گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:19650

کرونا و فروپاشی کلان‌روایت‌ها؛ مختصات زندگی جدید چیست؟

کرونا و فروپاشی کلان‌روایت‌ها؛ مختصات زندگی جدید چیست؟

سپهرغرب، گروه فرهنگی: شیوع کرونا فقط یک مسئله پزشکی نیست و این پدیده به‌عنوان یک کنشگر، فروپاشی کلان‌روایت‌ها در فرهنگ اجتماعی جوامع را عیناً اثبات کرد؛ این روند مختصاتی جدید برای زندگی خواهد ساخت.

نخست: در منظومه فکری ژان فرانسوا لیوتار «کلان‌روایت» یا «فراروایت» به مؤلفه‌ای تعبیر شده که مدعی بوده همانند داستانی است که می‌تواند معنای تمام داستان‌ها را کشف و آشکار کند، خواه مربوط به ضعف و عقب‌ماندگی بشر باشند و یا مربوط به پیشرفت آن؛ فراروایت بودن آن نیز ناشی از این واقعیت است که درباره بسیاری از روایت‌های مربوط به فرهنگ صحبت می‌کند و بر آن بوده تا از این طریق حقیقت یگانه ذاتی در آن‌ها را کشف و آشکار کند.

لیوتار در «وضعیت پست‌مدرن: گزارشی درباره دانش» صراحتاً از این صحبت می‌کند که کلان‌روایت‌ها به‌عنوان روایت‌های رهایی‌بخش عملاً مشروعیت ذاتی خود را از دست داده‌اند. ناکامی علم و عقل و شکست داعیه‌های عینی و کلی‌ای که به‌نام علم و عقل صورت گرفته‌اند، امکان ارائه هرگونه نظریه‌های کلیت‌بخش را از میان برداشته‌اند، یعنی امکان ارائه نظریه‌ها یا کلان‌روایت‌هایی که درصدد تبیین و پیش‌بینی صورت‌بندی‌های اجتماعی بر پایه مجموعه‌ای از گزاره‌ها و قضایای مسلم و محرزی هستند که به‌گونه‌ای منطقی استنتاج شده‌اند، دیگر امکان‌پذیر نیست.

دوم: فارغ از اینکه به عصر پسامدرن و امتداد آن تا عصر معاصر خودمان اعتقاد داشته باشیم یا خیر، جهان از اواخر سال 2019 گرفتار پدیده‌ای شد که مهم‌ترین مؤلفه پست‌مدرنیسم یعنی شکستن کلان‌روایت‌ها را بازتولید کرد. کرونا به‌عنوان یک کنشگر فعلاً در وجوه مختلفی از نظام‌های معنایی کلان‌روایت‌های جامعه تأثیر گذاشته است.

کرونا ویروس ناشناخته‌ای بود و شیوع آن هراس و اضطراب مهمی در دل بشر انداخت و این هراس دلایل مهمی دارد. نخستین مورد همین ناشناس بودن آن و درنتیجه فقدان داروی مؤثر و شکست علم و دانش برای تولید پادزهرش است. کرونا در چین به‌عنوان یکی از ابرقدرت‌های فعلی جهان در حوزه‌های دانش، اقتصاد و سیاست، خود را نشان داد؛ هرچند به شواهد گزارش‌هایی با منشأ چینی، این کشور توانسته بیماری مذکور را کنترل کند، اما هنوز دارویی برای آن ابداع نکرده است. شیوع این بیماری یک جهان را در ناامنی ازنظر سلامت و بهداشت فرو برد، اکنون آمریکا و اتحادیه اروپا نیز به‌عنوان دو قطب مهم دیگر در حوزه‌های دانش، سیاست و اقتصاد، تلفات بسیاری داشته و هنوز امکان تولید داروی آن را پیدا نکرده‌اند؛ بنابراین تا اینجا دولت‌ها نتوانسته‌اند در مقابل یک تهدید از جان و امنیت شهروندانشان دفاع کنند، پس یکی از کارکردهای اصلی و یکی از تعاریف مهم «دولت»، دچار چالش شده است.

سازمان بهداشت جهانی شیوع کرونا را به‌عنوان یکی از دشوارترین موقعیت‌های پاندمیک در تاریخ جهان مدرن اعلام کرد. به‌دلیل همین ناامنی یکی از نخستین تغییرات در روند حاکم بر جهان رخ داد و آن‌هم رفتن جوامع به سمت موقعیت «تعلیق» بود. در این حالت مناسبات در فضای واقعی و طبیعی نیز به سمت مناسبات در فضای مجازی رفت و حتی حوزه‌هایی چون آموزش تلاش کردند در این فضا امکان حضور و بروز پیدا کنند؛ زندگی دیجیتالی در این دوره به‌شدت گسترش یافته است و فضاهای مختلفی از زندگی را درگیر کرده که شکل جدیدی از زندگی را برای همه جهان و ازجمله ایران به‌وجود آورده است و مختصات خاص خود را هم دارد.

مؤلفه «تعلیق» در نخستین قدم بر اقتصاد جهان اثر شدیدی گذاشت. کریستالینا جورجیوا، رئیس صندوق بین‌المللی پول در نشستی خبری با اشاره به بی‌سابقه بودن بحران اقتصادی ناشی از پاندمی کرونا، عواقب آن را به‌مراتب بدتر و شدیدتر از بحران مالی جهان در سال 2008 توصیف کرد. بحران مالی 2008 نیز در نوع خود بسیار وحشتناک توصیف شده بود که البته تأثیر زیادی بر رکود تولید نیز گذاشت، رکود اقتصادی حاصل از کرونا همچنین تأثیر زیادی بر مناسبات سیاسی بین کشورها خواهد گذاشت.

کرونا در یک کشور پُرجمعیت خود را نشان داد و سیطره علم و دانش را به چالش کشید؛ سرعت شیوع این پدیده در سطح جهان به‌دلیل مناسبات کشورهاست. مفهوم «جهان‌وطنی» که از مفاهیم مدرن است، پس از جنگ جهانی دوم تأثیر فرهنگی مهمی در برداشته شدن مرزهای جغرافیای سیاسی میان کشورها گذاشت.

شیوع کرونا از چین، دو راه کاملاً متضاد را برای جامعه جهانی پیش کشید: نخست اینکه برای دچار نشدن به این پدیده تمام روابط خود را با چین قطع کنند و دیگر اینکه مفهوم جهان‌وطنی را امتداد داده و به چین کمک کنند تا ویروس را همان مبدأ شیوع از بین ببرد. فارغ از پرسش‌هایی که چگونگی سرایت این ویروس از چین به دیگر کشورها را پیش می‌کشند، وضعیت فعلی جهان نشان می‌دهد که برای مقابله و ریشه‌کنی این ویروس، کشورها به کمک یکدیگر نیاز دارند و باید ولو به‌صورت موقت، تمام مرزها را برای کمک به هم‌نوع برداشت؛ سؤال این است که در چنین وضعیت‌هایی باید به مفهوم «جهان‌وطنی» سلبی نگاه کرد و یا ایجابی؟

این مسائل نشان می‌دهد که شیوع کرونا صرفاً یک پدیده پزشکی نیست و البته تأثیرات منفی‌اش صرفاً در حوزه اقتصاد نیز نبوده است. جهان پساکرونا قطعاً با جهان پیشاکرونا تفاوت خواهد داشت؛ نمود این تفاوت در حوزه فرهنگ، البته بسیار بیشتر از حوزه‌های سیاست و اقتصاد خواهد بود. این کنشگر حداقل به‌صورت موقت کلان‌روایت‌های ایدئولوژیک را با چالش مواجه کرده است؛ شیوه مناسک دینی تغییر کرده است و تعطیلی مراکز و محافل دینی مثل مرقد مطهر ائمه و بزرگواران دینی در ایران، سؤالات مختلفی را به‌وجود آورده است.

سوم: شیوع کرونا دوگانه «مرگ» و «زندگی» را برای همه مردم جهان پیش کشید و این بزنگاه در دوران مدرن «بی‌همتا» بود. پیش‌تر بیماری‌ها صرفاً در مناطق خاصی از جهان پیش می‌آمد و در همان مکان‌ها هم باقی می‌ماند و بشر گمان داشت که با کلان‌روایت دانش بر همه مشکلاتش فائق آمده است و اگر کشتاری هم پیش می‌آمد، صرفاً به‌دلیل درگیری انسان‌ها با همدیگر بود، اما این‌بار دشمنی ویژه به مقابله با آحاد بشریت پرداخته و آن‌ها را کشتار می‌کند. این فاجعه چنان دهشتی را در دل مردم افکنده که «برادر برادر را ترک کرده و پدر از دیدار فرزند سر باز می‌زند.» مناسبات اجتماعی با هراس از «مواجهه» روبه‌رو شده است.

دوگانه دین معرفتی و دین مناسکی یکی از پیامدهای شیوع کروناست و همین مسئله در فرهنگ و معرفت دینی پس از کرونا تأثیر بسیاری خواهد گذاشت؛ برای انسان در زمانه شیوع کرونا، همه اشخاص بالقوه یک «دیگری» هستند که ممکن است ویروس را به تن انداخته و خطر جدایی «جان» از «تن» را موجب شوند. بنابراین در این دوران باید از «دیگری» پرهیز کرد، اما «جا خوش کردن» این ویروس اگر دامنه‌دار باشد، وضعیت چگونه خواهد بود؟ معضل قرنطینه که برای حفظ جان انسان‌ها ضروری است، چالش‌های دیگری را پیش خواهد کشید. در این دوران نهادهای اقتصادی و فرهنگی سعی کردند تا با حضور حداکثری در فضای مجازی، از اثرات سوء قرنطینه کم کنند. صنایع فرهنگی نیز وارد این بستر شدند و قطعاً پس از کرونا نیز این حضور را ادامه خواهند داد و انواع هنرها به نوع ارتباطی تازه‌تر براساس مناسبات اقتصادی جدید روی خواهند آورد؛ ارتباطی که سپهر نشانه‌ای خاص خود را می‌طلبد.

بنابراین شیوع کرونا برای فرهنگ، دین، سیاست و اقتصاد ایران و جهان پیامدهای زیادی به همراه داشته و دارد. باید این پدیده را به‌مثابه یک ابربحران اجتماعی درنظر گرفت. تجربه تاریخی بشریت (برای مثال شیوع طاعون در اروپای قرن 14 که به مرگ سیاه در تاریخ ضبط شده است) نشان داده که ویروس نظم فعلی جوامع را برهم زده و مولد نظم نوینی در ساختارها خواهد بود. اثرات سوء پدیده کرونا و محدود نشدنش در حوزه پزشکی نیز ضرورت اندیشه‌ورزی درباره آن را پیش می‌کشد؛ فرهنگ در جهان پساکرونا چه نظمی پیدا خواهد کرد؟ و زندگی جدید در این نظم نوین چه مختصاتی خواهد داشت؟

ارسال نظر

سوال: پایتخت ایتالیا؟ Rome

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار