زیبایی، گمشده این روزهای شهر
سپهرغرب، گروه شهر - طاهره ترابیمهوش: استاد دانشکده هنر و معماری همدان با اشاره به آنکه اینروزها لحاظ خوانایی، تنوع و ایمنی در منظر شهری بهعنوان عوامل مؤثر در زیباسازی محیط در شهرها کمرنگ شده است، گفت: درحال حاضر زیبایی به گمشدهای در شهرها بدل شده است.
حقوق شهروندی ابعاد گستردهای دارد که بررسی این مفهوم مستلزم شناخت زوایای مختلف مسائل شهری و شهروند است؛ محدوده دید یا همان جلوه بصری تعریفشده در محیط عمومی، خصوصاً یک مجموعه اجتماعی بهعنوان شهر، زاییده یکی از این حقوق است که تناسبات بصری و زیباییشناسی، اصلیترین رکن این موضوع به حساب میآید. حق زیبا دیدن، تناسبات فرم، فضا، مبلمان و موارد متعددی از این قبیل، رعایت قوانین خاص معماری و شهرسازی را شامل میشود.
وقتی صحبت از زیباسازی شهر میکنیم، درواقع میبایست دو نکته یکی ایجاد زیبایی و دیگری حذف و رفع تمام عواملی که موجب بدمنظر شدن و نازیبایی شهر میشود را مد نظر بگیریم؛ بر این اساس با توجه به اهمیت موضوع بر آن شدیم تا دراینباره گفتوگویی را با مهدی پرستارشهری، استاد دانشکده هنر و معماری همدان ترتیب دهیم که در ادامه میخوانید:
این استاد دانشگاه با بیان اینکه در تعریف نیاز زیباییشناسی در شهر سه موضوع «ارزش، لذت و تعجب» حائز اهمیت است، گفت: در باب ارزشمندی باید بگویم هر زیبایی دارای ارزش است و میبایستی توجه داشت که مقصود از ارزش، ارزش مبادلهای آن نبوده، زیرا قسمتی از زیباییهای طبیعت قابل نقلوانتقال و تملک کردن نیست.
مهدی پرستارشهری افزود: ما معمولاً هر نمودی که توقعات ما را برآورده کند، زیبا میدانیم (زیبایی) و هرچه زیباست، لذتبخش بوده، اما لذتبخش بودن بدان معنا نیست که هر احساس لذتی معلول درک و دریافت زیبایی است. حتی گاهی ما از یک منظر نازیبا که رابطه خاصی با درون ما دارد، لذت میبریم؛ مانند منظره ساختمانی مخروبه که خاطرات شیرینی از کودکی خود را در آن به یاد میآوریم.
وی با اشاره به بحث تعجب، خاطرنشان کرد: ابتدا نیاز است که تعجب را تعریف کنیم و آن عبارت است از حالت ذهنیای که ناشی از توقف ذهن آدمی در برابر موضوع یا رویدادی بیرون از دایره قوانین و اصول شناختهشده و معمول بوده است.
پرستارشهری ادامه داد: چه زیباییهای طبیعی و چه زیباییهای هنری برای بهوجود آوردن تعجب، باید در حدی زیبایی داشته باشند که مافوق نمودهای معمول جلوه کنند؛ اگر زیبایی در حد معمول باشد، اگرچه کموبیش موجب لذت میشود، اما با آن جهت که ذهن آن را در بحث مباحث معمولی میگنجاند، موجب تعجب و شگفتی نمیشود.
وی بیان کرد: باید توجه داشت که بین کلمات «فضا» و «مکان» از دیدگاه معماری و شهرسازی تفاوت ویژهای وجود دارد، بهطوری که مکان برخلاف فضا ناشی از تجربه و تأثیری زودگذر نیست، بلکه با ویژگی زمانی یعنی خاطرات دیروز، شرایط امروز و توقعات از آینده خود بروز میکند. بنابراین فرد هرچند در اکنون زندگی کرده و به چالشی با مسائل روز مشغول است، اما دارای گذشته و خاطراتی بوده که با تمام تلخی و شیرینیهایش آن را به یدک میکشد. او از گذشته پند گرفته و در زندگی کنونی و برپایی آینده از آن بهره میگیرد؛ خواه این خاطرات فردی باشد و خواه جمعی که آن را تاریخ و سنت مینامیم.
استاد دانشکده هنر و معماری گفت: منظور از انطباق با سنت، تقلید و ساخت زیرخاکی، آثار باستانی یا قدیمی نیست؛ منظور اصلی توجه به ریشههای ایرانی و اسلامی است که هویت امروزین ما را ساختهاند. انکار خاطرات فردی و جمعی، مقاومت در مقابل فرمهای آشنا و نمادین به بهانه ضرورت روزآمدی و پیشرفت، نشان داده که نهفقط از مقبولیت بنا کاسته، بلکه اغراق در آن به واکنشهای منفی نیز منجر شده است.
وی با اشاره به عوامل تأثیرگذار بر زیبایی شهر، اذعان کرد: فرم شهر یا محیط یکی از اصلیترین مسائل مؤثر در زیباسازی شهر محسوب میشوند، شهروند همواره در ارتباط با محیط اطراف خود است؛ بر این اساس در برخورد با محیط شهری با انبوهی از اطلاعات در زمینههای مختلف روبهرو است و میتواند اطلاعات را برداشت و تحلیل کند، این اطلاعات معرف مشخصات واقعی شهر و واقعیتهای موجود در محیط هستند.
استاد دانشکده هنر و معماری ادامه داد: فضای شهری بهمثابه حوزه رویدادهایی است که حاوی اطلاعات مختلف بوده و این اطلاعات مربوط به واقعیتهای موجود در محیط است، تمامی این اطلاعات درمجموع به فرم شهر معروفاند.
پرستارشهری با بیان اینکه منظور از فرم شهر کلیه عناصر محیطی است که انسان بهطور بالقوه میتواند در ارتباط با آنها قرار بگیرد، افزود: بنابراین کلیه اطلاعات واقعی در محیط شهر «فرم شهر» نامیده میشود، بنابراین میتوان گفت عناصر تشکیلدهنده فرم شهر میتواند مادی یا غیر مادی باشند. به همین خاطر کلیه جنبههای عملکردی، اقتصادی، اجتماعی، ارتباطی و کالبدی یک محیط یا شهر را شامل میشود.
وی در ادامه با اشاره به منظر شهری بهعنوان دومین عامل تأثیرگذار در زیباسازی شهر، تأکید کرد: در شهری همچون همدان وقتی از یک منظر خوب باخبر میشویم که آن را مشاهده کنیم. ما، طبیعت، کوهها، زمینهای پست و بلند، جنگلها، بدنههای سبز، فضاهای انسانی و غیره را در کنار یکدیگر ستایش میکنیم، زیرا ساختمانها، خیابانها و فضاهایی که در فرم و شکل فضایی آن مؤثر هستند، بهمثابه جملهای است که دارای ساختار علمی بوده و معنی کامل وقتی از آن استنتاج میشود که قواعد و ارتباط لازم بین کلمات مراعات شده باشد. جدایی این اجزا از یکدیگر بدون معنی و مفهوم بوده و به عبارت دیگر در نظر مردمی که در آن به زندگی و کار مشغول هستند، محیط شهر فضایی بوده فاقد سرزندگی، تحرک و جنبوجوش که لازمه یک منظر خوب شهری است.
استاد دانشکده هنر و معماری با اشاره به اینکه بهطور کلی عوامل تشکیلدهنده منظر شهری شامل جدارهها، کف و مبلمان شهری است، خاطرنشان کرد: جدارههای ساختمانها (که جدارههای فضاهای باز شهری را تشکیل میدهند)، مهمترین عنصر معماری در تأمین کالبدی فضاها بهشمار میروند. ازاینرو هرچه شخصیت آنها قویتر، فضای مورد نظر نیز به همان نسبت ماهیت قابل لمستری خواهد داشت، اما متأسفانه درحال حاضر در اغلب شهرهای ما این کاراکتر ویژه معماری در ورای مدرنیسم کمرنگ شده است.
وی با بیان اینکه کف عنصر مهمی است که با ابعاد متفاوت و در تناسبات تقابلی با جدارهها ماهیت اصلی فضای کلاسیک را تشکیل میدهد و میتوان گفت که کفسازی نقش قابل توجهی در طراحی و ساماندهی فضای شهری برعهده دارد، اذعان کرد: تنها با اعمال کیفیاتی در کفسازی و بدون ایجاد تغییرات قابل توجه محیطی به میزان زیادی میتوان به افزایش مطلوبیتهای فضایی کمک کرد، بهطوری که بسیاری از فضاهای نامطلوب فعلی در شهر از طریق کفسازی به فضاهای شایان و قابل توجهی قابل تبدیلاند و غالباً این روش بهعنوان سهلالوصولترین و ارزانترین شیوه در ساماندهی فضایی بهکار میرود، اما باید در این بحث عوامل تأثیرگذار در زیباشناختی را نیز درنظر گرفت، بهطور مثال طی چند سال اخیر در شهری همچون همدان چندین پیادهراه شکل گرفته که در آن با کفسازی خاکستریرنگ روح از شهر گرفته شده، حال آنکه میتوان این نقیصه را با متحول کردن عناصر تأثیرگذار در اطراف این پیادهراه مرتفع کرد.
استاد دانشکده هنر و معماری با اشاره به اینکه بهرهگیری از مبلمان شهری بهصورت متحرک یا ثابت امکان کار بیشتری جهت استقرار در نقاط مختلفی از فضا داشته و از این حیث میشود آنها را جدا از کارکردشان بهعنوان عناصر طراحی هم قلمداد کرد، افزود: مبلمان شهری به لحاظ فرم، شکل، جنس، رنگ، اندازه، ابعاد و کیفیتهای کارکردی در تلقی کلی از فضا و نحوه استفاده از آن تأثیرگذارند؛ بنابراین مبلمان از طریق ترکیب خاص با سایر موارد مذکور در کلیت فضایی، اساسیترین وجه آن محسوب میشود.
وی با بیان اینکه فضای شهری بهعنوان صحنهای که داستان زندگی جمعی در آن گشوده میشود فضایی است که به همه مردم اجازه میدهد به آن دسترسی داشته باشند و در آن فعالیت کنند، گفت: در این فضا فرصت آن وجود دارد که برخی مرزهای اجتماعی شکسته شوند و برخوردهای از پیش تدوین نیافته به وقوع پیوندد و افراد در یک محیط اجتماعی جدید باهم اختلاط یابند. برخی خصوصیات مکانهای زیبا و مطلوب شهر از منظر شهروندان شامل ایمنی، سرزندگی، انعطافپذیری، خاطرهانگیزی، خودمانی بودن فضا و خوانایی است.
استاد دانشکده هنر و معماری ادامه داد: بنابراین تمهیدات کالبدی خیابان شهری بایستی بهگونهای باشد که علاوهبر پذیرش دامنه وسیع رفتارها، ایمنی افراد حاضر را نیز تضمین کند. درنهایت زمانی که شهروندان در مسیرها هم ازلحاظ حضور سواره و هم عوامل متعددی که در ایمنی شهر تأثیر بسزایی دارند در امان باشند، احساس آرامشی به آنها دست میدهد که خود این آرامش میتواند تأثیر بسزایی در زیبا احساس کردن (مطلوبیت) شهر باشد؛ اما درحال حاضر مخدوش بودن اغلب شهرها این احساس مطلوبیت را از شهروندان گرفته، بهطوری که فرزندان امروز ما بهمراتب داری رفتارهای گستاخانهتری هستند، زیرا روان آنها حتی بهلحاظ بستری نیز در محیطهای شهری مورد بیمهری و غفلت قرار گرفته است.
وی در ادامه با اشاره به اینکه تنوع افراد، رفتارها، کاربریها و فعالیتها میتواند از مهمترین عوامل تقویت سرزندگی باشد، گفت: بسیاری از فضاهای شهری همچون زیباسازی محیطهای جمعی مانند مراکز خرید، پارکها و فضای سبز شهری قادر هستند شادابی را در تمام شهر به جریان بیندازند؛ بر این اساس طبیعی است که اکثر شهروندان توقع سرزندگی را از چنین فضایی داشته باشند.
پرستارشهری با اشاره به اینکه خوانایی بهطور ساده و خلاصه یعنی اینکه شهر بهگونهای باشد که برای همه شهروندان قابل فهم و درک باشد، افزود: یعنی اینکه افراد در شهر احساس سرگشتگی به آنها دست ندهد و نسبت به تمام نقاط شهر محل زندگی خود آگاهی کامل داشته باشند؛ البته با توجه به تصویر ذهنی قویای که شهر به آنها میدهد. قبل از ورود مدرنیته شهرها از بُعد خوانایی خیلی خوب کار میکردند، مکانهایی که مهم به نظر میرسیدند، واقعاً با اهمیت بودند و مکانهایی که جنبه همگانی (مساجد با تزئیناتی که با وحدت لذت و آرامش را در دل هر بیننده تقویت میکند) داشتند، بهراحتی قابل تشخیص هویت میشدند. البته این مطلب هم درباره فضاهای همگانی و بیرونی و هم درباره ساختمانها بهطور عام صادق بود.
وی ادامه داد: معمولاً بزرگترین فضاهای عمومی با مهمترین تسهیلات یا خدمات عمومی ارتباط و پیوند داشتند. همچنین ساختمانهایی که بهدلیل اهمیت بیشتر از سایر ساختمانها متمایز میشدند، واجد بالاترین ارتباط و پیوند با کارکردهای همگانی بودند.
پرستارشهری افزود: اما حالا در شهرهای مدرن عمدتاً بهخاطر نوعی افراط در عملکردگرایی و همچنین بهعلت سرعت شکلگیری، این خوانایی تا حدی ضعیف شده است و به بیان دیگر میتوان گفت زیبایی اینروزها به گمشدهای در شهر بدل شده که میتوان در این شهرها نیز از طریق تقویت داشتههای فرهنگ ایرانی و اسلامی در شاخصهای شهری و همچنین هویتبخشی به محلات و ناحیهها همچون گذشتگان این خوانایی را تقویت کرد و تصویر قویتری در ذهن شهروندان شکل داد.
معالوصف، با توجه به آنچه گفته شد، میتوان نتیجه گرفت که زیبایی شهر و یا به عبارت بهتر ایجاد احساس زیبایی شهر در ذهن شهروند، بیشتر منوط به نوع ارتباط و آگاهی شهروند از فضای شهری است و از طریق این پیوند با فضای شهری، فرد بهتدریج به ایجاد خاطرات فردی یا جمعی در فضاهای شهر میپردازد و فضا را مطلوب میانگارد. زمانی که این احساس تعلق به فضا شکل میگیرد، فضای شهری بهنوعی زیبایی ذاتی میرسد. از طرفی در بُعد کالبدی، زیبایی فضاهای شهر به نوع تعریف کالبدی آن (و بهخصوص جدارهها و کف) بستگی تام دارد، بنابراین انتظار میرود که مدیران شهری علاوهبر بُعد کاربری به ذهنیت زیباییشناختی در شهر نیز توجه کنند.