همدان و خواهرخواندههای کاغذی
سپهرغرب، گروه خبر - طاهره ترابیمهوش: دبیرسابق کمیسیون فرهنگی و اجتماعی کلانشهرها گفت: اینکه یک استاندار و یا یک شهردار در پی حضور یک هیئت خارجی و یا حتی داخلی در شهر، خیابان و یا بلواری را بدون داشتن هدف و یا برنامه به نام شهر مطبوع میهمان کند خروجی نداشته و بیشتر به سخره گرفتن یکدیگر است.
خواهرخواندگی! شاید با شنیدن این واژه برای هرکسی این سوال پیش آید که این داستان از کجا شروع شد؟ یا برقراری روابط خواهرخواندگی همدان و بم به چه معناست؟ یا اینکه اصلا کارکرد و مزیت خواهرخواندگی چیست؟ و آیا همدان توانسته است از امتیازات خواهرخواندگی استفاده کند یا نه؟
از آن روزگار که گردشگری به عنوان صنعتی سرمایهساز در جوامع در حال توسعه مطرح شد؛ عناوینی همچون خواهرخواندگی و برادرخواندگی هم در میان جوامع شکل گرفت. البته ویژگیهایی نیز میان جوامع میبایست وجود داشته باشد تا این عناوین در موردشان به کار گرفته شود از میان آنها میتوان به مشخصههای مشترک قومی؛ تباری و در معنای عمومیتر فرهنگی اشاره کرد که ممکن است شهرهایی در برخی زمانهای تاریخی در مبادله اقتصادی فرهنگی با هم بوده و یا حتی مشاهیرش در ارتباط علمی با هم قرار داشتهاند و امروزه در جغرافیای سیاسی از هم دور افتادهاند.
دراین بین شهرهای تاریخی برای حفظ و حراست از زمینههای تاریخی و فرهنگی مشترک، اقدام به ایجاد یک رابطه غیرمتمرکز از طریق انعقاد قراردادی موسوم به خواهرخواندگی میکنند و تلاش دارند با اعزام گروههای کارشناسی از تجربیات یکدیگر در زمینههای مختلف فرهنگی استفاده و در زمینههای مختلف فرهنگی، اجتماعی، عمرانی غیره با یکدیگر همکاری کنند تا زمینه برای تعمیق روابط میان آنان فراهم شود.
ازجمله فعالیتهایی که شهرهای دوست و خواهرخوانده در آنها مشارکت دارند، میتوان به تبادل دانش و اطلاعات و تجارب، گسترش سرمایهگذاری و صنعت گردشگری در شهرها، اجرای پروژههای مشترک در امر توسعه شهری و ارتقای سطح زندگی و همکاری در زمینه افزایش تفاهم، انسجام و کمک به گسترش تواناییهای فنی و مدیریتی در کلانشهرها اشاره کرد.
اینکه این شهرها چگونه یکدیگر را پیدا میکنند نیز سوالی است که برای برخی ممکن است پیش آمده باشد لذا در پاسخ به آن میتوان گفت شهرها از طرق مختلفی یکدیگر را پیدا میکنند؛ گاهی شهردار دو شهر همدیگر را ملاقات کرده و با همدیگر آشنا میشوند و پس از آن مقدمات آشنایی و خواهرخواندگی شهرهای خود را فراهم میآوردند در مواردی هم گروه یا افرادی از اجتماع، معلمان، تجار یا اعضای انجمنهای قومی جریان امور را به دست میگیرند و کمیته خواهرخواندگی ایجاد میکنند و سپس مدیران منتخب خود میخواهند همکاری رسمی بین دو شهر صورت گیرد البته بعضی شهرها به خاطر هم نام بودن، یا به خاطر اینکه جشن و فستیوال مشابهی دارند با یکدیگر خواهرخوانده میشوند و در یک کلام یک نگاه و یا انگیزهای مشترک، دو شهر را به سمت و سوی خواهرخواندگی سوق خواهد داد.
دراین بین شهر همدان در دو دهه اخیر با 4 شهر خارجی کولاب تاجیکستان، اسپارتای ترکیه، بخارای ازبکستان و ارفورت آلمان ودر چند روز اخیر با یک شهر از شهرهای ایران یعنی بم پیمان خواهرخواندگی بسته است البته درتفاوت خواهرخواندگی و برادرخواندگی نیز میتوان گفت انعقاد قرارداد دوستی با شهرهای بالای یک میلیون جمعیت را خواهرخواندگی و زیر یک میلیون را برادرخواندگی میگویند.
دراین بین این سوال مطرح است که طی 20 سال گذشته کدام یک از خواهران همدان حالی از فضای اقتصادی، گردشگری و حتی فرهنگی همدان پرسیده این درحالی است که با انعقاد تفاهمنامههای خواهرخواندگی مناسبات شهری افزایش یافته و انعقاد قراردادهای این چنینی باعث افزایش موثر مبادلات و ارتباطات دوجانبه مخصوصا در حوزه گردشگری و توریسم میشود که نتایج این مبادلات به بخشهای اقتصادی نیز تسری پیدا میکند.
اما آنچه دراین بین مشخص است اینکه این خواهرخواندگیها بیشتر به وصله ناجور شباهت دارند چراکه اگر از بیش از 90 درصد از همدانیها درخصوص وجه تسمیه نامگذاری بلوار کولاب سوال کنی کسی از خواهرخواندگی ما با شهر کولاب خبر ندارد پس بیشتر این تفاهمنامهها تنها در یک برهه زمانی کوتاه کارایی دارد چراکه درحال حاضر بدیهیترین زیر ساخت یعنی دسترسی آسان و مستقیم به شهر بم حتی به صورت زمینی به عنوان سرویس اتوبوسی همدان- بم وجود ندارد این درحالی است که یکی از بدیهی ترین زیرساختها امکان دسترسی است با این تفاسیر چگونه میتوان عایدی از دیگر خواهران خارجیمان داشته باشیم در حالیکه نه تور هوایی و امکان سفر ریلی به این شهرها وجود ندارد بنابراین با توجه به اهمیت موضوع بر آن شدیم تا با عادل مزاری دبیر سابق کمیسیون فرهنگی و اجتماعی کلانشهرها و مراکز استانها دراین باره گفتگویی را ترتیب دهیم که در ادامه میخوانید:
دبیر سابق کمیسیون فرهنگی و اجتماعی کلانشهرها و مراکز استانها با بیان اینکه اصل برقراری این تفاهمنامهها به صورت فعالیت سمبلیک دنبال میشود گفت: این فرآیند در بدو امر در کشورهای خارجی انجام میشد اما طی چند دهه اخیر انعقاد چنین نقاهمنامههایی در کشور ما نیز روایج یافته است.
عادل مزاری افزود: اما نکته اینجاست که اگر شهری همچون اصفهان با ونیز ایتالیا خواهرخوانده میشود در پس این خواهرخواندگی پیگیری دستیابی به مزیتهایی همچون تبلیغی و فرهنگی است به نحویکه دربستر خواهرخواندگی بین دو شهر از طریق گستردگی فعالیت تبلیغاتی در هریک از شهرهای فوق میتواند در جذب توریسم و افزایش سفر به شهر اصفهان از شهر ونیز ایتالیا و بالعکس تاثیرگذار باشد.
وی ادامه داد: در واقع این خواهرخواندگی درحوزه گردشگری میتواند نقش موثری را در دو شهر خواهرخوانده ایفاء کند.
این کارشناس حوزه فرهنگی شهر با تاکید بر اینکه اگر همت و قدرت لازم در مدیریت شهری دو شهر خواهر خوانده وجود داشته باشد میتوان مزیتهای بیشتری را در قالب تفاهمنامه خواهرخواندگی برای دو شهر گنجاند ابراز کرد: این مزیتهای میتواند در قالب انتقال تجربیات درحوزه ارتقای مباحث مرتبط با مدیریت شهری، جذب سرمایهگذاری و غیره شکل بگیرد.
مزاری با بیان اینکه رسیدن به اهداف کلان از خواهرخواندگی نیازمند برنامهریزی و تدوین یک تفاهمنامه قدرتمند است اذعان کرد: گرچه اصل خواهرخواندگی بین دو شهر یک اتفاق خوب و مبارک است اما در بیشتر موارد شاهد آن هستیم که این خواهرخواندگیهای درحد حرف و درنهایت خواهرخواندگی کاغذی بوده است نه بیشتر.
وی افزود: اینکه یک استاندارو یا یک شهردار در پی حضور یک هیئت خارجی و یا حتی داخلی در شهر، خیابان و یا بلواری را بدون داشتن هدف و یا برنامه به نام شهر مطبوع میهمان کند خروجی نداشته و بیشتر به سخره گرفتن یکدیگر شبیه است.
این کارشناس فرهنگی شهری با بیان اینکه اگر تفاهم نامه خواهر خواندگی قوی و با برنامه در حوزه انتقال تجربیات مدیریت شهری به لحاظ زیرساختهای شهری و فرهنگی و تبلیغی درعرصه گردشگری منعقد شود یقینا عایدات درخوری را برای طرفین به دنبال خواهد داشت عنوان کرد: اگر در شهری همچون همدان عایدی از خواهر خواندگی قابل مشاهده نیست این بدان معناست که این خواهر خواندگیها سمبلیک و بدون هدف و تفاهمنامه قوی بوده است بنابراین برای رسیدن به اهداف فوقالذکر میتوان از نمونههای موفق همچون خواهرخواندگی که در شهری همچون اصفهان اتفاق افتاده الگو گرفت.
مع الوصف نفس خواهرخواندگی به دلایلی ایجاد علقه میتواند کاری مبارک درعرصه مدیریت شهری تلقی شود اما آنچه مسلم است اینکه تنها نمیتوان با تغییر نام یک بلوار ادعای خواهرخواندگی کرد بلکه میبایست مدیریت شهری قبل هر کاری در بدو امر ضرورت این اتفاق و درعین حال زیرساختها و اهداف از پیش تعیینشده برای این فرآیند را شهروندان آن شهر از طریق رسانهها بازگو کرده و درعین حال با هماهنگی با دستگاههای مرتبط بنا به اهداف تعریف شده برای این خواهرخواندگی این اهداف را در تفاهمنامه انعقادی بگنجاند حال آنکه متاسفانه حتی در خواهرخواندگی اخیر نیز طبق اخبار منتشر شده ازسوی اعضای شورای اسلامی نه درخصوص ضرورت و نه در خصوص اهداف این فرآیند حرفی به میان نیامده است بنابراین نمیتوان برای خواهرخوانده جدید نیز در مدیریت شهری امید بست چراکه خواهرخواندگیهای اخیر بیشتر جنبه صوری و تشریفاتی دارد و تنها خروجی آن، سفرهای متعدد عدهای از مدیران شهرداری همدان به این شهرها است.