گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:11356

حاشیه‌نشینی، زندگی در مرز خطر

حاشیه‌نشینی، زندگی در مرز خطر

سپهرغرب، گروه شهر - عباس سریشی: موضوع بهداشت عمومی و سلامت حاشیه‌نشینی باوجود داشتن اهمیت حیاتی، اما همیشه یا در انتهای لیست مشکلات قرار داشته و یا در حاشیه‌های دور تراز متن.

به عقیده بسیاری از صاحب‌نظران و تحلیلگران، به‌موازات تداوم شهرنشینی، عدم تناسب واحد‌های مسکونی با ساکنان و متعاقباً افزایش تقاضای مسکن و نیز بنیه اقتصادی ضعیف افراد تازه‌واردی که توان خرید و اجاره خانه در مناطق اصلی شهر از آنان سلب شده، ناگزیر حواشی شهرها به مکانی برای اسکان غیررسمی این افراد مبدل می‌شود.

مضاف بر اینکه توجه به وضعیت کلان‌شهرها، مراکز استان‌ها و حتی برخی شهرهای درجه‌دو متوسط استان‌ها نیز به‌خوبی مؤید این حقیقت است که امروزه حاشیه‌نشینی و اسکان غیررسمی جزء چند معضل اصلی، گسترده و رو به رشد در صدر مشکلات اجتماعی است که ناگزیر تبعات بسیاری را گریبان‎گیر جامعه و کشور کرده‌است.

برخی صاحب‌نظران معتقدند اگرچه تلاش دولت (قبلی و فعلی) برای توسعه مساکن مهر نیز در راستای حل این مشکل بوده و هزینه‌های بسیار کلانی را نیز بر جامعه تحمیل کرده اما صرفاً به دلیل فقدان نظارت و رعایت اصول شهرسازی نه‌فقط این راهکار نیز در نیمه‌راه زمین‌گیر شده، بلکه به دلیل بلاتکلیفی این دست راهکارها و پروژه‌ها، شواهد و نتایج تحقیقات میدانی نیز حکایت از تمایل مجدد برخی اقشار ضعیف برای پناه بردن به حاشیه‌نشینی دارد.

همچنین تحلیلگران بر این عقیده‌اند که طی چند سال گذشته، افزایش اجاره‌بها در داخل شهرها نیز باعث شده تا گرایش به حاشیه‌نشینی (صرفاً با توهم ارزان‌تر بودن اجاره خانه) افزایش یابد و این در حالی است که نه‌تنها بسیاری از حاشیه‌نشین‌های موجود در کشور ما از زیرساخت‌های توسعه، رفاه، خدمات بهداشتی و درمانی و آموزشی برخورداری لازم را ندارند بلکه به دلیل ناهمگونی فرهنگی، ضعف اقتصادی و محرومیت‌های اجتماعی ساکنان، بستر بسیار مناسبی برای ظهور و بروز انواع و اقسام ناهنجاری‌ها و آسیب‌ها در این مناطق ایجاد شده‌است.

درواقع وجود نابرابری درزمینهٔ وضعیت اشتغال و درآمد، توسعه مناطق، مهاجرت از روستا به شهر، نابرابری جمعیت بین شهر و روستا و موارد دیگر باعث تشدید معضل حاشیه‌نشینی شده به‌نوعی که مبتنی بر برخی آمارهای غیررسمی، در حال حاضر جمعیتی نزدیک به 20 میلیون نفر (25.1 درصد جمعیت کل کشور) در گستره‌ای نزدیک به 500 هزار هکتار از سکونت‌گاه‌های غیررسمی در حال زندگی هستند و این بدان معناست که هم‌اکنون زنگ خطر ناشی از حاشیه‌نشینی، بلندتر از سال‌های قبل به صدا درآمده‌است.

درواقع جمعیت حاشیه‌نشین علاوه بر مواجهه با مسائل اجتماعی از قبیل اشتغال غیررسمی، دست‌فروشی، تکدی‎گری، فروش مواد مخدر و موارد دیگر دائماً مشکلاتی را نیز در حوزه‌های مختلف اداری، مدیریتی، انتظامی و حتی سیاسی برای نهادها، سازمان‌ها و برنامه‎ریزان ایجاد می‌کند؛ و این یعنی جمعیت حاشیه‌نشین به دلیل معضلات خاص خود از قبیل بیکاری، محرومیت، احساس تبعیض و بی‌عدالتی از این قابلیت و استعداد برخوردار است که به‌صورت ناخواسته و غیرارادی به‌عنوان موتور محرکه رویدادهای اجتماعی، سیاسی، امنیتی و غیره ایفای نقش کرده و یا مورد بهره‌برداری سوء قرار گیرد.

موضوع اینجاست که در صورت بی‌توجهی و عدم هوشیاری مسؤولان و متولیان، استمرار این اختلافات و تبعیضات، ناخواسته منجر به بروز تضادها و شکاف‌های عمیقی بین ساکنان این مناطق با شهر خواهد شد که شاید تا پیش‌ازاین وجود نداشته، اما این تصور وجود دارد که ممکن است در آینده به انحای مختلف و چشمگیری به بروز رسیده و یا تشدید شود.

البته نکته بسیار مهمی که در این میان نباید از آن غافل بود این است که باوجود همه تلاش‌ها و برنامه‌ریزی‌ها اما مسائل و مشکلات حاشیه‌نشینی واقعیت‌های گریزناپذیری هستند که صدالبته هیچ‌گاه به‌صورت کامل از بین نمی‌روند؛ اما نباید باعث شود تا از توجه به مسائل آنان شانه خالی کرده و یا مطالبات آن‎ها به فراموشی سپزده شود.

 

     تنبیه غیررسمی برای سکونت غیررسمی

در حال حاضر حدود 15 سال از زمان آغاز طرح توانمندسازی محلات حاشیه همدان )سال 1383) می‌گذرد گو اینکه به گفته مسؤولان و متولیان، در این سال‌ها و در چهارچوب طرح توانمندسازی، مبالغی بیش از ده‌ها میلیارد تومان برای توسعه زیرساخت‌ها و ارتقای سطح کمی و کیفی زندگی ساکنان در پنج محله حاشیه‌ای شهر همدان هزینه شده، اما نه‌فقط به اعتقاد ساکنان بلکه به اذعان بسیاری از کارشناسان و صاحب‌نظران در این حوزه، این طرح آن‌گونه که انتظار می‌رفت موفق نبوده و درنتیجه دستاوردهای آن، چندان چنگی به دل نمی‌زد، مناطقی که کماکان و پس از گذشت چند دهه همچنان از داشتن برخی امکانات ساده و اولیه نیز محروم‌ هستند.

واقع امر این است که موضوع نبود و کمبود ابتدایی‌ترین امکانات شهری در این مناطق، بارها و بارها صدای اعتراض ساکنان این مناطق را درآورده، اما نه گوش شنوایی پیداشده و نه چشم بینایی مگر در ایام انتخابات و برخی مناسبت‌های تشریفاتی که مسؤولان و مدیران برای گرفتن عکس تبلیغاتی و جمع‌آوری آرا با کوله‎باری از وعده و قول‌های نیم‌بند نه‌چندان لازم‌الاجرا به این مناطق سری زده و پس از استحصال نتیجه دلخواه و بهره‌برداری لازم، بازهم رفته‎اند تا در دورترین نقاط از دسترس این مردم قرار گیرند.

البته نباید از این واقعیت نیز غافل بود که حاشیه‌نشینی در اصل مولود یک بی‌نظمی و بی‌قوارگی اجتماعی و همچنین عدم تمکین مهاجران و ساکنان اولیه این مناطق به مقررات شهرسازی و نظام‌مهندسی است، بااین‌حال امروزه همین مناطق میزبان هزاران نفر از شهروندانی هستند که نمی‌توان آنان را نادیده گرفت و یا به بهانه ساخت غیرقانونی منزل از خدمات شهری و اجتماعی محرومشان کرد.

بی‎شک زمانی که صحبت از خدمات اجتماعی به میان می‌آید منظور استخر، سونا، جکوزی، مرکز خرید، کتابخانه، پارک و یا دیگر مراکز تفریحی نیست، بلکه موضوع تأمین همان نیازهای به‌ظاهر پیش‌پاافتاده و ساده‌ مانند آب‌لوله‌کشی و بهداشتی، کانال فاضلاب، برق و گاز، آسفالت معابر و یا جمع‌آوری زباله از سطح محلات است که معمولاً می‌باید بدون التماس و تضرع از طرف ساکنان، متولیان به فکر تأمین و انجام آن‌ها باشند، اما ظاهراً یکی از شیوه‎ها و شگردهای تنبیه این ساکنان در قبال ساخت منزل غیرقانونی، همین عدم تخصیص و واگذاری راحت این خدمات است که باعث می‌شود آه از نهادشان بلند شده و آنان را روزی هزار بار به سختی بیندازد.

 

     بهداشت عمومی از تبلیغ تا واقعیت

حال اگرچه همه مسائل حاشیه‌نشینی به‌نوبه خود محلی از تأمل و تحلیل دارد اما قطع به یقین به‌صورت ویژه و به‌عنوان فراگیرترین موضوع که تقریباً همه ساکنان این مناطق را خارج از محدوده سن و جنسیت و یا حتی فرهنگ می‌تواند با خود درگیر کرده و به انحای مختلف اعم از فردی و گروهی تحت تأثیر قرار دهد مقوله بهداشت عمومی و محیطی است که عموماً نیز به‌واسطه بی‌توجهی یا در انتهای فهرست مشکلات و یا در حاشیه‌های دور تراز متن قرار گرفته‌است.

زباله‌ها و فاضلاب منازل که در کوچه‌ها رهاشده‌اند، خانه‌های بهداشتی که عملاً جوابگوی مراجعان نیستند. وجود سوءتغذیه، چاه‌های فاضلاب، کانال‌های روباز و متعفن، نگهداری، ذبح و فروش احشام در برخی منازل، وجود بیماری‌های واگیردار قارچی و پوستی در بین برخی ساکنان، فقدان مایع دستشویی و یا قطع آب در مدارس، عرضه لبنیات فله‌ای و غیر استریل و موارد مشابه دیگر که تنها گوشه‌ای است از روایت وضعیت نامناسب بهداشت عمومی و فردی در مناطق حاشیه‌ای و کمبود خدمات اولیه درمانی در سکونت‌گاه‌های غیررسمی که نه‌فقط به شیوع برخی از بیماری‌های واگیر و غیرواگیر در این مناطق منجر شده بلکه باعث پمپاژ برخی از آن‌ها نیز به درون شهرها می‎شود.

با توجه به این مقدمه نسبتاً طولانی اگر نگاهی هرچند گذرا و سطحی بر وضعیت حاشیه‌نشین‌های همدان داشته باشیم قطعاً متوجه خواهیم شد که اکنون در چه وضعیتی بسر برده و چقدر تا رسیدن به آن سطح که موردنظر این نوشتار و ایضاً متولیان بهداشت و سلامت جامعه است، فاصله دارند!

گو اینکه در این میان نیز کم نیستند دستگاه‌ها، سازمان‌ها، نهادها و ارگان‎هایی که دائماً در رسانه‌ها و اخبار از فعالیت‌های آن‌چنانی خود در خصوص رفع مشکلات حاشیه‌نشین‌ها در قالب پیشرفت 95 درصدی فاضلاب، راه‌اندازی درمانگاه شبانه‌روزی با اختصاص آمبولانس، راه‌اندازی خانه بهداشت و موارد دیگر خبرها داده‌اند چنانکه انسان به وهم و گمان می‌افتد که با این حساب در حال حاضر همه مشکلات و مطالبات این مناطق و ساکنان آن‌ها حل‌شده و دیگر جای نگرانی نیست؛ اما غافل از اینکه واقعیت پشت پرده این‌همه تبلیغات و هیاهو همان مَثل «شنیدن کی بود مانند دیدن» است، گو اینکه برای درک این واقعیات فقط کافی است تا مسؤولان کمی قدم رنجه کرده و بدون خدم‌وحشم، مقدمه‌چینی و یا انتخاب‌های از قبل تعریف‌شده سری به این مناطق بزنند تا ببینید در این مناطق چه می‎گذرد.

از رواناب راه‌های وسط کوچه‌ها تا زباله‌ها و پسماندهای رهاشده در آن‌ها چنانکه گویی زیر این کوچه‌ها هم پر است از چاه‌های فاضلاب و البته خانه‌هایی که گاهی محل زندگی مشترک با حیوانات شده، بدون حمام و دستشویی مناسب و بدتر از همه بچه‌هایی که بعضی از آن‎ها ماه‌به‌ماه رنگ حمام به خود ندیده و دست‌وپاهایشان پرشده از ترک و سرهایشان نیز جولانگاهی برای شپش‎ها و کک‎ها؛ و یا مادرانی که توانایی مالی برای چکاپ زنانه و درمان برخی بیماری‌های متأثر از زایمان‌های متعدد را ندارند و یا داستان شیوع ایدز و هپاتیت و برخی بیماری‎های دیگر که در پی وجود رفتارهای ناهنجار کنترل نشده و یا اعتیاد به آن مبتلا هستند.

حال اگر از سوءتغذیه و وضعیت بهداشت داخلی منازل، فقدان پایش و نظارت‌های بهداشتی بر محیط و غیره هم بگذریم اما از حقیقتی که بسیاری از کارشناسان و مسؤولان حوزه بهداشت و درمان نیز به آن اذعان داشته و نسبت به خطرات شیوع و پمپاژ بعضی از بیماری‌ها به داخل شهرها هشدار می‌دهند، نمی‎توان به‎سادگی گذشت؛ که صرفاً به دلیل عدم وجود خانه‌های بهداشت کارآمد و مجهز و یا فقدان سیستم‌های پایش درمانی هر لحظه در حال گسترش است.

البته نباید فراموش کرد که این وضعیت نیز در حالی است که بر اساس قانون، برنامه پنجم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی را موظف کرده بود که «سامانه خدمات جامع و همگانی سلامت» را مبتنی بر خدمات اولیه سلامت، محوریت پزشک خانواده و نظام ارجاع، خرید راهبردی خدمات، واگذاری امور تصدی‌گری با رعایت ماده 13 قانون مدیریت خدمات کشوری و با تأکید بر پرداخت مبتنی بر عملکرد، در طرح تحول سلامت حوزه بهداشت و با اولویت بهره‌مندی مناطق کمتر توسعه‌یافته به‌ویژه جمعیت‌های ساکن در حاشیه شهرها در صدر فعالیت و توجه خود قرار دهد؛ اما...

 

     درد دل‌های تکراری

و اما گفت‌وگو با برخی از ساکنان این مناطق از کوی ولیعصر و مطهری گرفته تا اسلامشهر، حصار، خضر، جنت و دیگر مناطق حاشیه‌ای بیشتر مؤید مطالبه و درخواست از مسؤولان برای توجه به بهداشت و سلامت حاشیه‌نشین‌ها در قالب، تجهیز و توسعه خانه‌های بهداشت متناسب با جمعیت و نیازها از یک‌سو و رسیدگی به حال‎وروز عمومی محلات، مدارس و اماکن تجاری و مسکونی است.

از خانه‌هایی که به دلیل شرایط داخلی‌شان باید هرچه زودتر پاک‌سازی شوند تا کوچه‌هایی که هنوز لوله‌کشی فاضلاب ندارند، کانال‌های رهاشده و مسئله کمبود سطل‎های زباله و جمع‎آوری آن‌ها و از همه مهم‌تر کمبودهای ویژه در خانه‌های بهداشت و صدالبته وضعیت مدارس در قالب توجه به نظافت فردی دانش‌آموزان و موضوع دستشویی و آبخوری‌ها که البته به دلیل ابتلای برخی از والدین معتاد و ناهنجار به بیماری‎هایی همچون هپاتیت و ایدز، همیشه نگرانی‌هایی از جنس خاص وجود دارد.

هرچند که بسیاری از این موارد نیز عموماً در قالب بهداشت فردی باید در منازل و از سوی خانواده‌ها موردتوجه قرار گیرد، بااین‌حال وقتی بسیاری از این افراد به دلیل فقر و عدم توانایی مالی امکان تهیه وسایل پیشگیری و درمان از قبیل حمام، دستشویی، مواد شوینده و ضدعفونی‌کننده و غیره را ندارند و در باقی موارد نیز فقط به‌صورت مقطعی و دوره‌ای و صرفاً بنا بر اضطرار به این موضوعات توجه می‌کنند، پس ناگزیر باید به فکر چاره‌ای دیگر بود.

از منظر تحلیلگران، حاشیه‌نشینان به‌عنوان درصد مهمی از جمعیت شهری ایران و متعاقباً همدان با مشکلات عدیده‌ای در بهداشت و سلامت روبه‌رو هستند که می‌توانند سلامت خود و شهروندان را با خطرات جدی مواجه کنند، زیرا بر اساس داده‌های آماری، نرخ بیماری‌های عفونی، واگیردار و یا صنفی در این مناطق بسیار بالاتر از دیگر مناطق شهری است مضاف بر اینکه به لحاظ بهداشت روانی نیز به دلیل بالا بودن نرخ برخی آسیب‌های اجتماعی از قبیل فحشا، دزدی، اعتیاد، فروش و مصرف مشروبات الکلی، دعوا و درگیری و غیره بسیار بالاست؛ بنابراین مسؤولان امر می‌بایست با در نظر گرفتن سیاست‌های پیشگیرانه و برخورد منطقی به توسعه اجتماعی حاشیه‌های شهر و متعاقباً بهسازی بهداشتی و توانمندسازی مردم با نگاه به تجارب جهانی اقدام کنند. موضوعی که اگرچه ممکن است در ابتدا پرهزینه و زمان‌بر به نظر برسد اما قطعاً در صورت اجرا می‌تواند در میان‌مدت ضمن کاهش چشمگیر هزینه‌های کلان درمانی، متعاقباً محیطی قابل قبول و پذیرفتنی را در حوزه سلامت بهداشت برای عموم شهروندان فراهم کند.

ارسال نظر

سوال: پایتخت ترکیه؟ Ankara

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار