ترافیک شهر همدان، مرضی رو به وخامت
سپهرغرب، گروه شهر - عباس سریشی: ترافیک درحال تبدیل شدن از یک معضل به بحران است و اگر اکنون برای آن فکری نشود، قطعاً حل آن در سالهای بعد بهمراتب سختتر و حتی شاید هم غیر ممکن خواهد بود.
شکی نیست که امروزه گسترش زندگی ماشینی، افزایش روزافزون ترافیک در شهرها و متعاقباً ایجاد مانع و اختلال در ارتباط و سرعت جابهجایی کالا و مسافر، به یک معضل و مشکل بسیار بزرگ برای سلامت روح و جسم شهرنشینان و نیز روند توسعه سالم مبدل گشته است.
به اعتقاد کارشناسان ترافیک منشأ بسیاری از معضلات همچون آلودگیهای محیطی و صوتی، بالا رفتن استهلاک وسایل نقلیه و معابر است؛ گو اینکه به همین موازات نیز روانپزشکان معتقدند ترافیک ازجمله دلایل بروز مشکلات روانی نظیر استرسهای مداوم بوده که موجب بروز زخم معده و سکته قلبی شده و زمینه ابتلا به بیماریهای جسمی را فراهم میکند. مضاف بر اینکه ﺑﺎ اﻓﺰاﯾﺶ ﺧﺴﺘﮕﯽ و ﻓﺸﺎرﻫﺎی ﻋﺼﺒﯽ، آﺳﺘﺎﻧﻪ ﺗﺤﻤﻞ اﻓﺮاد نیز ﮐﺎﻫﺶ یافته و بهطور ﻏﯿﺮ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺑﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ اﺛﺮ میگذارد.
واقع امر این است که تراکم فراوان وسایل نقلیه در معابر شهری و مصرف بالای سوختهای فسیلی، انتشار آلایندههای مخرب زیستمحیطی، اتلاف وقت و بروز ناهنجاریها و آسیبهای ناشی از آن باعث نارضایتی عمومی مردم و متعاقباً تلاش سیاستگذاران برای غلبه بر این معضل و برونرفت از آن شده، البته در بیشتر موارد (و بهخصوص در کشورهای درحالتوسعه) نیز شهروندان در رویارویی با این سیاستها و عمدتاً در راستای بهبود شرایط و تسهیل در رسیدن به منافع خود، واکنشهایی را نیز نشان میدهند که معمولاً نتایج آن با انتظارات سیاستگذاران ناسازگار است.
گاهی اوقات نیز مشاهده میشود که طراحان با نادیده گرفتن اصول و قواعد ابتدایی شبکه ارتباطی و جریان حرکت در طرحهای خود، ناخواسته و ندانسته باعث آشفتگی و گسیختگی در کالبد شهر میشوند که این تضادها و تنشها علاوهبر زیانهای غیر قابل جبران اقتصادی، روحی و جسمی، معضلات اجتماعی ترافیکی زیادی را نیز به دنبال دارد که بسیار تأملبرانگیز است.
این بدان معناست که معضل ترافیک یک مسئله چند علتی بوده و از ترکیب پیچیده و غیر خطی عوامل گوناگون پدید میآید؛ درنتیجه مواجهه با آن نیز بسیار پیچیده است و لاجرم تنها با اتکا به یک برنامه و طرح و یا یک سازمان خاص نمیتوان همه مشکلات مربوط به این حوزه را حل کرد و رفع معضل ترافیک نیازمند همکاری همهجانبه بسیاری از سازمانها، نهادها و بهخصوص خود مردم است.
البته بهتصریح کارشناسان گرههای ترافیکی علل مختلفی دارد و هرروز نیز پیچیدهتر و کورتر از قبل میشود که اگر در کوتاهمدت و بلندمدت فکری برای آن نشود، بهزودی حتی نفس کشیدن هم در شهرها مشکل خواهد شد؛ گاهی به دلایلی همچون تصادف گره ترافیکی ایجاد میشود و گاهی هم متأثر از خیابانهای کمعرض، وجود میدانهای متعدد با ساختار هندسی خاص، پروژههای نیمهتمام شهری، استفاده مردم از خودروهای شخصی و تکسرنشین، کمبود ناوگان حملونقل عمومی، رﺷﺪ و ﮔﺴﺘﺮش ﺳﺮﯾﻊ ﺗﺮاﮐﻢ ﺟﻤﻌﯿﺖ، اﻓﺰاﯾﺶ وﺳﺎﯾﻞ ﻧﻘﻠﯿﻪ و انجام اقدامات عمرانی نسنجیده و کارشناسینشده است که نهتنها از حجم ترافیک کم نمیکند، بلکه قفل آن را محکمتر نیز میکند.
البته بماند که گاهی نیز پلیس بنا به دلایلی بهطور مقطعی عبورومرور از یک معبر را کُند میکند که این مورد خاص ناشی از استراتژیهای مدیریتی است. واقع امر این است که موضوع و شرایط ترافیکی دیگر درحال تبدیل شدن از یک معضل به بحران بوده که اگر اکنون برای آن فکری نشود، قطعاً حل آن در سالهای بعد بهمراتب سختتر و حتی شاید هم غیر ممکن خواهد بود.
غیر کلانشهری با مشکلات کلان
اگرچه همدان یک کلانشهر نیست، اما در سالهای اخیر ترافیک آن به معضلی جدی و کلان تبدیل شده، تا جایی که اگر بگوییم در شبانهروز فقط چند ساعت شاهد ترافیک در آن نیستیم، حرف بیراهی نگفتهایم. کار به جایی رسیده که حتی خود مسئولان نیز (اگرچه با عنوان کردن بهانهها و دلایل مختلف) بهناچار به این امر اعتراف کرده و تصریح میکنند که طبق بررسیهای بهعملآمده ﺑﺎ اﻓﺰاﯾﺶ ﺗﻌﺪاد ﺧﻮدروﻫﺎ ﺗﺮاﻓﯿﮏ شهر (بهخصوص در مرکز آن) روزبهروز درحال سنگینتر شدن است که همان امر علاوهبر اتلاف میلیونها ساعت وقت مردم، سیمای بسیار ناخوشایندی را نیز برای پایتخت تاریخ و تمدن ایران بهوجود آورده و اینکه حالا معضل ترافیک به یکی از دغدغههای اصلی مدیران شهری مبدل شده است.
موضوع این است که بافت مرکزی شهر همدان که محل اصلی تردد خودروها و عابران بوده، سالهاست که دستخوش برنامههای مختلفی بوده و ظاهراً نیز بهعلت شرایط خاص خود، نسخه شفابخشی برای آن پیدا نمیشود. خیابانهای کمعرض، کمبود پارکینگ، وجود مراکز اصلی خرید روزانه مردم در هسته مرکزی شهر، فاصله اندک چند میدان اصلی به یکدیگر و وجود بیش از 90 درصد مراکز درمانی و مطب پزشکان در مرکز شهر را شاید در کمتر شهری میتوان مشاهده کرد و این یعنی همدان با شرایط کنونی خود دیگر تحمل بار بیشتر ترافیک را ندارد.
براساس نتایج تحقیقات و مشاهدات اوج ترافیک در شهر همدان عموماً در ساعات نزدیک به ظهر و غروب است که تقریباً تمامی مسیرهای منتهی و متصل به چهار خیابان اصلی شهر همچون باباطاهر، شریعتی، تختی و شهدا را دربرمیگیرد؛ البته از مدتها قبل و با اجرای محدوده ترافیکی و ممنوعیت تردد خودروهای شخصی، سعی در خلوت کردن این مسیرها شده، اما بازهم در میدانها و تقاطعهای رینگ دوم شاهد بروز ترافیک و کُندی حرکت هستیم.
به گفته برخی کارشناسان جدا از بحث افزایش تعداد خودروها، قطعاً یکی از مهمترین دلایل ترافیک در شهر همدان، پیاده نشدن کامل شبکههای داخلی شهر براساس روابط طرح تفصیلی است؛ با توجه به تعدد توزیع خودروها و عدم ایجاد محدودیت در شبکههای شهری، روزانه شاهد ترافیک سنگین در معابر عمومی هستیم که نبود زیرساختهایی مانند ناوگان حملونقل عمومی این ترافیک را روزافزون کرده و باعث بروز مشکلات متعدد در رفتوآمد شهروندان میشود.
همچنین ایشان تصریح میکنند که بخشی دیگر از معضلات ترافیک در این مسیرها نیز ناخواسته متأثر از هندسه بافتی و مبلمان خاص شهر است که ظاهراً ایجاد تحول در آن را غیر ممکن و بسیار هزینهبر کرده، چه اینکه تجربه تبدیل دو خیابان اصلی به پیادهراه هم نشان داد که اساساً جز تحمیل بار بیشتر به خیابانهای مجاور و بهخصوص کوچههای منتهی به مرکز شهر، عایدی دیگری نداشت.
از منظر برخی دیگر از منتقدین اما بخش اعظمی از این معضل به مدیریت شهری در بخشهای مختلف بازمیگردد، بدین معنا که اگر نمیتوان ترافیک را کاملاً ریشهکن کرد که البته امکان آنهم وجود ندارد، اما شاید میتوانستیم که از سالها قبل با انجام برنامههای مدون و کارشناسیشده، از آن بکاهیم؛ با تغییر مدیریتها در ترافیک شهری، نظرات سلیقهای اعمال میشود و طرحهای اصلاحات هندسی و ترافیکی ارائهشده نیز جامع نیست و باعث بیشتر شدن گرههای ترافیکی در شهر میشود.
سروته کلاف کور ترافیک
هرچند هنوز عدهای از مسئولان، مدیران و حتی کارشناسان راهور معتقدند ترافیک در شهر همدان چندان وضعیت بحرانی به خود نگرفته و در شهر ما نیز به مانند همه شهرهای دنیا در ساعاتی خاص میتوان شاهد گیر و گرفتگی خیابانها بود که البته آنهم تا حدودی طبیعی است، اما در گفتوگو با برخی دیگر از صاحبنظران و کارشناسان ترافیکی درخصوص ترافیک شهر همدان اینگونه عنوان میشود که وضعیت عبورومرور با مؤلفههای مختلف و متضادی در بافت تاریخی، بازار، مراکز خرید و خیابانها ارتباط دارد که لاجرم حلوفصل هرکدام از آنها نیز شرایط خاص خود را میطلبد و همین امر برنامهریزی را بسیار پیچیده و سخت کرده است.
شاید مهمترین بحث در این میان همان تعداد خودروهاست که نسبت به چند سال قبل چند برابر شده و تعداد زیادی از این وسایل نقلیه نیز به هر شکل و دلیل خواهان ورود و نزدیک شدن به مرکز شهر هستند که بهدلیل تنگی معابر و فقدان پارکینگ، این امر در افزایش گرههای ترافیکی بسیار مؤثر بوده؛ این درحالی است که امروزه استفاده از وسایل نقلیه جزء جداییناپذیر زندگی روزمره مردم شده، بنابراین نمیتوان به هر شکل مانع از این ترددها باشیم.
برخی صاحبنظران معتقدند که هرچند برای جلوگیری از بروز گره ترافیکی و روانسازی حرکت طرحها و پیشنهادهای مختلفی ارائه شده که هرکدام نیز به نوبه خود قابل توجه و تأمل هستند، منتها قبل از هر اقدامی باید به چند نکته اساسی توجه کنیم؛ نخست اینکه با نیمنگاهی به وضعیت شهر همدان و بافت آن باید این واقعیت را پذیرفت که ﻗﺪﻣﺖ ﺑﺎﻻی ﺑﺨﺶ وﺳﯿﻌﯽ از ﺑﺎﻓﺖ ﮐﺎﻟﺒﺪی ﻣﺮﮐﺰ شهر ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪه تا عملاً نتوانیم نسبت به تخریب و تعریض آنها اقدام کنیم.
دوم اینکه نمیتوان از ازدیاد تعداد خودروها ممانعت بهعمل آورد و در عین حال ساخت پارکینگ نیز نیازمند فضا و مکان مناسب و سرمایهگذاری لازم است که در این خصوص نیز با مشکلات زیادی مواجه هستیم. از طرف دیگر درخصوص فرهنگ ترافیکی مردم نیز اگر سخنی نرانیم، شاید بهتر باشد؛ مضاف بر اینکه داستان تجمیع و تمرکز کلیه فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی شهر در مرکز آنهم که گفتن ندارد. باید پذیرفت که درمان درد ترافیک سنگین و گاهی سردرگم همدان کار سادهای نیست که انتظار داشت با برخی اقدامات ساده و در کوتاهمدت قابل حل بوده و بتوان از شر آن خلاص شد.
کدام طرح، کدام راهکار؟!
به عقیده کارشناسان برای حل معضل ترافیک علاوهبر اجرای طرحهای کوتاهمدت، نیازمند توجه به برخی برنامههای جامع بهخصوص در حوزه فرهنگسازی قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی هستیم؛ مضاف بر اینکه نباید فراموش کرد که تمامی این برنامهریزیها و طرحها نیز نیازمند حمایت بالادستی، همکاری عموم مردم و افزایش سطح آگاهیهای عمومی نسبت به معضل ترافیک و راه حلهای برونرفت از آن است؛ زیرا متأسفانه ما نتوانستهایم فرهنگ ترافیک را همزمان با ورود خودرو به کشور نهادینه کنیم و بهکارگیری وسایل نقلیه همراه با فرهنگسازی استفاده از این وسایل مد نظر نبوده است.
از طرف دیگر تحقق همه موارد پیشگفته نیز نیازمند فراهم شدن بسترهای اجتماعی، امکانات فنی، مالی و اقتصادی لازم آن است و تجربه نشان داده که تحقق این طرحها و روشهای موفقیتآمیز در حوزه ترافیک درونشهری درصورت عدم همراهی و پذیرش اجتماعی، به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
بااینحال از منظر این صاحبنظران چه در حوزه مدیریت شهری، چه راهور و چه آندست کسانی که به هر شکل دستی بر آتش دارند، تصور بر آن است که با توجه به شرایط فعلی و صدالبته جلوگیری از کورتر شدن گره ترافیک بهخصوص طی ساعات اوج در تقاطعها، میدانها و معابری که به هر شکل و عنوان (بهخصوص در حول محور مرکز شهر) درحال کمر خم کردن زیر بار ترافیک هستند، باید به نکات زیر توجه خاص داشت.
درمجموع تمرکز بر روی تقویت ناوگان حملونقل عمومی، فرهنگسازی استفاده از آن بهجای استفاده از خودروهای تکسرنشین و شخصی، احداث بزرگراههای درونشهری و اصلاح خیابانها و غیره ازجمله روشهای معمول در حل مشکل ترافیک است که تمامی این روشها در شهرهای بزرگ جهان مورد استفاده قرار گرفته و به فراخور وضعیت هر شهر به موفقیتهایی رسیده است؛ اما در شهر همدان متأسفانه تا به امروز اقدام عملیاتی و اساسی از سوی مسئولان برای رفع معضل ترافیک در شهر دیده نشده و همین امر باعث بروز مشکلات عدیدهای برای مردم میشود.
از سوی دیگر با انتقال مطب پزشکان و کلینیکهای درمانی و یا مراکز خرید مایحتاج روزانه به مکانی مناسب، یکطرفه کردن برخی خیابانها، ممنوع شدن کامل توقف خودروها در خیابانهای منتهی به مرکز شهر، ساخت پارکینگهای جدید، تقویت ناوگان شهری، جلوگیری از تردد خودروهای تکسرنشین در درازمدت، ساخت پارکینگ، تعریض خیابانها و احداث پُلهای روگذر، میتوان بخش قابل توجهی از حجم ترافیک شهر را کاهش داد.
البته اینهمه نیز درحالی است که نباید از نقش مهم و اساسی راهنمایی و رانندگی بهعنوان متولی اصلی ترافیک درونشهری و مدیریت آن چشم پوشید، راهنمایی و رانندگی میتواند با استفاده از شیوههای بازدارنده و همچنین آموزش صحیح قوانین و مقررات به عموم شهروندان، در کاهش ترافیک شهری نقش بسزایی را ایفا کند. زیرا توصیههای این نهاد مبتنی بر اصولی همچون اﺻﻼح ﻫﻨﺪﺳﯽ تقاطعها و ﻣﻌـﺎﺑﺮ، ﺑﻬﺒـﻮد وﺿـﻊ خطکشی ﻣﻌـﺎﺑﺮ و خطکشی چراغها، ﻋﻼﺋﻢ و ﺗﺎﺑﻠﻮﻫـﺎی راﻫﻨﻤـﺎﯾﯽ ﻣﺨﺼﻮص ﻋﺎﺑﺮ ﭘﯿﺎده، ﺗﮑﻤﯿﻞ و ﺗﻮزﯾﻊ ﺗﺠﻬﯿﺰات ﮐﻨﺘﺮل ﺗﺮاﻓﯿﮏ، ﺑﺮرﺳﯽ اﯾﺠﺎد روﮔﺬر و زیرگذر و بهطورکلی ﺗﺴﻬﯿﻞ و ایمنسازی ﻋﺒﻮروﻣﺮور وﺳﺎﯾﻞ ﻧﻘﻠﯿـﻪ و عابران ﭘﯿﺎده، مکانیابی پارکینگها و پایانهها، ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﺴﯿﺮ ﺣﺮﮐﺖ اﺗﻮﺑﻮس، ﺗﺎﮐﺴﯽ و ﻏﯿﺮه بوده که درنهایت ﻣﻮﺟـﺐ ﮐـﺎﻫﺶ ﺗﺮاﻓﯿـﮏ و ﺧﺴﺎرات ﻧﺎﺷﯽ از آن میشود.
یک توصیه به همه
یکی از موضوعات مهم و مغفول در این میان آن است که چون طرح جامع تفصیلی شهر همدان درحال بازنگری است، طرح جامع ترافیکی نیز الزاماً باید با حضور کارشناسان مربوطه مورد بازنگری قرار گیرد؛ البته این موضوع حائز اهمیت است که تغییر رفتارهای ترافیکی تبعات خاص خود را دارد. با این تفاسیر آنچه مسلم بوده، توجه به این نکته است که در همه تصمیمگیریها و تصمیمسازیها و یا اجراها اگر از نظرات کارشناسان هر حوزه بنا بر میزان سهمی تعریفشده ایشان در ارائه پیشنهادها و طرحهای تخصصی استفاده نشده و برگزاری جلسات نیز بیشتر حالتی نمایشی به خود گیرد، نهفقط گره از کار ما در این حوزه باز نخواهد نشد، بلکه باید شاهد سردرگمیهای بیشتر در این مقوله نیز باشیم.
گاهی در اجرای برخی از اینگونه طرحها دقیقاً آنچه لحاظ نمیشود، طرح و پیشنهادهای صاحبنظران واقعی است که درنتیجه عاید ما هم چیزی نمیشود جز برخی از بسامدها و بازخوردهای منفی که هماکنون با آنها در تنش هستیم؛ بنابراین توصیه بر آن است که مدیران و مسئولان صرفاً در حوزه تخصصی و حیطه وظایف خود و با درنظر داشتن کمال همکاری در تحقق و اجرا طرحهای ارائهشده از سوی صاحبنظران واقعی عمل کنند و نه طبق سلایق و نظرات شخصی و یا سازمانی خویش و صرفاً بهدلیل در دست داشتن پول و سرمایه برای اجرای طرحها و یا حفظ منافع و مواهب خود از این وضعیت!