداشتی، لبنی، پروتئینی، چاشنیها، شویندهها و محصولات کنسروی است که عموماً نیز بهصورت فلهای و بدون هیچگونه برچسب تأییدشده از منظر نظام پزشکی و بهداشتی و یا مجوز تولید است که از سوی برخی فروشندگان دورهگرد بهصورت شناختهشده و یا گمنام عرضه میشود.
مسئله این است که متأسفانه طی سالهای اخیر که کشور با رکود و تورم سنگینی مواجه بوده این اماکن به بهترین و مساعدترین محل برای عرضه و فروش محصولاتی تبدیلشده که بدون داشتن مشخصات قابل قبول استاندارد در حوزه تولید، زمان انقضا، شیوه نگهداری و عرضه، صرفاً به بهانه قیمتی نسبتاً کمتر از تولیدات و محصولات مشابه، به فروش رسیده و متأسفانه طبقات پایین جامعه نیز بدون توجه به مقوله کیفیت و سلامت و یا تبعات استفاده از آنها صرفاً به بهانه ارزانتر بودن، این اجناس را خریداری میکنند.
درواقع جدا از اینکه این محصولات چگونه و با کدام عنوان وارد این بازارچهها میشوند، موضوع دیگر فقدان حضور کارشناسان بهداشت صنوف و حتی تعزیرات در این بازارچههاست که ضمن رصد قیمتها و شیوه توزیع و یا عرضه، بعضاً نگاهی نیز به کیفیت، صحت و سلامت محصولات عرضهشده داشته و در صورت امکان سعی کنند تا از فروش محصولاتی که بهنوعی سلامت و زندگی مردم را به مخاطره و چالش میکشند خودداری کنند.
بهعنوان مثال، درحالیکه فروش انواع آبزیان منجمد، قسمتهای مختلف مرغ (جگر، سنگدان، پا)، محصولات لبنی و شیر پاکتی، پنیر فله، کره محلی، انواع سوسیس و کالباس و یا کنسرو و غیره قطعاً باید در شرایط خاص و یخچالی و با داشتن اطلاعات تاریخ تولید و انقضا باشد، اما در روز بازارها اینگونه محصولات عموماً بهصورت آزاد و بیضابطه در حال عرضه هستند و ظاهراً کسی هم چندان به این موضوع توجه نمیکند.
از سوی دیگر، شاهد عرضه محصولات غیر استاندار و گمنامی مانند انواع شویندههای فله بینامونشان، رشتههای فلهای و یا اجناس تقلبی نیز هستیم که متأسفانه در پی عدم عرضه و برخی کمبودها، بهیکباره برای خود بازاری پیدا میکنند شاید چیزی شبیه به همان داستان کمبود رُب گوجهفرنگی در چند ماه گذشته که باعث شد بازار عرضه ربهای تقلبی و بیمحتوای فله در این اماکن رونق گیرد.
نمایشی زشت از انباشت زباله و پسماند
و اما درنهایت پس از خاتمه روز بازار و جمع شدن بساط فروشندگان، تنها چیزی که از آنهمه شلوغی باقی میماند گستره وسیعی است از پراکندگی و انباشت پسماند و زباله که عموماً نیز شامل ترهبار، میوه، جعبه، سبد و کاغذ و کارتن میشود.
گو اینکه آنها نیز نهایتاً در آخر روز توسط عوامل شهرداری جمعآوری و به اماکن دفن منتقل میشوند بااینحال شکی نیست که با این رفتروبهای نیمبند و سطحی تا چند روز مداوم آثار و باقیماندههای این فرایند اقتصادی در محل خودنمایی میکند و با انتشار بوی بد پسماند و شیرابههای سیاه، محل مناسبی میشود برای جمع شدن پشه، سوسک، موش و دیگر حشرات موذی.
البته ایکاش مسئله به همین یکی دو موضوع ختم شود چراکه برخی از فروشندگان محصولات خاص مانند ترشی، خیارشور و ماهی نیز پس از اتمام روز با ریختن باقیمانده آبنمک، تهمانده ظروف ترشی و یخ به درون جوی خیابانها به این آلودهسازی محیطی میافزایند که متأسفانه عملاً برای جمعآوری آنها کاری از دست هیچکس برنمیآید.
شاید برپایی روز بازارها دارای محاسن زیادی برای شهر و شهروندان باشد اما عدم توجه فروشندگان به نظافت، جمعآوری و متعاقباً تحویل پسماندها به عوامل شهرداری، یکی از مهمترین بسامدهای زشت و ناخوشایند برپایی این روز بازارهاست که تقریباً همه را شاکی و متعرض کردهاست.
هرچند فروشندگان با این استدلال که بخشی از اجارهبهای پرداختشده به شهرداری برای نظافت است پس بنابراین آنها مکلف هستند محل را پس از خاتمه بازار کاملاً پاکسازی و تمیز کنند، بااینحال این انتظار و مطالبه نیز از فروشندگان میرود که آنان نیز در حد امکان در قبال مدیریت پسماندهای خود کوشاتر از قبل باشند اما...
درواقع اگر قرار باشد که روند آغاز و پایان این همایش اقتصادی- فرهنگی محلات، تصویری باشد از بیفرهنگی و بیانضباطی و یا تعدی به حقوق دیگران و بیتوجهی به سلامت و حقوق مشتریان، پس ناگزیر میطلبد که مسؤولان از هماکنون بهطور جدی به دنبال راهکاری برای تعیین تکلیف این روز بازارها باشند چراکه نهتنها عملیات روزانه بلکه روایت ادامه طولانیمدت این فرایند باید بر اساس یک قانوننامه مشخص و شفاف و با لحاظ کردن همه بایستگیها و شایستگیهای مربوط به حقوق مشتریان و ساکنان محل و نیز شرح وظایف همه ارگانها، نهادها و سازمانهای دخیل در نظارت و کنترل و تعهدات فروشندگان به تمکین و رعایت اصول و قوانین مصرحی در آن باشد که اگر چنین نباشد قدر مسلم علاوه بر اینکه نمیتوان به آینده این روند چندان خوشبین و امیدوار بود بلکه باید از تهدیدات و خطرات احتمالی آن نیز نگران و بیمناک شد.