پیوستنگاری زیستمحیطی پیششرط توسعه پایدار مجموعه شهری
سپهرغرب، گروه شهر - طاهره ترابیمهوش: از آنجا که حیات هر شهر وابسته به حضور شهروندان و تعاملات اجتماعی در فضاهای شهری است، این فضاها بهعنوان بخشی از محیطزیست شهری، مهمترین مکان برای حضور فعال شهروندان و محل فعالیت اجتماعی آنها محسوب میشوند. بر این اساس سالها است که کیفیت زیستمحیطی چنین فضاهایی بهعنوان معیار کیفی زندگی شهری بیشازپیش مد نظر قرار گرفته و لازم است علاوهبر تأمین رفاه و آسایش، از جذابیت و پایداری برخوردار باشند تا بتوانند بهعنوان محیطی مناسب در پاسخ به نیازهای انسانی، شهروندان را برای حضور بیشتر تشویق کنند که حفظ محیطزیست را برای بقای نسلهای آینده تأمین میکند.
مسائل محیطزیستی و بهویژه آلودگیهای آب و خاک، پدیدههای نوظهور کلانشهرها است، بنابراین این پدیده ازآنجایی که در مقیاس منطقهای شکل میگیرد، شناخت و حل آن نیز مطالعات و سیاستهای یکپارچهای را طلب میکند.
رشد جمعیت، پدیده شهرنشینی و شکلگیری مناطق کلانشهری، خصیصهای است که از قریب سه دهه گذشته در کشور پدیدار شده و درحال حاضر نیز با شتاب فزایندهای در جریان بوده؛ بهطوری که از سال 88 شهر همدان در زمره کلانشهرها قرار گرفت و طی ماههای اخیر نیز این کلانشهر در قالب مجموعه شهری مطرح شد.
از طرفی با وجود اهمیت و جایگاه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مناطق کلانشهری، اما طی 50 سال اخیر به تبع رشد ناموزون شهری، پیامدهای محیطزیستی گستردهای دامنگیر این مناطق شدهاند که خود هم علت و هم معلول بسیاری از مسائل دیگر به حساب میآیند.
در این میان کلانشهر همدان از بدو انتخاب بهعنوان مرکز اصلی مجموعه شهری، دارای دو خصلت همزمان شامل رشد شهر اصلی و برونافکنی و اشغال شتابان فضا در هالههای کلانشهری بوده، بر این اساس بر آن شدیم تا با شیما شاهینفر، کارشناس ارشد آموزش محیطزیست گفتوگویی را ترتیب دهیم که بهصورت پرسش و پاسخ در ادامه میخوانید:
مفهوم محیطزیست شهری را تعیین کنید؟
محیطزیست شهری چیزی جز سایر ابعاد محیطزیستی در دیگر قالبها نیست، با این تفاوت که در شهرها به این مفهوم یکسری اقتضائات و عناصر جدید افزوده شده است که درواقع کنش این عناصر و اقتضائات بر محیطزیست تأثیرگذاری بیشتری دارد.
درواقع محیطزیست محیط پیرامونی است که هر جانداری در آن زیست کرده و از آن تأثیر میپذیرد و درعینحال بر آن محیط تأثیرگذار است.
حال از آنجایی که در شهرها قالب این موجودیت به انسان بخشیده شده است، ما این بُعد از آن را محیطزیست شهری تعریف کرده و داشتن این حق مسلم را برای انسان و یا همان شهروند ساکن در شهر، قائل میشویم. البته این رویکرد درست نیست، بلکه همه جاندارانی که در این محیط زندگی میکنند، بر مبنای تعاریف تئوری محیطزیستی از حق حیات برخوردار هستند.
بر این اساس اگر ما برای خود چارچوبی با عنوان محیطزیست شهری تعریف کردهایم، در سایه آن حق حیات بسیاری از جانداران را در این محیط سلب گرفتهایم که به نظر پسندیده نیست.
** محیطزیست، اقتصاد و جامعه اضلاع توسعه پایدار
الزامات زیستمحیطی برای رسیدن به توسعه پایدار در شهرها چیست؟
در بحث توسعه پایدار با یک مثلث روبهرو هستیم که در یک رأس آن محیطزیست و در دو رأس دیگر اقتصاد و جامعه گنجانده میشوند.
این بدان معناست که در توسعه پایدار شهر این سه رأس باید توأمان و با رعایت توازن و عدالت پیش بروند و این حق وجود ندارد که محیطزیست را برای رسیدن به اقتصاد پویا، فدا کنیم و یا اینکه دراینبین رأس جامعه را برای اقتصاد نادیده بگیریم.
البته این بدان معنا نیست که رأس اقتصاد در توسعه پایدار دیده نشود، بلکه طبق اصول تعریفشده اقتصاد لازمه توسعه پایداراست، منوط به اینکه بتوانیم حق دو رأس دیگر این توسعه را فراهم و رعایت کنیم.
پس میتوان اینگونه استنباط کرد که برای حرکت همدان در مسیر توسعه، در گام نخست لازم است شهروندان بهعنوان یکی از اصلیترین رأسها، بهعنوان رکن تلقی شوند و درعینحال رفاه و بهبود کیفیت زندگی این افراد در قالب رعایت الزامات محیطزیستی، بهعنوان اصلیترین اولویت مد نظر قرار گیرد. اما در غیر این صورت تنها رشد را آنهم بهصورت تکبُعدی تجربه کردهایم. حال آنکه هم در مباحث جامعهشناختی و هم در مباحث زیستمحیطی رشد و توسعه دو مفهوم متفاوت از یکدیگر هستند.
** افزایش جمعیت نیازمند تقویت صنایع و درنتیجه آلایندگی بیشتر است
از آنجایی که شهر همدان بهعنوان کلانشهر در قالب مجموعه شهری قرار گرفته است، آیا شاخص زیستمحیطی خاصی در این قالب گنجانده میشود؟
درحال حاضر در کشور ما کلانشهر شدن تنها از فاکتور جمعیتی تبعیت میکند، پس زمانی که یک شهر با درنظر گرفتن نواحی اقماری خود به جمعیتی بالغبر 500 هزار نفر برسد، بهعنوان کلانشهر محسوب میشود.
حال آنکه دراینبین شاهد غفلتی بزرگ هستیم، بدان معنا که وقتی جمعیت در قالب کلانشهر قرار میگیرد، چه نیازهایی خواهد داشت و باید ایجاد چه زیرساختهای جدیدی را برای آن تصور کرد.
بر این اساس در شهری همچون همدان که با داشتن حدود 17 شهرک صنعتی، از شهرهای صنعتی محسوب میشود، درنظر بگیرید که شاهد افزایش جمعیت نیز باشیم که درعینحال این جمعیت عظیم نیازهای متنوعی را نیز طلب میکنند و از طرفی با مجموعههایی روبرو هستیم که به شهر الحاق شدهاند.
بر این اساس با افزایش جمعیت نیاز اقتصادی نیز بیشتر خواهد شد، بنابراین ضرورت استفاده منابع موجود نیز بیشتر میشود که این منابع صرفاً پول نیست، بلکه این منابع در ابعاد مختلف همچون منابع طبیعی و غیره نیز تعریف میشود. بدین معنا که وقتی نیاز افزایش پیدا میکند، پس لزوماً باید صنعت شما تقویت شود که این تقویت صنایع افزایش آلایندههای زیستمحیطی را به دنبال خواهد داشت.
علاوهبر این یقیناً جمعیت بیشتر پسماند زیادتری نیز تولید میکند، پس ملزم خواهید شد مدیریت پسماند را ازنظر کیفی بهبود ببخشید؛ زیرا با جمیعت بالا، تنها ورود در وادی بازیافت جوابگو نیست، بلکه باید با ورود به فناوری جدید، نسبت به کاهش پسماند اقدام کنند.
پس نمیتوان گفت با کلانشهر شدن میتوان چند الزام محیطزیستی خاص را ملاک قرار داد، زیرا این مهم تمام ابعاد محیطزیستی را تحت تأثیر قرار میدهد؛ چراکه با افزایش جمعیت، دیگر فاکتورها همچون تولید و درعینحال مصرف که کنشهای زیستمحیطی را افزایش میدهند نیز بالا میرود.
مصرف آب، محصولات کشاورزی، تولید، افزایش پسماند و نیز افزایش ورد آلایندههای محیطزیستی، تنها بخشی از اتفاقاتی است که در کلانشهرها شاهد هستیم.
پس میتوان گفت با افزایش تقاضا، عرضه نیز بیشتر میشود؛ بنابراین در بلندمدت با کاهش منابع مواجه خواهیم شد و درعینحال افزایش آلایندهها نیز بهمرور زمان محیطزیست را متأثر از خود میکند.
** ظرفیت زیستمحیطی شهر نیازمند توجه
پس لازم است در گام نخست ظرفیت زیستمحیطی شهر بهصورت کامل مورد رصد قرار گیرد تا بتوان گفت در پی کلانشهر شدن، آیا ظرفیت محیطزیستی این شهر در مباحثی همچون پسماند، منابع آبی و کشاورزی جوابگوی نیاز شهر هست یا خیر.
زیرا اگر منابع همخوانی نداشته باشند، یقیناً در مباحث زیستمحیطی دچار مشکل خواهیم شد؛ بنابراین الزامات میبایست در پیوستهای محیطزیستی کلانشهرها در ابعادی همچون صنعت، گردشگری و غیره دیده شوند.
** توسعه فضای سبز شهری لازمه مجموعه شهری
از آنجایی که فضای شهری همدان بیشتر در حوزه باغات معنا پیدا میکند، چه رویکردی با توجه به تغییر کاربری در پی شکلگیری مجموعه شهری باید دنبال شود؟
براساس استانداردها سرانه فضای سبز شهری در ایران چیزی بین هفت تا 12 مترمربع تعریف شده، این درحالی بوده که این رقم در ساختار بینالمللی بین 20 تا 25 مترمربع است.
این عدد با توجه به متغیرهای جغرافیایی متفاوت است، یعنی باید در تعیین سرانه شهر همدان به متغیرهایی همچون منابع آبی و خاکی و ظرفیتهای محیطزیستی توجه شود؛ این متغیرها هستند که در آن شهر میزان فضای سبز را تعیین میکنند.
اما آنچه مشخص است اینکه اگر در محدوده شهری فضای باغی وجود دارد و همدان بهعنوان باغشهر همچون قزوین که دورتادور آن را باغستانهای سنتی احاطه کرده است، شناخته میشود نمیتوان این فضا را از فضای سبز شهری جدا تلقی کرد؛ پس باید مورد حفاظت قرار گیرد. البته این بدان معنا نیست که ما از توسعه و گسترش فضای سبز شهری غافل شویم، بلکه باید در این بستر اولویت با حفظ باغات و درعینحال گسترش فضای سبز باشد، زیرا جمعیت بالای موجود در کلانشهر کنار سایر حقوق، به فضای سبز نیز بهعنوان یک الزام زندگی شهری، نیاز دارند.
الزامات حفظ خاک درخصوص پسماندها و پسابها در چنین شهری چگونه تعریف میشود؟
با افزایش جمعیت طبیعتاً مدیریت پسماند و پساب نیز شرایط پیچیدهتری پیدا میکند، بهطوری که نمیتواند با روند قبلی ادامه حیات دهد؛ از طرفی با افزایش جمعیت و اطلاق نام کلانشهر و مجموعه به شهری همچون همدان، یقیناً انتظارات در این بخشها بنا به تأثیرگذاری آن در مقولههای زیستمحیطی، از سوی شهروندان بالا میرود.
بنابراین در حوزه مدیریت پسماند امروزه شاهد تغییر شرایط هستیم، بهگونهای که اکنون در کشورهای درحال توسعه و توسعهیافته دیگر شاهد فرآیند تکبُعدی در این فضا همچون دفن و یا بازیافت و تولید انرژی نیستیم، بلکه امروزه شاهد شکلگیری هرم استراتژیکی مدیریت پسماند هستیم که این هرم دارای 10 سطح مختلف است. بهگونهای که در سطح نخست ما دعوت میشویم به تغییر بینش و تفکر در زمینه مدیریت پسماند تا از رهآورد آن وارد فاز اجتناب از تولید پسماند شویم. البته این امر بدان معنا نیست که میتوان از تولید پسماند بهصورت صددرصدی اجتناب کرد، بلکه محدود کردن تولید نیز گام مؤثری در این فضا است.
در این هرم بعد گذشتن از فاز اجتناب، وارد فاز کاهش مصرف و درعینحال استفاده مجدد، ذخیرهسازی و بازآفرینی میشویم. بنابراین بعد گذشتن از این فاز، درصورتی که پسماندی باقی ماند، در فضای تفکیک از مبدأ قرار گرفته و وارد فاز فرآیند بازیافت میشویم.
پس میتوان گفت در شهری همچون همدان علاوهبر اینکه لازم است زیرساختهای فضای مدیریت پسماند فراهم شود، باید هرم پسماند در راستای کاهش تولید پسماند نیز تلاش کند.
در بحث مدیریت پساب نیز لازم است زیرساختهای مبتنی بر استانداردها مورد توجه قرار گیرد، زیرا همدان نیز از بحث کمبود منابع آبی مستثنا نیست، بنابراین دراینبین هم بحث توجه به تصفیه پساب و هم مدیریت منابع از اهمیت بالایی برخوردار است.
** رعایت مقررات ملی ساختمان لازمه شهرسازی سبز
درخصوص شهرسازی در چنین شهری شاخصهای زیستمحیطی کدماند؟
آنچه مشخص است اینکه اگر مقررات ملی ساختمان بهصورت دقیق در مورد مباحثی همچون زیرساختهای سرمایشی و گرمایشی و نیز فضای سبز شهری رعایت شوند، طبیعتاً این فرآیند بر کیفیت محیطزیست مؤثر خواهد بود.
زیرا بسیاری از موارد مطرحشده در عرصه شهرسازی در محیطزیست شهری بهصورت مستقیم و یا غیر مستقیم مؤثر است.
دراینبین اگر شهروندانی در شهر وجود داشته باشند که بتوانند با استفاده از بازچرخانی آب، از آب خاکستری استفاده کنند و یا اینکه از سامانههای سرمایشی و گرمایشی منطبق با فضای محیطزیست بهره ببرند و یا اینکه از طرح بام سبز در منازلشان استفاده کنند، طبیعتاً این مباحث در کیفیت محیطزیست مؤثر واقع میشود.
اما در حالت کلی همانطور که عنوان شد، اجرای دقیق مقررات ملی ساختمان و نظارت دقیق بر اجرای آن از سوی مهندسان ناظر، میتواند در شهرسازی مبتنی بر محیطزیست و نیز توسعه پایدار شهر تأثیر شگرفی داشته باشد.
البته دراینبین تنها نباید ساختمان مورد توجه قرار گیرد، بلکه فاکتورهایی همچون نحوه چیدمان مبلمان شهری و ارائه خدماتی مانند تعیین مسیر برای دوچرخهسواران و نیز زیرساختهای مرتبط با توانیابان و همچنین توجه به مقوله حملونقل عمومی منطبق با استاندارهای محیطزیستی از اهمیت بالایی برخوردارند.
ارائه حملونقل عمومی در شهر با کیفیت بالا، یقیناً در کاهش خودروهای تکسرنشین مؤثر خواهد بود که نتایجی همچون کاهش آلودگی را به همراه دارد، البته این مهم مستلزم فرهنگسازی نیز هست.
** کمربند سبز مورد تأکید مدیران محیطزیستی
بحثی درخصوص ایجاد کمربند سبز شهری مطرح بوده، آیا این رویکرد در شهرها الزامآور است؟
احداث و توسعه کمربند سبز در شهرها و کلانشهرها همواره مورد تأکید بوده است، بهطوری که اخیراً نیز این مبحث از سوی آقای جمالینژاد مورد تأکید قرار گرفت و عنوان شد؛ مصوباتی دراینباره از سوی هیئتوزیران در دست اقدام بوده، بهطوری که این بحث در موضوع فضای سبز شهری و آییننامه مقابله با گردوغبار مورد توجه قرار گرفته است.
درواقع طبق تأکیدات کمربند سبز شهری یکی از راهکارهای اساسی برای دو موضوع فوقالذکر است که براساس آن شهرداران موظف شدند نسبت به احداث و یا تکمیل کمربند سبز شهری وارد عمل شوند؛ بهطوری که حتی جهاد کشاورزی نیز مکلف شده با در اختیار قرار دادن زمینهای مناسب، بعد از رفع معارض آنها را بهصورت رایگان برای اجرای این فضا در اختیار شهرداریها قرار دهد.
کلام پایانی اینکه همه پیشبینیهای مثبت درخصوص کلانشهر شدن مستلزم فرهنگسازی در همه ابعاد جامعه است، چه در سطوح مدیریت و چه در سطح شهروندی؛ بنابراین باید شهروندان را از شهرنشینی به شهرگرایی سوق داد، زیرا شهرنشین شهر را تنها برای زندگی کردن انتخاب کرده است، اما شهرگرا شهر را بهعنوان یک موجود زنده میپذیرد.