گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:10655

کوی مطهری، روایت زندگی با طعم آوار ...

کوی مطهری، روایت زندگی با طعم آوار ...

سپهرغرب، گروه شهر - عباس سریشی: به دلیل بی‌توجهی به امنیت روانی و سلامت جسمی همشهریان، لازم است که مدعی‌العموم در برخی موضوعات مربوط به حاشیه‌نشین‌ها ورود جدی داشته باشد.

کارشناسان و صاحب‌نظران اجتماعی معتقدند سال‌های متمادی است که افزایش سریع شهرنشینی بدون توجه و همراهی رشد و توسعه شاخص‌های اقتصادی و اجتماعی لازمه شهرنشینی پایدار، شهرها را با مشکلات و معضلات جدی و متعددی مواجه کرده که یکی از مهم‌ترین آن‌ها نیز ظهور حاشیه‌نشینی است.

البته حاشیه‌نشینی تنها مختص به شهرهای بزرگ نیست و برحسب اتفاق، بسیاری از شهرهای کوچک نیز با این معضل مهم اجتماعی دست‌به‌گریبان هستند و نکته مشترک میان همه مناطق این است که به دلیل استقرار تعداد زیادی از شهروندان درون خود و نیز عدم برخورداری مناسب از خدمات شهری، وضعیت نامطلوب و کیفیت پایین زندگی و همچنین فقدان امنیت روانی و جسمی پایدار، ناخواسته تبدیل به یکی از چالش‌ها و بستر‌های بروز آسیب‌های گوناگون در جوامع امروزی شده‌اند.

شاید طرح این موضوع که حاشیه‌نشینی بستری برای گسترش آسیب‌های اجتماعی فراهم کرده تا حدودی درست باشد اما در این میان، موضوع دیگری که وجود دارد این است که اگرچه تاکنون قوانین و برنامه‌ریزی‌های زیادی برای توسعه و ارتقای سطح کمی و کیفی زندگی در این مناطق تصویب‌شده اما این‌گونه تصور می‌شود که همه این تلاش‌ها تنها در حد یک شعار باقی‌مانده و حتی برخی نیز معتقد هستند که این وضعیت بیشتر از اینکه ناشی از مسائل دیگری باشد نتیجه سوء مدیریت در برنامه‌ریزی است.

درواقع فقدان امکانات و تخصیص عادلانه خدمات و یا توجه به نیازهای روانی و اجتماعی به‌موازات موضوعات دیگری همچون بافت نامنظم و نامشخص از منظر جمعیتی و فرهنگی باعث شده تا ناخواسته مناطق حاشیه‌ای دائماً آبستن بروز و وقوع انواع و اقسام حوادث، آسیب‌ها و مسائل اجتماعی ناگوار و ناخوشایند شوند که برخی از همین معضلات می‌تواند اعتبار و شهرت یک شهر را نیز به چالش و تهدید بکشد.

بی‌شک روایت بیشتر ساکنان این مناطق، داستان خانواده‌هایی است که در رؤیای به دست آوردن رفاه و آسایش به اقتصاد فروپاشیده شهر پناه آورده‌اند و متأسفانه سهم آن‌ها نیز فقط آسیب و مشکلات مضاعف شده‌است، چراکه فرهنگ‌ها و هنجارهای ناهماهنگ متن و حاشیه، گسستی کالبدی و فرهنگی را ایجاد می‌کند که باعث رشد روزافزون آسیب‌ها و مخاطرات زیستی، اجتماعی و فرهنگی می‌شود؛ البته این معضلات صرفاً محدود به حاشیه شهرها نبوده و در سایه بی‌توجهی و عدم دوراندیشی، حتی بعضاً در بافت‌های ناکارآمد درون‌شهری و مرکزی نیز با معضل رشد آسیب‌های اجتماعی و فرهنگی مواجه هستیم.

از منظر صاحب‌نظران، اجرای برنامه بازآفرینی شهری مطروحه که در برنامه ششم توسعه در دستور کار وزارت راه و شهرسازی است، امکانی را برای بهسازی، نوسازی و مقاوم‌سازی در محلات حاشیه‌ای و یا بافت قدیمی فراهم کرده که نکته حائز اهمیت این طرح مقوله توان‌افزایی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ساکنان درون محلات ناکارآمد و سکونتگاه‌های غیررسمی است؛ اما تحقق این برنامه اقدام و کاری یک‌سویه و صرفاً از جانب دولت و از بالا به پایین نیست، بلکه تحقق و کارایی آن وابسته به مشارکت مردم و ساکنان بافت‌های فرسوده شهری و حاشیه‌ای و همچنین مشارکت بخش خصوصی توانمند است. گو اینکه گاهی نیز لازم است تا در راستای حفظ حقوق شهروندی و جلوگیری از تبعات ناخوشایند اهمال و کم‌کاری متولیان امر، حتی دستگاه‌های قضایی و انتظامی نیز در این موضوع ورود پیدا کنند.

     فراموشی سهوی یا نادیده انگاری عمدی...

و اما ناگفته پیداست که در عصر حاضر، اصلی‌ترین عامل بروز بحران‌ها و تنش‌ها در جوامع بشری، وجود نابرابری‌های اجتماعی و فقدان عدالت توزیعی در تخصیص خدمات و امکانات و توجه به همه بایستگی‌های ایمنی و سلامت روانی ساکنان شهرهاست، البته این نیز یک حقیقت غیر قابل انکار است که هیچ‌گاه نمی‌توان عدالت را به معنای واقعی پیاده کرد.

بااین‌حال نباید تفاوت میان فقیر و غنی یا جمعیت برخوردار و کم‌برخوردار و یا توجه و تمرکز خدمات و امکانات به طبقه و یا قشری خاص آن‌قدر زیاد شود که مردم ناخواسته و یا حتی آشکارا احساس محرومیت، بی‌عدالتی و تبعیض کنند و به این باور برسند که موضوع کمبودها و فقدان امکانات یا عدم تخصیص سرمایه و سهم شهروندی به آن‎ها بیشتر از یک فراموشی سهوی متأثر از یک نادیده‎انگاری عمدی است؛ یعنی چیزی شبیه به آنچه امروز در صحبت‌ها و اظهارنظرهای ساکنان برخی از مناطق حاشیه‌ای شهر همدان می‌توان شاهد آن بود.

و اما این بار ذره‌بین روزنامه سپهرغرب د رپی بررسی شرایط حاشیه‌نشین‌های شهر همدان و انعکاس مشکلات این قشر به سمع و نظر مسؤولان و مدیران، به سراغ کوی شهید مطهری رفته‌است. البته اگر نام این منطقه برای شما چندان آشنا نیست و احتمالاً هم نمی‌دانید که در کجای همدان واقع‌شده چندان جای تعجب ندارد چراکه حتی بعضی از مسؤولان و مدیران شهری همدان نیز تاکنون مانند برخی از خوانندگان این گزارش نه نام آن را شنیده‌اند و نه حتی پایشان به این منطقه بازشده و باور کنید برخی از این مدیران اجرایی هنوز نمی‌دانند که در همدان نیز چنین جایی وجود دارد مگر معدود مدیران اجرایی شهرداری منطقه چهار و صدالبته چند نماینده مجلس که البته آن‎ها هم فقط در زمان انتخابات و جمع‌آوری رأی و تبلیغات به یاد این مناطق می‌افتند.

البته این منطقه در گذشته یکی از نقاط روستایی همدان محسوب می‌شده که بعدها با توسعه شهر، رسماً به بدنه آن ملحق و برحسب اتفاق از برخی شهرک‌ها و حاشیه‌ها نیز به شهر نزدیک‌تر شده‌است، بااین‌وجود به دلیل اینکه این منطقه در یک هم‌پوشانی بسیار نزدیک با کوی ولیعصر و حصار قصابان قرار دارد بنابراین تفکیک عرصه آن کار چندان راحتی نیست و بسیاری از ساکنان آن خود را درواقع ساکن حصار می‌دانند و یا دیزج، نه کوی مطهری؛ اما ازآنجاکه امروزه دیگر به‎واسطه نقشه جامع شهری نام کوی شهید مطهری بر این منطقه گذاشته‌شده ما نیز آن را به همین نام می‎خوانیم.

اگرچه امروزه این منطقه در محدوده شهر همدان و در زیرمجموعه شهرداری منطقه چهار قرار گفته اما به هر دلیل هنوز ساختار روستایی خود را حفظ و متعاقباً این سؤال را در اذهان بسیاری ایجاد کرده که آیا نباید با گذشت ده‌ها سال از طرح توسعه شهر و موضوع رسیدگی به بافت‌های فرسوده و حاشیه‌نشین، اکنون شاهد وضعیت بهتری در این منطقه می‌بودیم؟

این در حالی است که امروزه تمام سهم این منطقه از طرح توسعه و مدرنیته خدمات شهری و زیرساخت‌های رفاهی و اجتماعی چیزی نیست جز آشفتگی در ساخت‌وساز منازل، معابر تنگ و سخت گذر، فقدان فضای سبز، نبود امکانات خدماتی، بهداشتی و آموزشی و حتی شبکه فاضلاب و آسفالت معابر؛ البته داستان فرسودگی منازل و ناپایداری بناها که برحسب اتفاق و در پی برخی تخریب‌های ناشی از بارندگی ابتدای سال که خبرساز هم شد و به‌اصطلاح قوز بالا قوز شده به آن اضافه کنیم دیگر چیزی از مجموعه معضلات کم ندارد. مسائلی که به‌طور خاص باید فکر عاجلی برای آن‌ها می‌شده اما...!

به گفته بسیاری از ساکنان، ‌همه موارد ذکرشده تنها بخشی از مشکلات این منطقه است که تا امروز کمتر کسی بدان توجه کرده و یا درنهایت تنها به ابراز تأسفی زبانی اکتفا شده و نه چیز دیگر و درواقع همه سهم این مردم از توسعه شهری تنها تابلوی نصب‌شده در ورودی تنگ و باریک آن است که زیباست اما نه در واقعیت و متن و بطن آن.

     زندگی با طعم خاک و آوار...

از داستان کمبودها، نواقص و محرومیت‌های عمومی این منطقه حاشیه‌ای شهر که دیگر نه گفتن دارد و صدالبته تکرارش هم برای مسؤولان بی‌فایده‌تر از قبل شده که بگذریم، اما به‌صورت ویژه هنوز یک نکته بسیار برجسته و تأمل‌برانگیز وجود دارد که شاید فقط طرح آن است که می‌تواند باعث شود تا عده‌ای از مدیران و متولیان امر حتی از سر ترس و عاقبت‌اندیشی هم که شده کمی به خود بیایند و اصطلاحاً به فکر حفظ آبروی مدیریتی و عاقبت بخیری میز و صندلی ریاست خود باشند و آن اینکه نکند خدای‌نکرده طوری شود که به‌جای رفتن باافتخار به سالن همایش و تودیع و تکریم، به‌یک‌باره و با سرافکندگی و شرمساری کارشان به سالن دادگاه و بگیروببند و پرسش از کم‌کاری‌ها و بی‌توجهی به سلامت و امنیت جان مردم بی‌افتد.

بی‌شک یکی از معضلات کوی مطهری وجود تعداد زیادی خانه‌های فرسوده، نیمه‎مخروبه و مخروبه و خشتی ناپایداری است که اگرچه باقی‌مانده از دوران روستایی این منطقه بوده اما در حال حاضر و با توسعه ساخت‌وساز اکنون هرکدام به بنای تخریبی‌ تبدیل‌شده‌اند که هرلحظه آبستن ریزش و آوار شدن بر سر مردم بی‌گناه و خانه‌های هم‌جوار خود هستند چنانکه امسال و در پی بارش‌های نسبتاً سنگین بهاری نیز شاهد تخریب تعدادی از آن‌ها بودیم.

البته شدت و وسعت این تخریب‌ها باعث شده تا درنهایت تعدادی از مسؤولان پس از ساعت‌ها پرس‌وجو و دست به دامن اینترنت شدن، درنهایت آدرس این منطقه را پیداکرده و با حضور در کوی مطهری ضمن اعلام تأسف و تأثر از این حوادث، قول‌های نیم‌بندی نیز به اهالی این منطقه بدهند که بنا بر صحبت‌های برخی از اهالی محله، حتی باوجود پیگیری‌های چندماهه آن‎ها هنوز آن وعده‌ها راه به‌جای نبرده و درنهایت این بدعهدی‌ها باعث شده تا مردم دست به زانوی خودشان بزنند و ناامید از تحقق وعده‌ها با قرض و گرفتن وام‌هایی با بهره بسیار سنگین، اقدام به نوسازی، تعمیر و ایمن‌سازی خانه‌های خود کنند.

بسیاری از ساکنان بر این باورند که شرایط این کوی به لحاظ وجود تهدیدات متأثر از خانه‌های نیمه‎مخروبه و خشتی به حدی بالاست که نباید از آن غافل بود چراکه وقتی چند روز بارندگی این بلاها را بر سرشان آورده‌است پس اگر زلزله‌ای رخ دهد چه مصیبتی در انتظار آن‌ها خواهد بود؟

برخی از ساکنان با اشاره به اینکه باید به صاحبان این منازل رسماً اعلام شود تا نسبت به ایمن‌سازی و تعیین تکلیف آن‌ها اقدام کنند، گفتند که جدا از موضوع آوار و ریزش دیوارها و یا وجود دالان‌هایی که با تخریبشان مسیر کمک‌رسانی به برخی کوچه‌ها عملاً بسته می‌شود، اما این خرابه‌ها هم‌اکنون مأمن و مکانی ایمن و مناسب برای تجمع معتادان، متکدیان و افراد آواره شده که وجودشان برای خانواده‌ها خطرناک محسوب می‎شود و به‌نوعی تهدیدی است مستقیم برای امنیت روانی و جسمی زنان و کودکانی که گاهی به‌ناچار و به‌تنهایی از این معابر که عموماً نیز فاقد روشنایی هستند عبور می‌کنند، گو اینکه شرایط برخی از مسیرها نیز به‌گونه‌ای است که حتی افراد بزرگ‌سال هم هنگام عبور از کنار و زیر آن‌ها دچار نگرانی و اضطراب می‌شوند.

     لطفاً مدعی‌العموم ورود کند...

در گفت‌وگو با برخی دیگر از ساکنان این منطقه عنوان شد که در حال حاضر موضوع تعیین تکلیف بافت‌های نیمه‎مخروبه و مخروبه، بارها به مسؤولان، نمایندگان و نهادها (به‌صورت فردی و جمعی) گزارش‌شده اما تاکنون هیچ پاسخ مشخص و معینی به آن‌ها داده نشده و هنوز ساکنان این کوچه‌ها در معرض خطر و آسیب بوده و نمی‌دانند که باید به کدام ملجأ و مقام پناه برده و خواهان ایمن‌سازی محیط زندگی خود باشند.

این ساکنان اظهار کردند که با توجه به کاهش روزافزون مقاومت این بناهای مخروبه با فرارسیدن فصل بارندگی آتی، این خطرات به میزان بسیار بالایی افزایش‌یافته و هیچ تضمینی برای تاب‌آوری آن‌ها تا پایان فصل بارندگی وجود ندارد چراکه در حال حاضر نیز برخی از خانواده‌ها با استفاده از تیرک‌های چوبی تا حدودی نسبت به مقاوم‌سازی برای جلوگیری از ریزش‌ها اقدام کرده‌اند اما این اقدامات نیز عملاً جوابگو نخواهد بود، این ساکنان تقاضای ورود مدعی‌العموم به موضوع برای مشخص شدن تکلیفشان را دارند تا در صورت بروز حادثه و سانحه جانی و یا مالی بدانند که پاسخگوی ضرر و زیان آن‎ها چه کسی خواهد بود؟ مالکی که به هشدارها و تذکرات رسمی مسؤولان بی‌توجه بوده و یا مسؤولانی که به پیگیری و حفظ جان شهروندان در قبال مخاطرات بی‌توجه بوده‌اند؟

البته در کنار این مسائل، موضوعات دیگری هم وجود دارد و آن مشکلات حاصل از موقوفه بودن برخی از اراضی و املاک این منطقه و متعاقباً سردرگمی و بلاتکلیفی ساکنان است که طی سال‌های گذشته به‌مانند یک کلاف کور همه را درگیر خود کرده و باعث شده تا موضوع نوسازی و بازسازی‌ها نیز به مشکلات اداری و درهای بسته منتهی شود که حل این وضعیت نیز از مطالبات ساکنان این منطقه است.

و سخن آخر اینکه...

اگرچه وجود نابرابری و عدم تعادل خدمات‌رسانی و دادن امکانات به ساکنان مناطق مختلف یک شهر به‌هیچ‌وجه پدیده‌ جدیدی نیست؛ اما در برخی شهرها مدعی توسعه و عدالت‌محوری به دلیل فاحش بودن تفاوت‌های اجتماعی- اقتصادی و نابرابری و عدم تعادل در خدمات شهری، تفاوت فضایی شهرها تشدید شده‎است.

کارشناسان بر این عقیده‌اند که دو محور اصلی و برجسته در توزیع عدالت فضایی که در قالب حقوق شهروندی بدان تأکید می‌شود توجه به چگونگی وضعیت زندگی مردم (هم به لحاظ محیط فیزیکی و هم ساختار اجتماعی است) هرچند برخی عدالت را فقط در دسترسی برابر به تسهیلات عمومی تعریف می‌کنند بااین‌حال این موضوع را نیز نباید فراموش کرد که یکی از مهم‌ترین ارکان عدالت اجتماعی، تأمین ایمنی و سلامت روانی و جسمی ساکنان شهر و محلات است که اگر به هر عنوان مورد بی‌توجهی و غفلت قرار گیرد بی‎شک تبعات بسیار شدید و حتی بحران‌زایی برای مردم را در پی خواهد داشت که کمترین دامنه آن ابراز نارضایتی عمومی و بالاترین حد آن اقدامات انفعالی و خشونت‌بار است.

اساس نظریه‌های عدالت اجتماعی بر این است که نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی جامعه، بر سازمان فضایی آن تأثیر داشته و هرگونه تغییر در سازمان فضایی، روابط اقتصادی- اجتماعی و توزیع درآمد در جامعه اثر مستقیم دارد. عدالت اجتماعی به‌طور کلی به ایجاد یک جامعه عادلانه یا نهادی که متکی بر اصول برابری، همبستگی و درک ارزش‌های حقوق بشر تلاش می‌کند و شأن و منزلت هر انسان را به رسمیت می‌شناسد، تعریف می‌شود.

دراین‌بین توزیع متعادل خدمات شهری از مهم‌ترین نشانه‌های عدالت اجتماعی به‎شمار می‌رود. عدالت اجتماعی در شهر یعنی تداوم حفظ منافع گروه‌های اجتماعی متفاوت بر اساس گسترش بهینه منابع شهری، درآمدها و هزینه‌ها. مسئله مهم در توزیع عادلانه امکانات به‌عنوان راهبرد عدالت اجتماعی، چگونگی توزیع خدمات و توانایی‌ها بین نواحی شهری است، بنابراین عدالت اجتماعی در شهر مترادف با توزیع فضای عادلانه، امکانات و منابع بین مناطق مختلف شهری و دستیابی برابر شهروندان به آن‌ها است.

پس مهم‌ترین رسالت برنامه‌ریزان و مدیران شهری، تلاش برای دستیابی به آرمان «فرصت‌های برابر» برای دسترسی گروه‌های مختلف جامعه شهری به خدمات شهری و از بین بردن تضاد در تأمین فرصت‌های آموزشی، بهداشتی، خدماتی و مانند آن است؛ موضوعی که اگر امروز به هر علت مورد غفلت قرار گیرد قطعاً در آینده باعث بروز تبعات و بسامدهایی خواهد شد که حتی نمی‎توان آن را تصور کرد.

ارسال نظر

سوال: پرنده‌ای سریع؟ shahin

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار